منابع پایان نامه ارشد درباره زبان فرانسه، وزارت خارجه، استان مازندران، دوره رضاشاه

دانلود پایان نامه ارشد

حق السکوت به دشمنان کنتر از آن عجيب و غيرعادي نخواهد بود” (زونيس، ماروين، 1387ص 183).
و اما در مورد دوم، در مورد نيروهاي مسلح آورده که: ” شايد آخرين و آشکارترين وسيله براي شاه در کنترل رفتار زيردستان خود استفاده از فشار فيزيکي است”. (زونيس، ماروين، 1387ص 185) در ادامه اين بحث، زوئيس به بررسي سير شکل گيري و تحول نيروهاي مسلح در ايران بالاخص در دوره رضاشاه و همچنين محمدرضا پهلوي مي پردازد (ر. ک. ص 208 ـ 185 ). در مورد محمدرضاشاه نويسنده به دنبال اين مسئله است که نشان دهد شاه خواهان حضور بيشتر ارتش در مقوله هاي منحصر به فرد مثل زندگي مدني و حتي دادسراهاي قضايي بود. که در مورد اول به فعاليت هاي مدني مانند ساختن جاده ها، مدارس ابتدايي و دبيرستان ها، حمام هاي عمومي و همچنين ارتش يا سازمان دادن سربازان جديد در تعدادي از “سپاه” هاي غيرنظامي مانند سپاه دانش، سپاه بهداشت، سپاه ترويج آباداني اقدام نمود. و در مورد دادسراهاي قضايي، اين امر را از طريق دادگاههاي نظامي تحقق مي بخشيد (زونيس، ماروين، 1387صص 208 ـ 202).
4-5) رويکردي تاريخي درباره ماهيت نخبگان در جامعه ايران
دراينجا به دنبال آنيم که محيط اجتماعي وسياسي راکه نخبگان سياسي و شاه در آن عمل و رفتار مي‎کردند را بيان کنيم. در واقع مي خواهد يک پيشينه از اجتماع و سياست ايرانيان را بيان کند که اين پيشينه به گونه اي تا به امروز در جامعه ايران تداوم داشته است و براي مثال ” جامعه ايران در آن روزگار (گذشته)، مانند جامعه ايران امروزي به مثابه تسلسل طبقات ارزيابي مي شد، آنچنان که اعضاي هر طبقه در توانايي خود از قدرت بيشتري نسبت به طبقات پايين تر از خود برخوردار بودند” (زونيس، ماروين، 1387ص 212).
اين مسئله ” تسلسل طبقات ” را از دوره هخامنشيان تا به دوره شاه، را در نظام سياسي و اجتماعي ايرانيان مورد بررسي قرار مي دهد. براي مثال در مورد هخامنشيان (550ـ330 قبل از ميلاد) مي نويسند که: ” شاهان هخامنشي رعاياي خود را به چهار طبقه تقسيم کرده بودند:
1) شاهزادگان داراي خون سلطاني و فرماندهان نظامي،
2) صاحب منصبان ديني و نگبانان آتش معبد زرتشت، يا مغان،
3) دانشمندان، شامل محرران، ستاره شناسان، پزشکان و
4) کشاورزان، چاکران و فرودستان (زونيس، ماروين، 1387ص213 )
که از نظر نويسنده اين نوع طبقه بندي در حکومت ها ديگر، از جمله ساسانيان، عرب هايي که بين دوره ساسانيان تا صفويه حکومت مي کردند (در قالب تقسيم بندي مؤمن و کافر)، شاهان صفويه، شاهان قاجار (زونيس، ماروين، 1387صص 218 ـ 212 ). که در کل از اين منظر: ” ماهيت جامعه سنتي ايران، اينگونه بوده است: خانواده شاه، رهبران قبايل، ديوان سالاري اداري، مذهب، تجارت و دهقانان و خدمتکاران. از روزگار قديم و دوره هاي عظمت ايرانيان تا زمان رضا شاه و تمايل شديد او براي مدرن کردن ايران هميشه يک ساختار اجتماعي کاملاً مجزا و به شدت تفکيک شده وجود داشته است که طبقات و تقسيمات آن دقيقاً تعريف و پذيرفته شده بود” (زونيس، ماروين، 1387صص 218 و 219).
اما عليرغم اين مسئله، ” تحرک اجتماعي در ايران، يک امکان دائمي بوده، و تقسيمات طبقاتي لااقل در مواردي مي توانست در هم شکسته شود”. (زونيس، ماروين، 1387ص 219) که نمونه بارز اين امر ؛ ميرزا تقي خان اميرکبير (زونيس، ماروين، 1387ص 220) مي باشد و يا اينکه خود سلسله پهلوي که از خاندان گمنام يک درجه دار ساده نظامي در استان مازندران بودند (زونيس، ماروين، 1387ص 221 ). که علت اين امر در؛
1) عدم احترام عمومي به دودمان يا شجره نامه،
2) مقوله عام فروش مقام و منصب و
3) تمايل عمومي براي پذيرش افراد نوکيسه و تازه به دوران رسيده (زونيس، ماروين، 1387صص 224ـ219).
ولي عليرغم اين عوامل چنين تحرکي در نهايت کاري مشکل بود و نه امري عادي. براي مدتي اين امکان وجود دارد اما ابزاري که اين امکان را واقعيت ببخشد، معمولاً وجود نداشت”. (زونيس، ماروين، 1387ص225).

