منابع پایان نامه ارشد درباره طبقه حاکم، تمرکز قدرت، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

مقابل حزب جمهوري اسلامي قرار گرفته آواز مخالفت با ولايت فقيه سر مي دادند. وجود نخبگان ديني قوي در سازمان دهي کشورمان باعث تقويت باورهاي ديني وايفاي بهتر نقش آنها در تصميم گيري هاي کلان و بجا خواهد بود. اگر مذهب کاتوليک به مدّت دو هزار سال توانست دين مسيح را در سراسر جهان ترويج کند ؛به علّت وجود پاپ هاي قوي و تشکيلات منسجم کليساي کاتوليک بود و دين اسلام نيز به برکت وجود عالمان، فلاسفه فرهيخته و روشنفکران مذهبي توانست انديشه ها و مسايل خود را در سطح جهان بسط و مطرح سازد. علّت عظمت و شکوفايي هر دوره از تاريخ کشور پرافتخارمان ؛بخاطر وجود متخصصان آن عصر مي باشد. در پيروزي انقلاب اسلامي نيز جايگاه آنها را در سکوي اوّل انقلاب ملاحظه مي کنيم، نخبگان واسطه‌اي بين رهبري و مردم هستند و در ارتقاء حاكميت ديني و تحقق آن با بذل جان و مال خويش نهال انقلاب را با پيروي از رهنمودهاي رهبر فقيد انقلاب اسلامي به پيروزي رساندند.
انقلاب ايران محصول تلاش تمامي نيروهاي اجتماعي است واين نيروهاي اجتماعي شامل همين اليت ها (نخبگان) هستند که درجريان انقلاب دست به بسيج توده ها مي زدند. رقابت ميان اليت ها برحسب منافع وعلايق ملموس صورت مي گرفت وپيروزي هر اليت مستلزم جلب حمايت وبسيج مردم از طريق تبليغات وتحريک افکارعمومي وتوسل به شگردهاي بسيج گرانه بود. بعضي از اين اليت ها نقش رابط را بازي مي‎کردند وسخنراني هاوسفارشات امام خميني(ره) رابه مردم ابلاغ ميکردند مثلاًدر قيام تبريزآيت الله قاضي طباطبايي به عنوان نخبه ديني همين نقش رابازي ميکرد بطوري که ازجانب دشمنان نهضت اسلامي، لقب “خميني آذربايجان” به وي داده شد.
” دارند ورف” با تلقي اليت ها به عنوان گروه هايي که نمايندگي افکارخاصي را برعهده دارند، هفت نوع اليت را از هم تميز مي دهد که عبارتند از: ” رهبران اقتصادي، رهبران سياسي، برجستگان علمي، روحانيون، رهبران وسايل ارتباط جمعي، برجستگان ارتش و برجستگان دستگاه قضايي در مجموع چهاراليت عمده تميز داده شده اند:
1- اليت سياسي،
2- اليت اقتصادي،
3- اليت نظامي،
4- اليت فکري. “
معيارعمده براي نخبه بودن در زمان قاجار تمکن، خريد زمين، منصب و قدرت سياسي بود ولي؛ در دوران پهلوي با ظهور نسل جديدي از افراد انديشمند و متفکر معيارهاي جديدي جايگزين شد. قدرت نخبگان بي‎قيد و شرط نبود بلکه از قشر پايين هم افرادي مي توانستند با قابليتهايي که داشتند خود را به مرتبه نخبگي برسانند. حتي پهلوي اول از طبقه متوسط جامعه بود که توانست خود را به مناصب قدرت ارتقا بخشد (mesbahe5. blogfa. com/post-4. aspx)

