منابع پایان نامه ارشد درباره سیاست گذاری، نظام نوآوری بخشی، نظام نوآوری، دانشگاهها

دانلود پایان نامه ارشد

برای خلق محصول، فرآیند یا سیستم جدید یا بهبودیافته است. نوآوری مورد نظر در این تحقیق تعریفی از نوآوری است که شامل فعالیت های فنی، طراحی، ساخت، مدیریت و فعالیت های تجاری در ارتباط با بازاریابی محصول جدید و یا تغییرات جزئی در محصول گردد.که این فعالیت ها یا تغییرات باعث حضور سازمان در بازار می گردد.

2ـ3ـ2) فرايند نوآوري در يك نگاه
نوآوري مي‌تواند فرايندي بسيار پيچيده باشد. توليد يك ايده و تحقق و شكوفايي آن معمولاً مستلزم گامهاي متعددي است. براي اينكه بتوانيم خيلي واضح و روشن دربارة اين فرايند فكر كنيم، بسيار مفيد است كه آنرا به مراحل جداگانه اي تقسيم كنيم و سپس شناخت خود را از هر مرحله افزايش دهيم.
هر يك از سازمانهاي فناوری محور5، نسبت به فرآيند كلي نوآوري نگرشي متفاوت دارند. فرآيند نوآوري به شكل عام خود، شامل گامهاي زير است:
شناخت نياز بازار يا فرصت تكنولوژيك
پذيرش يا تغيير فناوری موجود كه برآورندة اين نياز يا فرصت باشد.
(در صورت لزوم) اختراع؛ و
انتقال اين فناوری از طريق تجاري‌كردن ساير روشها
فرآيند نوآوري پيونددهندة نياز پروژه، اختراع، توسعه وانتقال فناوری با يكديگر است. در هر يك از اين گامها ايده‌ها و مفاهيمي آفريده مي‌شود، اما فرآيند نوآوري هنگامي تحقق مي‌يابد كه اين گامها در پايان به بهره‌برداري و تجاري‌كردن يك محصول، فرآيند يا سيستم پيشرفته‌تر بيانجامد (سبون،1999).
بعد از شناخت اين مشتركات ممكن است كه بعضي از آنها بسيار ساده و بديهي به نظر برسند ولي نكته اينجاست كه شناخت آنها به ما كمك مي‌كند تا به فرايند نوآوري، بصورتي نظام‌مند فكر كنيم. مثلاً، شناسايي مراحل كليدي فرايند به ما امكان مي‌دهد كه مهمترين مسائل مديريتي هر فاز را شناسايي كنيم. حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه مراحل كليدي در فرايند نوآوري كدامند. براي پاسخ به اين سؤال، مفيد است كه رخدادهاي موجود در هر پروژه را مشخص كنيم. هر پروژه با يك ايده شروع مي‌شود. اين ايده در زمان و مكان خاصي شكل گرفته است. ايده‌هاي نوآوري محصول معمولاً شامل نوعي راه حل فني براي نياز جاري يا آتي بازار هستند. افرادي كه ايده را پيشنهاد مي‌كنند بعداً به جستجو مي‌پردازند و منابع مالي لازم براي تحقق ايدة خود را فراهم مي‌كنند. شكوفايي ايده، وقتي ايده ساده باشد به چند روز كار نياز دارد و وقتي ايده پيچيده باشد، گاهاً مستلزم سالها تلاش است. اين فرايند تعقيب ايده تا شكوفايي را توسعه مي‌ناميم. وقتي توسعه به پايان رسيد براي عرضه6 محصول تصميم‌گيري مي‌شود. بعد از عرضه محصول، ممكن است به توسعة بعد از عرضه7 نياز باشد

توسعه از بسياري جهات، يك تمرين گسترش يافتة حل مسئله به حساب مي‌آيد كه با سؤالات زير روبروست:
آيا بينشي كه در قالب ايده بيان شده، قابل تحقق است؟
اگر بلي، چگونه؟
در مسير تحقق ايده، با كدام مسائل فني روبرو خواهيم بود؟
راه حلهاي اين مسائل كدامند؟
با كدام مسائل بازاري و مقرراتي روبرو خواهيم بود؟
راه حل آنها چيست؟
فرايند تشخيص و حل اين مسائل معمولاً طولاني‌ترين و گرانترين بخش از فرايند نوآوري است. البته بخشهاي ديگر فرايند (توليد ايده و پيداكردن منابع مالي) را نيز نبايد ناديده گرفت. بهبود اين فرايند مي‌تواند فاصلة زماني بين ظهور يك ايده و عرضة محصول را به شدت كاهش دهد. به علاوه مي‌تواند موجب عرضة محصولي شود كه تقاضاي بازار را به نحو مؤثر‌تري پاسخ گويد. (تید،1998)
هر نوآوري از مراحل متعددي عبور مي‌كند. اولين مرحله، مرحلة قبل از ايده8 است. در اين مرحله، فرصتي وجود دارد ولي كسي به اين فرصت به عنوان يك موقعيت بالقوة اقتصادي ]يا دفاعي[ توجه نكرده است.
