منابع پایان نامه ارشد درباره سیر و سلوک، تاریخ تصوف، زبان عرفان، عرفان و تصوف

دانلود پایان نامه ارشد

زبان عرفان و همچنین رمزی و معماگونه بودن بیانات عرفا و به دلیل فرا عقلی و شهودی بودن مضامین عرفانی در تحقیق و تفسیر آثار عرفانی ضرورت فراوان دارد.
از این جهت در این پژوهش سعی در بررسی اصطلاحات عرفانی و تفسیر ظرایف و مکنونات سخنان ارزشمند نجمالدین رازی در کتاب «مرصادالعباد من المبدأ إلی المعاد» در قرن هفتم و عزّالدین محمود کاشانی در کتاب «مصباحالهدایه و مفتاح الکفایه» در قرن هشتم شده و هر دو اثر، به لحاظ اندیشههای عرفانی نویسندگان آن، در میزان تشابه یا تفاوت در ساختار و محتوای اصطلاحات و تعابیر عرفانی مورد بررسی و مقایسه قرار میگیرد.
نگاهی به آثار مذکور نشان میدهد هر دو، در زمینه حکمت صوفیانه نوشته شدهاند که شامل مسائل نظری و عملی و اخلاقی در اصول عقائد صوفیه، احوال و مقامات، آداب معاش و معاد و سیر و سلوک با استفاده از شعر، حکایات و سخنان بزرگان به زبان عرفانی و همچنین تفسیر آیات قرآن کریم و احادیث به سبک عرفانی است که هر دو اثر، بنا به درخواست مریدان و شاگردانشان تألیف شده و جنبه تعلیمی دارند.
تأملات نجمالدین رازی در مرصادالعباد در حوزههای انسانشناسی، فلسفه و ذهن و به خصوص معرفت، در تاریخ تصوف اسلامی بسیار حائز اهمیت است وی در این کتاب فرهنگ صوفیانه روزگار خویش را به فارسی با نثری روان ثبت کرده و اصطلاحات عرفانی را که در جای جای کتاب آمده توجیه و تبیین کرده است،که نشانگر اشراف نجمالدین بر علوم زمان و تسلط به مسائل عرفانی و اخلاقی است.

مصباحالهدایه در اصل ترجمه فارسی عوارفالمعارف شهابالدین عمر سهروردی از حکمای قرن هفتم هجری است، در واقع بیش از یک ترجمه صرف است و خود یکی از نمونههای درخشان نثر ادبی و دقیق عرفانی است که در نوع خود کمنظیر است.
در این پژوهش، اصطلاحات و تعبیرات به ترتیب حروف الفبا مرتب و در ذیل هر اصطلاح معانی بدست آمده بر اساس شواهد موجود در دو کتاب نوشته شده و همچنین برای تبیین بهتر، مطالب سایر کتب و شروح و فرهنگهای عرفانی نیز مورد استناد واقع شده است.
1-2- اهداف
آشنایی با عرفان نجمالدین رازی و عزّالدین محمود کاشانی است.
آشنایی با مکاتیب تأثیرگذار و تأثیرپذیر از عرفان این دو عارف میباشد.
بررسی تعابیر و مفاهیم عرفانی و مقایسه، تفاوتها و تشابهات هر دو اثر در این پژوهش میباشد.
1-3- فرضیه
در کلام نجمالدین رازی نفوذ جذبه عشق الهی کاملا مشهود است.
مکتب عزّالدین محمود کاشانی، مکتب تلفیق حقیقت، طریقت، شریعت است.
عرفان رازی مبتنی بر وحدت وجود و کشف شهودی است.
بررسی اصطلاحات و تعابیر عرفانی مرصادالعباد نشانگر تأثیر او، از دو مکتب عشق و عبادت میباشد.
دیدگاه ممتاز عرفان رازی، در شاهکار او مرصادالعباد جاودانه شده است.
مقایسه مرصادالعباد و مصباحالهدایه بیانگر این مسأله است که هر دو عارف بزرگ نقش بزرگی در تکوین هویّت فرهنگی این سرزمین داشتهاند.
