منابع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، صاحب نظران، طبقه حاکم، دانش پژوه

دانلود پایان نامه ارشد

د. هزينه هاي مالي را نيز بايد همواره به عنوان يكي از محدوديت هاي اساسي در فعاليت هاي پژوهشي به شمار آورد.

2-1) مقدمه
ازآنجائي که پژوهش حاضر تاثير نقش گفتمان سياسي بر جغرافياي سياسي ايران را به تحليل مي کشاند در اين فصل مباني نظري وتئوري هاي موجود حول محور موضوع مورد بحث، آورده مي شود. نظريه ها در پي کشف حقيقت وقراردادن آن در حيطه عمل وتجربه است تا بتوان صحت وسقم آن را مشخص نمود، چرا که نظروعمل مکمل يکديگرند. هرچند برخي تعاريف بر نظري يا عملي بودن صرف آن تاکيد دارند، امروزه چه درعلوم رياضي وچه در علوم انساني ثابت شده که بين نظريه وعمل کردن تحت تاثير فعاليت ذهن پيوستگي وجوددارد، وسازماندهي آن به صورت فکر وفعاليت صورت يک امرنظري را پيدا مي کند، واين خود ضرورت ارتباط با آن عمل مواجه سازد. نظريه هميشه کمي ناراست و انطباق آنبا واقعيت حتمي نيست. (پاپلي يزدي وابراهيمي، 1387، 12) در اين گفتار ابتداءتعريف نخبگان سياسي وانواع تعاريف مختلف آورده مي شود. سپس بحث هايي در ارتباط با حکومت، ملت، هويت ملي، نخبگان سياسي در انواع حکومت هاونحوه تاثيرگذاري در حکومت هاي مختلف و. . مطرح خواهد شد. در ادامه موضوع اصلي پژوهش با رويکردي به جغرافياي سياسي وموضوعات وديدگاه هاي موجود بحث خواهدشد.

2-2) تعاريف نخبه
مي توان نخبه سياسي را چنين تعريف كرد: “نخبه سياسي” به شخصي اطلاق مي شود كه پديده هاي سياسي را در دو سطح داخلي و بين المللي بررسي كند با نگاه آينده نگرانه، حوادث سياسي را پيش بيني و در بالاترين سطح مورد نظر، راهكاري جهت مديريت هوشمندانه وقايع به منظور ارتقاي زندگي بشري ارائه دهد.
در چنين راهبردي، نخبه سياسي بايد المان هاي تاريخي، جغرافيايي، فرهنگي، زباني و اجتماعي ايران رابشناسدوبدانيددولت- ملتي مانندايران چه مشخصات داخلي، منطقه اي و جهاني دارند.
اينكه توانايي و امكانات ايران براي توسعه داخلي و نقش آفريني درسطح منطقه و جهان تا چه حد است با شناخت دقيق از موجوديت ملت ايران؛ نخبه، علم سياست مي تواند برنامه و چشم اندازي واقع گرايانه جهت پايداري همراه با قوت و قدرت ايران ارائه دهد.
براين اساس در حوزه حكومت بررسي نظام سياسي ايران و شناخت دقيق حاكميت موردنظر است. فهميدن ارتباط ديني، تاريخي و اجتماعي حاكميت با ملت ايران و شناختن منابع واقعي قدرت ما را به تحليل مناسبتري هدايت مي كند. آنچه در مورد قدرت مدنظر است درك درست مولفه هاي قدرت در دنياي جديد براساس منابع طبيعي و انساني آن است. درنظر داشتن قدرت سخت و گذر از آن به سوي قدرت نرم، توجه به علم، فناوري، آگاهي علمي و قدرت ابزار سازي كليدي ترين موضوعات مورد طرح براي دانش پژوهان سياست در حوزه قدرت هستند و پرواضح است تعليم نخبگان سياسي منطبق بر ويژگيهاي فوق بايد توسط نخبگان متعهد صورت پذيرد. (محمود عباس‌زاده مشكيني1388، 30)

