منابع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل متحد، سازمان ملل، قوه قاهره

دانلود پایان نامه ارشد

كنواسيون هاي ژنو به چشم مي خورد. مواد كنوانسيون تصريح دارد كه گرچه ممكن است يكي از دول درگير عضو كنوانسيون نباشد ولي اين امر التزام ساير دول متعاهد را در ارتباط دوجانبه ي خود با يكديگر از بين نخواهد برد. به علاوه كنوانسيون مي گويد كه اين گونه دول درارتباط خود باساير دولت هايي كه به كنوانسيون پيوسته اند نيز ملتزم به رعايت كنوانسيون ها خواهند بود. مشروط بر اين‌كه طرف هاي غير متعاهد نيز آن مقررات را ملحوظ بدارند»2.
نداشتن ضمانت هاي اجرايي كافي ،دراختيار نداشتن قوه قاهره جهت التزام كشورها دررعايت مصوبات ومقررات ، اختيار دولت ها در پذيرش مقررات كنوانسيون يا پذيرفتن نماينده يا نمايندگان كنوانسيون موصوف وعدم رعايت مقررات كنوانسيون 1929 ژنو از عمده ترين و مبرزترين دلايل ناكارآمدي كنوانسيون موصوف درخصوص اسراي جنگي بود .
بند دوم : اسيران غير نظامي
جبهه هاي جنگ و نبرد هاي نظامي و افراد نيروهاي مسلح وضعيت خاص خود را داشتند كه به صورت گذرا و اجمالي اشاراتي به آن گرديد . ليكن در مورد غير نظاميان و شهروندان اوضاع به شكل ديگري بود. آلوده كردن آب آشاميدني ، محاصره‌ي شهرها وروستاها ، بمباران زميني توسط توپخانه ، مسلسل ها و بالاخره بمباران هوايي جهت تضعيف خطوط دفاعي، دلسردكردن مردم ازجنگ ،ازبين بردن توان دفاعي ونظامي حريف ازجمله اقداماتي بود كه جان شهروندان وغير نظاميان را به شدت تهديد مي كرد وقربانيان زيادي راگرفت . شايد به توان ‹‹ فردنياند فون هيدسن››1 و هواپيماي دوباله ي ‹‹ اوي ياتيك››2 او را به عنوان اولين بمب افكن تاريخ در بمباران خطوط مقدم و پشتيباني خط مقدم معرفي كرد .
«بعد از آن «فومن هيدسن» آلماني درماه اوت سال 1914 باهواپيماي خود چند بمب روي شهر پاريس فروريخت او درساعت پنج بامداد روي شهر ظاهر و 3 عدد بمب 2 كيلويي را كه حداكثر توان حمل باري بود كه هواپيمايش مي توانست حمل كند به روي مناطق مسكوني پاريس فروريخت بمب ها اثرتخريبي زيادي نداشتند اما فكر بمباران هوايي واهميت آن را دراذهان جا انداختند».
بدين ترتيب فكر بمباران هوايي شهرها وقتل وعام مردم بي پناه به صورت كاربردي دراذهان مسئولين وتصميم گيرندگان جنگ تبلور يافت ودرجنگ جهاني دوم دنياشاهد بمباران هاي گسترده ،بي امان و همه‌جانبه شهرها ازسوي دولت ها درگير مي شود بمب افكن ها درساعات نيمه شب ونزديكي هاي صبح صورت مي گرفت ودرنتيجه تلفات بيشتري دراثر بمباران ها بوجود مي آمد لندن پروازهاي 1800 سورتي هواپيماهاي آلماني رادريك روزهيچگاه ازياد نخواهد برد .
