منابع پایان نامه ارشد درباره صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

به حاصل رقابت رخ داده و موضوع با شاخص بي‌ثباتي سياسي همراه بوده است.
8ـ رهبري نظام تمام كانالهاي رقابت بر انداز يا منحرف را مسدود كرده است.
9ـ در مجالس سوم و چهارم بي‌ثباتي سياسي در شكل تغير دادن وزراي دولت از راه استيضاح يا تلاش براي تغيير آنها صورت گرفته است.
10ـ رقباي سياسي در تنگناهاي سياسي، گاهي نطق‌هاي انتقادي بر ضد مسئولين و مباني نظام سياسي از تريبون‌هاي رسمي و مطبوعاتي صورت داده‌اند.

انتخابات رياست جمهوري و تصاعد رقابت‌هاي درون ساختاري
برگزاري انتخابات در خرداد 1380 را مي‌توان به عنوان نقطه عطف جديدي در رويارويي‌هاي سياسي تلقي نمود، اين امر مي‌تواند سطح جدال بين بازيگران را به حداكثر برساند.
علت اصلي اين موضوع را بايد (فقدان قاعده‌مندي) در روابط رويكردهاي سياسي دانست، از سوي ديگر هر گروه سياسي، نسبت به عمل كرد و هدفهاي گروه ديگر داراي سوءظن مي‌باشند، چنين ادراكي نسبت به هدفهاي ساير نخبگان، زمينه جدال و دشمني بين آنها را فراهم مي‌آورد.
نخبگان سياسي امروزين نظام جمهوري اسلامي ايران نه تنها در عرصه «تاكتيهاي سياسي» و «هدفهاي ساختاري» رويكردهاي متفاوتي دارند، بلكه بايد بر اين امر نيز تاكيد داشت كه آنان داراي «سازمان و هنجارهاي ارزشي» متفاوتي نيز مي‌باشند. شواهد موجود نشان داده است كه نخبگان ايران داراي «وجه ادراكي» متفاوتي نسبت به پديده‌ها و ساختارهاي موجود مي‌باشند. اين امر نشان مي‌دهد كه رهبران گروه‌هاي سياسي و نخبگان كشور، داراي «ساختارهاي عقلاني ـ معرفتي» متفاوتي مي‌باشند، چنين امري زمينه ظهور الگوهاي تحريكي «در روابط سياسي» و علاقه‌هاي عملي در رويكردهاي ساختاري را ايجاد مي‌كند.
بر اين اساس هرگروه و جريان سياسي از الگو و روندهاي متفاوتي براي «متقاعدسازي مخاطبان» خود بهره مي‌گيرد، در اين روند، «الگوهاي كنش متفاوتي» در رفتار گروه‌هاي اجتماعي ظهور مي‌يابد. اين الگوها، داراي «گروه‌هاي مرجع» مي‌باشند.
جامعه‌شناسان بر اين عقيده دارند كه جنبش‌هاي اجتماعي، انعكاس تمايل‌هاي گروه‌هاي مرجع در رفتار و گرايش‌هاي قشرهاي اجتماعي مي‌باشد، شواهد موجود نشان مي‌دهد كه نخبگان سياسي ايران داراي «شكاف گفتماني» گرديده‌اند، اين امر زمينة ظهور ساير شكل‌هاي روياروئي سياسي در روند رقابت‌ها را فراهم مي‌كند.
برخي از گروه‌ها در روند ظهور گفتمانهاي جديد از «رويكردهاي ارزش محور» حمايت مي‌كنند اين امر ريشه در مباني گفتماني و وجه ادراكي دوران جنگ دارد، طبعاً اين موضوع «با گفتمان انقلاب محور» پيوندهاي عميقي دارد.
اين رويكرد اعتقاد دارد كه ظهور گفتمانهاي جديد،«مباني انسجام سياسي جامعه» را با روياروئي‌هاي كه ايجاد نموده، دچار اختلال كرده است. بر اين اساس، «گروه ارزش محور» در جدالها و رقابت‌هاي سياسي داراي رويكرد احساسي، عاطفي و حماسي است و با لحن سوگوارانه در حمايت از ارزش‌هاي ديني پيوند يافته است.
