منابع پایان نامه ارشد درباره سمفونی مردگان، نمادپردازی، ادبیات مدرن، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

زبان به نهایت منطقی خود می‌رسد. هریک از داستان‌ها و رمان‌های او همانند دنباله‌ای از معادلات و فرمول‌های ریاضی است که مقدمات و نتایج آن گم شده و از این رو در نهایت روشنی و تمایز و دقت به معنای واقعی کلمه بی سر و ته است. در عصر جدید زندگی و روابط اجتماعی به تمامی عقلانی و منظم و مرتب می‌شود و همین امر نیز آن‌ها را مرموزتر، معمایی‌تر و بی‌نهایت تفسیرپذیر می‌سازد. روشنی و تمایز مورد نظر دکارت به تناقض و تاریکی و ابهام منجر مي‌شود. تا آنجا که حتی علم فیزیک نیز اصل عدم قطعیت را گردن می‌نهد و صرفاً از احتمالات سخن می‌گوید. در آثار کافکا محتوا و شکل ظهور معما هر دو پراکنده و نامعین است و در پایان نیز هیچ چیز حل نمی‌شود. اکنون هر واقعه ساده و پیش پا افتاده می‌تواند سرانجام فاجعه باشد و در آثار او فرصت برای تک گویی با تعمق در بازی‌های تقدیر، باقی نماند. (فرهادپور، 1387: 174 و 175): «محکومت می‌کنند حتی بی‌ آن‌که بگویند جرمت چیست» (کافکا، 1384: 289)
این تمثیلی شدن در آثار کافکا و در نهایت در کل سیر ادبیات مدرن، را نشانۀ هبوط می‌دانستند و به منزله دور شدن از خداوند، انحطاط دینی و سقوط به بزرخ. این نمادگرایی و تمثیل‌های شیطانی در ادبیات ایران نیز نمود پیدا کرد. در کارهای مدرس صادقی به خصوص در شریک جرم این امر برجسته‌تر به نظر مي‌آید. او در این داستان سعی کردهاست انقلاب 57 ایران را پس از سال‌ها در قالب یک داستان ارائه کند و آنچه او در این جریان بیشتر دیده است، کارهای زشت و شیطانی مدعیان انقلاب بوده است. کشتارهای مردم بی‌گناه و آتش زدن خیابان‌ها و سینما اموری است که او سعی دارد به قباحت آن‌ها اشاره کند. خواننده در سرتاسر روح این داستان نوعی حضور شیطانی یا اهریمنی را حفظ می‌کند. حسین که نمایندۀ تمام مردمی است که روح شیطانی در آن‌ها نفوذ کرده بود به کارهایی چون کشتار مردم بی‌گناه دست می‌زدند اهریمنی است که می‌تواند در جلد کسری برود و او را وا دارد تا به راحتی مواد آتش‌زا به روی سگ بیچاره بریزد و با کشیدن کبریت او را آتش بزند، اشاره‌های جا به جای به آتش در این رمان ما را به این دید نزدیک می‌کند و نا گفته پیدا است که آتش و شیطان چه رابطۀ نزدیکی با هم دارند. در فصل پانزده وقتی کسری بعد از دو روز بی‌خبری از حسین به خانه خودش مي‌آید متوجه می‌شود که بوی متعفنی از خانه مي‌آید. هرچه جستجو می‌کند دلیلی برای این بو پیدا نمي‌کند:
«بوی گند پیچیده بود توی هال. بویی شبیه به بوی پا. بدتر. بویی عین بوی زندان، همان بویی که توی بند دو پیچیده بود (بند دو زندان همان جایی است که متهمان دیگر را زندانی کرده‌اند، یعنی تمام کسانی که روح شیطانی مانند حسین در آن‌ها نفوذ کرده بود) سطل آشغال خالی بود، یعنی بو از سطل آشغال نبود».