به طوري كه اذهان عمومي پيش بيني ها ي هولناكي مبني براين كه شهرهاي انگلستان و فرانسه با خاك يكسان شوند. درمقابل انگليسي ها نيز شهرهاي آلمان راهدف قرارداده به طوري كه درظرف كمتر ازسه ماه حدود 5 هزار تن بمب بر سر شهرهاي آلمان ومردم بي دفاع غير نظامي ريختند. تاسيسات زير بنايي شهرها ازقبيل سدها ، كارخانه هاي برق ، مواد غذايي و… و در يك كلام مراكز مهم اقتصادي ، اجتماعي وتجمع نيروها پادگان ها و كارخانجاتي كه به نوعي درجنگ دخيل بودند همچنين خانه هاي مردم غير نظامي جهت عدم پشتيباني ازجنگ آماج بمباران هاي هوايي هريك ازطرفين قرار گرفته يا مي گرفت كه اغلب آن ها به خاطر عدم فعاليت ضدهوايي ها در شب هنگام انجام مي گرفت در نتيجه تلفات هميشه بيشتر بود چرا كه در آن ساعات مردم گرفتار قحطي ،گراني ، بيكاري ، فقر به استراحت مي پرداختند اين تلفات اعم از كشته ، مجروحين و مفقودين بود .درهم كوبيدن شهرها ومناطق مسكوني به وسيله توپخانه وموشك نيز يكي ديگر ازشيوه هاي جنگ شده بود به طوري كه آلمان روزانه چندين موشك (76 )به طرف لندن شليك مي كرد .اين سلاح مخصوصا برعليه مناطق مسكوني وغير نظامي به كارگرفته مي شد «طبق آمارداده شده خرابي هايي كه اين نوع موشك درطول هشتاد روز به بار آورده بود بالغ بريك ميليون خانه مي شد كه دربين آنها 149 مدرسه ،111 كليسا و98 بيمارستان بوده است . تعداد دقيق كشته شدگان ومجروحين به وسيله اين نوع موشك هيچ وقت افشا نشد . در منطقه «درسدن» بسياروحشتناك بود .با وجود اين نمي توان اين شهر را بالندن پس از آن هشتاد روز مقايسه كرد . هم چنين نمي توان حوادثي را كه «درورشو» شش سال قبل از آن و يا حتي در اسپانيا كورنيكا» را فراموش كرداما موشك هاي 76 كاري كردند كه هيچ كس شهامت بيان آمار واقعي تلفات رانيافت . گفته مي شود همين بلا رابرسر شهرهاي «اتردام» و«گاونتري» نيز آوردند »1.‹‹ اين ها گوشه اي از نا امني و عدم رعايت حقوق غير نظاميان بود از سوي ديگر غير نظامياني كه به نحوي به اسارت در آمده بودند. و مورد انواع واقسام آزمايشات پزشكي واقع مي شدند در اردوگاه هاي «مايلاك » «تربلينكا» و«آشوتيس » انواع آزمايشات پزشكي وداروها برروي زندانيان غير نظامي انجام گرفت من جمله اينكه یكي ازپزشكان آلماني كه جمعي SS نيز بوده آزمايش برروي دوقلوها را طراحي واجرامي كند دوقلوهايي كه مونث بوده وبيشتر از15 سال نداشتند اين نوع آزمايشات برروي غير نظاميان لهستاني ها، روس ها ، يهودي، يوگسلاوي ها و… صورت مي گرفته يعني به اين قبيل دوقلوها آمپول حاوي «تيفوس » تزريق مي شد ه وپس از مدتي يكي از آن ها آمپول ضدتيفوس آزمايش نشده اي تزريق مي شده است يعني مرگ تدريجي و همراه با عذاب و رنج كه جهت اين قبيل زندانيان طراحي و اجرا مي شد . استفاده از زنان اسير دركاباره‌ها و سوء استفاده هاي جنسي از آنان ، به انحراف كشيدن و اجبارآن ها به اعمال روسپي گري از ديگر اقداماتي بود كه كشورهاي درگير جنگ به ويژه