منابع پایان نامه ارشد درباره طرح و نقش

دانلود پایان نامه ارشد

اتخاذ هر گونه تدابير درون و برون سازماني و به اجرا گذاشتن آنها ، در نهايت ارزيابي يا کنترل فعاليتهاي انجام شده را در بر مي گيرد . اين فعاليتها بطور خلاصه اينها هستند :
1- درک و شناخت خيلي قوي محيط بيروني و شرايط رقابت به اندازه اي که با سازمان ربط دارند و بررسي و تحقق قدرتي که در پي پويايي محيط بيروني دارند .
2- بوجود آوردن استراتژيهاي تفصيلي براي ترکيبات مختلف بازاري کالا ، مشخص شدن گزينه ها با فشرده کردن تجزيه و تحليل هاي استراتژيک بر روي حيطه هاي استراتژيک و دسته بندي و فهرست نمودن منابع.
3- تبديل استراتژي هاي انتخاب شده به برنامه هاي فعاليتي در قسمتهاي وظيفه اي با سياستها و مديريت پروژه .
4- تنظيم سازمان بطور مناسب با استراتژي ، توزيع فعاليتهاي سازمان به واحدهاي استراتژيک بازرگاني و هماهنگ کردن آنها در راه رسيدن به اهداف.
5- بوجود آمدن برنامه ريزي مناسب ، انگيزش و سيستم هاي کنترل براي اجراي استراتژيهاي بطور موثر . هم چنانکه مشاهده مي شود ، وظايف اساسي مديريت سازمان (برنامه ريزي ، سازماندهي ، هماهنگي ، هدايت و کنترل ) و روي آوري آن ، در مديريت استراتژيک نيز تغيير نمي يابد اما اين وظيفه و روي آوريها بر روي محيط بيروني متمرکز مي گردد 135.
– در تعريف ديگري برنامه ريزي استراتژيک عبارت است از مجموعه تصميمات و فعاليتهاي موجود صورت بندي و اجراي استراتژي طراحي شده براي دستيابي به هدفهاي سازمان ، اين کار شامل توجه به 9 حوزه پر اهميت است :
1- تعيين رسالت شرکت ، شامل بيانيه هاي کلي درباره قصد ، فلسفه و هدفهاي آن .
2- تجزيه و تحليل شرکت به نحويکه وضعيت و توانايي هاي دروني آن را نشان دهد.
3- ارزيابي محيط خارجي شرکت بر حسب رقابت و عوامل عمومي اوضاع و احوال .
4- تجزيه و تحليل گزينه هاي ممکن که از برابر نهادن وضعيت شرکت و محيط خارجي نمايان شده است .
5- تشخيص گزينه دلخواه ، هنگاميکه امکانات در پرتوي رسالت شرکت سنجيده مي شود .
6- انتخاب استراتژيک مجموعه هدفهاي بلند مدت و استراتژيهاي لازم و اصلي براي دستيابي به گزينه دلخواه .
7- تدوين اهداف ساليانه و استراتژي کوتاه مدت سازگار با هدفهاي بلند مدت و استراتژهاي اصلي .
8- اجراي تصميمات انتخاب استراتژيک بر اساس تخصيص منابع بودجه شده با تاکيد بر هماهنگي ميان فعاليتها ، کارکنان ، ساختار ، تکنولوژي و نظام پاداش .
9- بررسي و ارزيابي موفقيت فرآيند استراتژيک براي استفاده در کنترل و بعنوان دروندادي براي تصميمات آينده .
همچنانکه اين ارائه 9 مورد نشان مي دهد ، مديريت استراتژيک ، برنامه ريزي ، راهبري ، سازماندهي و کنترل تصميمات استراتژيک و فعاليتهاي کسب و کار را در بر مي گيرد . استراتژي در نظر مديران ، به معناي برنامه هاي مقياس بزرگ و آينده نگر براي تعامل با محيط رقابتي به منظور بهينه کردن دست يابي به هدفهاي سازمان است .
