منابع پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، انسان سالم، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

استعدادها و توانايي هاي خود هستند. چنين فردي در مقابل تجارب مختلف، انعطاف پذير بوده و شخصيتي تدافعي ندارد. فرد سالم هر لحظه از هستي، زندگي همه جانبه داشته و برخورد او با هر تجربه اي چنان تازه است که گويا پيش از آن هرگز وجود نداشته است. فرد سالم، در زندگي آزادي عمل و انتخاب بيشتري را تجربه مي کند و مي تواند بدون محدوديت، فکر و عمل خود را آزادانه انتخاب کند. به اعتقاد راجرز، انسان هاي داراي کنش کامل، بسيار خلاق هستند و رفتارشان خود انگيخته و در پاسخ به محرک هاي نيرومند زندگي پيرامون خود، دگرگون پذير، گسترش پذير و بالنده است. از طرفي فرد کامل، اهميت حال را مي داند و به اعتقاد راجرز، در بند گذشته و نيروهاي ناخود آگاه آن نيست، بلکه براي شخصيت سالم، اهميت زمان حال و چگونگي ادراک آن، بيش از گذشته است(همان).

2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ 4. ديدگاه فروم:
فروم79 انسان را بيشتر محصول فرهنگ مي داند. به اعتقاد وي سلامت روان بسته به اين است که جامعه تا چه اندازه نياز هاي اساسي افراد جامعه را برمي آورد، نه اينکه فرد تا چه اندازه خودش را با جامعه سازگار مي کند. در نتيجه سلامت روان بيش از آن که امري فردي باشد، مسئله اي اجتماعي است. فروم فرد سالم را با عنوان انسان بارور80 مي خواند. فروم معتقد است فرد سالم کسي است که مي تواند عشق بورزد، بارور و خلاق باشد، قوه تعقل و عينيت خود را بارور و نيرومند سازد، جهان را به صورت عيني درک کند، اين فرد مي تواند به کل جهان و همه افراد بشري عشق بورزد. فرد سالم به فرديت دست يافته و هويت خويش را يافته است،پس خود بر زندگي اش تسلط دارد و ديگران زندگي او را شکل نمي دهند. از نظر فروم شخصيت سالم چيزي را به بار مي آورد که مهم ترين دستاورد انسان يعني «خود» است(همان).
2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ 5. ديدگاه مزلو:
مزلو انسان سالم را فرد خواستار تحقق خود81 مي داند. لازمه رسيدن به اين مرحله طي کردن چهار نياز اوليه، در سلسله مراتب نيازهايي است که عبارتند از: نيازهاي جسماني، نيازهاي ايمني، نيازهاي محبت و احساس تعلق، نياز به احترام و نياز به تحقق خود.
پس از رفع چهار نياز اوليه، عالي ترين نياز، يعني نياز به تحقق خود آشکار مي گردد. تحقق خود عبارت است از کمال عالي و کاربرد همه توانايي ها و متحقق ساختن تمام خصايص و قابليت هاي خود. افراد سالم، نيازهاي سطوح پايين شان برآورده شده، روان پريش و روان نژند نيستند، در بلوغ و پختگي و سلامت هستند، مي دانند چيستند، کيستند و به کجا مي روند. اين افراد از موضوعات و اشخاص دنياي پيرامونشان شناخت عيني دارند، خود را آن گونه که هستند مي پذيرند و به معايب و کاستي هاي خود آگاهند، در همه شيوه هاي زندگي، به شيوه اي بي تعصب، مستقيم و بدون تظاهر رفتار مي کنند، يعني بر طبق طبيعت خويش عمل مي کنند. اين افراد سرشار از حس وظيفه شناسي و تعهد در قبال ديگران وکارشان هستند، خودکفا و مستقل بوده و مي توانند در برابر فشارهاي اجتماعي مقابله کنند، اين افراد از زندگي آن گونه که هست، لذت مي برند و از تجارب جزوي زندگي غرق در لذت مي شوند. آفرينندگي، اصيل، مبتکر و ابداع گر بودن نيز از ويژگي هاي آنان است(همان).
