منابع پایان نامه ارشد درباره سیاست خارجی، سفارتخانه، روابط بین الملل، حقوق بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

صرفا از نگهداری و بایگانی مجوزها و مکاتبات به مدیریت میان روابط دولت ها گسترش پیدا نمود و دیکشنری آکسفورد این اعتبار و گسترش را به Edmund burke (ادموند برگ) که اولین بار از کلمه دیپلماسی به معنای مدرن آن در سال 1796 استفاده شده نسبت می دهد.
عصر طلایی دیپلماسی در قرن 18 شروع شد و در طول قرون 19 و 20 ادامه پیدا کرد و کنگره وین (1815-1814) یک نظام دیپماسی را منظم و مقرر کرد و در سطح گسترده این باور عمومی پیدا شد که دیپلماسی قدیمی جای خود را به دیپلماسی نوین داد. ولی این باور در آن زمان کمی اغراق به نظر می رسید اما بعضی رویکردها در دیپلماسی به وضوح تحول پیدا کرده بود. 45

بند اول: دیپلماسی
واژه دیپلماسی از ریشه یونانی Diploma است. معنی لغوی آن هربرگ یا ورقه ی نوشته تا شده است و اصطلاحا ورقه ایست با مهر بالاترین مقام که به موجب آن، درجه، سمت یا امتیازی به کسی داده می شود. این دقیقا همان معناست که کلمه «دیپلم» برای دانشجویان موفق در امتحان را دارد. در معنای خاص صفت «دیپلماتیک» روابط خارجی دولت و «دیپلماسی» نحوه اداره آن روابط است.

بند دوم: تعاریف دیگر دیپلماسی
1- اداره امور بین المللی بوسیله سفیر و دیگر ماموران دیپلماتیک است46.
2- ساتو می نویسد: دیپلماسی اداره امور بین دولتها به وسایل مسالمت آمیز است47.
3- ریویر می نویسد: دیپلماسی منفعل دیپلماتیک است48.
4- کاریر می گوید: دیپلماسی هنر دیپلماتیک در اداره امور خارجی دولت به وسایل مسالمت آمیز است، خصوصا با مذاکره و گفتگو49.
5- مارتیس: دیپلماسی را دانش روابط و منافع بین الملل دولتها، یا هنر سازش دادن منافع مختلف بین الملل با هم و در معنی دقیق تر، دانش یا هنر مذاکره و گفتگو می داند50.
در تعاریف فوق سه نکته شایسته توجه است. نخست اینکه دیپلماسی روشی است در بهتر پیش بردن و موفقیت در مسائل مورد نظر، دوم اینکه آن مسائل، مربوط به روابط خارجی دولت است نه امور داخلی، و سوم اینکه دیپلماسی باید با مذاکره و گفتگو و هر طریقی مسالمات آمیز دیگر باشد.

