منابع پایان نامه ارشد درباره عرفان اسلامی، مبانی فکری، آیین هندو، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

خویش را در طول تاریخ حفظ کند. بعلاوه مقالاتی همچون ادبیات عرفانی و ارزش انسانی آن نیز برای پژوهش حاضر از اهمیت برخوردار میباشد.
3-6- “از چیزهایی دیگر”(1356) کتابی است مشتمل بر 19 مقاله و یادداشت.
4-6- “با کاروان اندیشه” (1363) مجموعهایست از مقالات و اشارات در زمینهی اندیشه و اخلاق در غرب و شرق؛ مشتمل بر 9 مقاله از استاد زرینکوب.
5-6- “دفتر ایام” (1365) شامل 20 مقاله، مجموعه از گفتارها، اندیشهها و جستجوها.
6-6- “نقش بر آب” (1368) شامل 17 مقاله به همراه جستجویی چند در باب شعر حافظ، گلشن راز، گذشته نثر فارسی، ادبیات تطبیقی با اندیشهها گفت و شنودها و خاطرهها (دهباشی، 1379: 25).
7-6- “حکایت همچنان باقی” مشتمل بر 34 مقاله که در سال 1376 منتشر شده است.

7-نوشتههای ادبی و تاریخ نگاری
1-7- “تکدرخت” داستانی است فلسفی که در سال 1347در مجله یغما به چاپ رسیده است.
2-7- “تاریخ در ترازو” این کتاب شامل تفکرات زرینکوب پیرامون فلسفهی تاریخ و تاریخنگاری و اهمیت و جایگاه آن است که در سال 1354 به چاپ رسانده است.
رساله حاضر از قبل بررسی آثار این دو متفکر در فصل بعدی تلاش خواهد کرد که دیدگاههایشان را پیرامون مؤلفههای هویت ایرانی بررسی کند.

خلاصه فصل
اهمیت این فصل از اینجاست که، شیوه پژوهش حاضر مبتنی است بر روش کتابخانهای و اسنادی، بعلاوه اگر فرض کنیم که هر روشنفکر مهمترین دغدغههای فکریاش را در آثار قلمی خویش منعکس میکند، ضروری است تا نقبی به آثار متفکران و زندگیشان زده شود تا با تسلط بیشتری بتوان به تفسیر اندیشهای آنها پرداخت.
چنانکه از زندگی و آثار این دو برمیآید این است که داریوش شایگان فیلسوفی است جهانی که دغدغههایش وسعتی به پهنای جهان دارد. زندگی در خانه و محیطی چندفرهنگی و تجربه زندگی در اروپا از نوجوانی از ایشان متفکری ساخته است متحول و در جریان زمانه. چنان که از مرور آثار و سیر تحول آن برآمد نشان میدهد که براستی شایگان فرزند زمان خویش است. بعلاوه آثارش نشانگر است بر اینکه ایشان در همه آثارشان در پی پاسخگویی به چیستی و کیستی انسان شرقی و غربی و به همان نسبت ایرانی است.
از طرف دیگر عبدالحسین زرینکوب را میتوان مورخ، ادیب، اسلامشناس و بخصوص ایران شناسی دانست که همهی زندگی خویش را وقف آموزش و تربیت کرده است. چنانکه از زندگی پرثمرشان برآمد او آموزگاری ایست که در همه حال و همیشه این خصلت آموزگارانه را با خود به همراه داشته، خصلتی که سبب میشود به اعماق تاریخ ایران و اسلام سفر کند تا در یابد آنچه که امروز نیاز است تا دانسته شود. آثارش نشانگر است که مسئلهی چیستی ایرانی و که بود ایرانیان در افکارشان از محوریت برخوردار بوده و ایشان با اتکا بر آن سعی دارند تا وضعیت و ایستار جوان امروزی را بر مبنای آن تعریف کنند.
بنابراین رساله حاضر با اتکا بر آثار این دو متفکر در فصول آتی سعی میکند تا عناصر هویتی ایرانی را از پس آثارشان در یابد.