وقتي ايده كشف گرديد و كسي به آن به عنوان يك موقعيت بالقوه پي‌برد، مرحلة قبل از ايده به پايان مي‌رسد. البته ممكن است كه ايده‌ها پس از كشف به فراموشي سپرده شوند.
در مرحلة قبل از ايده، احتمال اينكه ايده توليد شود به عوامل گوناگوني بستگي دارد (تید،1998)
بنيان شايستگي9 بنگاه؛
استراتژي، اهداف و انگيزه‌ها؛
ساير سيستمهاي مديريتي؛ و
سيستمهاي ارتباطي.
توليد ايده معمولاً در نقطة خاصي از زمان صورت مي‌گيرد و پس از آن معمولاً با يك دورة تأخير روبرو است كه صرف پيدا كردن كمك و پشتيبان مي‌شود. تحقق بسياري از ايده‌هاي تجاري ]يا دفاعي[ از عهدة يك فرد تنها، خارج است و به كمك و پشتيبان نياز دارد. البته ممكن است كه فرد منابع لازم براي پيشبرد ايده را در دسترس داشته باشد و ايده را تا حدي جلو ببرد. ولي معمولاً در نقطه‌اي از زمان، منابع موجود به پايان مي‌رسند و ادامة كار نياز به منابع مالي بيشتري دارد. اين نقطه، شروع مرحله‌اي است كه آن را مرحلة جستجوي منابع مالي10 مي‌ناميم. سيستمهايي همچون سيستم مالي و سيستم ارتباطات و همچنين مقولاتي مثل استراتژي، اهداف و انگيزه‌هاي سازماني بر پيداكردن منابع مالي تأثير مي‌گذارند. مدت زماني كه طول مي‌كشد تا براي يك پروژه منابع مالي تأمين شود نيز به همين عوامل بستگي دارد.
هنگامي كه منابع مالي اوليه تأمين شد، مرحلة جستجوي منابع مالي11 پايان مي‌يابد و پروژه به سيستم توسعة بنگاه وارد مي‌شود. توسعه، مرحله‌اي است كه ممكن است بسيار طولاني باشد. در طول اين دوره، تمامي سيستمهاي مديريت پروژة بنگاه بر پروژه تأثير مي‌گذارند. مديران ارشد بنگاه نيز ممكن است شخصاً در امور پروژه دخالت كنند. سيستم مديريت بنگاه نيز مي‌تواند تأثيرگذار باشد زيرا اعضاي تيم پروژه كماكان جزيي از بنگاه خواهند بود. به علاوه، وقتي تيم پروژه به كمك واحدهاي درون سازماني نياز داشته باشد، باز هم سيستم مديريت كسب و كار دخيل خواهد بود. هنگام انتقال دستاورد پروژه به يك واحد بنگاه نيز سيستم مديريت تأثير خواهد داشت(تید،1998).
