منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، عقب ماندگی، ناسیونالیسم، قدرت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

و در حال مبارزه علیه هر گونه سلطه اند. دسته ی دوم، روشنفکرانی هستند که در کنار قدرت قرار گرفته اند و خواهان اصلاحات تدریجی و آرامند. لذا یاوری برای حمل بار امانت می طلبیده اند. اعجاز کنندگان در کلام با اتکای به قدرت کلام خویش در حوزه ی مقولاتی غیر از حوزهی “امر سیاسی” عمل می کنند. این حوزه، قلمرو ادبیات و زبان فارسی است. در واقع از روشنفکران موردنظر آل احمد می توان به عنوان روشنفکران انقلابی، اصلاح طلب و غیرسایسی یاد کرد(آلاحمد،1356: 185-192).
با توجه به تاریخ پر فراز و نشیب جریانهای روشنفکری در ایران و همزمان با آن، تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معیارهای متعددی را برای این گونه شناسی در نظر گرفت. این معیار ها و شاخص ها عبارتند از: خاستگاه طبقاتی وپایگاه اجتماعی، مشرب فکری، تاریخ تقویمی، دوره بندی نسلی، رویارویی با غرب ومدرنیته، رویکرد مذهبی، رابطه با سیاست و حکومت و…
1)معیارهای خاستگاه طبقاتی و پایگاه اجتماعی
برخی از نویسندگان روشنفکران ایران را بر حسب پایگاه طبقاتی و اجتماعی آنان به چند گروه تقسیم کرده اند. به طور مثال در سال های نخستین نیمه دوم قرن نوزدهم، روشنفکران ایرانی غالباً از طبقات و اقشار بالای جامعه برخاسته بودند و بیشتر به طبقه ی اشراف ودرباریان تعلق داشتند. در نیمه اول قرن بیستم و پس از آن، طبقات متوسط جدید که در اثر فرآیند نوسازی ومدرنیزاسیون کم کم در ایران نمایان شدند، محمل جریانهای روشنفکری ایران بودند .بسیاری از روشنفکران این دوره از خانوادههای نسبتاً مرفه ایرانی، کارمندان عالی رتبهی دولتی، نظامیان ردههای بالا و بازرگانان ثروتند برخاستند. تقریباً هر چه از مبدأ حرکت روشنفکری فاصله میگیریم و به زمان حال نزدیک تر می شویم، بر تنوع طبقاتی و خاستگاه اجتماعی روشنفکران افزوده می شود. بعبارت دیگر روشنفکران متأخر از تنوع بیشتر پایگاه اجتماعی برخوردارند.
2)معیار مشرب فکری
به طور کلی به لحاظ مشرب فکری، روشنفکران را به دو گروه روشنفکران “روس مشرب” وروشنفکران “اروپایی مشرب” ، به ویژه “فرانسوی مشرب” و “انگلیسی مشرب” تقسیم کردهاند.
روشنفکران روسی مشرب، اندیشههای مدرن را اغلب از روی آثار متفکران و نویسندگان روسی فرا میگرفتند و به کمک ترجمههای روسی آثار متفکران مدرن غربی با اندیشه های نو آشنا میشدند.”اینتلیجنسیا” همان روشنفکر حماسی روسی مشرب است که هیجان آفرینی و طرح رسالت حماسی روشنفکری از خصیصههای آن است. روشنفکران فرانسوی مشرب همان “انتلکتوئل”ها هستند که شجاعت فردی و جسارت اخلاقی و تعهد روشنفکری را رسالت خود می دانند. روشنفکران اروپایی مشرب یا اروپامحور روشنفکرانی بودند که معولاً از طریق زبان های انگلیسی و فرانسوی و گاهی آلمانی با متون فلسفی و علمی جدید اروپا آشنا شدند و بسیار متأثر از فلسفه های اثباتی و تجربی اروپا بودند.
3)دروه بندی نسلی
در پاره ای از نوشته های موجود مشاهده میشود که روشنفکران را به نسلهای گوناگون تقسیم بندی کرده اند. به عنوان مثال، رامین جهانبگلو در”موج چهارم” حداقل چهار نسل روشنفکری را در ایران معرفی کرده است. نسل اول، به دنبال دستیابی به مدرنیتهی ابزاری بود یعنی انطباق نهادهای اروپایی همانند حکومت مبتنی بر قانون یا تفکیک قوا با شرایط ایران دروه ی قاجار از جمله افراد این نسل می توان به ملکم خان، طالبوف و آخوندزاده اشاره کرد.
نسل دوم روشنفکران ایرانی چون فروغی، داور، تقیزاده وکاظم زاده ایرانشهر، درصدد نوسازی و دنیویکردن نظام مند ساختار جامعهی ایرانی بودند. نسل سوم سه ویژگی داشت :1.عمدتاً متأثر از نگرش توتالیتر مارکسیسم روسی بود، یا اینکه طرفدار بازگشت به اصالت اسلامی جامعه. 2.خود را قانونگذار اخلاقی و سیاسی جامعه می دانست. 3.به دنبال تحقق مدرنیتهی بومی بود و به دید ماشینی و نظام صنعتی و شهر نشینی به مبارزه بر میخاست. آل احمد و شریعتی در زمره ی این نسل اند. از ویژگیهای نسل چهارم روشنفکران ایرانی نیز می توان به این موارد اشاره کرد: اجتناب از ایدئولوژی وتفکر اتوپیایی، بیاعتمادی به هر گونه مونیسم، پذیرش روند جهانی شدن مدرنیته و لزوم مواجهه فکری و فلسفی ایران با مدرنیته عالم گیر، زندگی گفتگویی با دو فرهنگ ایرانی و غربی و تأکید بر لازمهی کاربرد عقل انتقادی در کنار عقل ابزاری (جهانبگلو،1381: 117-127).