فصل چهارم

مبانی فکری داریوش شایگان و عبدالحسین زرینکوب

اگر بپذیریم که هر روشنفکری در نظریهپردازی خویش تحت تأثیر روح زمانه و جریانهای فکری و سیاسی دوران خویش است؛ بنابراین در بررسی و تحلیل اندیشهایشان نباید این مهم نادیده گرفته شود. بر این اساس رساله حاضر با این پیشفرض، در این فصل تلاش دارد تا مهمترین مبانی فکری این دو اندیشمند را در پرداختشان به مسئله هویت بررسی کند. و یا به عبارت دیگر این فصل به این خواهد پرداخت که چه زمینهها و جریانهایی سبب شد تا دغدغهشان پیرامون هویت و نه چیز دیگری شکل گیرد. این مسئله به تجسم فضایی کمک خواهد کرد که دیدگاههای هویتی این دو روشنفکر شکل گرفته است.
بر همین مبنا فصل پیشرو در دو قسمت تنظیم شده است که بخش اول مبانی فکری شایگان را در چهار عنوان بررسی خواهد کرد، این عوامل عبارتند از علقهی شایگان به شرق و عرفان اسلامی، تأثیرپذیری از گفتمان انتقادی و اندیشهی زوال غرب، تأثیرپذیری از جنبش ضد فرهنگ و در نهایت پدیدهفردید.
البته باید خاطر نشان کرد که عامل دوم یعنی تأثیرپذیری از گفتمان انتقادی و اندیشه زوال غرب به عنوان یک پدیدهی خارجی که بر روح زمانه حاکم شده بود، فصل مشترکی است بین اندیشه شایگان و زرینکوب.
بخش دوم از این فصل به مبانی فکری عبدالحسین زرینکوب پرداخته است و تلاش میکند تا مهم ترین این زمینهها را بررسی کند که عبارتند از: علقهزرینکوب به ایرانیت، اهمیت فلسفهی نظری تاریخ و یا تاریخ مؤثر ودر آخر ستیزه جویی با روشنفکران چپگرا.
بخش اول :
مبانی فکری داریوش شایگان
1-علقهی شایگان به شرق و عرفان اسلامی
شایگان قسمتی از عمر دانشگاهی خویش را به شرقشناسی و عرفان اسلامی پرداخت، البته شرقشناسی نه به معنایی که ادوارد سعید از آن در ذهن دارد. در واقع آنچه که در این رساله به عنوان شرقشناسی یاد میشود، مطالعهی شرق از سوی یک شرقی است که مبتنی بر نوعی دلبستگی به شرق و معنویت بر آمده از آن است ونه به معنای یک رشتهی منسجم و علمی که فرهنگ اروپایی در خلال دوران پس از عصرروشنگری توانست به وسیلهی آن شرق را از حیث سیاسی، جامعهشناسی، نظامی، ایدئولوژیکی، علمی و تخیلی اداره کند و حتی به وجود آورد. (سعید،1382: 15) هرچند که علایق بسیاری از روشنفکران ما نیز در خصوص روابط شرق و غرب بیتأثیر از گفتمان شرقشناسی نیست که در چارچوب همان مکاتب رشد کردهاند.
چنان که در فصل سوم ذکر آن رفت، شایگان در دوران تحصیل در رشتهی فلسفه و عرفان اسلامی در دانشگاه ژنو، همزمان به آموختن زبان سانسکریت مشغول شد، و حتی پس از گذارندن یک دورهی شش ساله، زمانی که در سال 1341 به ایران برگشت در دانشگاه تهران به تدریس سانسکریت پرداخت. علاقهی ایشان به شرق و بخصوص هندوستان سبب شد که برای تکمیل تحصیلات خویش به فرانسه رود و مطالعات خویش را در زمینه آیین هندو و فلسفهی اسلامی ادامه دهد که در نهایت منجر به نگارش رسالهای تحت عنوان آیین هندو و عرفان اسلامی به راهنمایی هانری کربن شد.
