منابع پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، روابط بین الملل، فرهنگ سیاسی، افکار عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

به اجراوتاثیرگذاری آنهااطمینان می یابد .اعتبار،منبع اصلی تعیین ظرفیت هر یک از بازیگران برای اقدام ویا گمان زنی در مورد نوع رفتار سایر رقبا و بازیگران،مطرح است (عسگری، 1390: 63).از دیگر عناصرسرمایه اجتماعی «وفاداری» است .وفاداری،هسته اصلی سرمایه اجتماعی است. به طور کلی همه پدیده ها به نوعی تحت تاثیر باورهای مخاطب خود هستند.به عبارتی نوعی ارتباط متقابل بین مفهوم ،مخاطب وجود دارد که بر نتیجه عملیاتی مفاهیم تاثیر می گذارد.از این رو ،وفاداری را می توان عنصرنامرئی سرمایه اجتماعی دانست (عسگری، 1390: 63).
«امید و امیدواری» از مولفه های بسیار مهم سرمایه اجتماعی است.تهدیدچشم انداز زمانی مخاطب و بازیگران به «زمان حال»نه تنهاواقعیت و معنای کامل سرمایه اجتماعی را نشان نمی دهند،بلکه افزون برآن به نادیده انگاشتن ابعاد مهمی از آن منجر می شود.بخش قابل توجهی از سرمایه اجتماعی با امیدها در ارتباط میباشد که اگر چه ممکن است با نتایج عینی موجود مطابق نباشد،اما مخاطب را به پیروی و اطاعت به امید بهره مندی از مزایای آتی وا می دارد (افتخاری،1389: 319-314).با دقت و تامل در مفاهیمی مانند «اعتماد»،«اعتبار»،«وفاداری»و«امید» به مثابه شاخص های سرمایه اجتماعی به خوبی در مییابیم که یکی از اهداف مهم جنگ نرم،مخدوش سازی و تزلزل این مولفه ها می باشد. اگر حریف بتواند در جامعه«اعتماد»بین افراد، و میان مردم و حکومت را مخدوش نماید«اعتبار»موجود را تضعیف کند«وفاداری»هارا تقلیل دهد و «امیدها»را کم رنگ و یا از بین ببرد، توانسته است شالوده های امنیت آفرینی را سست نموده و آن کشور را معرض ناامنی قرار دهد (عسگری، 1390: 64).
2-7-3)تخریب فرهنگ راهبردی:
فرهنگ به مثابه یکی از اجزای اصلی زیست جمعی بشر،چنا ن ظرفیتی دارد که می توان از آن با عنوان «جعبه ابزاری »نام برد که قادراست به اقدامات و رفتارها،شکل و سازمان دهد.اثرگذاری پیچیده و قابل توجه فرهنگ باعث ورود آن به رشته -های مختلفی همچون مدیریت وروابط بین الملل گردید و توجه اندیشمندان این حوزه ها را به موضوع یاد شده جلب کرد.تعامل فراوان مباحث فرهنگی و روابط بین الملل،برخی از محققان را به سوی این ایده سوق داد که ملت یک نظام فرهنگی است و روابط بین الملل نیز چیزی جزتعامل میان نظام های فرهنگی نمی باشد (عسگری، 1390: 64).این در حالی است که در عرصه جهانی ،رویکردهای فرهنگی ،نوع برداشت نخبگان از مشکلات و نیز طرح راه حل هایی برای مقابله با آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.در چنین شرایطی و با توجه به نفوذ رو به تزاید فرهنگ در حیطه مطالعات امنیتی، بحث فرهنگ راهبردی مطرح شد.فرهنگ راهبردی برخاسته از فرهنگ سیاسی و مقوله ای زمینه وند بوده و به دلیل ماهیت و کارکردش،راهبردپردازان باید با آن آشنا باشند ،چرا که در تبیین رفتارراهبردی ،پیش بینی این گونه رفتارها و اتخاذ راهبردی ها یی متناسب با آنها،بسیار حائز اهمیت است (عسگری، زمستان1384: 30-2).