4-6) تحليلي درباره زمينه اجتماعي نخبگان سياسي معاصر
در اين فصل مي خواهد به اين پرسش ها پاسخ دهد ؛ اعضاي نخبگان چه کساني هستند؟ چه پيشينه اجتماعي دارند؟ چه خصوصيت هاي ويژه اي آن ها را از بيست و پنج ميليون جمعيت (جمعيت آن دوره حکومت محمد رضا شاه) ايران متمايز مي کند؟ (زونيس، ماروين، 1387ص241)
براي پاسخ به اين سئوال ها، به بررسي شرايط زير نخبگان سياسي مي پردازيم:

4-6-1) محل تولد و محل سکونت
با بررسي محل تولد و سکونت نخبگان سياسي در دوره محمدرضا شاه به اين نتيجه مي رسد که: ” اعضاي نخبگان سياسي فعلي در مقايسه با پدران خود از زمينه اجتماعي همگن تري برخوردار بودند، و پدران آن ها در مقايسه با کل جمعيت ها همگي بيشتري داشتند. . در بسياري از کشورهاي از نظر فني پيش رفته، چنين تصور مي شود که محل تولد يا نگرش هاي رفتار همبستگي ندارد. . (اما در جاي مانند ايران) که رشد ارتباطات دروني کم تر برجسته است، ويژگي هاي ناحيه اي يا احتمال بيش تري وجود خواهد داشت” (زونيس، ماروين، 1387صص 242 و243)

4-6-2) سن
زونيس در اينجا به اين مطلب اشاره مي کند که: ” از نخبگان پيرتر انتظار مي رود داراي قدرت بيش تري باشند، چرا که زمان بيش تري براي جمع آوري و کنترل پايه هاي قدرت سياسي صرف کرده اند” (زونيس، ماروين، 1387ص 261)، ولي در زمان شاه چنين مطلبي به درستي و به صورت وسيعي صورت نمي گرفت، چون: ” با نخست وزيري حسنعلي منصور در سال 1964، يک گروه از “تکنوکرات هاي” جوان به درون کابينه آورده شدند” (زونيس، ماروين، 1387ص 261) ولي اين امر در مجلس سنا، اين گونه نبود و نخبگان مسن تري در آن حضور داشتند.

