منابع پایان نامه ارشد درباره عدم تمرکز، سلسله مراتب، مصرف کنندگان، عرضه کنندگان

دانلود پایان نامه ارشد

شوند . فعاليت در محيط فناوري محور نيازمند برخورداري از دانش و مهارتهاي خاصي است که اکثر کارکنان از آن بي بهره اند .52
2-1-9- تأثيرات فناوري اطلاعات بر افراد :
سلطه فناوري اطلاعات در سازمان مي تواند در سطح فردي نيز اثرات قابل توجهي را بهمراه داشته باشد که اين تأثيرات عبارتند از :
– مشارکت گروههاي ناتوان جسمي : فناوري امکان بکار گيري معلولين و افراد ناتوان جسمي را فراهم آورده است تعبير در فناوري موجود در جهت سازگاري با توانايي هاي افراد مانند رسانه هاي ورودي صوتي ، صفحات نمايش هوشمند ، اسکنرها و تجهيزات خاصي مانند موس پايي موجب گرديده تا بسياري از معلولين بکار گرفته شوند .
– نگراني از حذف شغل و بيکاري : بررسي ها نشان داده که يکي از نگراني هاي کارکنان در به کارگيري فناوري اطلاعات در سازمان تقليل محتواي کمي شغل و يا نياز به دانش و مهارت جديد براي شاغلين است و اين که فناوري مي تواند به حذف افراد از جريان امور سازمان شود و از آن جايي که افراد همواره به دنبال امنيت شغلي و آينده اي روشن و فارغ از دغدغه هاي شغلي هستند ، اين چالش ها مي تواند اثرات قابل ملاحظه اي بر رفتار و نگرش هاي آنها داشته باشد . افراد اين نگراني ها را بصورت مقاومت در برابر تغيير در شيوه هاي انجام کار و يا بکار گيري سيستم هاي جديد نشان مي دهند . اگر بپذيريم که فناوري اطلاعات موجب کاهش زمان انجام کارهاي تکراري مي شود ، اثر اين کاهش زمان در منابع انساني چگونه است ؟ آيا زمانهاي ذخيره شده در کار به نفع نيروي انساني و منجر به فراغت و استراحت بيشتر براي وي است و يا موجب کاهش در آمدهاي آنان و يا کنار گذاشتن آنها مي شود . در بسياري از کشورهاي توسعه يافته اين امر تا حدودي زمان موظف نيروي کار را کاهش داده است ولي عمدتاً به تقليل نيروي انساني منجر شده است .
– اثرات رواني کاهش جنبه هاي انساني کار : يکي از نقدها در بکارگيري فناوري اطلاعات کاهش نقش منابع انساني و نظام مندي رابطه انسان و ماشين است . اين اثر موجب ناخشنودي انسان از کار با سيستم و احساس ماشيني شدن فرد است . فرد خود را جزيي از سيستم ماشيني مي پندارد که هيچ گونه اختياري ندارد و به خواسته ها و روحيات و جنبه هاي انساني وي توجه نمي شود . اين احساس مخصوصاً در رده کاربران سطوح پايين سازمان مانند کارکنان سيستم هاي حسابداري و يا رزر و بليط بسيار قابل مشاهده است . فرد کمتر مي تواند خلاقيتهاي خود را در سيستم اعمال کند و لذا نوعي سرخوردگي از کار حاصل مي شود . 53
2-1-10- تأثيرات فناوري اطلاعات بر سازمانها :
«روکارت» و «شورت» با بررسي نتايج مطالعات انجام شده در زمينه تأثيرات اصلي فناوري اطلاعات بر سازمانها تا اواخر دهه 80 ميلادي به چهار ديدگاه عمده دست يافته اند . بسياري از مطالعاتي نيز که پس از اين دهه انجام شده اند در همين چارچوب قابل اراده هستند . در اينجا ضمن بيان اين ديدگاهها ، اطلاعات جديد تر نيز درباره هر ديدگاه اضافه مي شود .