2-8) نخبه گرايي؛ رو در رو با دموکراسي
يکي از رويکردها و انديشه ‌هايي که قدرت سياسي جامعه را در دست بخش کوچکي از طبقات اجتماع محدود مي‌کند، نظريه‌ نخبگان سياسي کلاسيک مي‌باشد و حکومت بايد توسط همين افراد اداره گردد. نخبگان سياسي، بالاترين موقعيت‌ها را در جامعه دارند و رهبري سياسي نيز در اختيار همين طبقه قرار دارد. مهم‌ ترين نظريه پردازان تئوري نخبگان سياسي گائتانو موسکا، ويلفردو پاره‌تو و روبرت ميشلز مي‌باشند. موسکا معتقد است که تمامي جوامع سياسي از دو طبقه حاکم و توده تشکيل شده است و حکومت و قدرت همواره در دست اقليت رهبري است. پاره‌تو نيز دو نوع رفتار منطقي و رفتار غير منطقي را تحليل نموده‌ و معتقد است نوع دوم رفتار با مسائل سياسي و اجتماعي ربط دارد. ميشلز رابطه ميان سازمان‌ هاي توده و سياست را درعرصه جامعه بررسي کرده است.

2-9) نخبگان سياسي از نگاه مفهومي
در اصطلاح لغوي، نخبه به معناي برگزيده و منتخب مي باشد. در زبان عام قديم، نخبه به گروه اندکي که جايگاه ويژه‌اي از لحاظ آداب و سنن، مقام روحاني و رفاه اجتماعي کسب کرده بودند، اطلاق مي‌شد. مقصود از ارزش نخبگي، تمام امتيازاتي بود که طبقه رهبري و حاکمه قبل و در شروع جامعه بورژوازي از آن بهره ‌مند بودند. اين گروه بالاترين موقعيت‌ها را در جامعه داشتند و رهبري سياسي نيز در اختيار همين طبقه قرار داشت.
در اصطلاح سياسي و فلسفي، مفهوم نخبه، متحول شده و ساختار، وظيفه و عملکرد نخبگان سياسي مورد توجه قرار گرفته است. قدرت اين گروه، در يک نظام اجتماعي مبتني بر قانون اساسي به عنوان اشتقاقي از حاکميت و استقلال ملي توجيه و تعريف مي‌گردد. امروزه نخبگان سياسي به عنوان گروه‌هاي خاصي برگزيده مي شوند و مشروعيت قانوني دارند. (دال، رابرت، ، 1364، ص77)

2-10) نظريه نخبگان سياسي
نظريه نخبگان سياسي در کشور ايتاليا، مطرح گشت، اوضاع و احوال اين کشور در بين دو جنگ جهاني و نظام پارلماني ضعيف آن، شرايط را براي طرح نظريه نخبگان سياسي فراهم ساخت. با اين حال مشکلات و مسائل فراواني براي طرح اين نظريه وجود داشت که اين کار توسط نويسنده‌اي ماهر يعني گائتانو موسکا تنظيم و قالب‌ بندي شد. در مقابل مارکسيست‌ها مفهوم نخبگان را رد کرده و حکومت را از محدوده رهبران نخبه به سمت توده‌ هاي مردم سوق داده‌اند.
مفهوم نخبه در نظريه‌ هاي سياسي به اين معناست که حکومت بايد توسط بهترين‌ها اداره گردد. در اين رابطه ويلفردو پاره‌تو به حکومت خردمندان و کليسا و مذاهب به انتخاب روحانيت اعلا و توماس کارلايل به قهرمانان و سوسيال داروينيست به قوي‌تر‌ها تاکيد داشتند. مهم ‌ترين نظريه پردازان تئوري نخبگان سياسي، گائتانو موسکا، ويلفردو پاره‌تو و روبرت ميشلز مي باشند. در اين مقاله با توضيح و تحليل رويکردهاي اين سه نظريه ‌پرداز، جوهره و اصل تئوري نخبگان سياسي توضيح داده مي شود. (آرون، ريمون1354، ص23)