کسری همه جا را جستجو می‌کند اما دلیلی نمییابد. این تعفن که پس از آن‌ که حسین به وجود کسری مي‌رود دیگر حس نمی‌شود نیز بیش از پیش خواننده را به نمادپردازی و تمثیل از نوع کافکایی اهریمن نزدیک می‌کند و همچنین سایۀ سیاهی که پس از ماجرای مهمانی خانم صبا از کسری جدا می‌شود و از بالای دیوار فرار می‌کند. پس می‌توان ادعا کرد که مدرس صادقی در راستای نزدیکی به آثار مدرن، خودآگاه یا ناخودآگاه وارد نوعی از نمادپردازی از شیطان شده است که می‌تواند آثار او را بیش از پیش در زمرۀ آثار مدرن قرار دهد.
بر اساس افسانه‌های یونانی کورونوس یا ساتورن (زحل) ماهیتی دوگانه دارد و کسانی که تحت تأثیر این سیاره باشند نوعی ماخولیا و روحی متناقض دارند. یعنی از یک سو با سستی و بطالت و ملال و از سوی دیگر با قدرت تفکر و تعمق قرین هستند .« به اعتقاد بنیامین تاریخ مضمون ماخولیا از درون همین افسانه برمی‌خیزد، اکنون ماخولیا و اندوه سودایی هم معرف نوعی کنجکاوی است که مي‌خواهد به اسرار نهانی طبیعت واقف شود و هم نوعی بیماری شیطانی است که سبب حرکت تدریجی انسان به سوی مرگ می‌گردد». (فرهاد پور، 1387: 184) یعنی همان که در شریک جرم نیز می‌بینیم. تمام شخصیت‌ها به نوعی به سمت مرگ حرکت می‌کنند. مرگ خانم صبا و خودکشی دو دخترش مؤیّد همین نکته است.
از نظر والتر بنیامین، سگ نیز یکی از نشانه‌های مهم ماخولیا است که سوژۀ تاریکی و جنون‌آمیز مزاج سودایی را بیان می‌کند. هرچند که سرسختی،‌ زیرکی و سماجت این جانور در رد یابی و شکار نیز مبین تعمق و تحقیق و تفکر در طبع سودایی است. رابطه سگ باشیطان هنگامی آشکار مي‌شود که صحنۀ اول فاوست گوته را بیاد آوریم. در این صحنه یکی از شیاطین در هیأت سگی کوچک با فاوست همراه می‌شود. (همان: 186).
اینکه مدرّس صادقی آیا از این موضوع با خبر بوده است یا خیر را نمي‌دانیم، اما آنچه مسلم است این است که حضور سگ در این داستان و اشاره‌های گذرا به او نمی‌تواند بی دلیل و بی‌ربط به حضور شیطان یا اهریمن مالیخولیایی وجود کسری باشد. پیشتر گفتیم که ادبیات مدرنیستی از دل سمبولیسم بیرون آمده است و در سرتاسر کارهای این نویسنده نیز می‌توان نمادها یا سمبل‌های زیادی را یافت کرد اما در شریک جرم این امر به صورت برجسته‌تری به چشم می‌آید و دلیل آن نیز می‌تواند اهمیت موضوع داستان و حال و هوای خاص دورۀ انقلاب باشد.