«کن بوث»37 معتقد است فرهنگ راهبردی به سنن، ارزشها، ایستارها، الگوهای رفتاری، عادات، سمبل ها، دستاوردها و شیوه های خاص انطباق با محیط و حل مسائل و تهدیدها با استفاده از زور ، اشاره دارد. به عقیده «کن بوث»، فرهنگ راهبردی بر آمده از تاریخ، جغرافیا و فرهنگ سیاسی بوده و نشان دهنده ترکیب ایستارها و الگوهای رفتاری مهم ترین نظرات تاثیر گذار می باشد که این نظرات می تواند مربوط به جامعه، نخبگان سیاسی ، نهادهای نظامی و یا افکارعمومی باشد. فرهنگ راهبردی مجموعهای از الگوهاست که بر مبنای آن در مورد مسائل جنگ و صلح، رفتارهای خاصی اعمال می شود. البته باید خاطر نشان کرد که این فرهنگ تنها به شکل گیری رفتارها و تصمیمات در مورد رهنامه راهبردی، استفاده از زور در سیاست بین الملل وحساسیت در مورد خطرات خارجی کمک می کند ودر مورد این که یک بازیگر چگونه با سایر بازیگران در مورد مسائل امنیتی تعامل کند، تعیین کننده نیست booth.2005:25-26)).
یکی ازموضوعات اصلی فرهنگ راهبردی،تعیین چارچوبی در مورد گزینه های تصمیم برای تصمیم سازان یک کشوراست.فهم فرهنگ راهبردی یک بخش بنیادین شناخت دشمن و خودی است،به عبارتی از مهمترین کارکردهای فرهنگ راهبردی دشمن شناسی است.فرهنگ راهبردی می تواند در تصور سناریوهاو ارزیابی تهدیدها مهم باشد به دلیل آنکه فرهنگ راهبردی به دولتمردان در خصوص اینکه یک بازیگر چگونه ممکن است در مورد مسائل کوچک و بزرگ رفتارکند ،بینش می دهد. نظر به چنین اهمیتی که فرهنگ راهبردی یکی از مهم ترین هدف های جنگ نرم می باشد«غفلت از دشمنی دشمن» و «دشمن شناسی» هدفی است که حریف در جامعه هدف به دنبال آن می گردد.بی تفاوتی نسبت به دشمن و دشمنی او بستر سازو زمینه پرور حریف می باشد (عسگری، 1390: 66)
2-8)ماهیت جنگ نرم:
2-8-1) هویت سازی: مفهوم «هویت» مرکزی ترین بعد ماهوی جنگ نرم است زیرا هویت ، پایه هر نوع صورت بندی نوین در حوزه «مهندسی اجتماعی» به شمار می رود بنابراین جنگ نرم با مفهوم «هویت» ،گره خورده است ،این هویت ، هویتی چهل تکه است که حداقلی ، موقت و پیرامون هدفی محدود شکل می گیرد .
2-8-2) ریزوم وار بودن:ریزوم یعنی رهایی از قید یگانگی و گسترش در همه جهت ها ، اما در پیوندی سیال که می -تواند با ایجاد شبکه های بی پایان ، خود را به یکدیگر متصل نماید . از مختصات ریزوم آن است که حتی اگر پیوندها گسسته شوند ، حیات خود را از همان نقطه ، آغاز خواهدکرد واگر مسیری بسته شود ، مسیر های بی نهایت دیگری ایجادخواهد نمود که حیات تکثیر و تکثر خود را تداوم بخشد. خصلت ریزوم به معنای بر راهبرد بودن و عاری از دلالت است و چون ریشه ثابتی ندارد ، حیات را به جریانات تکه تکثیر می کند . ریزوم در هم آمیختگی عناصر ، جربانات و هویت های متفاوت در یک کل جدید است که در قالب خرده هویت های منتشره به حیات خود ادامه می دهند.