2-3) تعريف نخبه از نظر پاره تو
پاره تو: نخبه کسي است که در جامعه داراي شهرت است:
-نخبه کسي است که در جامعه از نظر موقعيت اجتماعي اقتصادي سياسي و فرهنگي بهترين محسوب شود.
به باور پاره تو ما در بين مردم دو قشر ميبينيم:
1-قشر پايين يعني طبقه خارج از برگزيدگان
2-قشر بالا يا قشر برگزيدگان که خود به دو دسته تقسيم مي شوند
الف: برگزيدگان حکومتيب: برگذيدگان غير حکومتي
نخبگان سياسي همان صاحبان قدرت در يک جامعه سياسي هستند. اين قدرتمندان شامل رهبري و آن ترکيب بندي هاي اجتماعي مي باشند که طي يک دوره مشخص رهبران نوعا از دل آنها بر مي خيزند و در برابر آنها جوابگو هستند.
در يک تعريف ساده نخبگان سياسي کساني هستند که بيشترين دسترسي و کنترل را بر ارزش هاي سياسي دارند.

2-4) نظريات نخبه گرايي
نظريه پردازان نخبگان
آثار اصلي
رويکرد
الف: موسکا
طبقه حاکم
سازماني
ميشلز
احزاب سياسي
سازماني
ب: پاره تو
ذهن و جامعه
روانشناختي
ج: جيمز برنهام
انقلاب مديريت
اقتصادي
د: سي رايت ميلز
نخبگان قدرت
نهادي

2-5) مفهوم نخبه پروري سياسي
ويلفردوپارتو، از صاحب نظران علوم سياسي غرب طبقه نخبه را به دو دسته تقسيم مي كند: اول نخبگان سياسي يا حكومتي مركب از افرادي كه مستقيم يا غيرمستقيم سهم قابل ملاحظه اي در امور حكومت دارند. دوم نخبگان غيرحكومتي كه بقيه افراد را دربرمي گيرد.
واژه elite (نخبه) در قرن هفدهم براي توصيف كالاهايي با مرغوبيت خاص به كار مي رفت و بعدها كاربرد آن براي اشاره به گروه هاي اجتماعي برتر، مانند واحدهاي ضربت نظامي يا مراتب عالي تر اشرافيت هم تعميم يافت. اما براي اولين بار در قرن 19 بود كه نخبه گرايي به عنوان يك مكتب فكري در علم سياست و جامعه شناسي سياسي با انديشه هاي اشخاصي چون: پاره تو و موسكا مطرح شد و به تدريج رواج پيدا كرد و امروزه نخبه گرايي يكي از الگوهاي رايج در جامعه شناسي سياسي و از شاخصه هاي تاثيرگذار بر فرآيند تصميم سازي و راهبردي در حكومت ها به شمار مي آيد.
در ايران طيف نخبگان معمولا به دايره اي از خواص اطلاق مي شده كه الزاما از تخصص هاي علمي نيز برخوردار نبوده اند. اما اين مفهوم با پيروزي انقلاب اسلامي و اصلاح ساختار حكومت و مشي سياسي در معناي واقعي خود تفسير شد و بكارگيري نخبگان مورد توجه واقع شد.
آنچه مبرهن است تحقق مشاركت واقعي نخبگان در فرآيندهاي تصميم سازي سياسي بدون “نخبه پروري سياسي” ميسر نمي شود و لذا اين مهم همواره در بيانات امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري (مدظله) مورد تاكيد فراوان بوده و هست
مي توان نخبه سياسي را چنين تعريف كرد: “نخبه سياسي” به شخصي اطلاق مي شود كه پديده هاي سياسي را در دو سطح داخلي و بين المللي بررسي كند با نگاه آينده نگرانه، حوادث سياسي را پيش بيني و در بالاترين سطح مورد نظر، راهكاري جهت مديريت هوشمندانه وقايع به منظور ارتقاي زندگي بشري ارائه دهد.
در تعاريف جديد، اصطلاح نخبه و عملکرد آن، به صورت بي طرفانه و بدون توجه به بار سياسي و ايدئولوژيک آن مورد ارزيابي قرار مي گيرد. و بالاخره در حالي که امروزه در جوامع صنعتي غربي، نخبگان سياسي به مثابه گروهي رسمي که قانوناً برگزيده شده اند، تعريف و تبيين مي شوند، گروه نخبه در کشورهاي در حال توسعه از جمله در ايران، هنوز با تعاريف پاره تو و موسکا همسويي بيشتري دارند. به عبارت ديگر بايد پذيرفت که در تعريف گروه نخبه شرايط اقتصادي و اجتماعي خاص جوامع تاثير تعيين کننده اي دارند. مفهوم نخبه مورد نظر جامعه شناسي غربي تطابقي با کارگزاران و دولتمردان کشورهاي حهان سوم از جمله ايران ندارد.
گي روشه در کتاب تغييرات اجتماعي طبقه بندي ششگان? زير را از نخبگان ارائه کرده است:
2-5-1) نخبگان سنتي
نخبگان سنتي از حاکميت و يا نفوذي برخوردارند که ناشي از ساختهاي اجتماعي، ايده ها و اعتقاداتي است که ريشه در گذشته اي دور دارند و مبتني بر راه و رسم سنتي طولاني اند. بدين ترتيب تمام برگزيدگان آريستوکراتيک برگزيدگان سنتي محسوب مي شوند زيرا اعتبار آنها ناشي از نژاد و اصل و نسب است که ريشه در سنتها دارد. مانند رئيس يک قبيله که حاکميت خود را ناشي از آن مي داند که جانشين بلافصل رئيس قبلي است که آن هم به صورت سلسله مراتبي ادامه پيداکرده است. همچنين مي توان نخبگان مذهبي را نيز معمولاً تا حدي نخبگان سنتي قلمداد نمود، زيرا حاکميت يا نفوذ آنها مبتني بر احترام نسبت به بعضي از حقايق است که در زمانهاي پيشين بر انسانها آشکار گرديده و يا مبتني بر سنتي طولاني است که ريشه تاريخي دارد. (عليرضا ازغندي، (1385، ص30))