آلمان و انگلستان از آن بهره مي بردند. درخلال اين قبيل اعمال قبيحانه تعداد زيادي زن و دختر در جلوي چشمان شوهران و پدرانشان مورد تجاوز واقع مي‌شدند و براثر زيادي تعداد تجاوز كنندگان سنكوب كرده و مي مردند ، كودكان بي گناه را درجلوي چشم پدرومادر سر مي بريدند وگردن مي زدند تا استقامت آنان را درهم بكوبند ودربرخي موارد اقرار بگيرند . بناهاي تاريخي بيمارستان ها و زخميان نيز از وضعيت بهتري برخوردار نبودند. هر كدام از اين مكان ها با سلاح هاي گوناگون مورد حمله قرار گرفته و افراد مسكون در آن ها نيز از اين حملات مصون نبودند ، لذا نواقص و كمبودهاي زيادي از نظر قوانين و مقررات و همچنين نظارت و اجراي آن ها به چشم مي خورد لذا تعريف جامع تر و دقيقتري از واژه اسير، شرايط اسارت ، استفاده از نيروي كار اسيران ، آسايش و امكانات پزشكي كه آنان بايد دارا باشند ، طرز عمل و شيوه برخورد و همچنين رويه قضايي كه بايستي آنها برقرار شود ، مي بايستي به عمل مي آمد ، اصل آزادي فوري و بي قيد و شرط اسيران در پايان مخاصمات مي بايست مجددا مورد تاكيد قرار مي گرفت ، و بالاخره ضروري بود تا استقلال نهادهایي‌ كه براي منافع و حقوق اسيران و مراقبت و نظارت در اجراي كامل قوانين و مقررات مربوط به آن‌ها بوجود آمده اند حفظ شود همراه با آن سعي گردد كه روابط سياسي و تماس هاي ديپلماتيكي بين طرفين مخاصمه ، تا حد ممكن حفظ گردد . اين‌ها از مهمترين و ضروري ترين مسائلي بودند كه با وقوع جنگ جهاني دوم و نارسايي‌هاي عملي كنوانسيون در خلال جنگ جهاني اول و بعد از آن آشكار شدند و كميته بين‌المللي صليب سرخ را به تجديد نظر در مواد و مقررات تدوين شده در كنوانسيون جنگي 1929 واداشت. در اين ميان اثر حوادث دلخراش و آزار دهنده و گاها” رفتارهاي بسيار غير انساني با اسرا در اردوگاههاي نگه داري از آنها و…. همگي دست به دست هم دادند تا تجديد نظر در كنوانسيون 1929 ضروري جلوه نمايد .
«در پايان جنگ جهاني دوم مانند جنگ جهاني اول عدم كفايت و دقت قواعد و مقررات حقوقي موجود را در ارتباط با مسئله رهايي و بازگشت آنان به اوطانشان هويدا ساخت . جنگ با تسليم شدن بدون قيد و شرط آلمان و ژاپن و شكل خاص تسليم ايتاليا (متحدين) پايان پذيرفت ، ولي در رابطه با بازگشت اسيران دول محور ، اصول مشخص و معيني در نظرگرفته نشد . ميليونها اسير آلماني به جاي اين‌كه در تابستان 1945 آزاد شوند و به مملكتشان بازگردند، سالها بعد از تسليم شدن آلمان در بازداشت متفقين و در اردوگاههاي اسيران جنگي و يا در اردوگاههاي كار اجباري مشغول انجام كارهاي سخت بوده و درشرايط بسيار نامساعدي قرار داشتند و دولت شوروي هزاران آلماني را تا سال 1955 (يعني سال ها بعد از خاتمه مخاصمات ) هنوز در بازداشت داشت1» .
پس از قبول قرارداد 1948 ، صحنه هاي دلخراش متعددي از كشتار جمعي در جهان ديده شده كه تقريباً تمام آنها (و اين را نبايد يك اتفاق تلقي كرد) در جهان سوم بوده است.
