منابع پایان نامه ارشد درباره طبقه حاکم، قرن نوزدهم، روم باستان

دانلود پایان نامه ارشد

به اعمال دولت به کار رفت اشتباه گردد. واژه اخير ابتدا در سال 1916 به وسيلة ردولف کيلن دانشمند علوم سياسي سوئدي به کار رفت و سپس توسط کارل هاوس هوفر جغرافي دان آلماني که طرفدار بخشي از افکار فردريک راتزل بود مورد استفاده قرار گرفت و راتزل تحت تأثير مفهوم هگلي دولت يعني وجود يک روح واحد در جامعه قرار گرفته با جمع آن با افکار ديگر، دولت را ارگانيزمي مي دانست که افراد تابع آنند و نياز جدي به فضاي حياتي و توسعه سرزميني دارد. اين افکار توسط رهبران حزب نازي به ويژه رودلف هس در طرح هاي گسترش سرزميني مورد بهره‎برداري قرار گرفت. سوءاستفاده از اين ايده ها در اهداف سياسي، به دانش ژئوپلتيک ضربه زد و باعث شد نسبت به هرامري که شباهتي با آن داشته باشد حساسيت ايجاد شود.

3-3) موقعيت جغرافيايي ايران

3-20) تفاوت جغرافياي سياسي وژئوپلتيک
جغرافياي سياسي و ژئوپليتيک دو مبحث مکمل هم از يک موضوع است که به مطالعه “نقش‌آفريني قدرت سياسي در محيط جغرافيايي” مي‌پردازد. به طور خلاصه بايد گفت: جغرافيايي سياسي علمي است که نقش سياست را در جغرافيايي بررسي مي‌کند، در حالي که علم ژئوپلتيک به بررسي نقش و عوامل محيط جغرافيايي در سياست مي‌پردازد. (عزتي، 1380: ص5 ).
جان اگينو معتقد است: “ژئوپليتيک مطالعاتي در رابطه با نقش و پراکندگي پديده هاي جغرافيايي در هدايت و سازمان‌دهي دنياي سياست است. اين اصطلاح در کاربرد عمومي، اشاره به قدرت داخلي حکومت ها در رابطه با خصوصيات فضايي قاره ها و اقيانوس ها و تعامل ميانشان، و به طور کلي توزيع کليه طبيعي و انساني دارد. ” (جان اگنيو، 1376ص68).

3-21) پيدايش حکومت: (مجتهد زاده، 1381ص68)
امروزه شمار زيادي از دانشمندان باختر زمين بر اين باورند که حکومت براي نخستين بار در ايران پديد آمد. در حالي که مفاهيمي چون کشور؛ ملت و حکومت در يونان باستان شناخته شده نبود و يونانيان همچنان اسير زندگي حکومت هاي شهري بودند، ايرانيان مفهوم حکومت را تا انجا گسترادند که در عصر هخامنشيان بزرگترين مجموعه حومتي فدراتيو جهان را بوجود اوردند. اين حکومت امپراتوري نبود بلکه يک مشترک المنافع بود. مشترک المنافعي که بر اساس نظام پيچيده و پيشرفته اي از حکومت شکل گرفته و گسترش يافته بود. حکومت از ديگاه ساختار سياسي بر دو گونه است: حکومت پادشاهي که با نظريه پاندز در زمينه خودبه خودي بودن آن هماهنگي دارد و قديمتر است و بي گمان بايد ريشه اصلي اش را در تاريخ باستان ايران جستجو کرد و حکومت جمهوري که با نظريه راتزل در زمينه اندامي بودن حکومت برابري پيدا مي‎کند و ريشه اصلي آن را بايد درر تاريخ روم باستان جستجو کرد.
از نظر ترتيب توالي پيدايش و مرتبه اعتبار در نظام جهاني، حکومت ها به سه دسته اصلي به قرار زير تقسيم مي شوند.
الف) حکومت قبيله اي
ب) حکومت سرزميني
ج) حکومت ملتي