2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ6. ديدگاه فرانکل:
تأکيد عمده فرانکل82 در بحث سلامت روان بر اراده معطوف به معنا83ست. فرد سالم فردي است که به جستجوي معناي زندگي خود بپردازد. جستجوي معنا، وظيفه اي سخت و دشوار است که تنش دروني را افزايش مي دهد. فرانکل اين افزايش تنش را، شرط لازم سلامت روان مي داند. اين تنش ناشي از آنچه که فرد هست و آنچه که بايد بشود، است و اين فاصله، فرد را هميشه در تلاش براي رسيدن به اهدافش همراهي کرده و به زندگي او معنا مي دهد. به نظر فرانکل، اشخاص سالم در انتخاب عمل آزادند، مسئوليت زندگي خود را مي پذيرند وبر زندگي شان تسلط دارند و معلول نيروهاي بيرون از خود نيستند، آينده نگرند و به اهداف و وظايف خود توجه دارند. اين افراد توانايي ايثار و دريافت عشق را دارند(همان).
2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ 7. ديدگاه پرلز:
پرلز84 انسان سالم را انساني اين مکاني و اين زماني دانسته که واقعيت را زمان حال مي داند. اين افراد به آنچه هستند آگاهند و نقاط ضعف و قوت خود را شناخته و مي پذيرند. اين افراد بدون هيچ منعي مي توانند خود، ويژگي ها و آرزوها و خواسته هايشان را بيان کنند. آنان مسئوليت زندگي خود را مي پذيرند و در عين حال مسئوليت هيچ کس ديگر را نمي پذيرند. اشخاص سالم با خود و جهان ارتباط کامل دارند، با حواس و عواطفشان و آنچه پيرامونشان مي گذرد، ارتباط کامل دارند. اين افراد مي توانند آشکارا آرزوها و حتي خشم خود را بيان کنند. مرزهاي من در افراد سالم انعطاف پذير، بسيط و گسترده است و اين باعث عدم تعصب در اين افراد نسبت به افکار و احساس هاي مختلف مي گردد(همان).
2 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ 8. سلامت روان از ديدگاه اسلام:
سلامت اهميت ويژه اي در زندگي آدمي دارد. پيامبر اکرم«ص» فرموده اند که سلامت و امنيت دو نعمتي است که آدمي تا آن ها را از دست ندهد به ارزش آنان پي نبرد. . امام علي(ع) فرمودند: همانطور که براي جسم شش حالت است؛ صحت، مرض، حيات، موت، خواب و بيداري، براي روح نيز اين شش حالت وجود دارد: دانش، زندگي روان؛ ناداني، مرگ آن؛ ترديد، بيماري آن؛ يقين، سلامت آن؛ غفلت، خواب آن و مواظبت، بيداري آن است. در اين جا از يقين به سلامت روان تعبير شده است. يقين عبارت است از جمعيت خاطر و حالتي است که در آن تمام ابعاد روحي انسان هماهنگ و متعادل هستند(طاهري، 1388). اسلام بر سلامت تأکيد فراوان دارد و حتي به اين امر از دوران جنيني اهميت داده و مادران باردار را به آرامش در گفتار و کردار و مصرف غذاهاي سودمند، توصيه مي کند که ريشه در اهميت دادن اسلام به مقوله پيشگيري و فراهم آوردن امکانات سلامت، از همان ابتداي وجود، دارد. در آموزش‌هاي مذهبي، ضمن مسئول دانستن والدين در تربيت و رشد فرزند، وظيفه انتخاب نام و عنوان نيكو، آموزش سواد و دانش، فنون مورد نياز و انواعي از ورزش‌ها را به عنوان وظايف اساسي والدين در تربيت فرزندان به شمار آورده و تأكيده شده است كه عمل به اين آموزش‌ها، هر گونه بيم، هراس و احساس درماندگي و نوميدي را از آدمي دور كرده و او را به برترين جايگاه مي‌رساند.