«در 1960 در كنگو ارتش ملي اين كشور صدها نفر از افراد بالوبا را در ايالت كازايي جنوبي به هنگام بحران عميق سياسي داخلي به خاك و خون كشيد. در 1965 و 1972 در بروندي گروه اقليت توتسي كه از لحاظ سياسي مقتدر بودند، گروه هوتو قوم اكثريت را قتل عام كردند و در 1965 سران اين قوم تصفيه شدند و در 1972 بين صد تا سيصد هزار هوتو به قتل رسيدند. در 1971، در پاكستان شرقي ارتش اين كشور مردمان بنگلادش كنوني را از دم تيغ گذراند. در74 – 1970 هزاران سرخ پوست آشه در پاراگوئه با همكاري رهبران اين كشور كشته شدند . در 78-1971 حكومت ايدي امين در اوگاندا هزاران نفر از افراد غير نظامي را كه در بين آنان تعداد بي شماري از مخالفان سياسي و نيز افراد گروههاي قومي (الكولي و لانگو) ديده مي شدند به قتل رساند. اين كشتار بدون تبعيض به گونه اي ارتكاب يافت كه از آنچه كشتار جمعي به معناي اخص نام دارد فراتر رفت (هرچند به نظر من نمي توان ويژگيهاي كشتار جمعي را در اين حادثه انكار كرد). بين سالهاي 1975 و 1978 در كامبوج خمرهاي سرخ طرفدار حكومت پل پوت حدود دو ميليون انسان را كه در ميان آنها گروههاي قومي و ديني از جمله شمس ها (اقليت مسلمان) و كشيشهاي بودايي ديده مي شدند قتل عام كردند.
در 1982 در لبنان شبه نظاميان مسيحي فالانژ با معاونت ارتش اسرائيل در كشتار فلسطينی ها و يا در سريلانكا، خشونت و اعمال كشتار جمعي عليه گروه تاميل به دست سنگال ها (كه به نوبة خود قرباني قتل عام تاميل‌ها شدند) ارتكاب يافت. در 1988 در بوروندي بارديگر كشتار هوتوها به دست توتسي ها تكرار شد . در همين سال، ارتش عراق به قتل عام كردها پرداخت و در اتحاد جماهير شوروي كشمكشهاي خونباري ميان ارمنيان و آذري ها رخ داد كه در چندين نوبت گروههاي ارمني به خاك و خون غلتيدند1».
«در 9 سپتامبر 1960 ، شوراي امنيت سازمان ملل متحد سرگرم بحث دربارة مسأله دشوار كنگو بود. همزمان با استقلال اين كشور از بلژيك آتش جنگ داخلي كه عمدتاً بيگانگان به آن دامن ‌زده بودند شعله ور شده بود. در اين جنگ ، دو نفر از رهبران اين كشوريعني كازاووبو رئيس جمهور و لومومبا نخست وزير رودرروي يكديگر قرار گرفته بودند براي پايان دادن به كشمكش داخلي و اعاده نظم و ثبات در كشور فوراً دخالت كند تا بدين ترتيب تلاشهاي جدايي خواهانه را (كه خاك كازايي جنوبي در كاتانگا را تهديد مي كرد) خنثي سازند. در ماه اوت لومومبا نيروهاي ارتش ملي كنگورد (A.N.C) را به خاك كازايي جنوبي كه اعلام استقلال كرده بود گسيل داشت. نيروهاي ارتش پس از آنكه باكوانگا پايتخت اين ايالت را اشغال كردند به مصادره خواربار و خودروهاي مردم پرداختند تا خود را براي تصرف كاتانگا كه جدايي طلب بود آماده كنند. ولي ارتشيان به اين مقدار بسنده نكردند و دست به كشتار مردم با لوبا از اقوام بومي زدند و زنان و كودكان را نيز به طرز فجيعي به قتل رساندند. دبيركل سازمان ملل متحد، داگ هامرشولد، كه بي درنگ از موضوع اطلاع يافته بود اظهار عقيده كرد كه چنين اعمالي از مصاديق «شروع به كشتار جمعي» (incipient genoeideofa case ) تلقي مي شود.در مورد كامبوج نيز موضوع درخور توجه است. در 1979 وقتي جهانيان به قتل عام مردم به دست حكومت پل پوت پي بردند، كشورهاي مختلف (كانادا ، نروژ ، انگلستان، ايالات متحده آمريكا و استراليا) مدارك مشروعي به كميسيون فرعي سازمان ملل متحد براي پيشگيري از تبعيض و حمايت از اقليتها تسليم كردند و از كميسيون دعوت نمودند تا به بحث

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره زنان و دختران، رفتار انسان، انسان سالم، نقض حقوق Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره منابع اسلامی، مخاصمات مسلحانه، حقوق بشر، حکومت اسلامی