منابع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل متحد، صدور انقلاب، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

مغايرت ندارد، هر چند که ممکن است با نوعي تعبير ايدئولوژيک از دين در تعارض باشد. محمد خاتمي طي يک سخنراني در مکتبه الاسد (دمشق) چنين مي گويد: “هويت ما با اسلام عجين است و تمدن و فرهنگ مشترک ما در درجه اول وامدار ديانتي است که از منبع وحي آسماني ريشه مي گيرد، در جان ها مي نشيند و در انديشه خرد ورزان مي بالد و در جامعه تبلور مي يابد. “
بي ترديد دوم خرداد، کوششي براي توجيهه هويت ملي با رويکرد نوين بود. لذا گفتمان مردم سالاري ديني که از سوي فرهنگ سياسي نخبگان بخصوص مقام معظم رهبري درتکامل گفتمان مردمسالاري در اين دوران مطرح گرديد در واقع پاسخي به اين بحران است و کوششي براي توجيه جديد هويت ملي که رويکردي برهويت واقعي ملت ايران بود زيرامردم مسلمان ايران مردمسالاري را فقط نميخواستند بلکه مردمسالاريي که برگرفته از اسلام ناب محمدي باشدراخواستار بودند. در اين مقطع با به رسميت شناختن هنر، تفريح، ورزش و غيره و در عين حال با رعايت ضوابط ديني عملا” به صورت شعاري به نسل جوان بها داده مي شود ودر عين حال جوانان احساس مي کنند که مي توانند در سرنوشت هويت فردي و اجتماعي خويش مؤثر باشند.
عده‎اي از صاحبنظران سعي مي کنند گفتمان مردم سالاري ديني را در انطباق با نظريه “دويچ” مبني بر نظام‎هاي “خودتداوم دهنده” و “خود فزاينده” مورد بحث و بررسي قرار دهند. اينان، لحاظ کردن گزاره هاي گفتماني جديد از قبيل “فرداي بهتر براي ايراني اسلامي”، “بهره گيري از پرچم سه رنگ ايران”، “لحاظ کردن خواسته ها و نيازهاي نسل جوان و قشر زنان” و همچنين “لحاظ کردن الگوها و علاطق طبقه متوسط شهري” در شعارها و برنامه هاي تبليغاتي خاتمي را دليل بر مدعاي خود پنداشته و معتقدند که رأي دوم خرداد را بايستي صرفا” در چارچوب نظام تحليل نمود و نه در خارج آن .
4-23-3) بستر هاي تکويني گفتمان دولت اسلامي و تأثير آن بر تحيکم و تداوم هويت سرزميني ايران
گفته مي شود با روي کارآمدن دولت احمدي نژاد همان چهره قدرتي پديدار شد که قبلا” در فرآيند انقلاب اسلامي نقش بازي کرده است و قدرت حاکم را مقهور و مجذوب خود نموده و انقلاب را به پيروزي رسانده بود. از اين منظر، دولت جديدبازگشتي به دوران انقلاب 1357 و تلاشي بود براي انشاي دوباره گفتمان فراگير انقلاب اسلامي در ظرف زمانه خود و مسلما” آنچه به مثابه ريسماني در اين پراکندگي وکثرت، نوعي نظام و وحدت ايجاد نمود، گفتمان فراگير، سقف گونه و هژمونيک احمدي نژاد تحت عنوان دولت اسلامي بود.
دراين گفتمان حکومت خادم مردم و مسئول در مقابل مردم و منبعث از اراده مردم تلقي گرديده و ضوابط ديني به عنوان ضوابط ارزيابي عملکرد هاي عام حکومت مطرح مي شود.

