منابع پایان نامه ارشد درباره صدور انقلاب، دانش آموختگان، سازمان ملل متحد، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

عناصر توانمند و دلسوز هر يک در سطح خويش نسبت به تشکيل اتاق‌هاي فکر، جلسات بحث و گفتگو، همايش‌هاي موضوعي و فراخوان مقالات با محوريت اين مهم اهتمام ورزند و با اين وسيله به تکليف ديني و انقلابي و ولايت‌مداري خود جامعه عمل بپوشانند. (علي مرادزاده، 1390ص22)
4-32 ) تاثيرگفتمان نخبگان سياسي انقلاب اسلامي برتحکيم وتداوم هويت سرزميني ايران
4-32-1) تاثير گفتمان نخبگان سياسي انقلاب اسلامي برتحکيم وتداوم هويت سرزميني ايران
در باب انقلاب اسلامي ايران سخنان منفي ومثبت زيادي بيان شده است. بخشي از سخنان منفي ناشي از بد فهمي بوده وبخشي ديگر ناشي از شيطنت والبته طبيعي است که يک پديده سياسي -اجتماعي که منشا تحول بسيار تعيين کننده اي در منطقه خاور ميانه شده، دوستان ودشمناني دارد. دوستاني که در سايه اين تحول احساس هويت وشخصيت کرده ودشمناني که احساس ميکنند منافع آنها براثر اين تحول عظيم بهم خورده است همچنين انقلاب اسلامي موجب هويت بخشيدن به ايرانيان درچارچوب جغرافياي سياسي ايران گرديد وبه عبارتي اين انقلاب باعث تجديد هويت ما ايرانيان شد.، هويت مستقل و هويت عزت طلب که ميتوان محروميت کشيد ولي زير بار “غيريت ها” نرفت.
اين انقلاب در صدد نوعي هويت بخشي به جامعه ايران بود هويتي که تصور ميشد تا کنون مبناي ايدئولوژيک اسلامي نداشته است وبايستي ظرف هويت ملي سرزمين ايران را از محتوي و مظروف ايدئولوژي انقلاب اسلامي پرنمود. اين هدف به طور رسمي وگسترده از سوي فرهنگ سياسي نخبگان جمهوري اسلامي ايران مورد تبليغ وترويج واقع شد وسپس بر ارزش هاي اسلامي تاکيد گرديد ومتقابلا ارزش هاي ملي بطور نسبي تحقير شد.
در اين ميان، روحانيون مذهبي به خاطر نقشي که در روند تکوين و پيروزي انقلاب اسلامي داشتند، جايگاه بسيار مهمي را در دستگاه قدرت سياسي به خود اختصاص داده و مبلغ ارزش هاي فرهنگي خاصي شدند. همين جايگاه ويژه روحانيون باعث حضور آنان در بخش هاي استراتژيک ساختار نظام سياسي شد وزمينه هاي تداخل، تطابق و همنوايي ميان آنان را تشديد نمود. گفته مي شود که مهمترين عامل پيوند دهنده روحانيت به نظام سياسي، تمايلات و گرايش هاي ايد ئولوژيک نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران است. نظامي که همانا مبتني بر فرهنگ شيعه و مباني ايد ئولوژيک انقلاب اسلامي استوار گرديده است. (زهيري، 1381، ص69)
بدين ترتيب، در رويکرد آغازين انقلاب اسلامي معمولا” آرمان گرايي ” نسبت به هويت ملي از اهميت خاصي بر خوردار بوده است به طوري که امام خميني طي سخنراني خود که به مناسبت عيد سعيد فطر در دوم شهريور 1358 ايراد نمودند، در مورد ((حزب الله)) چنين مي گويند: ((هر مسلماني که موازين و اصول اسلام را پذيرفته است ودر اعمال و رفتار از انضباط دقيق شيعي برخوردار است، يک عضو از اعضاء حزب الله مي باشد و تمامي دستورات اين حزب غير از حزب هاي متداول امروز دنياست. امروز تمام مردم ايران در هر سني که هستند، از زن و مرد که با شعار هاي اسلامي مبارزه مي کنند، جزء حزب الله هستند.)) (فاضلي، 1377، ص402)
در اين راستا، حادثه گرو گان گيري وتسخير سفارت آمريکا ملقب به ((لانه جاسوسي شيطان بزرگ)) به مثابه نقطه آغاز سيادت نسبي ((گفتمان آرمان گرايانه)) و صدور رويکرد انقلاب در مقابل ((گفتمان واقع گرايانه)) بود البته اگر انقلاب، خود را اسلامي خواند، صدور انقلاب نه فقط حرکتي انقلابي بلکه ديني و ايد ئولوژيک نيز هست.