محدودیت زمان
در رمانهای مدرن مدت زمان وقوع حوادث و رویدادها بسیار کوتاه و عمل نیز اندک است اما غور و بررسی عمیقی از حافظه و ذهن در آنها خودنمایی میکند. به عنوان مثال حوادث درمتن خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف همانند حوادث رمان اولیس اثر جیمز جویس فقط در یک روز رخ میدهد، ولی شخصیتها با هشیاری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. ازین جهت رمان مدرن به یکی ازاصول تراژدی کهن یونانی به نام وحدت زمان نزدیک میشود.بدیهی است که نویسندۀ رمان دراین گونه پارههای زمانی با ذهنیات شخصیت سر و کاردارد و باید به ترسیم تصویرها وخاطرات او که به گذشته های دور ونزدیک مربوط هستند بپردازد و آنها را درکنارهم بچیند ازین رو توالی منظم زمانی وبه عبارت دیگر روایت خطی حوادث به هم میریزد و میبینیم که دورترین واقعه درکنار حادثه ای عینی و امروزی قرار میگیرد وگاه خاطرات متعدد از زمانهای دور و نزدیک به حافظۀ نویسنده هجوم میآورد(هاجری،1381: 154)
در میان رمانهای ایرانی نیز میتوانیم به رمان سمفونی مردگان اشاره کنیم که این رمان نیز در زمانی کمتر از بیست و چهار ساعت تعریف میشود و تعداد شخصیتهای آن نیز بسیار محدود و حدود ده نفر است که عمدتاً به درونکاوی ذهن اورهان و آیدین اکتفا میکند.در رمان شریک جرم نیز این خصیصه مشاهده میشود یعنی اولاً شخصیتهای رمان خلاصه میشود در 4-5 نفر و اغلب روایت از ذهن کسری یا همان حسین و سمر بیان میشود ونویسنده به واکاوی ذهن آنها میپردازد و در ثانی کل زمان رمان شریک جرم خلاصه میشود در سه روز، شنبه، یکشنبه و دوشنبه. یعنی از ابتدا تا انتهای رمان داستان در همین سه روز بیان میشود و به پایان میرسد اما با یادآوریهای گذشته به شکل جریان سیال ذهن خواننده میتواند به زمانهای پیشتر نیز سفر کند.

سفر کسری
خلاصۀ داستان
سفر کسری برههای از زندگی کسری را روایت میکند که راهی سفری بی هدف و مقصد خاصی شده است. در این سفر مقداری پول همراه دارد و گویا تصمیم گرفته آخرین پولهای خود را صرف خوشگذرانی کند و بعد خود را بکشد. در این سفر شبها در پارکها میخوابد. از توصیفاتی که از رفتار مردم در بخورد با او میشود به نظر میرسد او ظاهر ژولیده و ترسناکی پیدا کرده است. شبی بر اثر سرمای فراوان به یکی از ویلاهای خالی کنار دریا پناه میبرد، ولی از طرف صاحبان ویلا با فردی به نام یوسف که از قضا خواهرش سودابه، منتظر او بوده واز زمان کودکی در خارج از کشور زندگی میکرده اشتباه گرفته میشود. کسری مدتی خود را به جای او میزند ولذت گرمی خانواده داشتن را میچشد اما باز شبانه میگریزد وراهی مناطق جنگی جنوب میشود.

ویژگیهای مدرنیستی رمان سفر کسری
ضد قهرمان، در هم آمیختگی واقعیت و رؤیا، تغییر زاویۀ دید، تعلیق زمانی، تصنّع، پایان گنگ و مبهم.

ضد قهرمان
در رمان‌های مدرنیستی، قهرمان ضد قهرمان است، به عبارتی شخصیت اصلی فاقد هرگونه اهمیت اجتماعی است، زیرا غالباً دست به اعمالی می‌زند که از لحاظ اخلاقی زشت تلقی می‌شوند و نیز به این سبب که او هیچ‌ یک از خصوصیات قهرمان‌ها را دارا نیست. ( پاینده،1383: 28) . عقل‌گرایی را از وجوه جامعۀ مدرن دانسته‌اند، امّا انسان مدرن در اثر مکانیسم‌های حاکم سیاسی، گاهی به چنان ابهامی فرو می‌رود که توتالیتاریسم و انحصارطلبی حاکم را گونه‌ای سرنوشت اسطوره‌ای می‌بیند و این تفکر چنان نرم و ناخودآگاه در ذهن بشر جای می‌گیرد که قدرت هرگونه عکس‌العمل را از او سلب می‌کند. نتیجۀ این تفکر، چیزی نیست جز انزوا، اتمیزه شدن، خوف و ترس و عدم اعتماد به نفس و… . شخصیت کسری همانگونه که اشاره کردیم به همین ضد قهرمان داستانهای مدرن شباهت زیادی دارد. او در سفر کسری یک بیخانمان به معنای واقعی است.او راهی سفری شده است که قصد دارد در انتهای آن خود را بکشد. او انگیزه ای برای زندگی ندارد و به کارهای دم دستی و هرچه پیش آید میپردازد. سفر کسری بیش از آنکه یک داستان باشد تنها یک روایت بی آغاز و انجام است.روایت زندگی مردی که یک روز از خانه بیرون آمده و به شهرهای مختلف ایران سفر میکندو مردم او را دیوانه فرض میکنند و به او میخندند و اورا دست میاندازند:
«ازسربازهایی که عکس فوری دسته جمعی میگرفتند خواهش کرد بگذارند گوشهی عکسشان بایستد..همه توی عکس میخندیدند و بیرون عکس میخندیدند و محض خنده باز هم با او عکس گرفتند… »(مدرس صادقی، 1370: 173)
نکتۀ شایان ذکر این است که ضد قهرمانهای مدرس صادقی چون کسری و راوی گاوخونی بهشدت به نمونه های اصلی در رمانهای خارجی شباهت دارند. توضیح آنکه ضد قهرمانهای رمانهای مدرن ایرانی علیرغم شکل مدرن، یعنی حالتهای دیوانگی و پارانویایی، در ضمن جنبههایی از شخصیتهای دیگر را یدک میکشند.