4-6-3) دين
در اين قسمت به اين نتيجه مي رسيم که: ” نخبگان سياسي در اصل، در زمينه اقرار به ديانت گروه همگن و متحدي را تشکيل مي دادند. نود و هفت درصد از پاسخگويان به پرسش نامه تحقيق حاضر، معتقد بودند که اسلام دين ترجيحي آن هاست. از پنج نفر نخبگان باقي مانده يکي مسيحي بوده، يک نفر بهايي بود، سه نفر بقيه برمبناي اين که اين سئوال ” تجاوز به حريم خصوصي” آن هاست از دادن پاسخ امتناع کردند” (زونيس، ماروين، 1387ص 264)

4-6-4) پدران نخبگان، پسران نخبگان
در اين زمينه ميآيدکه: ” اعضاي نخبگان سياسي در جامعه ايران به طور ناهماهنگي براي به دست آوردن موقعيت هاي شغلي بخصوص درون ديوان سالاري حکومتي، از فرصت هاي بيشتري برخوردا بودند تا اعضاي ديگر گروه هاي اجتماعي. اين موقعيت ها به عنوان پايه ارزش اصلي براي کسب قدرت سياسي و از اين طريق به دست آوردن اعتبار عضويت در نخبگان سياسي مورد استفاده قرار مي گرفتند ” (زونيس، ماروين، 1387ص 275 ). مثال بارز در اين زمينه حسنعلي منصور مي باشد که به صورت نسبي و سببي به خاندان هاي بزرگ زير وابسته بود: اميني، قوام، فرمانفرماييان، وثوق، پيرنيا، مشيري، وکيل، تيمورتاش، ملک، وارسته، قراگوزلو، علم، امامي، ضيايي، عضدي، معتمد، لقمان، نفيسي، لقمان ادهم، وهابزاده، معاون، نصر، مژدهي، آشتياني، اسفندياري، ابتهاج، قوام السلطنه (زونيس، ماروين، 1387ص 276) .

4-6-5) آموزش
در ابتدا به اهميت آموزش براي ايرانيان از زمان باستان تا به امروز اشاره مي شود (زونيس، ماروين، 1387ص 291)، سپس به بررسي سيستم آموزشي مدرن (از زمان دارالفنون) تا به دوره شاه مي پردازد (ر. ک، صص 296 ـ 291)، سپس به اين مي رسد که “شکاف بين نخبگان و توده مردم با اضافه شدن معيار آموزش براي عضويت در گروه نخبگان. . گسترده تر شده. . چرا که با اين گرايش که آموزش عالي منحصر به خانواده هاي نخبگان است، و تأسيس آموزش عالي، يا لااقل داشتن آموزش مدرن، به عنوان صلاحيت اصلي خدمات در بالاترين مراحل اداري، و نظامي و خدمت در وزارت خارجه تعيين گرديد، لذا دست يابي به موقعيت جنگي از کانال هاي رسمي هم بسته شده تحصيلات مدرن به اين ترتيب به يک تمايز ويژه نخبگي ميزل شد، تمايزي که دسترسي به آن براي فرزندان توده هاي فقير يعني اکثريت مردم غيرممکن بود” (زونيس، ماروين، 1387ص 297 ).

4-6-6) زبان هاي خارجي
“تمايل اعضاي نخبگان سياسي ايران به آموختن زبان خارجي بر مبناي شاخص هايي چند در فرهنگ ملي اين کشور و به طور کلي علاقه به زبان و بازي يا کلمات و جناس ادبي بازتاب مي يابد. . (که) غالب بودن دو زبان فرانسه و انگليسي با هم در مقابل هر زبان ديگر يا ساير زبان سنتاً نشانه اي است ازتسلط فرهنگي و آموزشي فرانسه وبريتانيا، ودرسال هاي اخيرايالات متحده (زونيس، ماروين، 1387ص315-312).

4-6-7) سفرهاي خارجي
در مورد سفرهاي خارجي، به چند مورد پراکنده اشاره مي شود:
1ـ عده اي از سفرهاي آن ها براي گردش نبوده بلکه به دنبال فعاليت هاي مربوط به نخبگي بوده.
2ـ هرچه قدرت سياسي شخصي بيشتر است مقدار سفرهاي خارجي هم بيشتر است.
3ـ اکثر سفرها به اروپاي غربي و ايالات متحده بود که اين امر سبب شده که نخبگان ايران با همسايگان نزديک خود ارتباط شخصي نسبتاً کمي داشته باشند و اينکه ايران نقش کم اهميتي در امور جهان سوم در آسيا، آفريقا و آمريکاي لاتين بازي کند (زونيس، ماروين، 1387صص 330ـ 320).