2-8-3) تفکر سیار: به معنی کثرتی از عناصر، اندیشه ها و تفکرات ناهمگون در کنار یکدیگر ، بدون آنکه ناهمگونی آنها از میان برود یا توانایی آنها برای ایجاد دگر دیسی مختل شود . تفکر سنتی بر تجانس استوار است و تفکر سیار بر تمایز مبتنی است . به این معنی که چگونه تفکرات ، اندیشه ها و رویکرد های متمایز در کنار یکدیگر برای امر مشترکی عمل می کنند. تفکر سیار خود را به یک هویت ، اندیشه و نگرش محصور نمی کند زیرا آن را مانع پویایی ، ایجاد اجماع و تغییر می داند.
2-8-4) دگرگون سازی : مفهوم « دگرگون سازی» در جنگ نرم بخشی از ابعاد ماهوی آن است . دگر گون سازی در سرشت ذاتی انسان ها است . فرایند دگر گون سازی جامعه از جهات گوناگون در چشم انداز مشترک به تدریج گسترده و پرورده می شود تا آنجا که «مقاومت روانی» افراد به صفر نزدیک شود.
2-8-5) بنیان گفتمانی : در تشریح ماهیت جنگ نرم ، تکیه بر گفتمان و مراحل ساخت آن بسیار ضروری است بنیادگفتمان نیز در فضای رقابت و تعارض میان طرفین نبرد بسیار تعیین کننده است ، زیرا تداوم جنگ نرم بستری برای تولید و تدوین چرخه گفتمان پاد گفتمان دارد.انعطاف پذیری گفتمان ، امکان باز سازی ، باز تعریف ، نو سازی مداوم آن و ایجاد پیوند های متکثر با گفتمان های جدید یا دیگر گفتمان ها را تسهیل می کند.
2-8-6) پروژه ،پروسه : در جنگ سخت همه اقدامات بر اساس انواع پروژه های خرد و کلان شکل می گیرند ، در حالی که در جنگ نرم ، پروژه ها با پروسه ها جاری در جامعه هدف ، تقارن و تعامل می یابند.
2-8-7) ذهنی ،عینی :جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، تنها متکی به زمینه و عوامل عینی نیست بلکه به شدت بر مفاهیم و ارزش های ذهنی و درونی افراد واقشار جامعه هدف تاکید داشته و نقطه عزیمت آن نیز بر داده های ذهنی ابتناء دارد . وجه ذهنی ، زیر ساخت های تمایز و دگر بودگی و ذهنیت مشترک را فراهم می آورد و وجه عینی ، مقدمه «عمل» و واکنش جمعی و تقابلی را ایجاد می کند وجه ذهنی ، زیر ساخت وجه عینی است و وجه عینی ، تقویت کننده و مقوم وجه ذهنی می باشد.
2-8-8) فرایند محوری: جنگ نرم از سه حیث دارای نگاه فرایندی است:
الف :ماهیت نبرد نرم تدریجی بوده و در آن ، عنصر زمان یک مقوله اساسی است .
ب:هدف تغییر نظام سیاسی مشروط ومنوط به تحول اجتماعی است ، بنا بر این تحول در ابعاد بنیانی و ماهوی جامعه به عنوان یک فرایند تلقی می شود.
ج:تقارن وتماس «پروژه نبرد» و «پروسه جامعه » نیز به طور تدریجی حاصل می گردد.
2-8-9) رویگردانی، رویارویی:رویا رویی نرم بر نوعی «رویگردانی » اتکا دارد و بر پایه رویگردانی است که رویارویی «معنا» و بازنمایی می گردد. ربط منطقی ، زمانی ظاهر می شود که نگرش آحاد جامعه هدف در پروسه ای از رویگردانی ذهنی ،روانی به رویا رویی عینی ،عملی برسد.
2-8-10) درونی ، بیرونی: نقطه عزیمت و دامنه جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، اساسا از درون جامعه هدف بوده و لایه ها وسلول های اجتماعی آن «موضوعیت » دارند ، اما تحولات درونی با برنامه ریزی ، هدف گذاری ، تمهید و هدایت بیرونی (خارجی)انجام می شوند . این پیوست تا مرحله نهایی ادامه دارد و هیچ گاه گسسته نمی گردد حتی زمانی که ساختار پیشین فرو پاشیده و ساختار جدید ایجاد می شود.