«رمان مدرن فارسی علی رغم آنکه فرمی مشابه آثار مدرن غرب دارد، نگاه سنتی خود را به موضوعات حفظ میکند. روح اندیشۀ ذاتی رمان مدرن غرب مبتنی بر نیست انگاری اومانیستی است و درک این اندیشه مستلزم آشنایی و انس عمیق نویسنده با ادبیات غرب است.اما این حس و حال اومانیستی هیچگاه در نویسندگان داخلی به کمال یافت نشده است و به همین دلیل نوعی تضاد و دوگانگی در صورت و محتوای رمان فارسی بعد از انقلاب و حتی قبل از انقلاب دیده میشود.همانطور که قبلاً گفته شد این رمانها علی رغم رویکرد به انتقاد از محدودیتهای اخلاقی و در لایه های پنهانتر شرایط سیاسی هنوز فاصله زیادی با نیست انگاری اومانیستی دارند. در رمان نیمه غایب روایت با دیدگاه اول شخص و تک گویی درونی و خودکاوی من اعترافگر مدرن همراه است اما نگاه سنتی نویسنده به موضوعاتی چون ناموس و آبرو و غیرت مطابق با دیدگاه لیبرالیتی مدرن نیست به عنوان مثال فرهاد شخصیت اصلی، علی رغم ارتباطات نا متعارف با دانشجویی دختر به نام سیندخت از رفتارهای خلاف اخلاق و عرف او خشمگین میشود و تعصبات یک مرد شرقی را از خود بروز میدهد… نمونۀ دیگر این نگاه سنتی تعهدی است که قهرمان مدرن نسبت به اطرافیان و خانواده و حتی سنتهایی دارد که اغلب بدان معترض است. این شخصیت اصلی معمولاً برای جلوگیرس از فروپاشی نهادهای سنتی اجتماعی همچون خانواده تسلیم خواسته های آنها میشود و اجازه نمیدهد ستیز و کشمکش او با هنجارهای اجتماعی منجر به قطع وابستگی وعلائق درونی او به این نهادها شود »( هاجری،1381: 163)
در داستان سمفونی مردگان نیز میبینیم که آیدین سرانجام تسلیم میشود و به خانۀ پدری باز میگردد. اما این موضوع در بارۀ ضدقهرمان در رمانهای مدرس صادقی حداقل در شخصیت کسری که نقش اصلی سه رمان مهم اوست و راوی گاوخونی به هیچ وجه دیده نمیشود. کسری نمونۀ واقعی دیدگاه اومانیستی به انسان در آثار مدرن است. او در قید و بند هیچ سنتی از گذشته نیست، رنگ و بوی مرد شرقی از هیچ کدام از رفتار او به نظر نمیرسد. درسفر کسری او به راحتی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جریان سیال ذهن، از خود بیگانگی، نمادپردازی، نامه نگاری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره دوران کودکی، ادبیات مدرن، زندگی شهری