بنابر اين استراتژي در واقع «برنامه ريزي» موسسه است اگرچه استراتژي همه نيازهاي آينده (انساني ، مالي و مواد) را به تفضيل بيان نمي کند ولي چارچوبي براي تصميم گيري مديريتي فراهم مي سازد . استراتژي آگاهي شرکت درباره نحوه رقابت کردن ، در برابر کسي، که ، کجا و براي چه را نشان مي دهد 136.
– مديريت استراتژيک ، مجموعه تصميم ها و اقدامات مديريتي است که عملکرد بلند مدت يک شرکت را تعيين مي کند . مديريت استراتژيک عبارت است از بررسي محيطي (هم محيط داخلي و هم محيط خارجي)، تدوين استراتژي (برنامه ريزي بلند مدت يا استراتژيک) ، اجراي استراتژي ، ارزيابي و کنترل .
– بنابر اين مديريت استراتژيک بر نظارت و ارزيابي بر فرصتها و تهديدات خارجي در سايه توجه به نقاط قوت و ضعف يک شرکت تاکيد دارد . در ابتدا بجاي واژه مديريت استراتژيک از واژه سياست بازرگاني استفاده مي شد ولي واقعيت اين است که سياست بازرگاني جهت گيري کلان مديريتي دارد و عمدتاً به محيط داخلي سازمان توجه دارد . مديريت استراتژيک بعنوان يک حوزه مطالعاتي ، در بر گيرنده موضوعات اساسي مورد توجه سياست بازرگاني ، بهمراه تاکيد بيشتر بر محيط و استراتژي مي باشد . بنابر اين ترجيع دادند عبارت مديريت استراتژيک را جايگزين سياست بازرگاني نمايند 137.
2-3-7- ماهيت استراتژي :
– استراتژي را به اعتبار معني کلمه مي توان «سوق دادن ، گسيل داشتن ، فرستادن ، بردن ، پاييدن » بيان کرد . اين کلمه را در خصوص عطف به داشتن و هنريک ژنرال قديمي يوناني بنام استراتگوس (Stroteges) بکار برده شده است 138.
– استراتژي عبارت است از يک طرح و عمل سازماني که هدف از آن راندن يک سازمان در مسير نيل به اهداف کوتاه مدت تر خود و در نهايت در مسير نيل به اهداف اساسي اش مي باشد.139
– استراتژي هر سازمان ، الگوهاي (چارچوب) اقداماتي است که از سوي افراد سازمان در يک طيف زماني دراز مدت ، انجام مي شود . پس بدين ترتيب ، طبقاتي متشکل از الگوهاي عمل شده پديد مي آيد که مي تواند بر مبناي تجربي خوبي براي اقدامات بعدي ما باشد . اقدامات استراتژيک نتايج دراز مدت و گسترده اي دارد که وضعيت سازمان (شکل و ظرفيت دروني آن) و موقعيت آن (روابط سازمان) را با مشتريان ، رقيبان ، تهيه کنندگان مواد اوليه ، قانونگذاران و سرمايه داران پديد مي آورد . وضعيت و موقعيت يک سازمان عملکرد آن را تعيين مي کند . عملکرد ، موقعيت و وضعيت کنوني سازماني نيز بعنوان يک بازخورد ، موجب شکل گيري فرايند بعدي مديريت در شکل گيري چارچوبها يا الگوها عملي آينده خواهد بود 140.