4-24) تأثيرگفتمان نخبگان سياسي با مشارکت توده اي بسيج سياسي بر تحکيم و تداوم ناسيوناليزم ايراني
4-24-1) تطابق گفتمان نخبگان سيلسي انقلاب اسلامي با مشارکت توده اي و بسيج سياسي و تأثير آن بر تحکيم و تداوم ناسيوناليزم ايراني طي مقطع 68-1357
برخي معتقدند که انقلاب اسلامي ايران از جمله انقلاب هاي نادري است که بطور آگاهانه براساس ايدئولوژي اسلامي و به ويژه گفتمان شيعي امکان تحقق يافته است. خانم “تدا اسکاچيل” در اين ارتباط مي‎نويسد: مراحل اوليه انقلاب ايران، نظرات قبلي مرا نسبت به موجبات انقلاب اجتماعي زير سؤال برده و بي ترديد اين امر را به ذهن انسان متبادر مي سازد که اگر بتوان گفت که يک انقلاب در دنيا وجود داشته که به طور عمد و آگاهانه توسط يک “نهضت اجتماعي توده اي” ساخته شده تا نظام پيشين را سرنگون کند، مطمئنا” چنين انقلابي همان انقلاب ايران عليه محمد رضا شاه پهلوي مي باشد، چرا که تا پايان سال1978 ميلادي (1356 شمسي) کليه بخش هاي جامعه شهري ايران تحت نظر اسلام شيعي گرد آمده بود و از رهنمودهاي يک روحاني عالي مقام شيعه آيت الله روح الله خميني در جهت مخالف سازش ناپذير عليه شاه و کليه افراد وابسته به او پيروي مي کرد.
چنانچه ملاحظه مي شود خانم اسکاچپول به نقش بالنده نظام ها، عقايد و ادارات فرهنگي در هويت بخشيدن به کنش هاي سياسي- اجتماعي آحاد جامعه تأکيد مي نمايد. از نظر وي مرکزيت تمام حرکات انقلابي و بسيج سياسي – اجتماعي توده اي، پيرامون گفتمان اسلام شيعي مي باشد ؛ از آنجا که رهبران و نخبگان انقلاب اسلامي اغلب داراي تجانس فکري و اجتماعي بوده و از سنت مذهبي حمايت مي کنند لذا گفتمان حاکم بر فرهنگ سياسي نخبگان انقلابي که با مشارکت توده اي و بسيج سياسي در حدود تحول هويت ملي و ارائه هويت جديد براي ملت ايران بوده اند، گفتمان انقلاب اسلامي مي باشد.
آگاهان سياسي معتقدند که ايدئولوژي انقلاب اسلامي، بر خلاف ايدئولوژي هاي سياسي قرن بيستم، نسبت به نقش مذهب در زندگي سياسي – اجتماعي توده ها اهميّت خاصي قائل است و به همين دليل، “ايدئولوژي” در انقلاب اسلامي ايران بخش مهمي از خود آگاهي لايه هاي مختلف سياسي- اجتماعي ايرانيان معاصر را تشکيل مي دهدگفته مي شود کساني که داعيه اسلام گرايي دارند معمولا” به يکي از اشکال ذيل مي خواهند اسلام را وارد عرصه سياسي نمايند. نخست، آن را در قبال سلطه سياسي مي دانند دوم آن را واکنشي نسبت به سکولاريسم به حساب مي آورند گروه سوم مدرنيست هاي اسلامي هستند چهارم سنت گراياني مي باشند که به جدايي دين از سياست باور دارند و بالاخره گروه پنجم بنيادگران اسلامي که به تلفيق دين و سياست مي انديشند. از نظر تاريخي ينياد گرايي داراي سابقه طولاني بوده و زمينه هاي تکوين ان به چند دهه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي معطوف مي گردد.
به هر حال از آنجه که دين به منزله پيوند دهنده زندگي اجتماعي و عوامل هويت بخش ايرانيان مسلمان بوده: لذا نقش عمده اي در روند تکوين انقلاب اسلامي ايران ايفا نموده است و اينکه شيعه بودن يعني نماد هوت جمعي اغلب مسلمانان ايران مي باشد که البته مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي تاسيس نظامي بر مبناي انديشه هاي اسلامي و طرح اسلام سياسي به منزله يک ايدئولوژي مطلوب جهت مبارزه است “شائول بخاش”نويسنده يهودي واستاد تاريخ دانشگاه جرج ماسون در اين زمينه مي نويسد “انقلاب ايران نشان داد که اسلام توانايي آن را دارد که مليون ها نفر را تجهيز نموده حکومت مطلقه اي را سرنگون نمايد آمريکا را تحقير کند و از مرزهاي ملي دفاع نمايد. جنگ خارجي (در مقابله با عراق) را ادامه دهد (BAKHASH 1984 INTRODUCTION) و دست به کار تحقق حکومت اسلامي شود.