در مطالعات شرقشناسی شایگان، فلسفه هند و دین هندو و امتزاج و همسانی بین این دو در عین جدایی دین و فلسفه در غرب از اهمیت محوری برخوردار است. به زعم ایشان این دین از خصلت پرورانده و انسجام بخش برخوردار است و دینی است با کمترین خصلت تغییر و برخوردار از پتانسیلی بالا برای سازگاری با محیط و قدرت بالای پاسخگویی به مقتضیات فکری و اجتماعی هر دوره از تاریخ. به اعتقاد ایشان هند محل تجمع کلیهی مراتب و سطوح مختلف فرهنگ بشریت است در حالی که در گوشهای اعتقاد ابتدائی پرستش درخت و آب جریان دارد، در گوشهای دیگر نهضت “عدم آزار گاندی” که برخاسته از سنن کهن اخلاقی هند بود، مایههای جدیدی برای عبرت بشریت فراهم آورد. به بیان خودشان:
«هند به من بسا چیزها آموخته است. به من توانایی نوعی نگرش زنده وارگانیک به جهان را بخشیده است. ذهن مرا به زبان اساطیر گشوده و مرا با کیهان شناسی آشنا کرده و به من فهمانده است که در آیین هندو کوششهای روشنفکرانه اگر راه به نوعی رستگاری و حتی طریق نجات نبرد، هیچ ارزشی نخواهد داشت. همچنین دریافتهام که فلسفه در معنای هندیاش، نظامی فروبسته به شیوهای که در غرب میشناسیم، نیست. بلکه بر ادراک دیگر از واقعیت گشوده است.»(شایگان،1382: 13) این علقهی شایگان به شرق و معنویت برخاسته از آن، در مراحل بعدی تفکراتی او نیز حضور دارد و هیچگاه نادیده گرفته نمیشود، چنانکه در فصول گذشته نیز ذکر شد اندیشه شایگان همچون لایههای زمینشناسی، لایهای بر روی لایهی دیگر قرار میگیرد و جهان فکری ایشان را تشکیل میدهد. او بر اساس همین معنویت شرقی است که از ضعف معنویت در غرب شکوه میکند، که منسجمترین انتقاد شایگان به مدرنیته غربی در هویت چهلتکه را تشکیل میدهد
علاقه شایگان به شرق که نباید آن را بیتأثیر از هانری کربن بدانیم، فقط مربوط به آیین هندو نمیشود. بلکه عرفان اسلامی نیز بخش مهمی از شرقشناسی ایشان را تشکیل میدهد. در این راه آموختن زبان عربی به ایشان کمک زیادی در شناختن فلسفه و عرفان اسلامی میکند. رفتن ایشان به اروپا و زندگی در آنجا از دوران نوجوانی، سبب میشود که گمشدهای را در زندگیاش احساس کند که همان سنت است. در همین زمان است که به کشف سنت پرداخته و وارد محیط سنتی ایران میشود15. ایشان خود دربارهی این مرحله از زندگیشان میگویند:
« این دوره نوعی خلوتگزینی و کنارهجویی کامل از محیط بیرون بود. سوای چند سفری که به هند کردم و در آنجا به دیدار مردانی با فضایل استثنایی نائل شدم؛ هفت سال تمام از غرب بریدم و فضای سینهام را از هوای جاودانه پیران فرزانهمان پر کردم. من از فیض دیدار و درک محضر آخرین حکیمان ایران سنتی نصیب بردهام که آخرین شهابهای آسمان نورانی بودهاند. در این دوران بود که به یک طریقه صوفیه سر سپردم و متدین شدم، زبان عربی آموختم و به آموختن قرآن و متون عرفانی ادب فارسی پرداختم. و به درون حلقه بستهای که بر گرد شخصیت پرجاذبهی علامه سید محمد حسین طباطبایی قرار داشت پذیرفته شدم. من از محضر چهار تن فیض بردهام که هریک برایم ارزش خاص خود را دارد. بی هیچ تردیدی علامه طباطبایی را بیش از همه دوست داشته و ستودهام. به او احساس ارادت و احترامی سرشار از عشق و تفاهم داشتم سوای احاطه کامل او برفرهنگ اسلامی، آن خصلت او که مرا سخت تکان داد گشادگی و آمادگی او در پذیرش چیزها بود. به همه حرفی گوش میداد، کنجکاو بود و نسبت به جهانهای دیگر معرفت، حساسیت و هشیاری بسیار داشت.»(شایگان، 1374: 261) علاوه بر طباطبایی ایشان از محضر علمای دیگری همچون مهدی الهی قمشهای، ابوالحسن رفیعی قزوینی، سید جلال آشتیانی نیز بهرهمند میشوند.
