منابع پایان نامه ارشد درباره شهر اصفهان، روش پژوهش، جانبازان اعصاب، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

فشار و الزام قرار مي گيرند که البته بسته به نوع رفتاري که از خود سر مي زنند احساس فشار و الزام خواهند کرد، لذا ممکن است فشار به حدي زياد باشد که اقدام به خودکشي نمايند، که نمونه ي آن خودکشي زنان هندو در جامعه اي بود که بنابر عرف آن جامعه زنان مي بايست خود را با جسد مرده ي شوهرانشان به آتش مي کشيدند.
با بررسي هاي انجام شده مي توان دريافت که عموماً چهار گروه بيشتر از سايرين در معرض خودکشي قرار دارند.
1- آنان که در حد بسيار زيادي در جامعه منزوي شده اند. مانند بيماراني که سال ها در بستر بيماري بوده اند سالخوردگان ساکن آسايشگاه هاي سالمندان و…
2- آنان که در حد بسياري زيادي به گروه احساس تعلق مي کنند و نمي توان آنها را از گروه جدا نمود مانند نظامي ها، شبه نظامي ها و…
3- آنان که ناگهان از گروه اخراج مي شوند مانند بازنشستگان، اخراج شده ها، مطلقه ها و…
4- آنان که بدون اختيار خود به عضويت گروهي در آمدهاند زندانيان و …. (صديق سروستاني،1383: 168). بطور کلي عوامل خودکشي را مي توان در سه حوزه کلي دسته بندي نمود:
– اختلالات رواني و پزشکي
– مسائل اجتماعي
– مسائل ارگانيکي و جسماني
اختلالات رواني در حوزه ويژگي هاي فردي است، اعتياد، الکليسم، اسکيزوفرني و … موجب بروز حالتي در فرد مي گردد که وي را به سوي خودکشي هدايت مي نمايد. در حالي که مسائل اجتماعي بيشتر به مسائلي چون مشکلات خانوادگي، بيکاري، جرم، محروميت، فقر، جدائي و … مي پردازد. در اين حوزه هم نمي توان بصورت کامل منفک و مجرد از مسائل فردي به بحث نشست به هر روي هم ويژگي هاي فردي مي تواند منجر به بروز مسائل اجتماعي گردد و هم مسائل اجتماعي مي تواند ويژگي هاي فردي را توليد يا تشديد نمايد.
اعتياد، الکليسم و بسياري از بيماري هاي رواني مي تواند محصول مسائل اجتماعي باشد و از سوي ديگر فردي که قابليت هاي زندگي اجتماعي را ندارد و همچنين درونگرا و گوشه گير است از اعتماد به نفس کافي برخوردار نمي باشد حساس و بدبين است، ساده و خوش باور است و … در حل مسائل روزمره زندگي اجتماعي خويش دچار مشکلاتي مي شود که منجر به خودکشي مي گردد اما گزينه سوم که شامل مسائل ارگانيکي و جسمي است ارتباطي مستقيم با بحث مورد نظر ما دارد که شامل مشکلات و مسائل جسمي مانند بيماري ها و معلوليت ها مي باشد. بديهي است جانبازان که به نوعي معلوليت دچار مي باشند در هماهنگ شدن با گروهي که به آن تعلق دارند دچار مشکلاتي خواهند شد که حل آنها يا عدم توان حل آن نتايج مختلفي خواهد داشت، هر چند که نمي توان انتظار داشت اين مشکلات و مسائل مختلف ممکن است منجر به خودکشي شود اما احتمالاً پيامدهايي به همراه داشته باشد که به مراتب تأثيرات سوء آن از خودکشي نيز بدتر باشد.
3) عوامل اجتماعي مؤثر بر خودکشي
در تبيين جامعه شناختي خودکشي شناسايي عوامل اجتماعي که موجب رخ دادن پديده خودکشي مي گردد مهم مي باشد عاملي چون رفاه اقتصادي، فقر، طلاق، اعتياد، زندگي سنتي و مدرن و …. تمام عوامل فوق مي توانند دلايلي براي خودکشي باشند.
