منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، عرفان اسلامی، ایران باستان، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

ضدیت گسترده خود با تمامی ارزش‌ها و ابعاد زندگی امریکایی حتی به صورتی مبالغه آمیز (هیپی گری، کمون های جوانان، جشنواره‌های بزرگ موسیقی و هرزه وار…) تصویر امریکای «پاک و خالص » را بشکنند.(نیکبین،1392) با موج بازگشت سربازان پیشین ویتنام به امریکا و افشای جنایات این کشور، حرکت ضد فرهنگ تقویت شد. و به مجموعه انقلاب‌های فرهنگی اواخر دهه ۱۹۶۰ پیوست.
مارکسیسم فلسفی اندیشمندانی چون مارکوزه و لوکاچ که مبتنی بر اندیشههای هگلی کلیت و امکان انقلاب در کلیت بود، در ترکیب با نظریهی والنتاریسم به شیوهی لنینی و نظریهی خودجوشی تودهای به سبک لوکزامبورگ جنبش سیاسی “چپ نو” در دههی 1960 را در غرب به وجود آورد.(بشیریه، 1383: 205) جنبشهای دانشجویی، ضدفرهنگ و انواع جنبشهای دهههای 1960 و 1970 ذیل این عنوان قابل بررسی است. جنبش چپ نو ، به ویژه از دههی 1960 در بین دانشجویان و جوانان و نیز اقلیتهای نژادی در کشورهای اروپایی و آمریکایی نفوذ یافت. واکنش همهی احزاب کمونیست چه در اروپای شرقی و چه در اروپای غربی به این جنبش خصمانه بود. کمونیستها جنبش چپ نو را جنبش ضدروشنفکری و خیالپردازانه و اتوپیایی توصیف میکردند.(مکاینتایر،1352: 35)
داریوش شایگان نیز در اوج جنبشهای دانشجویی در دهه 1960 در فرانسه حضور داشته و این وقایع را از نزدیک لمس کرده است و بنابراین تحت تأثیر آن قرار گرفت؛ ایشان خود در این خصوص میگویند:
«در دهه 60 میلادی خیزشی در ایالات متحده و اروپا به راه افتاد. این جریان با شور و شدت تمام، ستایشگر رویه ضدتکنولوژی، ضدمدرن و ضدمذهب بود و در جهت تجلیل ارزشهای سنتی گسترش می یافت» (شایگان،1374: 122)
نویسنده کتاب آسیا در برابر غرب در اشاره به تأثیر پذیری خویش از شرایط فرهنگی انتقادی آن سالها به صراحت اعتراف میکند:
«من زمانی، (زمانی که کتاب آسیا در برابر غرب را نگاشت) سخت تحت تأثیر آب و هوایی که بر آن دوران مسلط بود و افکار قالبی که هوا را بارانی یا آفتابی میکرد، بودم. من با آمریکا ستیزی سالهای پنجاه میلادی همآوا بودم زیرا در سالهای پنجاه، آمریکا ستیزی، انگلستان را نیز چون فرانسه آلوده کرده بود.»(شایگان،1374: 123)
بنابراین شایگان با تأثیرپذیری از جنبشهای ضد فرهنگ انگیزه کافی را برای نگارش کتاب آسیا در برابر غرب داشت، در شرایطی که خود غربیها به نقد خود میپردازند؛ چرا ما باید غربی شویم؟ به طور کلی ستیزهجویی روشنفکران این دهه و بازگشت به اصالت هویت خویش چیزی جز درماندگیهای روشنفکری جهانسومی نسبت به دیگری خویش یعنی غرب نبود. شرق گمشده در ذهنیت اغلب جریان روشنفکری آن دوره سروری میکرد و سبب میشد هرکدام پاسخهای متفاوت ولی از یک جنس ارائه دهند. ولی چیزی که شایگان را از بقیه جدا میکند این است که او علاوه بر نقد به غرب، نقد به خود را نیز مطرح میکند و در تلاش است تا وضعیت تمدن شرقی را در برابر پیشرفتهای فکری و تکنیکی غرب تشریح کند و در صدد است تا دریابد که آیا هنوز تمدنهای باستانی مثل ایران، چین و هند وجود دارد یا نه؟