3-22) پيدايش دولت
درباره پيدايش دولت نظريه هاي متفاوتي وجود دارد که مي توان ان ها را بطور کلي به دو دسته تقسيم کرد: 1- نظريه هايي که پيدايش دولت را نتيجه وسعت و پيچيدگي روز افزون جوامع مي دانند و جنگ را عاما عمده اي در پيدايش دولت را ناشي از جنگ و کشور گشايي و برقراري سلطه گروه غالب بر مردم مغلوب (درجنگ) مي داند که هدف آن مجبور کردن آن ها به دادن باج و ايمن ساختن خود گروه غالب در برابر شورش از درون و يورش از بيرون بوده است. به نظر اپنهايمر جنگ عامل اصلي تشکيل دولت و تحکيم قدرت دولت بوده و نظام هاي سياسي محصول کشورگشايي هستند.
2- در نظريه مارکس ظهور دولت به عنوان ابزار سلطه طبقه حاکم از تفکيک دروني جامعه به طبقات فرادست و فرودست در نتيجه رشد نيروهاي توليد و ثروت بوجود مي آيد. بنابراين دولت محصول اجتناب ناپذير توزيع نابرابر قدرت سياسي و اقتصادي در هر جامعه پيچيده قشربندي شده است. طبقه حاکم نياز به يک ساخت سياسي براي حفظ نظم اجتماعي موردنظر خود دارد و دولت رابوجود مي آورد. از نظر مارکس دولت صرفا ابزار سلطه طبقه حاکم و حکومت کميته اجرايي آن است.
نهادهاي سياسي با توزيع قدرت در جامعه سروکار دارند. قدرت توانايي افراد و گروه ها از لحاظ نفوذ و تاثير در رفتار ديگران و وادارکردن آنها به اطاعت است. نهادهايي که دولت را تشکيل مي دهند حکومت، بوروکراسي اداري، ارتش، پليس، دستگاه قضايي، سازمان هاي محلي و مجالس قانون گزاري هستند.

3-23) نظريه هاي پيدايش دولت در ايران
برخي توجيهات راجه به منشاء حکومت در ايران را از بررسي نظريه هاي کلي تري که در باره جوامع شرقي و يا آسيايي بيان شده و تامين آن به ايران ارائه داده ايم و برخي ديگر را نيز با تحليل هاي استنتاجي از آن نظريه ها و اعمال تصحيح و تعديلاتي در ان ها بيان مي کنيم تا روند پيدايش و چگونگي شکل گيري نهاد حکومت در ايران را تشريح کنيم.

3-23-1) نظريه استبداد شرقي مونتسکيو و هگل
اين دو فيلسوف برجسته که شرق براي آن ها جذاب بود، تفاوت هاي دو نظام شرق و غرب را بر بنيادهاي فرهنگي توجح کرده اند. از نظر مونتسکيو، جوامع شرقي و بر خلاف جوامع غربي، هيچ محدوديت و ممنوعيتي براي حاکمان خود قائل نيستند؛ زيرا اساس اين جوامع بر ترس استوار است و انسان ها در اين گونه جوامع خلق شده اند تا از روي ترس از اراده مطلق حاکم، کور کورانه اطاعت کنند.
هگل نيز معتقد بود که جهان شرق در مقايسه با جهان ژرمني قادر نبوده است طبقه اي با حقوق مستقل ايجاد کند؛ زيرا در مرتبه تاريخي پايين تري از شعور و آزادي قرار داشته است. او مي گفت شرق مي‎دانست و اکنون نيز مي داند که تنها يک تن آزاد است و جهان يوناني مي دانست که گروهي از افراد آزاد ند و جهان ژرمني نيز مي داند که همه آزادند.