2-5-2) نخبگان تکنوکرات
نخبگان تکنوکراتيک منتسب به ساختي رسمي يا اداري هستند. اقتدار آنها بر اساس معيار دوگانه اي استوار است. اول آنکه اين نخبگان بر اساس قوانين وضع شده و رايجِ شناخته شده، انتخاب شده اند، دوم آنکه اين اتنخاب به دليل دارا بودن صلاحيتها، قابليتها و تخصّصهاي تحصيلي يا همچنين با احتساب دارابودن تجارب و سابقه در زمينه هاي خاص يا ملاکهايي از اين قبيل سنجيده و مورد قضاوت قرار مي گيرند. اين نخبگان تکنوکراتيک از اقتداري برخوردارند که ماکس وبر آن را اقتدار عقلايي ـ قانوني نام نهاده است.
Twaddle 1995P3) (Merrite

2-5-3) نخبگان مالکيت
نخبگان مالکيت به دليل ثروت و اموالي که دارند از نوعي ” اقتدار” يا ” قدرت” برخوردار مي شوند. اين اموال و اين ثروت باعث تسلط آنان بر نيروي کاري مي گردد که به خدمت گرفته اند، ولي از طرف ديگر اين توانايي مالي به آنها امکان مي دهد که بتوانند بر روي ساير نخبگان سنتي و يا تکنوکراتيک فشارهايي وارد سازند و در نتيجه براي خود قدرت اجتماعي کسب نمايند. نخبگان مالکيت يا نخبگان اقتصادي از قبيل ملاکين بزرگ اراضي يا صنعتي و يا مالي افرادي هستند که تصميماتشان مي توانند بر زندگي سياسي و اجتماعي اثر بگذارد و در نتيجه باعث ايجاد تغييرات سياسي، اقتصادي و اجتماعي گردد يا برعکس از انجام اين تغييرات جلوگيري نمايد. (محمود سريع القلم (1384)، ص61)

