منابع پایان نامه ارشد درباره ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

اين افراد داراي عضلات و ماهيچه نيرومند، استخوان بندي محكم، شانه هاي پهن،‌سينه فراخ. (كي نيا 1388، 535 :1)
كرچمر در مورد هر يك از نمونه هاي ياد شده مشخصاتي را عنوان كرده و اعلام نموده كه هر يك از اين نمونه ها اگر مرتكب جرم شوند جرايم خاص را انجام خواهند داد به عنوان مثال افراد لاغر اندام بيشتر مرتكب جرايم مالي به ويژه سرقت، جعل و كلاهبرداري و خيانت در امانت مي شوند و افراد فربه تنان در ميان مجرمان كمتر و بيشتر جرايم داراي جنبه فريب كاري را مرتكب مي شوند و نمونه هاي عضلاني به جرايم خشونت آميز چون قتل مبادرت مي كنند.
ب- طبقه بندي «شلدون» محقق معروف آمريكايي واجد امتياز يك كار تحقيقاتي آماري دقيق است كه در مورد چهار هزار نفر دانشجو انجام شده و از طرف ديگر چون مبناي اين طبقه بندي از علم پزشكي ريشه گرفته از نظر علمي نيز واجد اهميت است. طبقه بندي «شلدون» در حد زيادي با طبقه بندي «كرچمر» همخواني دارد. شلدون مبناي طبقه بندي خود را در نسوج جنين و لايه هاي هاي مختلف آن و رشد بعدي اين نسوج قرار مي دهد و معتقد است كه نسوج جنين از سه لايه تشكيل مي شود و رشد بعدي اين لايه ها منجر به سه طبقه افراد مي گردد كه آندومورفها، مزومورف ها و اكتومورفها نام گرفته اند.
آندومورفها مشخصات بدني فربه تنان «كرچمر» را دارند و از جهت روان نيز داراي خصوصيت همان گروه هستند مزومورفها مشخصات بدني عضلاني «كرچمر» را دارند و از نظر رواني نيز واجد همان ويژگي ها مي باشند. اكتومورف ها كه شبيه لاغر اندامان «كرچمر» هستند داراي عضلاتي نازك و لطيف، چهره پريده و بدني ضعيف و كشيده مي باشند. نتايج به دست آمده در رابطه با وضعيت جسمي نمونه آماري در اين پژوهش طي جدول شماره 1-5 و نمودار 1-3 نشان داده شده است.
جدول شماره 1-5 وضعيت جسمي مجرمين
كشيده تن
فربه تن
ستبر تن
معمولي
جمع
22
0
9
69
100

نمودار 1-3 وضعيت جسمي مجرمين
همان گونه كه مشاهده مي شود بعد از افرادي كه داراي بدن معمولي بوده كشيده تنان يا لاغر اندامان بيشترين فراواني را در بين نمونه ها برخوردار مي باشند. بنابراين چنانچه بتوان نظريات تيپ شناسي را در حال حاضر از نظر علمي معتبر دانست يافته ها، وجود رابطه ميان تيپ بدني كشيده تن و ارتكاب سرقت را به نوعي نشان مي دهد آن گونه كه در تقسيم بندي كرچمر تيپ بدني كشيده تن داراي آمار بزهكاري بيشتري نسبت به ديگر تيپ ها داشته و به ويژه گرايش به جرايم مالي از جمله سرقت را از خودشان نشان مي دهد.