اما کسی که بیش از این حکمای سنتی در این دوره بر ذهن و ضمیر شایگان تأثیر میگذارد، هانری کربن است که از سویی میراث دار سنت فکری اندیشمندان آلمانی، و اولین مترجم آثار هایدگر به زبان فرانسه است و از سوی دیگر عرفان و فلسفهی اسلامی به ویژه آثار تمثیلی- عرفانی ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا. چنانکه خود نیز میگویی که:
«زبان اساطیری اندیشهی هندی باشد یا در قالبهای مثالی عرفان ایرانی و اسلامی، زیرا مگر نه این است که فیلسوف در همه جا در طلب انفاس روح است.»(شایگان،1373: 40)
آشنایی ایشان با شرق از مقولهی اسلام شناسی و هندشناسی نبود بلکه هدف شناختن حکمت ایرانیان و پی بردن به تفکر شرقی و شیوهی بودن شرقی بود و چیزی که بعدها در او سبب شد تا به زوال و رکود این تمدنها در مقابل رقیبش یعنی غرب میپردازد. سیری که در او سبب شد تا از حوزهی صرف شناخت خارج شود و به سیر نزولی تفکر شرقی و به دیگری آن یعنی غرب میپردازد. این بعد از اندیشه ایشان با وجود تغییرات اندیشهای همواره به عنوان جزئی از جهان فکری ایشان باقی مانده است؛ چنانکه در آثار متأخرتر ایشان نمود بارز دارد. به عنوان مثال علاقه شایگان به معنویت شرقی و سطوح متفاوت شناختی انسان ایرانی که در کتاب پنج اقلیم حضور ایرانی وجود دارد ناشی از این مهم میباشد. مسئلهای که کمک خواهد کرد تا در دنیایی با حوزههای متفاوت شناخت کمکرسانش است. به طور کلی به زعم ایشان شرق از نظر محتوای انسانشناختی خود بسیار غنی بوده و سزاوار حفظ و حمایت است، زیرا حامل چیزی است که انسان مدرن فاقد آن است.
2-تأثیرپذیری از تفکر انتقادی (اندیشهی زوال غرب)
تفکر انتقادی ریشه در اندیشهی زوال غرب دارد که بعنوان بخشی از جنبش پرسابقهی اجتماعی است. و با جنبش ضد روشنگری و مکتب رمانتیسیسم و پیدایش نسل جدید ضدفیلسوفان مرتبط است، که در دوران انقلاب فرانسه پا گرفته بود. هدف آنها به چالش کشیدن بدعتهای معرفتشناختی و سیاسی بود که “حامیان خرد ” مطرح میکردند. ضدفیلسوفانی مانند ژوزف دومیستر 16و آنتوان ریوارول17، با تأکید بر برهانهای کلامی در برابر پیشروی روح جستجوگر و انتقادی مدرنیته هشدار میدادند. به عقیدهی آنها هرگونه به چالش کشیدن برتری سلطنت و روحانیت، نظام اجتماعی را به نابودی تهدید میکرد. ضد فیلسوفان در برابر اعلامیهی حقوق بشر و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تاریخ ایران، فرهنگ ایرانی، شعر فارسی، تاریخ اسلام Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، عرفان اسلامی، ایران باستان، ایالات متحده