2-5-4) نخبگان خارق العاده يا کاريزمايي
نخبگان کاريزمايي (به تعبير وبر) نخبگاني هستند که خصوصيات خارق العاده به آنان نسبت مي دهند. اقتدار و نفوذي که اين نخبگان از آن برخوردارند، مستقيماً به شخصيت آنان بر مي گردد و به گفته ماکس وبر بر قهرمان پروري مقدس، ويژه و استثنايي يا بر خصلت و صفت ستودة يک شخصيت متکي است. (محمد مهدي انصاري (1386ص21))

2-5-5) نخبگان ايدئولوژيکي
اين نخبگان اشخاص يا گروههايي هستند که در اطراف ايدئولوژي معيني متشکل گرديده يا در به وجود آوردن ايدئولوژي خاصي سهيمند. همچنين مي توان اشخاص يا گروههايي را در اين رده بندي قرار داد که ايدئولوژي مشخصي را اشاعه مي دهند يا سخنگو و معرف آنند. نخبگان ايدئولوژيک يا معنوي بدون اقتدار ولي بانفوذ، اغلب گروههايي هستند که دگرگوني هاي ساختي آينده را سبب مي شوند و موجب جهت گيري مجددي از کنش تاريخي مي گردند. (Eva Patricia Rakel 2008P33)

2-5-6) نخبگان سمبليک
ارزشها، ايده ها، سمبل هاي وضعيت موجود، نهادها و ايده هاي جديد و غيره در رؤساي سياسي متبلور و متجلي مي شوند و در اين ميان رؤساي معنوي و ايدئولوژيکي بهتر مي توانند خصوصيات سمبليک به خود بگيرند.

2-6) نخبه سياسي از نظر ديدگاه هاي مختلف
بررسي اين موضوع با نگاه جامعه شناسي سياسي فرهنگي، بايد به زمينه اي كه در آن اين واقعه رخ داده است، توجه كرد و بر اساس مباني و ويژگي هاي فرهنگي محيط پيراموني آن تحليل مناسبي را ارائه داد. البته مبنا قرار دادن جامعه شناسي “فرهنگي” كه در آن براي فرهنگها و بومهاي مختلف استقلال نسبي در توصيف قائل است، از سر ناچاري عدم تطابق فضاي عمومي جامعه علمي با اصول علمي نويسنده است.
براي بررسي اين واقعه سياسي بايد مفاهيم را با توجه به انديشه حكومت اسلامي “ولايت فقيه” و تاريخ خواني مبتني با اين انديشه باز تعريف كنيم. نخبه سياسي كيست؟ جايگاه او در حكومت كجاست؟ وظيفه او در حكومت اسلامي چيست؟ رابطه نخبه با ولي زمان و حاكم شرع چيست؟چه رابطه اي با عموم مردم دارد؟ودر ابتدا بايد گفت منظور ازنخبه سياسي كسي است كه در مجال سياسي خويش داراي مسئوليت است. نخبگان سياسي عموم سياست ورزان در حاكميت و مسئولين سياسي واقتصادي مي باشند.
در تبيين مفهوم نخبه بايد به اين نكته اشاره كرد كه در انديشه اسلامي با توجه به آنكه حق و تكليف كاملاً با يكديگر ممزوج و آميخته است، نخبه كسي است كه توان و استعدادش او را مكلف مي سازد كه نقش و جايگاهي بالاتر از عموم مردم در راستاي رسيدن به اهداف حكومت اسلامي ايفا نمايد. چرا که اين عمل سعادت دنيوي و اخروي را براي او رقم خواهد زد.
در جامعه شناسي سياسي اسلامي بر خلاف جامعه شناسي سياسي شايع كه در آن تأمين منافع شخصي يا گروهي تعيين كننده كنش سياسي بازيگران است، انجام وظيفه و اداي تكليف چرايي و چگونگي كنش سياسي را معين مي نمايد. نكته اي كه لازم به ذكر است ساز و كار تشخيص تكليف و وظيفه مي باشد. براساس عقايد اسلامي، شخص مكلّف با تناسبي ك

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق انسان، کانون توجه، روش پژوهش Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، دانش آموختگان، نهج البلاغه، سلسله مراتب