2ـ3ـ3)نگرش سیستمی نوآوری و رویکردهای سیستم نوآوری:
در نگرش های سیستمی، نوآوري بصورت فرآيندي سيستماتيك تحلیل مي‌شود كه در آن، وابستگي متقابل پيچيده و بالقوه‌اي وجود دارد كه در آنها تعاملات چندگانه‌اي بين عناصر موجود در فرآيندها ديده مي‌شود. نگرش‌هاي سيستماتيك نوآوري، اغلب نگرشهايي هستند كه اهميت زيادي براي كشش بازار (تقاضا) قائلند ومنحصراً به عرضه تاكيد نميكنند، اين نگرشها ساختاري غيرخطي دارند و داراي مسيرهاي بازخورد مناسبي مي‌باشند و ارتباطات متقابل ميان عناصر مؤثر بر فرآيند نوآوري نقشي مهم را ايفاء مي‌كنند.
سيستم‌هاي نوآوري بر دو جنبه اساسي فرآيند نوآوري تاكيد مي‌كنند و براين اساس آنرا تحت يك ساختار سيستماتيك بيان مي‌كنند. اين 2 جنبه عبارتند از:
تأكيد بر تعاملات و يكپارچگي ميان عناصر مختلف موجود در درون فرآيند نوآوري. در واقع در اين جنبه بر تعاملات ميان تحقيقات پايه، R&D، فرآيند توليد، نوآوري و بازاريابي آن و همچنين مسيرهاي بازخور ميان آنها تاكيد مي‌شود.
تاكيد بر جنبه بيروني نوآوري و اهميت ارتباط ميان سازمان‌هاي نوآور و ديگر سازمانها. درواقع نوآوري در فضايي گسترده‌تر ديده مي‌شود كه در آن ارتباطات ميان تأمين‌كنندگان، مشتريان، نهادهاي نظم‌دهنده و سازمان‌هاي آموزشي و تحقيقاتي با شركت های تولیدی معنا مي‌يابد. و مي‌توان گفت كه زمينه كلي فرآيند نوآوري بصورت شبكه‌اي پيچيده از تعاملات به نظر مي‌رسد.(محمدی،1390)
به طور کلی سه دسته از رویکردها سیستم نوآوری بر سطوح تحلیلی مختلفی استوار بوده و به عنوان مهم ترین رویکردهای سیستم نوآوری مطرح می باشند. سه سطحی که بیشتر در ادبیات مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از:
سیستم ملي نوآوري: این رویکرد به تحلیل نهادها و تعاملات تاثیرگذار بر توسعه نوآوری در سطح ملی پرداخته و به منظور سیاست گذاری های ملی و ساماندهی فرآیند نوآوری در سطح ملی استفاده می شود.
سیستم بخشي نوآوري :این رویکردها به تحلیل نهادها و تعاملات تاثیرگذار بر توسعه نوآوری در سطح یک بخش و یا یک حوزه فناوری پرداخته و به منظور سیاست گذاری های بخشی و ساماندهی فرآیند نوآوری در سطح یک بخش صنعتی یا یک حوزه فناوری استفاده می شود.
سیستم منطقهای نوآوري: این رویکرد به تحلیل نهادها و تعاملات تاثیرگذار بر توسعه نوآوری در سطح منطقه ای پرداخته و به منظور سیاست گذاری های منطقه ای و ساماندهی فرآیند نوآوری در سطح یک منطقه جغرافیایی استفاده می شود.(محمدی،1390)
براساس تعاریف ارائه شده از سیستم های نوآوری ،رویکرد سیستم بخشی نوآوری، رویکرد مورد استفاده در این تحقیق می باشد. به این دلیل که تحقیق حاضر در بخش صنعت هوایی و در حوزه محصولی هواپیماهای تجاری انجام می گیرد.در ادامه رویکرد سیستم نوآوری بخشی توصیف می گردد.