ديدگاه اول ، بر تأثيرات اين فناوري بر ساختار مديريتي ، نقشها و فرايندهاي داخلي سازمان تاکيد دارد . يافته ها در اين زمينه متفاوت هستند . تمرکز يا عدم تمرکز بيشتر در تصميم گيري . سطوح کمتر مديريت مياني و بالاتر ، و تمرکز يا عدم تمرکز بيشتر قدرت مديريتي از جمله اين موارد محسوب مي شوند . هر چند اين يافته ها با يکديگر در تعارض هستند ، اما پژوهشهاي بعدي کاربردهاي دو گانه اي را براي اين فناوري نشان مي دهند که تا حدي اين مسئله را روشن مي سازند . «مالون» با انجام پژوهشي به اين نتيجه دست يافت که کاهش چشمگير هزينه هاي فناوري اطلاعات ، باعث تغيير الگوي تصميم گيري شده و کنترل غير متمرکز را در بسياري از شرايط ، مطلوب ساخته است ، وي رابطه تغييرات در الگوي تصميم گيري را با تغييرات در هزينه هاي فناوري اطلاعات بررسي کرد .
مطالعات او نشان مي دهند که با توسعه فناوري اطلاعات و کاهش هزينه هاي آن ، مهمترين راه براي تصميم گيري از سه مرحله عبور مي کند . در مرحله اول که اين هزينه ها زياد هستند ، بهترين راه براي تصميم گيري ، استقلال و عدم تمرکز است . با کاهش هزينه ها ، در بسياري از موقعيتها بهتر است که اطلاعات پراکنده گردآورده و تصميمها به صورت متمرکز گرفته شوند . در اين صورت ، مي توان به ديدگاهي وسيع دست يافت و بنابر اين بهتر از تصميم گيرندگان محلي و جدا از هم تصميم گرفت . با کاهش بيشتر هزينه ها موقعيتي پديد مي آيد که در آن تصميم گيرندگان مرتبط 54و غير متمرکز ، موثر تر هستند . اين افراد مي توانند بهترين اطلاعات را از سراسر جهان با دانش و خلاقيت خود ترکيب و بهترين تصميم را اتخاذ کنند . مفهوم کنترل نيز با جايگزيني بوروکراسي با زير ساخت و معماري اطلاعات دستخوش تغيير شده است . از اين رو براي کنترل به ساز و کارهاي بوروکراتيک و نظارت سلسله مراتبي نيازي نيست . به اين ترتيب در سطوح ملي ، سازمانهاي محلي بطور موثري تحت کنترل مرکزي قرار مي گيرند .
دومين ديدگاه بر پديداري گروههاي کاري مسئله محور ، مبتني بر کار تيمي و متغير بعنوان شکل اصلي سازماني تمرکز دارد که با ارتباطات الکترونيکي پشتيباني مي شوند . بر اين اساس ، تيمها و ديگر ساختارهاي تصميم گيري موقت ، زير بناي يک شکل ثابت را براي سازمان فراهم مي کنند . اين ديدگاه بر نقش فناوري اطلاعات در تأمين هماهنگي بهتر فعاليتها براي گروههاي پراکنده تاکيد دارد .
ديدگاه سوم ، بر اين اساس استوار است که سازمانهاي سلسله مراتبي در حال از دست دادن يکپارچگي55خود هستند و مرزهاي سازماني خلل مي يابند . اين موقعيت به دليل کاهش فزاينده هزينه هاي ارتباطات الکترونيکي و افزايش جراينهاي اطلاعات است . واسطه گري الکترونيکي 56عاملي ديگر در اين زمينه به حساب مي آيد که بر قابليت فناوري اطلاعات در ايجاد ارتباط ميان عرضه کنندگان و مصرف کنندگان گوناگون از طريق پايگاههاي اطلاعات مرکزي استوار است. يکپارچگي الکترونيکي با ارتباط و اتصال محکمتر فرآيندهاي ميان سازماني ، عاملي ديگر براي اين موضوع به حساب مي آيد . در اين ديدگاه ، تأثير اصلي فناوري اطلاعات بر سازمانها تنها در چگونگي انجام کارها (سريعتر، بهتر، ارزانتر ، …) خلاصه نمي شود ، بلکه تاکيد بيشتر بر چگونگي سازماندهي جريان کالاها و خدمات در زنجيره هاي ارزش سازمانهاست .