3-23-2) نظريه وجه دولت توليد آسيايي
اين نظريه را نخستين بار مارکس و انگلس در سال 1853 ميلادي طي سلسله مقالاتي در نقد سياست خارجي بريتانيا در نشريه نيويورک ديلي تريبون انتشار دادند. آنها بر مبناي آثار جميز ميل، فرانسوا برنيه و ريچاردجونز ادعا کردند که نبود مالکيت خصوصي بويژه مالکيت بر زمين، علت اصلي رکورد اجتماعي در جوامع آسيايي است؛ زيرا مالکيت زمين و سازماندهي فعاليت هاي کشاورزي همچنان در اختيار دولت بعنوان مالک حقيقي زمين باقي مانده است و ماهيت ايستايي جوامع آسيايي نيز به انسجام جوامع روستايي کهن وابسته است که از راه فعاليت در دو بخش کشاورزي و صنايع دستي به خودکفايي دست مي يافتند و دولت نيز مازاد محصول روستا ها را به شکل ماليات و بهره مالکانه تصاحب مي کرده است. ازنظر مارکس شيوه توليد آسيايي نشان دهنده ساختار اقتصادي جامعه اي عمدتا کشاورزي است که از ترکيب مالکيت ارضي و حاکميت سياسي در کالبد يک حکومت متمرکز بوجود مي آيد دولت آسيايي به علات سمت دوگانه خود در مقام مالک و حاکم، مازاد اقتصادي توليدکنندگان راد به صورت ماليات يا بهره مالکانه تصرف مي کند. از اين رو تصرف قهرآميز در اين جوامع مستلزم روابط طبقاتي نيست. بلکه ناشي از اعمال فشار سياسي محض از جانب دولت است؛ امري که در کل مبناي دولت است: دولت آسيايي باز توليد اقتصاد را تامين و تضمين مي کند و در عين حال اساسا مستقل از روابط اقتصادي باقي مي ماند. استفاده دولت از کار دهقانان امکان بوجود امدن بازار را در اين شيوه توليدي محدود مي کند. مارکس در جايي ديگر از جلد سوم کتاب سرمايه مي نويسد: استثمار ممکن است چندان شديد باشد که براي مدتي مديد مانع از رشد نيروهاي توليدي شود. در نظريه مارکسيستي دولت ابراز حاکميت طبقاطي و سازمان دهنده سلطه طبقاتي است. بنابراين نظريه، وجود دولت نيازمند وجود مجموعه معيني از روابط توليدي است که از تملک يا عدم تملک وسايل توليد ناشي مي شود؛ در حالي که مفهوم شيوه توليد آسيايي چنين روابطي را برنمي گيرد؛ در اينجا روابط توليدي حاصل قدرت دولتي است و از طريق آن برقرار مي شود بنابراين، در جوامع اسيايي طبقات اجتماعي مستقل از دولت وجود ندارند و دولت استبدادي جوهر جامعه آسيايي است.

3-23-3) نظريه دولتهاي آبي (هيدروليک)
اين نظريه را کارل ويتفوگل، بر اساس نوشته هاي انگلس ارائه کرد. چون جوامع روستايي متأثر از شريط آب و هوايي خاص، دچار کم آبي و در نتيجه نيازمند يک نظام آبياري بودند، دستگاه اجرايي متمرکز ويژه‎اي نياز بود تا کار هماهنگي و توسعه امور آبياري را به عهده بگيرد؛ در نتيجه اين دستگاه به علت اختياري که در نظارت و سلطه بر امور حياتي جامعه و به طور مشخص آب داشت، قادر به کسب قدرت مطلقه شد و به صورت نيرويي برتر از جامعه درآمد. اين نظريه ((استبداد شرقي)) مبتني بر ديوانسالاريهاي متمرکز است که خدمات عمومي، بويژه سازمانهاي وسيع آبياري را اداره مي کنند و آشکارا براي تحليل امپراتوري هايي مفيد است که در آن مستبدان، ديوانسالاران و سازمانهاي آبياري وجود دارند. چنين امپراتوري هايي در دوره هاي معيني در مصر باستان، هند، چين، بين النهرين و ايران عصر هخامنشي و ساساني حکومت مي کردند؛ ولي اين نظريه در برخي از جوامع و مقاطع تاريخي، ايران عصر صفوي و ايران قرن نوزدهم در دوران قاجاريه کارايي ندارد.