نقطه مقابل اين رويكرد مربوط به «گفتمان سلبي» و «پرسش گرايانه‌اي» مي‌باشد كه نقطة تمركز خود را بر «آزادي» و «دمكراسي» قرار داده است. اين رويكرد درصدد است تا ضمن بهره‌گيري از الگوهاي پوزيتيويستي «مثبت گرائي» روندهاي جديدي را مورد توجه قرار دهد كه مبتني بر «گفتمان عقلايي» خواهد بود.
موج اول «گفتمان عقلايي» را مي‌توان در «گفتار سازندگي» مورد توجه قرار دارد.
اين امر نتوانست بطور كامل پاسخگوي انتظارات جامعه باشد. «گفتار دوم خرداد» به عنوان «موج دوم گفتمان عقلايي» ظهور يافت، اين روند نيز ضمن پاسخگوئي به برخي انتظارات جامعه مطالبات جديدي را دامن زد، در شرايط موجود «گفتمان عقلايي» با بن‌بست ساختاري و اجتماعي روبرو شده است.
بنابراين در صورتيكه اين گروهها، گفتمان عقلايي را تبديل به «رويكردهاي احساسي ـ عاطفي» نمايند، جدال بين نخبگان حكومتي به نقطه نهايي خود مي‌رسد. «موج انتقال سياسي» در بستر رقابتهايي شكل مي‌گيرد كه بازيگران آن احساس ناكامي مي‌كنند، بنابراين هرگروه درصدد بر مي‌آيد تا از طريق «غلبه بر قاعده‌هاي بازي» روياروئي‌هاي سياسي را افزايش دهد93.

بخش دوم

ديدگاه‌هاي صاحب نظران سياسي

بخش دوم: ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران سياسي
فصل اول
ديدگاه دال و رقابت سياسي
رابرت دال در نظريه‌هاي خود، از تكثر سياسي ليبرال دفاع كرده است، وي حفظ ثبات قدرت سياسي در جوامع غربي را به استناد برخي شواهد و آمارهاي عيني از انتخابات، نحوة حل بحرانهاي مختلف اجتماعي و نحوه تخصيص ارزش‌ها مديون توزيع شديد قدرت سياسي توأم با اقتدار لازم ديده است.
خاستگاه پيدايي و تكوين نظريات كثرت گرايانة وي موجب شده كه علاوه بر جهان غرب، به صدور توصيه‌اي دستورالعمل گونه براي جهان سوم نيز مبادرت نمايد، اساس اين توصيه را تفاوت قوت دولت در جهان غرب و جهان سوم تشكيل مي‌دهد. از مطالب «دال» چنين بر مي‌آيد كه وي دولت را در نظام‌هاي غربي قوي تصور كرده و تكثر سياسي غربي در فضاي جديد جهاني را تحليل نموده است بعلاوه چنين به نظر مي‌رسد كه اين الگو به نظر وي براي جهان غرب الگويي مطلوب ارزيابي شده است كه توانسته كارايي رقابتي خود را در طول زمان نشان دهد. در عوض، وي دولت را در جهان سوم ضعيف ارزيابي كرده و در تناسب با اين برداشت، بر شكل‌گيري نهادهاي رقابت سياسي پيش از ايجاد، فعال شدن و عمل كردن خود رقابت سياسي تاكيد ورزيده94 است. در اين فرض اگر كشوري خواسته باشد به سوي مردم سالاري هرچه بيشتر گام بردارد بايد مراحلي چند را پشت سر گذارد:
اول اينكه به استحكام بخشيدن به چارچوب‌هاي بنيادين نظام سياسي از راه تدوين قانون اساسي ايجاد ديوان سالاري متمركز، نيروهاي قوي حافظ امنيت داخلي و امنيت ملي، بهينه‌سازي فرايند جامعه‌پذيري فرهنگي و سياسي بپردازد.
دوم اينكه تلاش نمايد سطح آگاهي عمومي و سياسي جامعه را از راه ارتقاي شاخص‌هاي آموزشي بالا برد تا در كل جامعه بطور واقعي دو احساس ايجاد گردد.