وضعيت سلامتي انسان واكنشي متناسب با ساختار شخصيتي وي و ناشي از تاثيرات عوامل دورني و محيط بيروني مي باشد به عبارت ديگر انسان موجودي است متاثر از سه عنصر جسم و روان و اجتماع؛ و رفتارها و هنجارهاي او تبلور اين عناصر است. بنابراين پديده بزهكاري به مثابه يك عمل انساني معلول عللي است كه ريشه هاي آن در شخصيت رواني، ويژگي هاي جسمي و يا در محيط زندگي افراد بايد جستجو گردد. تعدد سرچشمه عوامل ناسازگاري و بزهكاري باعث شده است كه از قديم الايام تا كنون هر محقق با اقتضاي تخصص و ديد علمي و اعتقادي خود بزهكاري را معلول يكي از عناصر فوق بداند گروهي عوامل مرتبط با شخصيت بزهكار اعم از رواني و زيستي را موجب بزهكاري دانسته و معتقدند كه ويژگيهاي رواني مانند پريشاني هاي عاطفي، اختلالات روحي، كند ذهني، كژخويي و خصوصيات جسمي، اختلالات در دستگاههاي مختلف بدن، امراض، نقص عضو، نقص در اختلالات كروموزمي علت اصلي بزهكاري بوده و در صـورت وجـود چنين عـدم تعادلي در جسـم يا روان فرد، احتـمال سقوط وي بسوي بزهكاري وجود
خواهد داشت. (نجفي توانا 1390، 145)
اصولاً امروزه از توصيف هاي زيست شناسي در خصوص پديده جنايي به صورت كامل روگردان نشده و گاه و بيگاه اين توصيف ها در قالب هاي متفاوت و نگارش هاي جديد آشكار مي شود. لذا در كنار توجه به ساختمان و تيپ بدني مجرمان، سلامت يا نقيصه هاي جسم و روان آن ها مورد توجه و مبنا و كانون تحليل برخي نظريات قرار گرفته است. بر مبناي اين توجه جرم شناسان به اين جنبه وجودي افراد، سلامت يا بيماري جسمي و رواني و نيز نقص عضو نمونه هاي آماري مورد سنجش قرار گرفته تا وضعيت آن ها در اين زمينه بررسي و رابطه آن با جرم تبيين شود.
1-1-2-1- وضعيت جسماني
آن گونه كه از قديم بيان مي شده، تا حدي كه به مثابه ضرب المثل در بسياري از فرهنگ ها تلقي مي شود عقل در بدن سالم است. بنابراين سلامت بدن مبناي تعادل عقلي و روحي و بازدارنده از بسياري از ناهنجاري ها مي باشد. در سنجش به عمل آمده در اين تحقيق مراد از بيماري بيان شده در مقابل سلامت جسماني هرگونه بيماري جسمي است كه فرد از وجود آن در خود رنج برده و اين بيماري در دسته بيماريهاي مزمن جسمي شناخته شده است همانند بيماري كليوي، قند خون، كمردرد، رماتيسم و غيره
در كنار اين گونه از دردمندي جسماني وضعيت نقص عضو افراد نيز مورد سنجش قرار گرفته است كه فقط يك نفر از يكصد نفر مورد آزمايش داراي نقص عضو و يك نفر داراي بيماري روماتيسم بوده اند. بنابر آمار به دست آمده 98 درصد از افراد مورد نظر از لحاظ جسمي سالم و 2 درصد داراي بيماري جسمي بوده اند. آنچه بايد بدان توجه شود ميانگين سني افراد نمونه مي باشد. همان گونه كه قبلاً در جداول مربوط به سن نشان داده شد، بيشتر اين افراد بين 26 تا 30 سال (يعني 40 درصد از كل) قرار داشتند و اين سن به نوعي سن سلامت و نشاط جسماني فرد محسوب مي شود.
1-1-2-2- وضعيت رواني
وجود رابطه ميان بيماري رواني و بزهكاري از ابتدا مورد بحث و تبادل نظر محققان و جرم شناســان
بوده است تا جايي كه تجزيه و تحليل اين مباني، برخي از جرم شناسان را به سوي تحليل روانكاوي رفتار جنايي سوق داده است. در نگاه اين گروه از مولفان برخي بيماري هاي رواني خود مي تواند علت ارتكاب جرم از سوي مجرمان باشد.