بند سوم: وظایف اصلی دیپلماسی
وظایف دیپلماسی را می توان به هفت قسمت کلی تقسیم کرد که هر یک از آنها دارای تقسیمات فرعی نیز هست.
1- نمایندگی کردن مذاکرات: یکی از وظایف نماینده و دیپلمات نمایندگی کردن از منافع یک کشور و برگزار کردن مذاکرات و گرفتن تصمیمات و شناسایی کردن منافع مشترک در زمینه های مورد اختلاف میان کشورها و برای بدست آوردن اهداف دولت و اجتناب از جنگ می باشد. بنابراین وظایف دیپلمات یا نماینده دولت و یک کشور راهبردی کردن یا هدایت روابط سازمان یافته ومنظم میان دولت ها است. در این میان اولین و مهمترین وظیفه نمایندگی است که شامل نمایندگی رسمی از جمله ارائه استوارنامه ها و تشریفات و حضور در محافل دیپلماتیک ملی یا سازمانی است. می توان گفت که مهمترین جنبه دیپلماسی نمایندگی اساسی که شامل تشریح و دفاع از سیاست ملی از طریق سفارتخانه ها و سایر مجاری دیپلماتیک مذاکرات و تفسیر سیاستهای خارجی و داخلی حکومت پذیرنده است.
2- وظیفه دوم جمع آوری اطلاعات وهمچنین شناسایی و احراز و ارزیابی کردن دولت پذیرنده و اهداف سیاسی خارجی است البته این وظیفه دیپلمات شامل این می شود که چه سیاستی در مقابل دولت در پیش بگیرد. (وزارت امور خارجه) 51
این وظیفه که با وظیفه نخست نیز مرتبط است ایفای نقش به منزله یک پست مراقبت است. در کنار نمایندگی اساسی چنانچه سفارتخانه ای مایل باشد وظیفه خود را کاملا و به درستی انجام دهد باید مسائل اصلی و الگوهای داخلی یا خارجی را که در شرف بروزند به همراه پیامدهای آنها تشریح کند وبه حکومت فرستنده آگاهی یا هشدار دهد. همانطور که هامفری ترویلیان یادآور شده است: «… جدای از مذاکرات، وظیفه اصلی سفیر تهیه گزارش در مورد شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور است که در آن به سر می برد و همچنین گزارش دادن درباره سیاست و حکومت آن کشور و گفتگوهایی است که با رهبران سیاسی مقامات و هر شخص دیگری که وقایع کشور را برایش تبیین کرده انجام داده است.
بالاتر از همه اینها یکی از وظایف اصلی سفارتخانه هشدار به موقع در مورد تحولات نامطلوب است و این خود نیاز به مهارت و قدرت تشخیص قابل ملاحظه و تحول سیاسی دارد.
3- روابط تجاری، اقتصادی، فرهنگی و روابط یا پیوند میان دو کشور که این وظیفه شامل پیشبرد و ارتقاء اهداف دولت فرستنده و همچنین برقراری و ایجاد روابط صحیح و ارتقا حقوق بشر در رسانه ها و سایر موسسات و نهادهای خصوصی در کشور میزبان می باشد52.
4- دیپلمات ها در توسعه حقوق بین المللی مشارکت دارند یعنی وظیفه کار ویژه در موافقتنامه منطقه ای چندجانبه (منظور دیپلماسی چندجانبه) مشتمل بر تعریف کردن، بازنگری، ارتقاء قواعد و هنجارها و آئین کار و رویه ها و همچنین درتنظیم روابط بین الملل نقش دارند از این حیث دیپلماسی یک ابزار اعمال و تسهیل برای رعایت حقوق بین الملل است و در تحقیق نهایی این عملکرد دیپلماسی به نفع جامعه جهانی است در واقع نماینده سیاسی تنها یک ابزاری برای ارتقا منافع دولتهای فرستنده می باشد.
سرانجام اختلاف در یک سطح کلی تر یکی از مهمترین وظایف دیپلماسی تدوین، تنظیم و اصلاح مجموعه گسترده ای از قواعد بین المللی هنجاری و سامان بخشی است که سبب ایجادنوعی ساختار در نظام بین المللی می شود.
5- امروزه دیپلماسی به عنوان یک ابزار بین المللی تعریف می شود. در واقع هنجارها و تشریفات و آشتی دادن در زمینه اختلافات میان دولت های دارای حاکمیت از دیگر وظایف دیپلمات ها می باشد.
در صورت کشمکش بالفعل یا بالقوه طرفین یا چندکشور دیپلماسی موظف است اختلاف راکاهش دهد یا چرخش گردونه محاسبات دوجانبه یاچندجانبه را تسهیل نماید.
کمک کردن به نظم و تغییرات منظم می باشد. آدام واتسون می گوید: «وظیفه اصلی دیپلماسی صرفا اداره نظم نیست بلکه مدیریت بر تحولات و حفظ نظم در بحبوحه تحولات از طریق نوعی جریان مستمر مجاب سازی است» مسلما می توان عکس این گفته را نیز صادق دانست زیرا دیپلماسی می تواند وسیله ای برای ادامه اختلافات یا درگیری ها نیز باشد. به عبارت دیگر درنتیجه وجود اختلاف میان منافع دولتها و بازیگران غیردولتی و نبود اصول پذیرفته شده عام در مورد نظم محلی، منطقه ای یا بین المللی بین طرفین اختلافاتی اساسی بروز میکند که دیپلماسی صرفا از راه ابتکارات مستقیم یا طرفهای ثالث نمی تواند راه حلهای سازنده ای ارائه نماید.
6- اصولا دیپلماسی مشتمل بر اجرای سیاست خارجی که در مقابل فرموله کردن سیاست خارجی است بنابراین دیپلماسی مشتمل بر ابزارها و سازوکارها و سبک ها و عملیات اجرایی که دولتها منافع سرزمینی و منافع صلاحیت قضایی را دنبال می کنند می باشد. دیپلماسی پایه گذاری یا زمینه سازی برای سیاست ها یا ابتکارات جدید است 53.
7- دیپلماسی به عنوان رفتار و راهبرد سیاسی قدمتی به اندازه سیاست دارد و فرستاده یا سفیر یکی از قدیمی ترین مشاغل سیاسی می باشد که در عصر امپراطوری باستانی امپراطوری فارسی و چین نشات گرفت و رشد توسعه آن زمانی ادامه پیدا کرد که دولتهای یونان قدیم تلاش کردند روابط هماهنگ و موزون را در میان خودشان هدایت کنند و با تلاشهایی که در امپراطوری ایجاد شد بعدها در دولت شهرهای ایتالیا توسعه پیدا نمود تا به حاکمان درخصوص چگونگی هدایت و روابطشان با سایر حاکمان مشورت و مشاوره بدهند با این حال حتی در زمان ما با اینکه دیپلماسی تا حد زیادی توسط فناوری و تکنولوژی کمک می شود هنوز هم به عنوان یک هنر باقی مانده است.