به اين ترتيب ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران از يک طرف در بردارنده طرد و نفي آن بخش از ارزشها و ارکان هويت ملي بوده که براي رژيم پهلوي مهم تلقي مي گرديد و از سويي، ديگردربردارنده ايده و آرمان تاسيس يک هويت ملي نوين و به عبارتي يک سامان سياسي جديد مبتني بر ارزش ها و اصول اسلامي (احمدوند 1374 ص70). در تحليل نهايي و به تصريح “ميشل فوکو “انقلاب اسلامي در واقع يک انقلاب فاقد تشکيلات، غير حزبي و در نوع خود بي نظير بود: آنچه در ايران سال 1979 اتفاق افتاد باعث سردرگمي ناظرن و پژوهشگران معاصر گرديد. نه نشاني از چين، نه از ويتنام و نه از کوبا در آن مي بينيد. اين انقلاب به مثابه زلزله اي دريايي بدون دستگاه نظامي، بدون پيشرو و بدون حزب ميباشد (تاجيک، 1382، صص183). بي ترديد، فضاي آرماني و پرهيجان و شتابزده دوران پس از انقلاب اسلامي مانع ارزيابي صحيح از وضعيت و شرايطي بود که جامعه ايران در آن قرار داشت
در اين اوضاع و احوال، گفتمان جديدي که در حوزه فرهنگ سياسي نخبگان وجه غالب يافته و بتدريج حاکم شده بود در صدد تامين امنيت از دست رفته دنياي سنتي و معرفي هويت ملي جديد با استفاده از بسيج سياسي، مشارکت توده اي و عرضه ايدئولوژي نوين اسلامي ميسر بود و بدين ترتيب دولت انقلابي با پشت سر گذاردن چالش هاي ايدئولوژي و همچنين احياي سنتهاي ديني نوعي مذهب گرايي غرب ستيز و مخالفت ايران باستان گرا به منصه ظهور رسانيد (بشيريه 1378ص76) در اين دهه علاوه بر طرد فرايند نوسازي و ارايه تعريف جديد ايدئولوژي از نحوه نگرش ها اعتقادات و باورهاي سياسي توده ها بايد توجه داشت که “ملت گراي”و خلاصه ارکان غير ديني هويت ملي ايرانيان نيز همه به ان سرنوشت دچار شد حتي جنگ ايران عراق که منبع مشروطيت وعامل تقويت هويت ملي بوده. در چارچوب ارزشها و باورهاي ايدئولوژيک ديني محصور گرديد و تلاش شد تا هويت ملي ايرانيان کاملا بر پايه اسلام شيعي استوار گردد.