2-10-1) نظريه پردازان نخبه سياسي گائتانا موسکا
گائتانو موسکا “Gaetano Mosca” يکي از معروف ترين مخالفان دموکراسي، جامعه شناس و عالم علم سياست بود. مهم‌ ترين کتاب و اثري که باعث معروفيت نگرش ‌هاي او در ايتاليا شد، کتاب “عنصر علم سياست” مي باشد که در سال 1895 نگاشته است. او تلاش مي کرد تا تمامي مشکلاتي را که در نيمه اول قرن بيستم ميلادي در ايتاليا مي ديد، به آن کليت دهد. موضوع اصلي اين رساله، تحليل طبقات اصلي و عمده جامعه و نقش آن در مسائل سياسي است. موسکا معتقد است که تمامي جوامع سياسي و اجتماعات انساني، چه جوامع توسعه يافته و چه جوامع عقب مانده از دو طبقه تشکيل شده است، طبقه حاکم و طبقه‌اي که بر آنها حکم رانده مي شود.
طبقه اول از نظر کميت و تعداد معمولاً کم، ولي قدرت سياسي بيشتري را در اختيار دارد و از تمامي مزاياي آن از جمله رفاه، احترام و قدرت بهره‌مند مي‌شوند، در حالي‌که طبقه دوم از نظر تعداد نسبت به طبقه اول بسيار بيشتر مي باشند و نقش و جايگاه کمي در مسائل سياسي دارند و به آن توده گفته مي‌شودکه خود از طبقات گوناگوني تشکيل شده‌اند که به طور قانوني يا غيرقانوني، اختياري يا اجباري به حکومت تن در مي‎دهند. از ديد موسکا، لازمه ظهور تاريخ، وجود دو طبقه حاکمه و فرمانبردار مي‌باشد.

2-10-2) ويلفردوپاره تو
دومين نظريه پرداز مهم حکومت نخبگان، ويلفردو پاره‌تو “vilferedopareto” مي باشد. پاره‌تو جامعه شناس و اقتصاددان ايتاليايي و از بنيانگذاران مکتب لوازن بود. معروفترين کتاب او، “رساله جامعه شناسي عمومي” مي‌باشد که در سال 1916 در فلورانس چاپ گشت. اين کتاب تاثير زيادي بر موسکا و ميشلز نهاد. پاره‌تو نظام سوسياليستي را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است که اين نوع رويکرد، فقط در ذهن عوام امکان پذير مي‌باشد. پاره‌تو در مهم‌ترين اثر خود، يعني “جامعه شناسي عمومي” دو نوع رفتار را تشخيص مي دهد: رفتار منطقي و رفتار غيرمنطقي. رفتار منطقي هم از نظر عيني و هم از لحاظ ذهني قطعاً به يک نتيجه مي‎رسد، چنين عملي هم ذهني و هم عيني مي باشد. او رفتارهاي غير از اين روند را رفتار غيرمنطقي مي‎نامد. اگر رفتار، ارتباطي غيرمنطقي از ذهني و عيني با هم داشته باشد، آن رفتار غيرمنطقي خواهد بود. پاره‌تو نوع دوم رفتار را مورد تحليل قرار داده و سعي مي کند تا اين رفتار را با مسائل سياسي و اجتماعي ربط دهد.
از نظر پاره‌تو رفتارهاي غيرمنطقي توسط باقيمانده‌ها “residuen” و مشتقات “derivaten” هدايت مي‎شوند. درخشان ‌ترين جوامع در طول تاريخ، جوامعي هستند که از طبقه اول باقيمانده‌ها به مقدار زياد برخوردار بوده‌اند. آتن قرن پنجم قبل از ميلاد نمونه اين جامعه مي باشد. از ديدگاه او در يک جامعه سياسي، نخبگان قدرت حکومتي و سياسي را در دست مي گيرند و به خواسته‌ها و نيازهاي توده مردم توجهي نمي کنند، توده‌ها به اين دو طبقه يعني باقيمانده‌ها و مشتقات مربوط مي‌شوند و کاملاً منفعل مي‎باشند.
در يک جامعه، تعدادي از طبقات اجتماع، داراي غريزه ترکيب مي باشند و نسبت به مسائل سياسي، بسيار هوشمند و خلاق‌اند، اما در عين حال از صفت شجاعت بهره‌اي ندارند، اين افراد داراي “طبيعت روباه” هستند. دومين طبقه در تقسيم ‌بندي باقيمانده‌ها، “بقاي مجموعه” است. بخشي از طبقات جامعه، برخلاف اقشار قبلي، داراي غريزه تدبير هستند، اين گروه در مقابل تغيير و تحول جامعه، پايبند به وضع موجود و نوعي سکون هستند. آنها تمايل به حفظ تدابير موجود و ثبات و عدم تحول در اجتماع هستند. اين طبقه به عقايد اخلاقي و باورهاي خود تعصب دارند. پاره‌تو اين بخش از جامعه را با نام “طبيعت شير” مورد تحليل قرار مي دهد. گروه شيران به وقوع انقلاب و تغييرات اجتماعي علاقه‌اي ندارند. از ديدگاه پاره‌تو، تحولات شديد، زماني منجر به انقلاب مي شود که زوال فرهنگي از طبقات بالا آغاز شود و باقيمانده‌اي مفيد جهت حفظ قدرت باقي نماند. فقط گروه برگزيدگاني که بتوانند يک نسبت مطلوب و لازم از روبهان و شيران در خود جمع داشته باشند، مي توانند در قدرت باقي بمانند.