بدين ترتيب:
((با ينکه اساسا” حوزه سياست، حوزه تعقل و خردورزي، حوزه محاسبه و عقل ابزاري است و لازم است تمام مسائل سنجيده مورد توجه قرار گيرد. . اما وقتي که انقلابي به اين وسعت صورت مي گيرد، طبعا” بسياري از عناصر ناخود آگاه هم که در اقتصادي، اجتماعي کشور اجتناب نا پذير است. . زيرا در غير اين صورت سهم هنگفتي از منابع کمياب اقتصادي کشور را بي هيچ نتيجه سود مندي به نابودي خواهيم سپرد.)) (افتخاري، 1381، ص95 ).
بدين قرار، طي اين مقطع در معادله ثبات سياسي ورويکرد خروج ازبحران هويت ملي، اولويت اول به عقلانيت ابزاري و خواست هاي اقتصادي شهروندان داده مي شود: بحران اقتصادي سال هاي 1365و 1367، نحوه پايان بخشيدن به جنگ وطرح موضوع بازسازي و ارايه ديدگاه هاي جديد فرهنگي-سياسي از جمله عواملي بود که زمينه ساز شکل گيري جناح هاي جديد و نهايتا” تکوين دوران جديد تحت دوران اصلاحات اقتصادي در جامعه گرديد. (تاجيک، 195، 1382) البته فرآيند توسعه و نوسازي اقتصادي در ايران داراي مشخصه هايي بود که تدريج باعث بروز شکاف هاي عمده اي در سطوح مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي گرديد و بر اين اساس، عصر نويني از چالش ميان رويکرد سنت و نوسازي اقصادي در گستره فرهنگ ساسي نخبگان آغاز شد. براي نمونه، مباحث مربوط به نحوه مقابله باتهاجم فرهنگي دشمن که بعدها تقويت شدواز سوي مقام معظم رهبري، ((شبيخون فرهنگي)) نام گرفت، آشکارا به اين چالش ارتباط مي يابد. (زهيري، 131، ص 209)
از اين منظر است که انقلاب اسلامي نيز تحت بررسي و ارزيابي عالمانه قرار گرفته است: عده اي مي گويند که همزمان با پايان جنگ تحميلي و در پيش گرفتن دوران موسوم به سازندگي از سال 1368 و به علاوه مصادف شدن با رحلت امام خميني (ره) (به عنوان ايدئولوگ انقلاب) قطعا” انقلاب اسلامي دوره ترميدور خود را آغاز نموده است. شاخص هايي چون رشد مصرف گرايي، شکاف طبقاتي، اهميت دادن به ثروت (عليرغم شعار هاي مستضعف گرايانه انقلاب) زمزمه ايجاد رابطه کشور هايي که از منظر گفتمان سنت گرايي ايد ئولوژيک، ((شرقي)) و ((غربي)) ناميده مي شوند، اهميت دادن و پيدايش مظاهر فرهنگي – اجتماعي تمدن غربي و نظاير آن بهخ عنوان مستندات کساني است که به ((نظريه ترميدور انقلاب اسلامي)) معتقدند. (ربيعي، 1380، صص 235-234)