2-8-11) چندوجهی بودن: عدم اکتفا به یک بعد و حوزه در جنگ نرم از اصول ثابت آن است . داشتن وضعیت (باز) نسبت به همه وجوه جامعه و تحولات مترتب بر آن به معنای فراگیری به شمولیت تام این جنگ است که هیچ یک از عرصه ها شئون زندگی جمعی فرو گذارده نمی شود.
2-8-12) فیزیکال ،متافیزیکال : از آنجاکه ماهیت جنگ سخت کاملا فیزیکال است،پیامد های آن نیز اغلب فیزیکی می- باشند ، اما ماهیت جنگ نرم ، فیزیکال،متا فیزیکال است. به این معنی که ابعاد نرم افزاری در فرایند های نهایی با خصائل سخت افزاری و فیزیکی که مستلزم درگیری ، برخورد و معارضه مستقیم است ، پیوند می خورند تا زمینه ساز فرو پاشی ساختاری به ویژه در عرصه سیاسی شوند.
2-8-13) خود ترمیمی و خود تقویت سازی: سازوکار «خود ترمیمی» در تقویت ماهیت جنگ نرم بسیار موثر است . نبرد نرم به گونه مستمر ظرفیت سازی می کند و این وضعیت ، خود به خود و به طور «نظام واره » انجام می شود.
2-8-14) نخبه محوری : نخبگان در چارچوب و در مرکزیت تفکر ، هدایت و مدیریت جنگ نرم قرار دارندوتوانا سازی ، جذب و به کارگیری آنان ، اولین گام برای پیشبرد فرایند های این جنگ محسوب می شود. نخبگان به دلیل برخورداری از «سرمایه های اجتماعی »،«فرهنگی » و «ارتباطی» از سازو کار های متفاوت و ابزارهای متنوع برای تحقق اهداف جنگ نرم استفاده می کنند (نخبگان شامل نخبگان همه عرصه هاست اما نخبگان نزدیک به ساختار سیاسی از اهمیت و جایگاه راهبردی بیشتری برخوردارند.) (عسگری، 1390: 132-128).
2-9)مفاهیم مرتبط با جنگ نرم:
2-9-1) قدرت نرم :
اساساً از واژة فرهنگ در قاموس و عرف سیاست بین‌الملل به عنوان قدرت نرم یاد می‌شود و آن چه از محتوای کلمات متفکران و اندیشمندان در توضیح واژة قدرت نرم، بر می‌آید این است که قدرت نرم، محصول و برآیند تصویر سازی مثبت، ارائه چهرة موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و جهانی وقدرت تأثیر گذاری غیر مستقیم توأم با رضایت بردیگران می‌باشد. به طوری که امروزه، این قرائت از قدرت در مقابل قدرت سخت، قدرت نظامی و تسلیحاتی که به نحوی توأم با اجبار و خشونت‌های فیزیکی است به کار می‌رود. بنابراین می‌توان گفت، قدرت نرم، توانایی شکل‌دهی به ترجیهات دیگران است و جنس آن از نوع اقناع است؛ در حالی که چهرة زمخت و سخت قدرت از نوع وادار و اجبار کردن است. «جوزف نای» از پیشگامان طرح قدرت نرم، در کتاب «کاربرد قدرت نرم38» بر این عقیده است که: قدرت نرم، توجه ویژه‌ای به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی، یک کشور به قدرت نرم دست می‌یابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه‌ای ترسیم کند که از آنها امتیاز گیرد (نای، 1382: 10).
هم چنین قدرت نرم، مباحث عقلانی و ارزش‌های عمومی را شامل می‌شود و هدف آن، افکار عمومی خارج و سپس

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، نظام سیاسی، محرومیت نسبی، براندازی نرم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عصر اطلاعات، تکنولوژی اطلاعات، عامل قدرت، انتقال اطلاعات