همان طور که مي دانيم در شرايط جنگي که زندگي جمعي شهروندان و امنيت رواني-اجتماعي توده ها به مخاطره مي افتد معمولا فرد محوري و خودخواهي شخصي مهار گرديده و در عرض، به (من) اجتماعي به مثابه گونه اي “هويت اجتماعي “اولويت داده مي شود. طي جنگ تهاجمي عراق عليه ايران، بسيج توده ها براي شرکت در جبهه هاي جنگ و حضور در صحنه هاي سياسي، عموما در يک فضاي مثبت احساسي و هيجاني صورت ميگرفت و اين برانگيختگي احساسات و عواطف توده ها اغلب در چارچوب گزاره ها ايدئولوژيک و توانايي هاي نمادين جمهوري اسلامي ايران بود که با استفاده از اين مکانيزم تقويت کننده و تحکيم دهنده عوامل همبستگي و يگانگي توده ها، رويکرد جديدي نسبت به هويت ملي پديدار شد (شيخاوندي 1380ص 20) و البته مسلما تفسير مجدد برخي عناصر اعتقادي شيعه نظير غيبت و انتظار يا تبديل امام حسين (ع) از اسطوره مقاومت به اسطوره مبارزه و نماد شهادت تاثير فزاينده اي در گفتمان انقلاب اسلامي داشت (گل محمدي 1375، ص89) به هر ترتيب با فروپاشي رژيم پهلوي و پيروزي انقلاب اسلامي انتظار ميرفت کهع گفتمان انقلابي جا خود را به تدريج به گفتمان جامعه مدني بدهد ولي متاسفانه منازعات خونين سالهاي نخست انقلاب، پيدايبش جريان صدور انقلاب و دشمن ستيزي ايدئولوژيک به ويژه با امريکا و اسراييل رجنگ هشت ساله ايران و عراق سلطه فرهنگ توطيه دشمن ديدن و گرفتن جهان بيرون از هويت خودي و بالاخره بهره برداري از گفتمان انقلابي براي مواجهه و مقابله ايديولوژيک با مخالفان سياسي موانع جديدي بر سر راه تبديل گفتمان انقلابي به گفتمان اعتقادي فراهم آورد.

4-24-2) تحول مشارکت توده اي و بسيج سياسي از گفتمان انقلاب اسلامي به گفتمان اصلاحات و توسعه ي اقتصادي و تاثير بر تحکيم و تداوم ناسيوناليزم ايراني طي مقطع1368-76
برخي حاملان و مدعيان جبهه اصلاحات ميگويند زماني که بااعلام پذيرش قطعنامه ي 598مجمع عمومي سازمان ملل متحد جنگ تحميلي به پايان رسيدو در اين فاصله دولت هاشمي رفسنجاني روي کار آمد و به سياست توسعه ي اقتصادي و استراتژي خصوصي سازي توجه شد آنگاه جامعه نسبتا از وضعيت جامعه ي توده اي و ماهيت پوپوليسم انقلابي فاصله گرفت اما از سويي ديگر گروه هاي فشار بعضا از حمايت طيف فرهنگ سياسي نخبگان برخوردار بودند امکان ظهور و قدرت مانور بيشتر پيدا نمودند
حسين بشريه معتقد است که در مقطع گفتماني توسعه و اصلاحات اقتصادي به دلايل عديده اي مشارکت توده اي و بسيج پوپوليستي رو به افول نهاده و متعاقبا با سلطه ي روحانيون شيعي بر گستره ي فرهنگ سياسي نخبگان سياسي به سياست هاي سرمايه داري و رويکرد خصوصي سازي امکان بسيج سياسي توده‎ها اصولا کاهش پيدا کرده و در اين مقطع هر چند که دولت جنبه ي اختصاصي تري به خود ميگرفت اما همچنان براي حفظ سلطه و تداوم قدرت هزمونيک دايما با برخي چالش ها ومشکلات هويت ملي روبرو بود.
از آنجا که آقاي هاشمي رفسنجاني نقش موثري در تکوين و تقويت گفتمان اصلاحات و توسعه ي اقتصادي داشت لذا شايسته است که به فرازهايي از گفته ها و نظرات وي پيرامون رعايت اعتدال و پرهيز از آرمان گرايي که شاه بيت گفتمان دوم است استناد کنيم. ايشان ميگويد:
افرادي که ميخواستند افراطي حرکت کنند با من مخالفت ميکردند هميشه هم همينطور بود آنهايي که چنين برداشتي داشتند همان هايي هستند که در مسايل قدري روحيه تند و عجولانه دارند. . بنده انهدام حرکت انقلاب را در افراط ميبينم اوايل انقلاب هم اينگونه آدم ها آن را نمي پسنديدند و در برابر آنها مي ايستادند گذشته و امروز عمدتا افراد افراطي با سياست هاي معتدل من ناسازگار بوده و هستند.
هاشمي رفسنجاني در جاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره صدور انقلاب، دانش آموختگان، سازمان ملل متحد، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، سازمان ملل، کتاب مقدس