يکي از مصاحب نظران مي گويد: ((هاشمي رفسنجاني)) بر خلاف بسياري از اهم لباسان خودش معمولا” منطبق با مقتضيات زمانه و دگرگوني هاي جهاني عمل نموده است. عليرغم بسياري از رو حانيون ديگري که به غرب و جهان بيرون از جغرافيا ي سياسي ايران با رويکردي خصمانه ومنفي مي نگرند، ايشان همواره در صدد ايجاد پيوند با مدرنيته بوده است. (زبيا کلام، 130، ص 52) لذا استرانژي جديد با تلاش در کاهش دخالت دولت در اقتصاد، خصوص کردن صنايع و شکرتهاي دولتي، کاهش سوبسيد ها و نيز سعي در عدم خصومت با سرمايه گذاري هاي خارجي آغاز شد. (مدني، 1374، صص145-144)
((انوشيروان احتشامي)) در کتاب ((سايست خارجي ايران در دوران سازندگي)) مي نويسد: هدف اصلي اين مقطع را بايد در احياء و بازسازي دانست. مطمئنا” روند انقلاب اهميت يافت. چنين وضعيتي را که منجر به بازسازي مجدد روابط سرمايه داري در جامعه انقلابي مي باشد، ((گراش)) در ابعاد انفعال و ايستايي انقلاب (Passive revolution) بيان مي دارد. همچنين ((راکس برو)) اين فرآيند را ناشي از شرايطي مي داند که نخبگان سياسي جامعه تلاش هايي به منظور توسعه اقتصادي به انجام مي رسانند ودر نتيجه مالکيت و قدرت بورژوازي توسط انقلاب مصادره نمي شود. (احتشامي، 1378، صص217-215)
همانگونه که سياست هاي جديد رئيس جمهوري هاشمي رفسنجاني نشان مي داد، ايران تلاش هاي گسترده‎اي را انجام داد تا بتواند به خود کفايي لازم در اقتصاد ملي دست يابد.
اذعان داريم که پذيرش بي قيد و شرط قطعنامه 598 مجمع عمومي سازمان ملل متحد و قبول آتش بس (cease-fire) که يک دفعه توسط ايران صورت گرفت، اغلب با مناظراتي در ميان فرهنگ سياسي نخبگان مواجه گرديد والبته اين امر از چشم ناظران بين المللي نيز مخفي نمانده بود.
با اينکه طي روز هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نخبگان ساسي حامل گفتمان سنت گرايي ايد لوژيک، خواستار بهره گيري از هر وسيله براي صدور انقلاب بودند؛ اما روند جديدي که متعاقب پذيرش قطعنامه 598 حاصل شد، نمايش خارجي طرح ايد ئولوژي انقلاب اسلامي بمراتب کاهش يافت و حتي رويکرد نخبگان نسبت به هويت ملي نيز تغيير محسوي پيدا کرد. غالب نخبگان سياسي دهه اول انقلاب از جمله دکتر محمد جواد لاريجاني به اين باور رسيده بودند که ابتدا ايران را بايد به عنوان کشور نمونه و ام القراي جهان اسلام بسازيم تا بدان وسيله الگوي ساير نظام هاي سياسي قرار بگيريم. (احتشامي، 1378، صص 86-85)
يکي از مهمترين پيامد هاي اين دگرگوني و تحول گفتمان اول به گفتمان دو م، ظهور يک ((قشر تکنوکرات جديد)) شامل مديران دولتي و صنعتي، متخصصان حرفه اي، کارگران ماهر، دانش آموختگان نسل جديد و فن سالاراني بود که نهايتا” به رشد طبقه متوسط جديد منجر شد. طبقه اي که مهمترين تقاضاي آن، مشارکت و فعالانه در امور سياسي بود و مي خواست هويت ملي خود را به نحو مطلوبي شناسايي و ارزيابي نمايد.