1-4- پیشینه
در عرصۀ گسترده عرفان و تصوف با توجه به وجود مکتب‌هاي گوناگون عرفاني و اصطلاحات خاص هر مکتب، نیاز به بررسی دقیق اصطلاحات هر یک از آثار عرفانی می باشد.
اصطلاحات عرفانی مرصادالعباد، در هیچ گونه اثر مستقل بررسی نشده و به سبب اهمّیت موضوع انجام تحقیقی مستقل در این زمینه ضروری مینماید، آشنایی با عرفان نجمالدین رازی و عزّالدین محمود کاشانی.
1-5- روش
روش تحقیق در این پایاننامه مانند دیگر رشتههای علوم انسانی توصیفی-تحلیلی و به صورت کتابخانهای است. به این ترتیب که ابتدا کتابها و مقالات مرتبط با موضوع مطالعه و بعد از فیشبرداری مطالب مورد نیاز، تنظیم شده، سپس اصطلاحات عرفانی هر دو کتاب طبقهبندی شده و به شرح و تفضیل آنها پرداخته شده است.

فصل دوم
عرفان و مکتب
دو عارف

2-1- عرفان
با عشق جمال ما اگر همنفسی یک حرف بس است اگر برین در تو کسی
تا با تویی تست در ما نرسی در ما تو گهی رسی که در ما برسی

عرفان ظهور مکتبی، فکری فلسفی است در نتیجه بازتاب اندیشههای بشری در خصوص معرفت خداوند متعال و قرب و منزلت در پیشگاه آن حضرت و شناخت حقایق امور و رموز کاینات است از طریق کشف و شهود و سرشار از تعالیم الهی است که بیشک سر منشأ و مولد این تفکر عرفانی، جهانبینی الهی و تمسک به قرآن کریم است.
«تصوف یا عرفان در نزد مسلمین عبارت است از طریقه مخلوطی از فلسفه و مذهب که به عقیدۀ پیروان آن، راه وصول به حق منحصر بدان است و این وصول به کمال و حق، متوقف است بر سیر و تفکر و مشاهداتی که مودّی به وجد و حال و ذوق میشود و در نتیجه به نحو اسرارآمیزی، انسان را به خدا متصل میسازد. پیروان این طریقه، به صوفی و عارف و اهلکشف معروفند و خود را «اهل حق» مینامند.» (تاریخ تصوف در اسلام ، غنی)
رهروان این طریق معرفت، عرفا و صوفیانی هستند که برای نیل به مقصود و اتصال به مبدأ کل از خود و تعینات خود میگذرند و با سیر و سلوک و گذشتن از مراحل مختلف و کسب مقامات و نایل شدن به احوالاتی به همراه ریاضت و مجاهده و مکاشفه و درک حقایق از طریق کشف و شهود و با ارشاد و هدایت شیخ در طی طریق، به مقام فنا هستی خود و بقا بالله میرسند.
البته عرفان از معدود مکتبانی است که با وجود تغییرات و تحولات فراوان در همة جنبههای زندگی بشر همچنان ضرورت وجود و بقای خود را اثبات کرده و اگر به مرور زمان دچار تحولاتی گردیده است و منجر به پیدایش فرقههای مختلف صوفیه شده، این تحولات در شیوة بیان و فروع قواعد بوده است نه، در اصول و مبانی اساسی آن. از جمله مکتبهای مهم تصوف: محاسبیه، قصاریه، مولویه، نقشبندیه، کبرویه…را میتوان نام برد.
با ترویج تصوف و به کمال و پختگی روی آوردن آن تدوین مسایل و مبانی و قواعد آن و سیر و سلوک و تعالیم صوفیه به صورت کتاب و رساله مورد علاقه خاص عرفا قرار گرفت که ثمرة آن بوجود آمدن مولفات بزرگ و مهم عرفان و تصوف است که میتوان از کتاب قوتالقلوب ابوطالب مکی، اللمع ابونصرسراج طوسی، مرصادالعباد نجمالدین رازی، رساله ابوالقاسم قشیری، اسرارالتوحید محمد بن منور، کشفالمحجوب هجویری، مصباحالهدایه و مفتاحالکفایه عزالدین محمود کاشانی…..را نام برد.