ديدگاه چهارم ، ديدگاهي بيشتر فني است و يکپارچگي کسب و کار را بر اثر يکپارچگي داده ها و سيستمها مورد توجه قرار مي دهد . در اينجا مفهوم يکپارچگي سازماني با کاربرد فناوري اطلاعات ، نتيجه طبيعي توسعه ارتباطات و دسترس پذيري بيشتر داده هاي مشترک تلقي مي شود . بنابراين منظور از يکپارچگي در اين ديدگاه يکپارچگي داده ها ، ارتباطات سازماني با تاکيد بر گروهها ، و فرآيندهاي کسب و کار از لحاظ جغرافيايي ، وظيفه اي و محصول است . سازمانهاي مجزا مي توانند با کاربرد اين فناوري ، مقام يا بخشي از زنجيره هاي ارزش خود را بصورت خودکار توسعه دهند و ارتباط نزديکي با يکديگر برقرار سازند .57 از جمله ديگر تأثيرات فناوري اطلاعات بر رود از ماتها مي توانبه موارد زير اشاره کرد :
– تغيير در سرپرستي : انجام کارها بصورت مکانيزه و امکان ذخيره سازي نتايج آن در سيستم و امکان دنبال کردن فرآيند انجام کارها ، سرپرستان را قادر مي کند تا وظايف کنترل و نظارت خود را بطور موثر تري انجام دهند رشد کار از دور ، شيوه هاي سرپرستي گذشته را عملاً با شکل مواجه مي کند در شيوه نوين سازوکار سازماني ، سرپرستي از طريق نظارت مستقيم برکار افراد و تعاملات فيزيکي در هدايت آنها عملاً به صورت الکترونيکي و بطور نامحسوس انجام مي پذيرد.
– جابجايي قدرت : بکارگيري فناوري اطلاعات به افزايش دانش و آگاهيهاي کارکنان و نيز غني تر شدن محتواي مشاغل مي انجامد . دانش کارکنان موجب تسلط حرفه اي آنها بر سازمان مي شود و اگر جمله معروف «دانش ، توانايي است » را بپذيريم . آن گاه مي توانيم ادعا کنيم در سازمانهايي که فناوري حاکم مي شود ، کارکنان از قدرت و توانايي بيشتري برخوردارند . تعويض اختيار به رده هاي سطوح پايين سازماني و کاهش قدرت سنتي مديران از دستاوردهاي فناوري اطلاعات و جابجائي قدرت را بهمراه دارد .
سلسله مراتب سازماني : بکارگيري فناوري اطلاعات و بطور خاص سيستم هاي اطلاعاتي به تسهيل کنترل و نظارت در سازمان مي انجامد و از اين طريق حيطه نظارت مديران ، بر خلاف ساختارهاي سنتي که يک محدوديت به حساب مي آمد مي تواند گسترش يابد .
گسترش حيطه نظارت تعداد مديران سطوح مياني و کارشناسان را کاهش مي دهد و از اين طريق تعداد سطوح مديريتي در بخشهاي مياني سازمان تقليل مي يابد . همچنين فناوري اطلاعات از طريق مهندسي مجدد به تقليل فرايندها ، کاهش زمان انجام کارها و تعداد منابع انساني در سطح عمليات مي انجامد که در نهايت ، کاهش در سطح عمليات در کنار گسترش حيطه نظارت مديران از طريق بکار گيري سيستم هاي مکانيزه کارايي مديران و سازمان را بطور چشم گيري ارتقاء مي دهد .