4-پدیدهی فردید
اگر بپذیریم که اندیشه روشنفکران ایرانی وامدار شرایط و دورهی زمانی خویش است، بنابراین درکنار عوامل ذکر شده در سطور گذشته نباید اثر انگیزاننده فردید را نیز بر شایگان و به طور کلی بر جریانروشنفکری هویتاندیش فراموش کرد. او به عنوان یکی از پرنفوذترین فیلسوفان معاصر ایرانی است و به قول محمد منصور هاشمی، فردید نخستین کسی است که تاریخ جدید ایران، تاریخ بعد از تجدد را، درک میکند و میکوشد آن را تبیین کند و از این جهت نخستین فیلسوف دورهی جدید ایران و متفکر دوره و زمانه خود است.(هاشمی،1384: 121)
این فیلسوف شفاهی ایران بر بسیاری از متفکران جریان بومیگرا یا هویت اندیش ایرانی دستکم در دورههایی و در بعضی آثارشان تأثیر بسزایی داشته است و شاگردان زیادی پرورد ومفاهیم و تعبیرات ویژهای ساخته است که اهمیت شناخت و ایشان را دوچندان میکند.
سید احمد میهنی که بعدها نام خانوادگی فردید را برای خود برگزید(افشار،بیتا: 127)، در یزد متولد شد. اوتعلیمات سنتیاش را در همانجا گذراند و با علوم متدوال در حوزههای علمیه یعنی زبان و ادبیات عرب و مقدمات معقول و منقول آشنا شد. اوتوانست ضمن تسلط بر عربی و فرانسه، زبان آلمانی را بیاموزد. فردید با ورود به دانشگاه تهران در رشتهی فلسفه، رو به سوی تجددخواهی آورد. اما به تدریج ترک غربزدگی برایش مطرح شد. در این دوره ایشان بسیاری از تحصیلکردگان و فرنگ دیدگان و روشنفکران آشنایی پیدا کرده و به محافل و مجالس آنان راه یافت(ثانی،1388: 136) ایشان سه مقاله به نامهای “از کانت تا هایدگر”، “درآمد به فلسفهی معنوی کانت” و در نهایت “نگاهی به نمودشناسی معاصر” را از خویش به جای گذاشتند که به بیان محمد منصور هاشمی، معرف جریان فاسفهی اروپایی و اسباب نخستین آشنایی ایرانیان با هوسرل و هایدگرند. (هاشمی،1384: 60)
تأثرگذاری فردید بر متفکران دهه 40 و 50 از طریق جلسات سخنرانی و بحث و گفتوگویی است که در منزل بسیاری از دوستانش برگزار میشود، من جمله جلسات باغ سید عبدالله انوار، شرکت در جلسات منزل مظفر بقایی، جلسات منزل ابوالحسن جلیلی و مهمتر از همه جلسات معروف به فردیدیه در منزل رامین جهانبگلو. اندک اندک حلقهای از برجستهترین روشنفکران و فیلسوفان ایرانی بر گرد ایشان تشکیل میشود که میتوان به داریوش شایگان، رضا داوری، داریوش آشوری، جلال آلاحمد، شاهرخ مسکوب، رامینجهانبگلو و چند نفر دیگر اشاره کرد که عمده بحثشان دغدغههای فلسفی پیرامون شرق و غرب بود.