3-23-4) نظريه ضرورت امنيت و دفاع
بررسي تشکيل اولين دولتها در فلات ايران، نشان مي دهد که ضرورت هاي دفاعي منشأ تشکيل دولت بوده است. تمدن ايلام در منطقه حاصلخيز جنوب غربي ايران (خوزستان، ايلام، لرستان) و به مرکزيت شوش شکل گرفت. اين تمدن مورد تهاجم بابليها، اکديها، سومريها و طوايف بدوي قرار داشت؛ خود ايلامي ها نيز به اطراف يورش مي برند تا اينکه بالاخره تمدن ايلام در سال 645 ق. م، به دست ((آشورباني پال)) منقرض شد. تفاوتهاي اجتماعي، جغرافيايي و فرهنگي ايلامي ها با اقوام پيرامون شان، بويژه اقوام ساکن در بين النهرين که موضوع حفاظت و حراست از امنيت و حيات آنها را مطرح مي ساخت , وجود دولتي را براي اجراي اين ماموريت دفاعي توجيه مي کند. در شمال تمدن ايلام و در منطقه همدان و زاگرس مرکزي و شمالي، يکي از اقوام آريايي بنام ماد زندگي مي کردند آن ها دائما در معرض تهاجم اقوام آشور بودند. آشوري ها به منطقه آباد همدان هجوم مي اوردند و زندگي را بر مادها سخت کرده بودند. حملات آشوري‎ها به ايران ادامه داشت و در 645 ق. م آشورباني پال شهر شوش را تصرف و ايلاميان را منقرض ساخت. بدين ترتيب ملاحضه مي شود که در تاسيس دولت هاي ايلام و ماد که اولين دولتهاي ايران بوده‎اند، عامل دفاع و امنيت در مقابل تهاجم اقوام، نقش چشمگيري داشته است

3-23-5) نظريه انسان شناسي
انسان فطرتا خواهان قدرت، فرمانروايي و به استخدام در آوردن انسان ها و همنوعان خوداست و دوست دارد اراده مطلق خود را اعمال کند. تنها نيرويي که قادر به کنترل اين خواسته است، پايبندي و تعهد به مباني اخلاقي و اعتقاد به مقام خداوندي است که از اره تزکيه نفس و کسب فضيلت هاي اخلاقي به دست مي‎آيد. در اولين اجتماعات بشري (ونيز اجتماعات کنوني)، انسانهايي سلطه طلب وجود داشته اند که با گردآوري نيرو و لشکربر اجتماعات ديگر غلبه کرده و آنها را به زير سلطه و حاکميت خود مي کشيده اند تا پايه هاي حکمراني مطلقه خود را مستحکم سازند. اين فرمانروايان با انگيزه هاي شخصي يا قومي و قبيلگي حکومت تشکيل مي دادند و با اختيارات مطلقه، نظامي موروثي تاسيس مي کردند؛ آنها بر سرزمين هاي وسيع فرمان مي راندند و پس از بروز ضعف و سستي، به دست فرمانروا و سردار ديگري در مي آمدند.

3-23-6) نظريه حکومت ملکوتي – مردمي
اين نظريه را برخي از صاحبظران ايراني، نظير دکتر پيروز مجتهد زاده، ابراز کرده اند. آنان معتقدند حکومت در ايران از صبغه الهي برخوردار بوده است و از بدو پيدايش، بر دوپايه مستقل ملکوتي و مردمي استوار گرديده است. اين آيين کهن، ريشه درمفاهيمي دارد که فرهنگهاي ميتراپرستي و مزدا پرستي در ايران گسترده اند. بر اساس اين مفاهيم، حکومت از يک سو ملکوتي است؛ چون وديعه اي الهي است، و از سوي ديگر مردمي است.
همانطور که از نظريه هاي مختلف درباره منشاء و کيفيت شکل گيري حکومت و سازمان سياسي در ايران برمي آيد، هر يک از صاحبنظران سعي کرده اند به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره نفت و گاز، افغانستان، جهان اسلام، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، سلسله مراتب