آمار به دست آمده در ميان نمون ها نشان دهنده وجود 1 نفر داراي بيماري رواني و عصبي از ميان يكصد نفر است. اظهار نظر در خصوص رابطه مستقيم بين بيماري رواني در شخص و ارتكاب سرقت بسيار
دشوار است، لاكن در اين حد مي توان گفت قطعاً داشتن سابقه بيماري رواني مي تواند تصميم گيري فرد را
را دچار اختلال نمايد32.
نمودار شماره 1-4 وضعيت جسمي و سلامت مجرمين
1-1-3- ميزان تحصيلات
اگر چه نداشتن سواد نمي تواند عامل مستقيم در ارتكاب بزه باشد، ولي سواد و آموزش نقش موثر و تعيين كننده اي در پيشگيري از وقوع جرم دارد.
به دليل فراواني علم در پرورش شخصيت فرد وضعيت تحصيلي نمونه هاي آماري در نمودار 1-5 نشان داده مي شود.

نمودار 1-5 وضعيت تحصيلات مجرمين
با نگاه به آمار به دست آمده در مورد سطح تحصيلات نمونه هاي آماري اين حقيقت تلخ نمــايان مي شود كه 35 درصد نمونه هاي بي سواد محسوب مي شوند. (با توجه به اين كه سواد خواند و نوشتن به جهت عدم ارتقاء قوه درك و شعور فرد سواد به حساب نمي آيد)
همچنين بررسي و مطالعه پرونده 200 تن از متهمين سرقت كه نتايج آن در جدول شماره 1-6 آمده نشان مي دهد كه 5/10 درصد متهمين در اظهارات خود بيان داشته اند كه فاقد سواد مي باشند.
جدول 1-6 وضعيت تحصيلات مجرمين
عنوان
باسواد
بيسواد
جمع كل
فراواني
179
21
200
درصد
5/89 %
5/10 %
100 %
1-2- وضعيت خانوادگي
خانواده شخص را در طول زندگي مي توان به خانواده اصلي (پدري) و خانواده شخصي تقسيم نموده كه هر كدام وضعيت و اثر خاص به خود را دارد.
1-2-1- خانواده اصلي (پدري)
خانواده اصلي نقش اساسي در شگل گيري شخصيت بزهكار ايفا مي كند. پژوهشهاي متعدد ثابــــت
كرده اند وقتي كه فسادي موجب بروز اختلال در عمل طبيعي خانواده نسبت به طفل شود، در غالب موارد و پس از مدتي شاهد بروز بزهكاري خواهيم بود. نفوذ خانواده اصلي در شكل گيري شخصيت كودك بزهكار به دو نحو مختلف مستقيم يا غير مستقيم صورت مي گيرد.
نفوذ مستقيم از ميان تمام نفوذهاي خارجي كه گرايش به تقليد را در كودك تجريه مي كند، نفوذ كانون خانوادگي زيادتر و قوي تر از همه است. همچنين خانواده هنگامي كه والدين بزهكار يا فاقد اخلاق هستند تاثيري جرم زا و مستقيم روي اطفال اعمال مي كند. به نحوي دقيق تر، به نظر مي رسد كه اين نفوذ اصولاً از دو منبع ناشي مي شود: يكي يادگيري خشونت در خلال خشونت هاي داخل خانواده و ديگري اكتساب از راه تقليد بزهكار از سبك زندگي والدين يا يكي از آن دو پديده را با اين نظر تبيين مي كنند كه به دليل عدم تطابق بين قانون اخلاقي كه به طفل تعليم داده شده و ارزشهاي حمايت شده حقوق كيفري، تعارضي ايجاد مي شود كه انطباق با جامعه را مختل مي سازد و در مورد بروز بحران به وسيله فرد تربيت شده در چنين شرايطي، قاعده رفتار محيط ابتدايي گرايش به تحميل خود بر قاعده اخلاقي دارد كه قانون كيفري براي آن ضمانت اجرا تعيين كرده است33.