– مفهوم استراتژي سالهاي سال بعنوان يک مفهوم نظامي مورد استفاده قرار گرفته است . بنابر اين استراتژي در يک جنگ براي رسيدن به نتيجه ، علم و هنر آرايش و استقرار سپاه يکي از طرفين متخاصم است ، در نهايت در کشور ما کلمه معادل مورد استفاده استراتژي «سوق الجشيي » است که مستقيماً با عمليات نظامي مربوط است به عنوان « تمرکز واحدهاي نظامي به مناسب ترين شگرد و در صورت لزوم هنر جابجايي » تعريف شده است . 141
استراتژي در داخل علوم اجتماعي در حيطه اقتصاد بعد از نيمه اول قرن بيستم ميلادي جاي خود را باز کرد اين مقوله به معناي اقتصادي براي اولين بار از طرف دو شخصيت علمي بنام «نيومن » و «مورگنسترن» که هم اقتصاد دان و هم رياضي دان بودند بکار برده شده است . اين دو استراتژي را از جهت اقتصاد فردي بررسي نموده و سعي کردند شگردهاي زيرکانه دو بازيکن را که تلاش مي کند بر طرف مقابل برتري مي يابند بطور منظم (سيستماتيک ) بيان کنند . در اينجا فرض بر اين بود که بازيکنان شيوه هاي علمکرد رقيبان را بطور کامل مي دانند و مي توانند تصميماتي را که برخورداري از شيوه هاي پيروزي را حداکثر مي کند اتخاذ نمايند . هر چند اين فرضيه در رويدادهاي اقتصادي و اجتماعي قابل قبول نبوده اما تئوري بازي ، به لحاظ قرار گرفتن و بنيان تشکيل دادن استراتژي در علوم اجتماعي کمک شاياني نموده است .
استفاده از مفهوم استراتژي در حيطه سازمان و مديريت در نيمه دوم قرن بيستم ميلادي آغاز شده است . در اينجا هم با همان منطق ، استراتژي اين معنا را حمل مي کند که تنظيم کننده روابط بين سازماني و محيط خود را به منظور فراهم آوردن امکان برتري يافتن بر رقيبان ، منافع خويش را به حرکت در مي آورد . در مفهوم استراتژي بين متفکران و نويسندگان ديدگاههاي مختلفي وجود دارد . ولي در مورد موضوع اينکه استراتژي روابط بين سازمان و محيط اش را تنظيم مي کند ، اتفاق آراء وجود دارد.142
– «آنتوني» ، تصميم گيري در مورد سياستهاي مربوط به اهداف سازمان و تغييرات در آن اهداف ، منابع مورد استفاده در آنها ، تعيين ويژگيهاي اين منابع ، توزيع و کاربرد آنها را معني استراتژي مي داند و «تايلس» استراتژي را مجموعه کاملي از سياست و اهداف معين و مشخص يک سازمان مي داند .143
– به تعريف ديگر استراتژي مفاهيمي که به نتايج ختم مي شود و اين نتايج در ارتباط با مقاصد و اهداف سازمان مي باشد را شامل مي شود . آنها اعمالي هستند که موسسات تجاري انجام مي دهند ، مسيري که آنها دنبال مي کنند و تصميماتي که به منظور اطمينان از دست يابي به مقاصد و اهداف و سطوحي از موفقيت اتخاذ مي نمايند .
«جان» و «اندروس» استراتژي را اينطور بيان مي کنند : اينکه سازمان کدام کار را انجام مي دهد و يا مي خواهد انجام دهد چه نوع سازماني است و يا مي خواهد باشد را تعريف کرده آماج ، هدف و تمامي وظايف و روشهاي لازمه براي تحقق بخشيدن به آنها را مشخص مي کند .
– «هافر» و «شندل» هم استراتژي را بعنوان فعاليتهاي تأمين کننده هماهنگي بين منابع داخلي و استعدادهاي سازمان با فرصت و تهديدهاي بيروني تعبير مي کند .
– تعريف ديگر استراتژي را برگزيدن برنامه هاي فعاليتي لازمه براي رسيدن به آماج و هدفهاي اساسي سازمان و تخصيصي منابع در رابطه با محيط سازمان بيان مي کند .
– «آشف» استراتژي را از اهداف سازمان بطور جداگانه بررسي کرده است . بنا به نظر و استراتژي در کل روش تصميم گيري با معلومات با وجود ريسک نامعلومي است . در معناي دقيق تر طرز حرکت مشخص براي تحقق بخشيدن به يک هدف مي باشد .