منظومه فکری فردید دارای مبادی سهگانهای است که هرکه بدانها نزدیک شود به تفکر وی تقرب جسته است. این مبادی سهگانه بدین قرار است:1- حکمت انسی اسلامی. 2- تفکر مارتین هایدگر و 3- مبادی اسمشناسی.(ثانی،1388: 139-140) بنابراین فردید با عرفان اسلامی، با اتکا به آرای هایدگر و با کمک اتیمولوژی سعی میکرد شرایط ایرانی را در برابر غرب و تجدد برای متفکران و روشنفکران اطرافش تشریح کند. بروجردی در این بارهمیگوید:
«به اعتقاد من آقاي فرديد با الهام از تفكر فلسفي آلمان و به خصوص‌هايدگر تلاش خوبي مي‌كند تا نشان بدهد كه ما در كجاي تاريخ ايستاده‌ايم و سعي مي‌كند به حفظ هويت فرهنگي ايرانيان كمك كند. او در زباني كه براي بيان اين مساله مي‌سازد از موضوعاتي مانند توالات تاريخي سخن مي‌گويد. بدين شكل كه معتقد است صدر تاريخ ما ذيل تاريخ غرب است، فرديد از منظري معنوي به تاريخ مي‌نگرد و براي او غربزدگي برابر با يوناني زدگي است. فرديد بدين شكل دون كيشوت‌وار تلاش مي‌كند راه جنگ با تجدد را پيش بگيرد.»(بروجردی،1388: 87)
با وجود اینکه فردید آثار کتبی از خویش بر جای نگذاشته ولی اندیشههای ایشان با تآثیری که بر دیگران گذاشت با واسطه ماندگار و پابرجا ماند، یکی از این افراد که وامدار اندیشه فردید است شایگان میباشد. ایشان از طریق جلسههای شبنشینی که در خانهی رامین جهانبگلو برگزار میشد با فردید و اندیشههای ایشان بیشتر آشنا شد، و تأثیر پذیرفت او خود میگوید:
« او به من آموخت تا از درهم آمیختن زمینهها اجتناب کنم. شکافهای تاریخی را در نظر آورم و از کیمیاگریهای فلسفی که در آن متافیزیک و عرفان و زبانشناسی به هم میریزد، باهم گلاویز میشوند و همدیگر را آلوده میکنند، تا معلوم نیست چه آش در هم جوشی پدید آورند، فاصله بگیرم. او تصویری از آنچه نباید بکنم به من ارائه داد.» (شایگان،1374: 78)
نویسنده کتاب آسیا در برابر غرب میگوید:
«شخصیت عجیبی که بر تمامی نسلی از روشنفکران ایران تأثیر گذاشت. فردید متفکری هایدگری بود و فیلسوف آلمانی را چنان میستود که به بتپرستی میمانست و از آنجا که در ضمن در عرفان نظری دستی داشت، ملغمهای شگفت به وجود آورده بود که ذهن ما را به حیرت وا میداشت. بدینترتیب و برای مثال، استتار وجود هاهدگری یا به قول فردید حوالت وجودی از راه کشف اسماء الهی در عرفان اسلامی تعبیر میشد. یا عصر انتظار فرار خدایان، در معنای هایدگری هنگامی به پایان خود میرسید که پس فردای هستی به طرح اولیهی پریروز خود یعنی مبداء، متصل شود. خلاصه آن که زنجیرهای از شبیه و بدلسازیها بود که عقاید و مفاهیمی را که از زمینههای به کلی متفاوت بر میآمدند، در یک کفهی ترازو مینهاد. آنچه از میانه غایب بود و موجب شگفتی برون از وصف من میشد، ناآگاهی کلی نسبت به شکافها و بریدگیهای میان تمدنها بود. گویی که فردید با نگاه شعبدهبازانه، از فرار قرون آسمان را به ریسمان گره میزد.(شایگان،1374: 76)
شایگان در دوران اولیهی فکری خویش مجذوب فردید شده و شاید ناخودآگاه از او تأثیر میپذیرد. برخلاف بسیاری از متفکرانی که در آن زمان به طور مستقیم تحت تأثیر فردید قرار داشتن، شایگان با درکی که از غرب و اندیشهغربی داشت و به مدد زبانهای خارجه توانست خود را به اعتقاد جهانبگلو در کتاب زیر آسمانهای جهان، از شاگردی فراگیرنده یا مخاطبی که به دلیل کم دانشی و نابردباری و عدم درک زبان به اشتباه بیفتد (آلاحمد) به صورت مخاطبی فعال درآورد.( شایگان،1374: 10) در واقع شایگان در کتاب آسیا در برابر غرب آنچه را که فردید نتوانست به نگارش در آورد توانست بیان کند. اما تصور شایگان از غرب و شرق برخلاف فردید که بیشتر مبنایی تاریخی داشت، هم حامل نوعی معنای جغرافیایی بود و هم تاریخی و فرهنگی.