2-2- عارف
«عارف کسی است که از هستی خود محو و فانی شده باشد. عارف حقیقی به جز انسان کامل نیست.» (شرح گلشن راز، لاهیجی، ص59)
«عارف واقعی، همه چیز را حاکی از حق میشمرد و با عقیدۀ احدی معارضه نمی کند، بلکه معتقد است که در همۀ عقاید، هر قدر ضدّ یکدیگر جلوه کنند، حقیقت موجود است و جنگ و اختلافها جنگ رنگهاست.» (تاریخ تصوف، غنی، ص 43)
«در اصطلاح عارف کسی باشد که حضرت الهی او را به مرتبۀ شهود ذات و اسماء و صفات خود رسانیده و این مقام در طریق حال و مکاشفه بر او ظاهر گشته باشد نه از طریق علم و معرفت.» (شرح شطحیات، روزبهان)
انسان فطرتاً موجودی پاکسرشت است و همین ضمیر منزّه او را به صورت فطری به سوی سرچشمۀ پاکیها هدایت میکند، «فأقم وَجهک للدین حنیفاً فطرت الله الّتی فطر الناس علیها» (روم، 30). و برای وصول به این سرچشمۀ پاکیها و عشق ازلی ، ضمیر و دل خود را از اغیار و حبّ دنیا پاک میکند، و با تهذیب نفس از رذایل به کسب فضائل اخلاقی و معنوی میپردازد تا خود را، و روح و جان خود را مستعد ظهور جذبه و جلوۀ حق کند و با کشف و شهود و طی مراحل سلوک به همراه و یاری شیخ کامل واصل، به سر منزل مقصود رسد.
در طی حیات چندین هزار ساله بشری، انسانهای زیادی پا به عرصه عرفان گذاشتند. که بسیاری به بیراهه رفتند و گمراه شدند. اما بعضی از این انسانهای وارسته عاشق، در طی طریق این مسیر به سر منزل مقصود رسیدند و مجذوب حق گردیدند. از جمله عارفان وارسته: ابوسعید ابوالخیر، ابوالحسن خرقانی، بایزید بسطامی، منصور حلاج، روزبهان بقلی،…
و گروهی نیز اگر چه در این مسیر پر خطر به مرتبه و درجۀ این عاشقان واصل نمی رسند اما خود صوفی و عارف وارستهای هستند که قدم در این مسیر گذاشته و با سیر و سلوک و کسب مقامات درصدد گسترش تعالیم عرفانی و هدایت و ارشاد سالکان و عارفان برآمدند و برای ثبت این تعالیم دست به تصنیفات و تألیفاتی زدند تا مریدان و سالکان را در هر مکان و زمان هدایت کند. از جمله آثار سهروردی، آثار نجمالدین رازی، و آثار دیگر عارفان…
2-3- تصوف در قرن هفتم
«در قرن هفتم دو شیوه و مکتب تصوّف در ایران رواج داشته یکی طریقۀ وجد و حال و شوریدگی و وارستگی که رهروان این طریقت بیشتر باحوال و گفتار پیشروان تصوّف از حسین بن منصور و بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر نظر داشتند از معاصران نجمالدین عطار و بعد از او مولوی نمونۀ کامل این گروهند که شیوۀ آنان را تصوف عاشقانه باید نامید. در مقابل آنها مکتب علمی تصوف بوده که بیشتر راغب آداب و سنن و اوراد و اذکار بودهاند و از معاصران مألف محیالدین ابن العربی متوفی 638 و ابن فارض متوفی 632 از معاریف این دستهاند که روش آنان را تصوف عابدانه عبارت کردهاند.» (مرصادالعباد، ریاحی، ص30)
«در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري، دو سلسله بزرگ با دو مكتب خاص ظهور كرد، سلسله كبرويه در مشرق و سلسله سهرورديه در مغرب تحولات ناشي از هجوم مغول در اوايل قرن هفتم هجري و وجود گرفتاريها و رواج هراس و نگراني در ميان ايرانيان، از جمله عوامل توجه آنان به مشايخ صوفيه و كوشش براي پايدار شدن عقايد مذهبي است. افزون بر وجود شور و حال و هيجان و مستي، نوعي آميختگي با فلسفه نيز ديده ميشود كه اين آميختگي، تنها براي توجيه و تعليل ديدگاههاي صوفيانه به وجود آمده بود. در قرن ششم، فردي مانند عين القضاة، براي نخستين بار به چنين كاري دست زد. در قرن هفتم اين كار عموميت يافت و افرادي چون شيخ نجمالدين كبري (618 هـ.ق) در اين زمينه نگاشتند. صوفي بزرگ ديگري كه در قرن هفتم ميزيست، شيخ نجمالدين رازي، معروف به نجم دايه (654 هـ .ق) است. وي از تربيتيافتگان مجدالدين بغدادي، شاگرد نجمالدين كبري است.