رفاه اقتصادي و افزايش درآمد افراد موجب فردگرا شدن ميگردد و افراد را از تعلقات جمع گرايانه جدا و به حوزه اي کاملاً فردي وارد مي نمايد در چنين حالتي پيوندهاي اجتماعي افراد بسيار ضعيف و محدود به گروه و طبقات خاصي آن هم در امور خاصي مي گردد اصولاً همبستگي هاي مکانيکي و روابط عاطفي قوي کمتر است و بيشتر پيوندها مبتني بر نيازهاي شغلي و طبقاتي است حتي در اين خانواده ها و افراد ازدواج مساله اي براي دست يافتن به موقعيت اقتصادي و اجتماعي بهتر تلقي مي گردد يا براي رسيدن به جهاني نو اين دسته از افراد چون به سمت فردگرايي پيش مي روند در حل مسائل خود نيز سعي در تکروي و تنها بودن دارند و در نهايت نيز با مشکلات فراواني روبرو مي شوند و از همين رو نرخ خودکشي در کشورهاي فنلاند، دانمارک، بلژيک، ايلات متحده، انگلستان و استراليا بالاتر است(ستوده،1386: 220).
اما از ديگر متغيرهاي اجتماعي که در بررسي آماري افزايش خودکشي را نشان مي دهد زندگي صنعتي و گسترش شهرنشيني است. شهر نشيني از علائم و عوارض مدرنيته است هر چند مدرنيته داراي جنبه هاي مختلف و پيچيده اي است که ويژگيهاي خاص خود را براي آن به همراه دارد اما شهرنشيني را به عنوان سمبل آن مي توان مورد توجه و دقت قرار داد چرا که گسترش شهر نشيني در اثر صنعتي شدن جوامع و گسترش صنعت است در نهايت زندگي شهري که ويژگي هاي منحصر به فردي داشت موجب بالارفتن توقعات، کار زياد، فاصله گرفتن آدم ها از هم، کاهش همبستگي مکانيکي و افزايش وابستگي ارگانيکي و در نهايت جدا شدن آدم ها ازيکديگر و افزايش حس تنهايي در آنان مي شود البته با گسترش فرهنگ زندگي شهري و رشد مصرف گرايي به روستاها، شکل زندگي روستايي به معني سابق اهميت خود را از دست داد به همين دليل امروزه در بسياري از کشورها چون ايالات متحده ما شاهد رشد خودکشي در روستاها هم هستيم.
مذهب از ديگر عوامل اجتماعي موثر بر خودکشي است براساس بررسي هاي دور کيم نرخ خودکشي در گروه هاي مذهبي با ميزان همبستگي اجتماعي طرفداران مذاهب مختلف ارتباط دارد. البته برخي از اديان و مذاهب مانند اسلام بطور کلي خودکشي را رد کرده و آن را عملي مذموم مي شمارند به گونه اي که فردي که خودکشي نمايد مرتکب عمل خلاف شرع شده و مستوجب عقوبت مي باشد در حالي که مکاتبي چون کنفوسيوس، بودا و هندوئيسم مخالفت چنداني با خودکشي ندارند.
يکي از عوامل اجتماعي ديگري که به شدت در افزايش و کاهش خودکشي نقش اساسي دارد دين مي باشد. دين قادر است که در جوامع مختلف با ايجاد هنجار و ارزش هاي اجتماعي خاص رفتار و عمل کنشگران اجتماعي را به سمت و سويي خاص سوق دهد، اين در حالي است که به همان اندازه نيز در ايجاد همبستگي و روحيه ي تعاون در افراد جامعه تأثيرگذار است. يکي از فاکتورهاي اساسي که نشان دهنده ي ميزان همبستگي بالا در يک جامعه ي خاص مي باشد ميزان سرمايه ي اجتماعي مي باشد، که يکي از ابعاد سرمايه ي اجتماعي ميزان مشارکت افراد و گروه ها در فعاليت هاي اجتماعي است که اين خود منجر به ايجاد فعاليت هاي دسته جمعي بدون از بين رفتن فرديت افراد مي شود که در نتيجه اين مشارکت خود مي تواند عاملي اساسي در بازدارندگي افراد از ارتکاب خودکشي باشد، ذکر اين مطالب به اين خاطر بود که دين يکي از عوامل به شدت قدرتمند در جامعه مي باشد که مي تواند نقش زيادي را در ايجاد سرمايه ي اجتماعي در جامعه بازي کند.