بخش دوم:
مبانی فکری زرینکوب
1-علقهی زرینکوب به فرهنگ ایران باستان
زرینکوب متفکری است که به مسئله هویت از نگاهی فرهنگی مینگرد، فرهنگی که ریشه در گذشته دارد و بدون اتکا به گذشته و درک درست و انتقادی از سنت نمیتوان معنای زندگی امروز و جایگاه خود را شناخت. به زعم ایشان ایرانیت دارای ویژگیهایی است که همچون گنجینهای گرانبها و معنوی از قبل از اسلام در روح ایران به ودیعت نهاده شد و در مسیر تکاملی عدالت خواهی، صلحدوستی، تفاهم و تساهل شرکت کرد و در مجموع، میراث تاریخی مهمی از خود بر جای نهاده است. که نمود بارز آن را چنانکه در فصول گذشته ذکر شد، در ادبیات عرفانی میتوان مشاهده کرد. این ساحت معنوی، که از دل تاریخ پدید آمده رشتهی حیات ایرانی شد.
ایشان دورهی کامل تاریخ ایران را از نخستین دوران ورود آریایی ها به این سرزمین تا ورود اسلام به ایران را بررسی میکند و سعی دارد تا ویژگیهایی که عامل استمرار روح ایرانی بوده را بازشناسد. اگر چه، ایشان در آثار اولیه خویش بدلیل این علاقه به فرهنگ ایران قبل از اسلام به افراطگرایی و تعصب متهم شدند (بخصوص در کتاب دو قرن سکوت) ولی بعدها این تعصب جایش را به واقعگرایی میدهد و ایشان سعی میکنند تا فرهنگ اسلامی را همسو با ایرانیت ببینند.
ایشان معتقدند که علاقه به ایران باستانی چنان رسوخی در افکار ما دارد که حتی قسمت عمدهای از ادبیات عامه و آنچه طبقات روستاییان، کارگران، و عشایر ما در هنگام فراغت میخوانند از نوع رستمنامه، اسکندرنامه، برزونامه، و امثال آنهاست. این علاقه نه فقط از وجود شهنامهخوانان مشهور عهد تیموری و صفوی پیداست، از قول سعدی هم که صحبت از وجود شهنامهها میکند و در سیرت پادشاهان راجعبه یک پادشاه میگوید که “به مجلس او در کتاب شاهنامه میخواندند” بخوبی برمیآید … همچنین آزمایش ناتمام دقیقی و اقدام بلعمی در ترجمهی تاریخ طبری و سعی ابومنصور عبدالرزاق در تدوین یک شاهنامهی منثور نیز پاسخهایی بوده است به این احتیاج فکری ایرانیان در آغاز تجدید استقلال ملی خویش. حتی این شوق به احوال گذشته ایران در دورهی قبل از عهد سامانیان و طاهریان از ایرانیان به اعراب هم سرایت یافت.(زرینکوب،1378: 2-3)
ایشان در قسمت اعظمی از آثار خویش از تاریخ انتظار عبرتآموزی دارند و به همین ترتیب معنقدند که از گذشته باستانی ایران باید عبرت آموخت او میگوید: آنچه نفوس مهذب، از خود فردوسی گرفته تا نظامی و سعدی و حافظ از این گذشتهها آموختند عبارت بوده است از عبرت.(زرینکوب،1378: 3)
اینکه در شهنامهها آوردهاند/ رویینه تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان ملک/ کز بسی خلق است دنیا یادگار
اما ورای عبرت اخلاقی، میتوان به نکات

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عرفان اسلامی، مبانی فکری، آیین هندو، روشنفکران Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، فرهنگ قومی، سنت و مدرنیته، رویکرد تاریخی