1ـ احساس داشتن حق دخالت در امور سياسي كشور براي بهره‌برداري از حقوق صريح و آشكار خود.
2ـ احساس مؤثر بودن نظر و ديدگاه افراد جامعه در تغييردهي جريان امور سياسي كشور.
سوم اينكه كوشش كند ساز و كارهايي براي هدايت جامعه به سوي شكل‌دهي مردمي مجاري بومي و مناسب اعمال مشاركت سياسي ايجاد نمايد تا نهادهاي اعمال مشاركت سياسي مردم بطور طبيعي شكل گيرد، يكي از فوايد مهم فرايندي كردن، ايجاد نهادهاي اعمال مشاركت سياسي، بومي شدن شكل و كاركرد آنهاست؛ به عبارت ديگر رويه مرسوم جهان سوم كه بر تقليد چشم بسته و كپي‌برداري از دنياي غربي استوار بوده و ناكارايي و بي‌ثباتي سياسي را به منزله پيامد خود عرضه كرده است، جاي خود را به نهادهايي ميدهد كه برآمده از بنيادهاي فرهنگي جامعه‌اي است كه در آن حيات يافته‌اند.
چهارم اينكه پس از شكل‌گيري تدريجي و طبيعي مبتني بر احساس نياز جامعه، نهادهاي اعمال مشاركت سياسي با اطمينان از پشتوانه ملي، كه براي تداوم حيات آنها وجود دارد، رقابت سياسي را اجازه دهد.
پنجم اينكه دامنه رقابت سياسي از محدود آغاز ميشود و بطور تدريجي گسترش خود را آغاز ميكند، اما هيچ گاه بدليل بنيادهاي فرهنگي مستحكمي كه دارد به چارچوب‌هاي نظام سياسي عامداً آسيب وارد نمي‌كند و خطوط قرمز نظام سياسي را در نمي‌وردد.

ديدگاه هانتينگتون و رقابت سياسي
هانتينگتون را از اين نظر بايد پيرو رابرت دال دانست كه در رهنمودهاي خود به جهان سوم، تلاش كرده منظور خود را شفاف و صريح بيان دارد. وي از اين موضوع در مباحث مربوط به كثرت گرايي در جهان سوم سخن گفته است، تصور وي از جهان سوم دنيايي را شكل مي‌دهد كه در آن دموكراتيزاسيون تقريباً در نيمه راه قرار دارد. هانتينگتون پذيرفته است كه دموكراتيزاسيون از جهان سوم نشأت نگرفته، طبيعي جهان سوم نيست؛ بلكه در جهان غرب رشد كرده و براي جهان سوم الگو واقع شده و كشورهايي چند به سوي اجرايي سازي آن گرايش پيدا كرده‌اند. در عين حال مشكلاتي كه فراروي دموكراتيزاسيون در جهان سوم قرار دارد از نظر وي دورنمانده است، در كتاب «موج سوم دموكراسي» وي انواع مختلفي از اين مشكلات را به نحو تبييني برشمرده، تلاش كرده است نشان دهد كه كشورهاي غير غربي واقع در جهان سوم، نسبت به امواج سه گانه دموكراتيزاسيون در چه موقعيتي قرار دارند.
در توصيه‌هايي كه وي براي آغاز كردن و تداوم بخشيدن به دموكراسي كرده تقريباً همه جا دسته‌اي متشكل و منسجم از افراد يا گروه‌هاي اجتماعي و سياسي را مفروض گرفته كه خواهان اجراي دموكراسي در كشورهاي خود هستند و براي رسيدن به آن كوشش مي‌كنند.