بند چهارم: توسعه دیپلماسی
در بحث توسعه دیپلماسی مرور کلی سالهای پس از دهه 1960 ما را در برابر چشم اندازی قرار می دهد که ازورای آن می توانیم برخی از تحولات عمده بوجود آمده در این دوره را بهتر بررسی کنیم. در سال 1961 هارولد نیکلسون تجزیه و تحلیل خود را در مورد گذشته و حال دیپلماسی درنشریه امور خارجی [فارن افرز] منتشر ساخت که مشحون از رنگ و بوی جنگ سرد و نفوذبرخوردهای ایدئولوژی در دیپلماسی و تاثیر آن بر نحوه تبیین قضایا و انتقال از دیپلماسی قدیمی مبتنی بر گروه کوچکی از نخبگان بین المللی به مفهوم جدید یا دموکراتیک روابط بین المللی که به رغم پیچیدگی فزاینده آن مستلزم توضیح مسائل برای مردم و دیپلماسی آشکار است. از دید نیکلسون تحول چشمگیر دیگر، تحول در ارزشها به ویژه در قالب از دست رفتن روابط مبتنی بر ایجاد اعتماد و کسب اعتبار بود کمی بعد از نیکلسون لیو نیگستون در یادداشتهای خود به کاهش قدرت تصمیم گیری سفیر و افزایش حوزه صلاحیت وی از طریق دیپلماسی اقتصادی و تجاری بهره برداری بیشتر از دیپلماسی شخصی و فشار دیپلماسی چندجانبه و به همراه آن افزایش بهره گیری از متخصصان اشاره کرد در سالهای آخر دهه 1970 پلیشکه در بررسی تحولات حادث تا اواخر دهه 1970 بسیاری از این نکات را تایید کرد ولی در مورد محیط دیپلماتیک به توسعه جامعه بین المللی از جمله گرایش به سمت چند بارگی و کوچک شدن و انتقال کانون قدرت تصمیم گیری به پاییتخت های ملی اشاره کرد. افزون بر این در همان ایام برنجر با اشاره به مساله شیوه ها افزایش حجم ملاقاتها و افزایش معاهدات راگوشزد کرد سرانجام آدام واتسون در بازنگری دیپلماسی و ماهیت مذاکرات دیپلماتیک در دهه 1985 به طیف وسیعی از وزارتخانه هایی که در حال حاضر در اجرای دیپلماسی مشارکت دارند و به همان نسبت به کاهش نفوذ وزرای خارجه افزایش مداخله مستقیم سران حکومت درجزئیات سیاست خارجی و دیپلماسی و افزایش اهمیت رسانه های خبری اشاره کرد. از نظر واتسون گفتگوهای دیپلماتیک «عمومی تر شده و ازجنبه ایدئولوژیک آن نیز کاسته شده است و دو ابر قدرت بجز در زمینه های جدید و خاص در نظامی اتمی سلطه چندانی در سایر زمینه ها ندارند54.»