بطور کلي هر نوع تقويت پيوندهاي اجتماعي موجب کاهش نرخ خودکشي و هر نوع عملي که موجب کم رنگ يا بريده شدن پيوندهاي اجتماعي گردد موجب افزايش ميزان خودکشي مي گردد، به همين دليل طلاق در برابر ازدواج، مرگ و مير در برابر زاد و ولد، بيکاري در برابر اشتغال، اخراج در برابر پذيرش و …. موجب افزايش و کاهش نرخ خودکشي ميگردند هر چند در مطالعه و بررسي آسيب هاي اجتماعي چه در توليد و چه درپيشگيري و درمان پيوندهاي اجتماعي از مهمترين عناصر مورد توجه هستند در خودکشي اين پيوندها از اهميت قابل ملاحظه و چشمگيري برخوردارند به گونه اي که در تمام انواع خودکشي هايي که دورکيم شناسائي کرده اثر ميزان پيوندهاي اجتماعي بر خودکشي يا عدم خودکشي قابل ملاحظه مي باشد.

2-15) مطالعهي تحقيقات پيشين
1) سليمي و ديگران(1387) در پژوهشي با عنوان ابعاد رضايت زناشويي در همسران جانباز علاوه بر اينکه به بررسي تعيين ابعاد رضايت زناشويي در همسران جانباز جنگ تحميلي مي پردازند، بلکه همچنين رابطه ابعاد رضايت‏ زناشويي با سلامت رواني و مشکلات روان‏شناختي را نيز مورد بررسي و ارزيابي قرار مي دهند. روش پژوهش آنها نيز در تحقيق حاضر کمي و از پرسشنامه ساخت يافته براي جمع آوري اطلاعات استفاده شده است، بدين منظور از 104 نفر از همسران جانبازان(اعصاب و روان يا شيميايي)درخواست شده تا پرسشنامه‏هاي اين تحقيق را پاسخ دهند. آنها در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگويي به اين سؤال بوده اند که آيا همسران جانباز جنگ رضايت زناشويي مطلوبي دارند؟ نتايج‏ اين پژوهش نشان مي دهد که بين متغييرهاي جمعيت‏شناختي و رضايت زناشويي کل‏، رابطه معناداري وجود ندارد به عبارتي ديگر اکثريت همسران جانباز رضايت زناشويي‏ متوسط دارند. افزون بر اين، بيشترين و کمترين همبستگي بين نمره کل‏ رضايت زناشويي به ترتيب با زير مقياس‏هاي حل تعارض و جهت‏گيري‏ مذهبي به دست آمده است. همچنين يافته‏ها ي پژوهش نشان داده است که بين رضايت‏ زناشويي و مشکلات روان‏شناختي رابطه منفي و معنادار وجود دارد.در مجموع مي‏توان از نتايج اين پژوهش بيان کرد،که همسران جانباز جنگ تحميلي با توجه به‏ باورهاي مذهبي و پذيرش احتمال آسيب‏هاي شديد جسماني و رواني‏ شوهران خود با همسران خود رابطه رضايت‏بخش زناشوئي داشته‏اند و تعداد فرزندان، درصد جانبازي، و افزايش سن نتوانسته اين رابطه را به طور معنادار خدشه‏دار کند. ولي در نهايت نويسندگان کمک‏هاي روانشناختي را براي‏ جلوگيري از آسيب‏هاي احتمالي و فرسودگي توصيه مي کنند.