از نظر وي، حفظ ثبات سياسي يك نظام سياسي جهان سومي در گرو تشكيل احزاب سياسي قدرتمند و متكي به حمايت نهادينه شده توده‌اي است كه ترجيحاً بايد پيش از گرم شدن بازار رقابت سياسي تشكيل شده باشد. در نتيجه در اين ديدگاه، رقابت سياسي نسبت به نهاد خود تقدم نداشته، بلكه متأخر از آنست. حال مسئله مهم اينست كه در اين مرحله بايد مشخص شود چه نوع نظام حزبي مناسب‌ترين است و مي‌تواند بر استحكام ثبات سياسي بيش از پيش بيفزايد، پاسخ هانتينگتون كه به شكل پيش‌بيني اجمالي بيان شده چنين است:
«نظام‌هاي دو حزبي و نظام‌هاي داراي يك حزب مسلط، در درازمدت بيشتر از نظامهاي تك‌حزبي و يا چند حزبي، ثبات سياسي را برقرار خواهند نمود، زيرا نظامهاي دو حزبي و نظامهاي داراي حزب مسلط، نوعي رقابت حزبي را بوجود مي‌آورند كه در جذب گروه‌هاي جديد به درون نظام سياسي، كارايي بيشتري دارد. جذب منافع جديد اجتماعي و اقتصادي ناشي از نوسازي بدون بكارگيري اجبار براي نظامهاي تك حزبي كار دشواري است و حد نهايت به بروز بي‌ثباتي مي‌انجامد.»
جذب نيروهاي جديد اجتماعي به درون سياست در نظام چند حزبي تنها مي‌تواند از طريق افزايش تعداد احزاب صورت گيرد و نظام دو حزبي به گونه موثرتري مي‌تواند قطبي شدن را كه بنياد سياست مبتني بر وجود حزب است نهادينه سازد و تعديل نمايد.
بنابراين، خلاصه ديدگاه هانتينگتون آنست كه پيش از گسترش دامنه رقابت سياسي بايد يك نظام دو حزبي يا چند حزبي با يك حزب مسلط ايجاد شده، استحكام يابد و رقابت سياسي در چارچوب آن به جريان افتد؛ به عبارت ديگر، تنها ماشين حزبي با دو مشخصه ياد شده در جهان سوم پاسخگوي حفظ ثبات نظام سياسي است، در غير اينصورت بايد منتظر رويدادهاي خشونت بار و بي‌ثباتي كننده بود95.
ديدگاه لوسين پاي و رقابت سياسي
لوسين پاي عامل رقابت سياسي را در پرتو بحران مشروعيت نظام سياسي بررسي كرده است، بحران مشروعيت بوسيله پاي با مقدماتي تعريف شده است.
1ـ مسايل هويت و مشروعيت، بسيار به هم نزديك‌اند و در بعضي موارد بر يكديگر منطبق مي‌شوند اما بين بحران‌هاي هويت و بحران‌هاي مشروعيت تمايز روشني وجود دارد، زيرا مي‌توان تصور كرد مردمي از هويت خود تصوير واضحي داشته باشند، اما بر روي تقسيم و توزيع مناسب و پذيرفته شدة اقتدار ميان ساختارهاي گوناگون سياسي اجماع نظر نداشته باشند.
در نتيجه حل رضايت بخش بحران هويت چه بسا رفع بحران مشروعيت را شامل نگردد96.
به عبارت ديگر بين بحران هويت و بحران مشروعيت نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است زيرا هر بحران مشروعيتي بحران هويت نيز هست اما هر بحران هويتي ممكن است بحران مشروعيت نباشد.
2ـ بحران مشروعيت به نحوي بارز به فشارهاي موجود بين برابري و ظرفيت در نشانگان توسعه ارتباط دارد.
توضيح اينكه؛ چون مشروعيت، خصيصه‌اي از نظام سياسي است، به شكل خاصي با عملكرد ساختار حكومتي در ارتباط نزديك است و بنابراين در تعيين ظرفيت نظام نقش اساسي دارد؛ به عبارت ديگر، پذيرش و تأييد مشروعيت با مردم است و اين امر احتمالاً آنگاه تحقق مي‌يابد كه به نظر رسد زمامداران به اصول برابري احترام گذاشته‌، تمايزات را تنها به منزله واقعيت اشكال مناسب انفكاك ساختاري تلقي مي‌كنند.
بنابراين، تمامي پيشرفتهاي حاصل در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مجلس پنجم، حداد عادل Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره اعتماد شهروندان