نفوذ غيرمستقيم، تعداد بزهكاراني كه شكل گيري ضد اجتماعي مشخصي در خانواده اصلي خـود يافته اند اندك است. در بيشتر موارد نفوذ جرم زدايي خانواده اصلي به نحوي غير مستقيم بر كودك اعمال مي شود در واقع در كانون خانوادگي است كه در سالهاي نخست زندگي ساختار شخصيت كودك شـكل مي گيرد و والدين نقش اساسي به خصوص در شكل گيري وجدان اخلاقي («فراخود يا من برتر» روان كاوي) و رشد استعدادهاي عاطفي كودك ايفا مي كنند. (گسن 1388، 184)
از آنجا مي فهميم كه محيط خانوادگي اگر اخلاقاً سالم باشد مع ذلك مي تواند تاثير قاطعي در شكل گيري شخصيت نوجوان بزهكار داشته باشد آن در صورتي است كه خانواده حداقل محّبت و تربيت لازم براي اجتماعي شدن بهنجار را به كودك ندهد.
خلاصه خانواده مي تواند در فرضهاي زير موجبات بدبختي كودك را فراهم سازد:
1- رها كردن كودك از زمان ولادت و عدم مراقبتهاي مستمر (از آنجا اهمـيت فرزند خواندگي به مشابه
يك نهاد پيشگيري از بزهكاري آشكار مي شود)؛
2- جدايي مادر از كودك بر اثر قوه قهريه؛
3- غيبت پدر در زماني كه قدرت او بايد قدرت مادر را تعديل كند؛
4- نفاق بين والدين كه به حد وخامت گراييده باشد؛
5- افراط در اغماض يا به عكس خشونت از طرف والدين. (گسن 1388، 184)
مسلماً معقول نيست اگر گمان بريم كه فسادهاي خانوادگي به گونه اي اجتناب ناپذير، بزهكاري يا دست كم ناسازگاري را در پي دارد. دست كم بايد به اهميت نقش آنها در سبب شناسي جنايي آگاهي داشت. مدت مديدي است كه نظريه كمبود عاطفي تعداد كثيري از بزهكاران به يقين رسيده است، خاصه خطرناك ترين آنها در رابطه با فقدان عاطفه كه در كودكي خود تحمل كرده اند.
از سوي ديگر مشاهده كرده اند كه همبستگي مثبت و معني دار بين طلاق و تبهكاري وجود دارد؛ خلاصه طلاق ممكن است مثابه شديدترين اختلال خانوادگي تشخيص داده شود كه بر شكل گيري شخصيت كودك اثر مي نهد.
دراين بخش به بررسي وضعيت خانواده پدري در نمونه هاي آماري مي پردازيم. (تعداد نفرات خانواده، كنترل از سوي خانواده، خصوصيات شخصيتي پدر سارق، وضعيت پدر يا مادر از نظر زنده يا متوفي بودن)
1-2-1-1- تعداد نفرات خانواده
خانواده اولين محيط اجتماعي است و بسياري از جامعه شناسان و حتي برخي از جرم شناسان علت تمامي آسيب هاي اجتماعي را در محيط اجتماعي مي جويند و بر اين عقيده اند كه هيچ كس ذاتاً منحرف و كج رو به دنيا نمي آيد هر چند نبايد از عامل يا عوامل شخصي غفلت كرد.
آنچه در اين بخش مورد نظر است تعداد نفرات خانواده اصلي است كه يكي از محيط هاي «اجتناب ناپذير» به شمار مي آيد نه خانواده شخصي كه جزء محيط «انتخابي» است.
زيادي فرزندان و فزوني تعداد افراد خانواده كه عموماً منجر به عدم رسيدگي والدين به وضع و تربيت فرزندان گرديده و خود باعث عدم قدرت مالي كافي جهت تهيه وسايل و لوازم تعليم و تربيت و نيازمندي هاي ضروري است موجب انحراف فرزندان گرديده و آنان را به ارتكاب جرايم مي كشاند. به همين دليل و به جهت اين كه شخصيت اوليه فرد در محيط خانواده شكل مي گيرد، تعداد نفرات خانواده (غير از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پيشگيري، لايحه، تيپ، مجرمين Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره طلاق، شخصي، سكونت، موقعيت