2) در پژوهشي ديگر با عنوان تأثير معلوليت جانبازان 52 درصد به بالا بر مسائل خانواده از ديدگاه همسران آنها در شهر اصفهان، قلي زاده و مرتضوي کهنگي(1384) به بررسي تأثير معلوليت جانبازان 52 درصد به بالا بر مسائل خانوادگي از ديدگاه همسران آنها در شهر اصفهان پرداخته اند، روش پژوهش حاضر کمي و جمع آوري داده ها از طريق پرسشنامه ساخت يافته صورت گرفته است. جامعه ي آماري پژوهشگران نيز 810 نفر از خانواده هاي جانباز شهر اصفهان بود که نمونه به صورتي تصادفي از بين آنها انتخاب شده اند. نتايج به دست آمده در مورد سؤالات پژوهش حاکي از اين مي باشد که معلوليت جانبازان 52 درصد به بالا بر روي مديريت خانواده، امور تربيتي‌ فرزندان، روابط عاطفي و رواني اعضاي خانواده، امور تحصيلي فرزندان و امور اقتصادي و معيشتي خانواده بيش از حد متوسط با احتمال 59 درصد تأثير داشته؛ ولي بر روي رفتار اجتماعي اعضاي خانواده کمتر از حد متوسط بوده است.
در ارتباط با پيشينه ي تحقيق بايد گفت که تلاش پژوهشگر در اين راستا بوده که مرتبط ترين منابع مربوط به موضوع پژوهش مورد تحليل قرار گيرد.
3) تولائي و حلي ساز در پژوهشي با عنوان بررسي همه گير شناسي خودکشي موفق در جانبازان با بررسي 82 پرونده خودکشي جانبازان که به کميسيون پزشکي بنياد ارجاع شده و توسط يک پرسشنامه 28 سوالي مورد بررسي قرار گرفته بودند به اين نتيجه رسيدند که بيشتر خودکشي ها توسط افراد جوان ، متأهل، بيکار، با وضعيت اقتصادي ضعيف و سطح تحصيلاتي پائين صورت گرفته است. که در اين ميان همچنين 17.1 درصد مجرد، 74.4 درصد، 7.3 درصد بيسواد، 56 درصد ابتدائي 14.6 درصد راهنمائي،17.1 درصد دبيرستاني و 4.9 درصد دانشگاهي بوده اند.
4) در پژوهشي ديگر که توسط تيمي اساتيد پزشکي دانشگاه مازندران در سال 1376 مورد بررسي قرار گرقته است به بررسي همه گير ي اختلالات رواني در جانبازان ساري پرداخته اند. اين پژوهش روي 200 نفر از جانبازان با معلوليت 25 درصد و بالاتر انجام گرفته است که در نهايت آنها به اين نتيجه رسيدند که 85.5 درصد از افراد مورد مطالعه دچار نوعي اختلال رواني بوده اند، به لحاظ موقعيت شغلي کارمندان و افراد بيکار با 26.5 و 21.5 درصد بالاترين سطح شيوع را داشتند و در پايان اينکه بيشترين شيوع در جانبازاني با معلوليت 25 تا 39 درصد مي باشد.
5) عبادي و همکاران(1391) در پژوهشي با عنوان مقايسه تأثير آموزش دو روش حل تعارض و مديريت هوش هيجاني بر رضايت از زندگي همسران جانبازان اعصاب و روان به مقايسه ي دو روش تأثير آموزش بر حل تعارض و مديريت هوش هيجاني بر رضايت از زندگي همسران جانباز اعصاب و روان پرداخته اند. نمونه مورد نظر 90 نفر از همسران جانبازان اعصاب و روان در بيمارستان بقيه الله بوده که با تخصيص تصادفي در سه گروه حل تعارض، مديريت هوش هيجاني و شاهد تقسيم شده اند. براي گروه حل تعارض برنامه آموزشي در سه جلسه دو ساعته به مدت سه هفته و براي گروه مديريت هوش هيجاني برنامه آموزشي در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سوء مصرف مواد، خواجه نظام الملک، ازدواج مجدد، مواد مخدر Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره همبستگی اجتماعی، نظام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، مسایل اجتماعی