همان گونه که بيان شد اين امر به کاهش تعداد مديران سطوح مياني و سطوح مديريت مياني و در نتيجه مسطح شدن سازمان مي‌انجامد.58
2-1-11- تأثير فناوري اطلاعات بر ساختار ساماني :
ساختار سازماني : هر سازماني به منظور تحقق اهداف و مأموريت خود اقدام به سازماندهي و گزينش ساختار مناسب مي کند . عوامل مختلفي بر طراحي ساختار سازمان تأثير مي گذارند که عبارتند از :
– عدم قطعيت : ميزان عدم اطمينان حاکم بر کسب و کار يکي از عوامل حياتي در طراحي است . بنيانگذاران و مديران سعي مي کنند تا همواره عدم اطمينان را کاهش و يا آن را در طراحي خود حذف کنند .
– تخصص گرايي : ميزان تخصص و مهارت مورد نياز جهت انجام کار ها نيز از ديگر عوامل اثر گذار در طراحي ساختار است.
– هماهنگي : ميزان هماهنگي امور ، واحدها و کارکنان در سازمان بر شيوه طراحي ساختار اثر مي گذارد در سازمانهايي که عدم اطمينان و مشاغل تکراري و با محيط تقريباً ايستا برخوردارند . هماهنگي بسيار ساده و از طريق استاندارد کردن فرآيند ها انجام مي شود . ولي در محيطهاي پويا با تخصص بالا هماهنگي با ساز و کارهاي متفاوت انجام مي گيرد .
– وابستگي : به نحوه بستگي واحدها يا بخشهاي مختلف به يکديگر در يک سازمان اشاره دارد .
در طراحي سازمان ها متغير هاي بسياري وجود دارند . اين نوع متغيرها را مي توان به دو دسته تقسيم کرد . متغيرهاي طراحي سنتي و متغيرهاي طراحي فناوري اطلاعات .
متغيرهاي طراحي سنتي عبارتند از :
– ساختار : تعريف واحدهاي فرعي سازمان ، تعريف هدف ، سازکارهاي گزارش دهي ، ارتباطي و نظارتي را شامل مي شود .
– فرآيند کار : وظايف ، جريان کار ، خروجي فرآيندها ،وروديها و وابستگي ها را شامل مي شود .
– ارتباطات : مجاري رسمي و ارتباطات غير رسمي و مذاکرات را در بر مي گيرد .
– روابط ميان سازماني : سازوکارهاي ارتباطات ، تبادل مواد و تصميمات خريد يا ساخت را در بر مي گيرد .
تاثير فناوري اطلاعات بر هر يک از متغير هاي مذکور مي تواند شکل جديدي از سازمان را بوجود آورد .
1- ساختار :
– عناصر مجازي : سازمان از فناوري اطلاعات به منظور خلق عناصري استفاده مي کند که در شکل سنتي وجود ندارد . مثلاً برخي از توليد کنندگان ، تأمين کنندگان قطعات را جايگزين انبار خود مي کنند و از طريق ارتباطات تأمين کنندگان را به توليد پيوند مي دهند . قطعه يا مواد زماني به سيستم وارد مي شود که نياز است . در واقع انبار مواد توليد کننده بصورت مجازي در بخش هاي تأمين کنندگان قرار مي گيرد.
– ارتباطات الکترونيکي : از طريق پست الکترونيک ، کنفرانس هاي ويدئويي و نمابر ارتباطات درون و برون سازماني را مي توان برقرار کرد .
– سطح بندي تکنولوژيکي : فناوري اطلاعات مي تواند جايگزين طبقات مديريتي در ساختار شده و وظايف مديريتي اين سطوح را بعهده بگيرد . فناوري اطلاعات در سازمانهاي بروکراتيک به منظور بررسي ، تأييد پيام ها و اتصال آنها (از سطوح پايين به بالا) استفاده مي شود . ارتباطات الکترونيکي برخي از اين سطوح را حذف مي کند . همچنين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره اقتصاد اطلاعات، انتقال اطلاعات، پردازش اطلاعات، ساختار و محتوا Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پردازش اطلاعات، حوزه آموزش