2ـ3ـ4)سیستم نوآوری بخشی :
همانطور که از نام این مفهوم پیداست، تمرکز این دیدگاه بر یک بخش است و آن را به عنوان هسته اصلی تحلیل خود در نظر میگیرد. در واقع تفاوتهای ماهیتی و ساختاری بخشهای مختلف فناورانه باعث میشود که این ایده به ذهن برسد که ارزیابی و تحلیل نوآوری در سطح بخشی بسیار کاراتر خواهد بود. برسچی و مالربا این مفهوم را برای ارزیابی و تحلیل نوآوری در سطح بخشی ارائه دادند و آن را تحت عنوان نظام بخشی نوآوری و تولید، اینگونه تعریف کردهاند (بارسچی و مالربا،1997)
“نظام بخشی نوآوری و تولید عبارتست از مجموعهای از محصولات جدید و موجود که برای استفاده در حوزه خاصی میباشند و مجموعهای از بازیگران که دارای تعاملات بازاری و غیربازاری در زمینه خلق، تولید و فروش آن محصولات میباشند. یک نظام بخشی، دربرگیرنده پایه دانشی، فناوریها، ورودیها و تقاضا (موجود و بالقوه) است. بازیگران تشکیلدهنده یک نظام بخشی عبارتند از: سازمانها و افراد (مصرفکنندگان، کارآفرینان و دانشمندان). سازمانها ممکن است شرکتها باشند (مانند استفادهکنندگان، تولیدکنندگان و تأمینکنندگان ورودیها) و یا ممکن است سازمانهای غیرشرکتی باشند (دانشگاهها، مؤسسات مالی، آژانسهای دولتی، اتحادیههای تجاری، مؤسسات فنی و غیره)، علاوه براین ممکن است که زیرمجموعههایی از سازمانهای بزرگ باشند (مانند بخشهای R&D و تولید سازمانها) و یا مجموعهای از سازمانها باشند (مانند انجمنهای صنعتی). هر کدام از این بازیگران با ویژگیهای خاصی مشخص میشوند مانند: فرآیندهای یادگیری، توانمندیها، اعتقادات، اهداف، ساختار و رفتارهای سازمانی. این بازیگران از طریق فرآیندهای ارتباطی، تبادلی، همکاری، رقابت و فرماندهی با یکدیگر به تعامل میپردازند و تعاملات آنها به وسیله نهادها (قوانین و قواعد) شکل داده میشود. در طول زمان، یک نظام بخشی از طریق تکامل همزمان عناصر مختلف آن، دچار فرآیندهای تغییر و تحول میشود.”
بنابراین مهمترین مزیتهای نظام بخشی نوآوری عبارتست از: درک بهتر ساختار و مرزهای بخشی؛ بازیگران و تعاملات آنها؛ فرآیندهای یادگیری، نوآوری و تولید؛ نحوه تحول و دگرگونی بخشها و فاکتورهای زیربنایی تأثیرگذار بر تفاوتهای عملکردی شرکتها و کشورها در یک بخش (بارسچی و مالربا،1997).
این دیدگاه مانند بسیاری از دیدگاههای نگرش نظاممند از نظر مفهومی از نگرش اقتصاد تکاملی و نگرش تئوری سیستمها نشأت پیدا کرده است. همانطور که در تعریف نظام نوآوری بخشی بیان شد، این نگرش بر بازیگران غیر تجاری و تعاملات غیر تجاری بسیار تأکید میکند و برخلاف نگرشهای سنتی اقتصاد صنعتی (مانند نظریههای خوشههای صنعتی، منطقههای صنعتی و …) تعاملات غیرتجاری مانند تعاملات دانشی و قانونی از اهمیت فراوانی برخوردار است. علاوه براین، نگرش نظام نوآوری بخشی با توجه به پایههای اقتصاد تکاملی، سعی دارد که چگونگی فرآیند تحول و تکامل یک بخش را تبیین نماید و آن را به صورت یک نظام پویا میبیند که دارای مرزها و تعاملات ایستا و ثابت نیست، بلکه در طول زمان دچار تغییر، تحول و تکامل میشود(بارسچی و مالربا،1997).
با توجه به مطالب و تعریف ارائه شده در فوق، میتوان گفت که عناصر پایهای یک نظام بخشی نوآوری عبارتند از:
محصولات
بازیگران: شرکتها و سازمانهای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جاری سازی، تجاری سازی، تحقیق و توسعه، فناوری پیشرفته Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جاری سازی، تجاری سازی، تجاری سازی فناوری، موفقیت تجاری