نجمالدين در كتاب مرصادالعباد خود درباره آفرينش، از آغاز تا پايان و آغاز سلوك و نهايت سير و مقصد و عاشق و معشوق، به تفصيل سخن رانده است. هم زمان با او، در قرن هفتم، سعدالدين الحمدي (650 هـ .ق) نيز ميكوشيد آراي صوفيه را با شيوه استدلالي بيان كند. اين شيوه عرفان قرن ششم هجري، دنباله عرفان قرن پنجم است. با اين تفاوت كه در اين قرن، شيخ اشراق، «حكمت اشراق» را بنيان نهاد و با بهرهگيري از نظام فكري ايران باستان و فلسفه يونان، مكتبي جديد عرضه كرد. در اين دوره، تعصبورزي و نداشتن آزادي انديشه و اظهار رأي و آزادي بيان از مشكلات صوفيه است.» (عرفان و معنویت اسلامی، محمد اسماعیل زاده.)
«قرن هفتم، تصوف و عرفان شاهد تلفیق عرفان و حکمت اشراق و تدوین مکتب عرفانی (عرفان نظری) توسط ابن عربی است. خانقاهها رواج بیشتر یافت و طریقه کبراویه و اندیشه اشراقی در آنها چشمگیر بود. یورش مغول در (۶۱۶ ق) بود و موجب پراکندگی علما و صوفیه شد و انزواگری افراطی توسط بعضی صوفیه در این دوره شکل یافت و عده‌ای دیگر از بزرگان مانند مولوی و سعدی و فخرالدین عراقی به مسافرت و مهاجرت پرداختند. علاوه بر فصوص ابن عربی کتب دیگری نیز برای علمی کردن تصوف (آثار قونوی، عوارف المعارف سهروردی، مرصادالعباد نجم دایه) تالیف شد. از نیمه دوم سده هفتم چند صوفی و عارف شیعی به ترویج تصوفی متمایز پرداختند. شعر عرفانی توسط سعدی، مولوی، و اوحدالدین کرمانی رشد یافت و مورد اقبال همگانی قرار گرفت. خواجه نصیرالدین طوسی ضمن نقد از قلندران و درویشان لاابالی از مدافعان تصوف (در آثار خود) و بزرگانی چون حلاج و بایزید بود.
از بزرگان صوفیه قرن ششم و هفتم: احمد غزالی، عین القضاة همدانی، شیخ احمد جام، سنایی غزنوی، عبدالقادر گیلانی، شهابالدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق)، روزبهان بقلی، شیخ نجمالدین کبری، شیخ عطار، شهابالدین عمر سهروردی، اوحدالدین کرمانی، ابن عربی، صدرالدین قونوی، مولوی، سعدی، نجمالدین رازی، عزیزالدین نسفی، باباافضل،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ادبیات عرفانی، فکر و اندیشه، عرفان و تصوف، هویت فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عرفان و تصوف، تصوف عاشقانه، مصباح الهدایه، اختلافات مذهبی