دين با مكانيسم‌هاي گوناگون موجب سلامت جسمي و رواني و ارتقاي بهداشت رواني مي‌شود، نمونه‌هايي از سلامت ناشي از دين عبارتند از: وجود اميد، انگيزه و مثبت نگري در دين، ايجاد شبكه حمايتي عاطفي و اجتماعي، دادن پاسخ روشن و قاطع به مفهوم خلقت، جهان و زندگي، تبيين و تعريف لذت بخش و معقول از رنج، درد و محروميت و مكانيسم‌هاي بسيار ديگر (بوالهری،1387). نتايج پژوهش هاي دانشمندان عصر جديد بيانگر اين مسئله است كه سلامت رواني افرادي كه داراي تجربه هاي معنوي عميق مي باشند، در سطح بالاتري نسبت به ساير افراد مي باشد. كشف و شناخت ظرفيت هاي روحي و راه هاي اشباع آن، پرهيز از غفلت و كم كردن شكاف هاي دوري از ياد خدا، انسان را به اين مسير سوق مي دهد. در اين راستا قرآن با ايجاد بصيرت، حيطه هاي وجودي انسان را در فراخناي وسيعي گسترش داده تا روح او به قدري بزرگ شود كه با از دست دادن دنيا يا بدست آوردن آن دچار بحران و سردرگمي يا اضطراب ناشي از حوادث نگردد. اين انسان با شرح صدر، ارتباطات سه گانه ي با خود ، خدا و محيط را سامان مي بخشد( فضلي نژاد، کامکار، کامکار، ملا شفيع، 1389).به صورت کلي و اجمالي مي توان گفت از نظر اسلام، انسان سالم و ارزشمند کسي است که داراي سه ويژگي اساسي و برجسته باشد: 1ـ تعقل و تفکر 2ـ ايمان، تقوا، تدين و تعهد 3ـ هدفمند بودن و به دنبال آن تلاش و فعاليت در جهت رسيدن به اهداف انساني و معنوي(چه فردي و چه اجتماعي). به تعبير ديگر مي توان گفت: انسان سالم و ارزشمند از چشم انداز اسلام، انساني است که در زندگي سه جايگاه را به خوبي بشناسد و به آن ها توجه وعنايت خاص داشته باشد:
1ـ جايگاه جهاني خود.
2ـ جايگاه فردي خود.
3ـ جايگاه اجتماعي خود(ميردريکوندي، 1382).
2 ـ 2. پيشينه تحقيقاتي
2 ـ2 ـ 1. تحقيقات انجام شده در ايران
در بررسي پيشينه تحقيقي، منابعي که به صورت مستقيم به بررسي موضوع مورد مطالعه بپردازد، اندک بود. اما پژوهش هاي بسياري در رابطه با بررسي رابطه معنويت و دينداري با متغيرهاي شادکامي و سلامت روان صورت گرفته است. از آنجا که بهزيستي معنوي مفهومي برگرفته از معنويت و اعتقاد به خدا است، در اينجا به بيان پژوهش هاي صورت گرفته در اين زمينه نيز که به طور غير مستقيم با موضوع ما مرتبط است، پرداخته مي شود.
صفايي راد، کريمي، شموسي و احمدي طهور(1389)، در بررسي رابطه بهزيستي معنوي با سلامت روان در دانشجويان به رابطه منفي بين بهزيستي معنوي با سلامت روان و چهار زير مقياس آن شامل علائم جسماني ، اضطراب و اختلال در خواب ، اختلال در کارکرد اجتماعي و افسردگي دست يافتند. در اين مطالعه دختران نمرات بالاتري از پسران در بهزيستي مذهبي به دست آوردند اما در ساير خرده مقياس ها تفاوت معناداري ديده نشد.