4-6-8) مشاغل
در مورد مشاغل نخبگان ايراني دوره شاه، با بررسي هايي که صورت داده شده به اين مي رسيم که: “در بين نخبگان سياسي صاحبان مشاغل گوناگون وجود دارند، از جمله پزشکي و نظامي، رهبران قبيله اي، و نديمه‎هاي ملکه و شاهزادگان. حتي ستاره شناسي و رؤساي بخش هاي گوناگون شمه اي نيز در بين نخبگان پيدا مي شود. حوزه هاي کاري و مهارت هاي شغلي خاص هرچه که باشد يک خصلت عام در همه آن ها برجسته است. همه گروه نخبگان رسمي و دولتي را تشکيل مي دهند. حدود چهار پنجم نخبگان سياسي در استخدام دولت هستند ـ در کارهاي اداري يا ديوان سالاري نظامي يا خدمت به خاندان سلطنتي. آن چه که بخش خصوصي کار آزاد، تجارت، حرفه ديني يا امور قبيله اي تلقي مي شود، مشاغل تنها يک پنجم نخبگان را تشکيل مي دهد” (زونيس، ماروين، 1387ص 320).

4-7) گرايش نخبگان سياسي
با پذيرش اين پيش فرض که ” نگرش هاي اتخاذ شده توسط افراد زيربناي رفتار آن ها را تشکيل داده، موجب تداوم آن رفتار مي شود. يا اين معنا، نخبگان سياسي ايران چنان رفتار مي کنند که “صلاحيت” يا هماهنگي نگرش هاي خود و رفتارهاي خود را به حداکثر برسانند ” (ص 350)، سپس به بررسي گرايش نخبگان سياسي مي پردازيم که در قالب چهار خوشه اصلي؛ نا امني آشکار، بدبيني، عدم اعتماد و استثمار (بهره کشي)، گرايش آنهارا بررسي مي کنيم. زونيس در بررسي هر مورد، چارچوب راهنمايي (نظري) که استفاده کرده و بر اساس آن چگونه سوال هاي پرسشنامه هاي خود را درآورده است و سپس به تجزيه و تحليل سوال ها ي خود در مورد هر قسمت وجو داشته مي پردازد.

4-8) نتايج گرايش نخبگان
به دنبال عواملي هستيم که چگونه آن ويژگي هاي که براي نخبگان سياسي، به وجود آمده است. عواملي که به دست مي آيد شامل اين ها مي شود: بيگانه هراسي، گرايش به شاه، بي اعتمادي اجتماعي، بي اعتمادي خانوادگي، گرايش پوپوليستي غير نخبگي، و بي اعتمادي دولتي

4-8-1) بيگانه هراس
در اين مورد ابتدا به بيان وارد شدن بيگانگان و سير تحول اين ورود به ايران اشاره مي شود (ر. ج 526-818) و در کل به اين مي رسيم که؛” ايران برعکس همسايه هاي بلافاصله خود توانسته بود در طول تمام تاريخ معاصر خود استقلال خود را حفظ کند، اما اين استقلال امري صوري پيش نبوده است. و در حالي که همسايگان ايران مبارزه وحدت گرايانه اي را براي هويت و استقلال ملي خود تجربه مي‎کردند ايران در چنين مبارزاتي درگير نشد” (زونيس، ماروين، 1387ص526).
زونيس در دوره شاه، در مورد بيگانگان، به اين مطلب اشاره مي کند که با کاهش نقش بريتانيا بعد از جنگ جهاني دوم ما شاهد تسلط آمريکا در ايران هستيم (زونيس، ماروين، 1387ص 529 ). در تحقيقي درباره نخبگان سياسي صورت داده، اين نخبگان دل خوشي از آمريکا نداشتند که علت اش را در سياست‎هاي و اصلاحاتي که شاه صورت داده که از نظر اين نخبگان به هدايت و نظريات آمريکا مي دانند. از جمله اين برنامه ها به سه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره استقراض