شايان ذکر است که هانتيگتون نوسازي اقتصادي را موجب رشد طبقه متوسط جديد دانسته و معتقد است
که بتديج با رشد و گسترش اين طبقه، افزيش تقاضا براي مشارکت سياسي صورت مي گيرد:
افزايش تقاضا براي مشارکت سياسي رشد طبقه متوسط جديد نوسازي اقتصادي
در انطباق با شرايط جديد، محور اصلي سياست خارجي نخبگان را مي توان در مواردي نظير اعاده ثبات سياسي در حوزه خليج فارس، گسترش روابط با کشور هاي اورپايي و سازمان هاي بين المللي و همچنين بازسازي روابط ديپلماتيکي دانست که طي جنگ هشت ساله ايران و عراق، به وخامت گراييده بود. به علاوه گسترش روابط ايران با سازمان کنفرانس اسلامي وتوسعه روابط با کشور هاي عضوسازمان همکاري اقتصادي منطقه اي (اکو) را بايد از اين منظر مورد توجه قرارداد. (احتشامي، 1378، صص 14-13)
در دهه دوم انقلاب اسلامي، هر چند هنوز ايران جزيي از “امت اسلامي” و “دارالاسلام” محسوب مي شود وانگهي به دليل ابهام و عدم شفافيت برخي گزاره هاي گفتماني “سنت گرايي ايدئولوژيک” و نيز وجود محدوديت ها و چالش هاي داخلي و خارجي عصر جديد، بر نوعي هويت ملي نسبتا” متمايز از رويکرد گفتماني پيشين تأکيد مي گردد.

4-32-2) بستر هاي تکويني گفتمان مردم سالاري ديني و تأثير آن بر تحيکم و تداوم هويت سرزميني ايران
در اوايل انقلاب بسياري از گزاره هاي گفتماني انقلاب به صورت ناقص باقي ماندبود. چناچه روشنفکران، نخبگان، فقها و روحانيون در متن گزاره هاي گفتماني قرار گرفته و با واقعيات و تحولات زمانه به طور عيني و علمي برخورد مي نمودند، بسياري از مسائل نظري و تئوريک در هاله اي از تفسيرهاي متعدد فرو مي رفت و زمينه براي حاملان گفتمانهاي مختلف پي در پي فراهم مي گرديد.
“در دسترس بودن” يعني پاسخگويي به موقع نسبت به تقاضاهاي مشروع و قانوني مردم ساکن در هويت سرزميني، يعني تدبير همراه با تغيير پويايي، يعني ظرفيت و قابليت تبديل “دگر” به “خودي” يعني استعداد تبديل شدن به “جزيي” از راه حل مشکلات هويتي ملي و نه قسمتي از معضلات جامعه.
در واقع، رأي دوم خرداد، از يک طرف رأي به معنويت، خرد باوري، قانون مداري، آزادي، جامعه مدني بود. رأي به خاتمي، درخواست اکثريت قاطع مردم براي اتخاذ رويکردي جديد نسبت به هويت ملي بود. اگر به فرموده معمار بزرگ جمهوري اسلامي ايران امام خميني (ره) (ميزان رأي ملت است) اعتقاد داشته باشيم آنگاه بايد بپذيريم که خاتمي با رويکرد جديدي تحت عنوان “مردم سالاري” به جغرافياي سياسي ايران و مجموعه ايرانيان نگريست و بدين شيوه، آنان را با گفتمان خود همراه ساخت.
پس از انقلاب اسلامي، برخي از ارکان نظام سياسي و بعضي از انديشمندان اين سامان، بطور مضاعف سرگرم پروراندن هويتي براي اين ملت شدند که تماما” بر اسلام و مفاخر اسلامي تکيه داشت
حتي عده اي تا آنجا پيش مي رفتند که “مليت” تلقي نموده، “هويت ملي” را در چالش با “هويت اسلامي” دانستند و البته اين دو، راهي را پيمودند که معمولا” با طبيعت حقيقي ساختار هويتي ايران انطباق نداشته است.
شايان ذکر است که ملي بودن و هويت ملي جداگانه نسبت به ديگران داشتن مورد تأييد قرآن کريم نيز مي‎باشد. آنجا که فرمايد: “ياايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا” و قبائل لتعارفو، ان اکرمکم اتقيکم” بي ترديد، اصل “ملت” بودن و “هويت ملي” داشتن با اسلام

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ کار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل متحد، صدور انقلاب، سازمان ملل