در پژوهشي که جعفري ، دهشيري ، سهرابي و نجفي(1388)، تحت عنوان رابطه بهزيستي معنوي با سلامت روان در دانشجويان انجام دادند ، ملاحظه شد که بين بهزيستي معنوي و سلامت روان رابطه معناداري وجود دارد. يعني بهزيستي معنوي با چهار زير مقياس سلامت روان ، رابطه منفي داشته است. بهزيستي مذهبي و وجودي به طور معناداري سلامت روان را پيش بيني کردند همچنين بهزيستي معنوي و وجودي دختران به طور معناداري بالاتر از پسران بود، اما در نمرات سلامت روان دو جنس، تفاوتي مشاهده نشد.
بررسی های صورت گرفته در رابطه با بهزيستی معنوی اندک بود، اما دينداری، اعتقادات مذهبی و معنويت به گونه ای عميق در بهزيستی معنوي مستور بوده و رابطه ای تنگاتنگ دارند، ازاين رو بررسی موارد پژوهشی موجود در اين زمينه نيز دور از نظر ما نبوده است. نادي و سجاديان (1390)، در پژوهش خود بر روي دانشجويان دريافتند که بين داشتن معناي معنوي در زندگي و بهزيستي معنوي رابطه مثبت معناداري برقرار است.
بهزيستی معنوی، پيش بين بسياری از متغير های مثبت روانی است. شادی و سلامت روان را نيز مي توان از متغيرهای مستور در بهزيستی روانشناختي دانست. پژوهش واحدي و غني زاده (1389)، با عنوان الگوي تحليل مسير روابط انگيزش دروني ، مذهبي ، نماز ، بهزيستي معنوي و کيفيت زندگي با بهزيستي روانشناختي ، نشان دادند که بين مؤلفه هاي بهزيستي معنوي و بهزيستي روانشناختي رابطه مثبت معناداري وجود دارد. در بررسي تأثير مستقيم هر متغير بر روي بهزيستي روانشناختي ، بهزيستي مذهبي بالاترين سهم را دارا بود. بهزيستي وجودي نيز در رتبه سوم، پيش بيني کننده بهزيستي روانشناختي بود.
در پيشينه بررسی رابطه متغيرهای دينی و شادی مي توان به پژوهش های زير اشاره کرد. صحراييان، غلامي و اميدوار(1390)، با بررسي رابطه نگرش مذهبي و شادکامي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شيراز، نشان دادند که رابطه مثبت بين نگرش مذهبي و شادکامي ديده شد، که نشان از تأثير ارتباط با وجودي برتر، بر داشتن چشم انداز مثبت در زندگي است. در گروه مورد مطالعه سن و شادکامي رابطه منفي نشان دادند.
برنا و سواري (1387)، در مقاله اي با عنوان ارتباط ساده و چند گانه نگرش هاي مذهبي ، سلامت رواني و رضايت از زندگي و عزت نفس با احساس شادکامي در بين دانشجويان، دريافتند که بين نگرش مذهبي و شادکامي رابطه مثبت معناداري وجود دارد. يافته ها نشان داد که از بين متغير هاي مورد مطالعه، فقط نگرش هاي مذهبي و سلامت رواني به طور معناداري واريانس احساس شادکامي را تبيين مي کنند و به ترتيب بهترين پيش بيني کننده احساس شادکامي به شمار مي روند.
علي محمدي و جان بزرگي(1387)، با تهيه پرسشنامه شادکامي ديني، به بررسي شادکامي ديني، شادکامي روانشناختي و افسردگي در بين دانشجويان مؤسسه علمي پژوهشي امام خميني«ره» پرداخته و دريافتند که ميان شادکامي ديني و شادکامي روانشناختي رابطه مثبت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، بهداشت روان، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، دانش آموز دختر، حوزه و دانشگاه