2-10-3) روبرت ميشلز
سومين نظريه ‌پرداز نخبه‌ گرايان کلاسيک، روبرت ميشلز “Robert Michels” جامعه شناس آلماني مي‎باشد. او مهم‌ ترين انديشه‌ها و رويکردهاي خود را در کتاب ‌هاي “جامعه شناسي احزاب در
دموکراسي‌ هاي مدرن” و “فاشيسم و سوسياليسم يک جريان سياسي در ايتاليا” بيان کرده است. او نيز همانند موسکا و پاره‌تو به دموکراسي بدبين بود. ميشلز رابطه ميان سازمان و سياست را در عرصه جامعه تحليل کرده است. او جامعه شناس سياسي است که سازمان ‌هاي توده را مورد مطالعه قرار داده و معتقد است که سازمان خاصيت ويژه و مهمي دارد و دموکراسي بدون سازمان امکان پذير نيست و در رابطه با دموکراسي، محدوديت‌ هايي را ايجاد مي کند.
از ديد او، سازمان موجب مي‌شود تا در درون احزاب سياسي، اصناف و دولت، يک گروه تشکيل شود که با گذشت زمان، رهبري اين گروه، قدرت را به نفع خود متمرکز مي نمايد و افراد و توده‌ها نيز در روند تمرکز قدرت در دست دولت، نقش دارند. حاکماني که به مدت طولاني، قدرت را در دست دارند، بيشتر مورد تاييد مردم قرار مي گيرند، از اين رو سازمان‌ هاي جديد، شانس کمتري نسبت به سازمان ‌هاي قديمي براي حفظ قدرت دارند و دليل آن در تلاش بيشتر سازمان‌ هاي قديمي براي حفظ قدرت نهفته است. توده به رهبري معنا و قدرت مي بخشد و بدون آن نمي‌تواند عمل و فعاليت سياسي انجام دهد، در مقابل حاکم با اينکه در ظاهر خود را نماينده مردم معرفي مي کند، ولي آن عملي که شايسته يک نماينده و حاکم است، انجام نمي دهد. (ملک يحيي، صلاحي، 1381، ص65)

2-11) نقد حکومت نخبگان
نظريه حکومت نخبگان با دموکراسي تضاد آشکاري دارد. اين ديدگاه با تأکيد افراطي و مغالطه انگيز سرنوشت سياسي جوامع را در فراسوي کشاکش انديشه ‌هايي سست و نا‌موجه قرار داده و در نهايت به شکل آشکاري از نظام استبدادي ظهور خواهد نمود. چرا که اين نظريه به شدت توده مردم را از دستاويزي به مناصب حساس سياسي بر حذر داشته و عامه افراد را با گشاده دستي مرموزي از صلاحيت تعيين سرنوشت سياسي خود محروم داشته و نالايق و ناکارآمد بر مي شمارد. حال آنکه در باورهاي مترقي امروزين چنين ديدگاه‌هايي متروک و مهجور مانده و هر فردي صلاحيت و حق مشارکت سياسي و حاکميت را دارد.
همچنين حکومت نخبگان در نهايت به موروثي شدن حکومت مي انجامد. چراکه در
باورداشت ‌هاي اين نظريه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، دانش آموختگان، نهج البلاغه، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره طبقه حاکم