گفتار دوم: اصطلاح دیپلماتیک
در مورد اصطلاح «دیپلماتیک» هم که صنعت مشتق از «دیپلماسی» است توضیح و تعریفی لازم است. در فارسی غالبا واژه سیاسی بجای واژه دیپلماتیک و «مامور سیاسی» و «نماینده سیاسی» به جای مامور و نماینده دیپلماتیک بکار می رود در حالی که بین معانی سیاست و دیپلماسی تفاوت است. سیاست اجمالا خط مشی دولت برای وصول به اهدافی است که معین کرده که به خود آن اهداف هم سیاست گفته می شود اما دیپلماسی نحوه اعمال و اجرای آن سیاست ها در خارج کشور و نسبت به دولتهای بیگانه است. بنابراین آنچه که دیپلماسی را از سیاست جدا می کند جنبه خارجی بودن آن یا اجرا شدن آن در خارج از کشور است به عبارت دیگر دیپلماسی اجرای سیاست خارجی دولت است. 55

بند اول: دیپلمات
دیپلمات در اصطلاح عمومی به کسی گفته می شود ک در فن محاوره و گفتگو زبردست باشد در معنای خاص دیپلمات کسی است که در حرفه دیپلماسی است و شغل او انجام اموری از سیاست خارجی کشور خود در یک کشور دیگر است و موضوعی از امور خارجی دولت را بوسیله مذاکره با دولت دیگر انجام می دهد با وجود این مقصود ازعنوان خاص دیپلمات مامورانی هستند که منحصرا در شغل و حرفه دیپلماسی کار می کنند. دیپلماسی رموزی دارد و دیپلمات خوب کسی است که آن رموز را می شناسد. به این جهت مشکل می توان صفات لازم یک دیپلمات خوب را مشخص کرد و این تشخیص را معمولا از نتیجه و آثار کار دیپلمات می دهند.
«رفتار دیپلمات باید آشکار و گفتار او ساده و صریح باشد مگر در آنچه که لازم می داند مخفی بماند. در مذاکرات هرگز نباید وعده ای بدهد که خود به اجرای آن اطمینان ندارد و به تقلب نیز نباید متوسل شود زیرا تقلب نشانه پستی است. رمز موفقیت در مذاکرات هم آهنگ ساختن علائق دو طرف است با صداقت نه با تزویر و نیرنگ. تهدید همیشه آثار زیان آور دارد. دیپلمات خوب باید کنجکاو و قادر به درک افکار دیگران باشد. باید به زبانی که با طرف خود صحبت می کند کاملا مسلط باشد و در محاوره از فکر طرف آگاه گردد. سخن او باید هوشمندانه و بانزاکت باشد. دیپلمات باید در بیان مطلب دلیر و در عین حال ملایم و صبور باشد. در پذیرایی سخاوتمند باشد. بدین جهت انتخاب دیپلمات باید با توجه به ارزشهای او باشد56.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق بین الملل، روابط دیپلماتیک، روابط بین الملل، حقوق دیپلماتیک Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل، حقوق دیپلماتیک، سازمان ملل متحد، روابط دیپلماتیک