– «چند لر و آندروز» هنگام تعريف استراتژي ، تعيين هدف و استراتژي را با هم بررسي کرده اند و به عنوان يک فرآيند دراز مدتي که موفقيت هاي گذشته سازمان وضعيتي که در آن قرار داد و آينده چه چيزهايي انجام خواهد داد را در بر مي گيرد .
– «آنتوني و تايسلر» استراتژي را بعنوان مجموعه اي از اهداف و سياستها معرفي کرده اند .
طبيعت بشري ما را بر آن مي دارد که غالباً بر يک تعريف براي هر مفهوم اصرار ورزيم . ولي اگر وانمود کنيم که مفاهيمي همچون استراتژي را مي توانيم آنقدر کوچک کرد که در قالب يک تعريف جاي گيرند ، شايد تجاهل مي کنيم .
اين واژه در واقع به گونه هاي مختلف بکار مي رود ، يعني به طور منفي تعاريف مختلفي را براي آن مي پذيريم . هر چند رسماً يک تعريف را ذکر مي کنيم . از اين رو پنج تعريف را براي استراتژي به شرح زير مي توان در نظر گرفت :
1- استراتژي به معناي طرح و نقشه : تقريباً از هر کس بپرسيد خواهد گفت استراتژي يک نقشه است يعني نوعي مسير اقدام آگاهانه و مورد نظر ، يک رهنمود براي برخورد با يک وضعيت بر مبناي اين تعريف ، استراتژي ها دو ويژگي اساسي دارند : يکي آنکه پيش از بکار بودنشان ايجاد مي شوند و دوم آنکه آگاهانه و هدف دار بوجود مي آيند . اغلب بطور روشن و در قالب مدارک رسمي بنام طرح ها بيان مي شوند و گاهي نيز رسماً بيان نمي شود ولي به همان روشني در اذهان وجود دارند . از نظر «دراکر» ، استراتژي «اقدام هدفدار است» و از نظر «مور» «طراحي براي اقدام» يعني «تصوري پيش از اقدام ». مطالعه شماري چند از تعاريف در قلمرو هاي مختلف اين نوع تعريف استراتژي را روشن مي کند .
* در امور نظامي : استراتژي عبارت است از تهيه پيش نويس طرح جنگ ، شکل دهي مبارزات و اقدامات فردي در درون اين طرح و تصميم گيري در مورد برخوردهاي فردي .
* در نظريه بازي : استراتژي عبارت است يک طرح کامل ، طرحي که معين مي کند بازيکن در هر موقعيت ممکن ، چه انتخابهايي را خواهد کرد .
* در مديريت : طرحي واحد و جامع و يکپارچه است که براي اطمينان از دست يابي به هدفهاي موسسه تنظيم مي شود .
در فرهنگ لغات : عبارتست از «طرح يا شيوه يا سلسله اي از اقدامات يا برنامه‌ها براي دستيابي به هدف يا نتيجه اي خاص »
وقتي استراتژي يک نقشه است ، گاهي کلي و گاهي خاص است . در اينجا معناي خاص آن است که بايد به آن پرداخته شود . نقشه مي تواند يک نوع صف آرايي هم باشد . يعني عمليات ويژه اي براي چيرگي بر حريف يا رقيب .
2- استراتژي به معناي الگو : اما اگر استراتژي ها بتوانند از پيش انديشيده شوند ، پس قطعاً مي توانند دست يافتني هم باشند . به عبارتي ديگر ، تعريف استراتژي به معناي «يک نقشه پيش از اقدام» کافي بنظر مي رسد . همچنين به تعريفي نياز داريم که در بر گيرنده نتيجه اي باشد . يعني در استراتژيهايي که در خلال آن ، اقدامات پي گيري شده اند ، به بيان ديگر لازم است استراتژيها را بشناسيم که سازمانها واقعاً به آنها دست يافته اند ،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره منابع سازمان، عصر اطلاعات، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره استراتژي، تعاريف، پايدار، ذهني