4)رویکرد به غرب و مدرنیته
از معمول ترین روشهای دسته بندی روشنفکران، روشهاییاند که در آنها مبنا، غرب و مدرنیته است. یعنی بر اساس مواضع فکری و عملی روشنفکران در برابر غرب و تجدد، آن ها را به گروه هایی مختلف تقسیم کرده اند. به طور مثال علیرضا علوی تبار از پنج نحله ی روشنفکری بر حسب دیدگاه شان پیرامون تجدد در تاریخ ایران نام می برد؛ دیدگاه اول، سنت گرا و غرب ستیز است. دیدگاه دوم، نوسازی خواه و غرب زده است. دیدگاه سوم، نوگرا و غرب گراست. دیدگاه چهارم، نواندیش بدون نوگرایی و غرب پژوهی است و دیدگاه آخر نواندیش، نوگرا و غرب پژوه است (علویتبار،.
5)رویکرد به دین و مذهب
شاید بحث انگیزترین تقسیم بندی که از روشنفکران ایرانی تاکنون به عمل آمده است، تقسیم بندیهایی باشند که مبنای کار خود را بر دین و مذهب بنا نهادند. برخی از محققان معاصر از دو نحله ی روشنفکری دینی یا مذهبی و روشنفکری سکولار یا عرفی سخن گفته اند (طباطبایی،1381: 81؛ شایگان،1382: 82). هر چند که عدهای این تقسیم بندی را صحیح نمیدانند و اظهار میدارند که روشنفکری دینی مفهومی پارادوکسیکال است (سروش،1381: 81-86).

6)بر اساس موضع گیری در برابر حکومت و سیاست
بر حسب اینکه روشنفکران چه مواضعی را در برابر حکومت های زمان خود اتخاذ کرده اند، به دو دستهی روشنفکران حکومتی و روشنفکران غیر حکومتی تقسیم می شوند. روشنفکران حکومتی، روشنفکرانی هستند که به نوعی در تشکیلات قدرت سیاسی سهیماند و برعکس، روشنفکران غیر حکومتی به لحاظ قدرت سیاسی و دخالت در امور حکومتی جایگاهی در کاست قدرت سیاسی حاکم بر جامعه ندارند. گاهی علاوه بر معیار”نوع رابطه ی روشنفکران با حکومت” از گرایش سیاسی روشنفکران نسبت به مدل های حکومتی برای تقسیم بندی آنها استفاده شده است. مثلاً برخی، از گروه های روشنفکری سلطنت طلب، مشروطه خواه و جمهوری خواه اسم برده اند (گودرزی،1386: 78-83).
نسل های گوناگون روشنفکرانی ایرانی در موقعیتهای متفاوت داخلی و بین المللی به مهمترین سوالاتی که با آن روبرو بوده اند، پاسخهایی متفاوت داده اند. این سوالات از بدو تولد روشنفکر ایرانی، شامل پرسشهایی از دلایل عقب ماندگی ایران و چگونگی غلبه بر این معضل، از ماهیت مدرنیته، از چیستی غرب و شیوهی مواجهه با آن، بوده است. با توجه به تفاوت در زوایه ی دید و نوع نگرش روشنفکر ایرانی در پاسخ به چنین سوالاتی است که می توان نسل های گوناگون روشنفکری ایران را از یکدیگر بازشناخت. معیار پژوهش حاضر در تقسیم بندی جریان روشنفکری ایران، معیار دوره بندی نسلی است و سعی بر آن بوده که نسل ها به گونه ای معرفی شوند که با محدوده ی تمرکز و موضع تحقیق سازگارتر باشند.
نسل نخست روشنفکران ایرانی از زمان مواجهه با غرب و بحران در آگاهی نخبگان ایرانی که نقطه ی اوج آن شکست در جنگهای ایران و روس بود، تا آغاز دورهی پهلوی متولد شدند .مسأله ی محوری روشنفکران این دوره جستجوی دلایل عقب ماندگی ایران نسبت به غرب قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم است (آزادارمکی،1380: 27). شوک ناشی از شکست در جنگ های ایران و روس بسیاری از نخبگان سیاسی همچون عباس میرزا و امیر کبیر را بر آن داشت تا علل این شکست و عقب ماندگی را جستجو کنند. برای این گروه از روشنفکران که بیشتر فرنگرفته بودند چه آنان که در پی اصلاحات از بالا و وابستگان دربار بودند و چه روشنفکرانی چون آخوندزاده، طالبوف، ملکمخان و… شباهت به غرب و غربی شدن راه ناگریز غلبه بر عقب ماندگی ایران بود (جهانبگلو،1384: 175-176). بدین ترتیب منورالفکرهای عهد قاجار نه تنها خصومتی با غرب ومدرنیته نداشتند، که از آن استقبال میکردند و به دنبال رفع موانع موجود بر سر راه پیشرفت و ترقی ایران بودند. پیش فرض موجود در پارادایم عقب ماندگی این بود که ایران می تواند ترقی کند، لیکن شرایط نامناسب داخلی همچون استبداد و جهل توده ها امکان را از میان برده است (آزاد ارمکی،1380: 27). روشنفکران این نسل بر آن بودند تا با رفع استبداد و موانعی که سنت در مسیر حرکت به سوی مدرنیته ایجا کرده است، میتوان به ترقی ایران همت گمارد. آنها اغلب بر این گمان بودند که تجدد را تنها بر ویرانهی سنت ایرانی بنا میتوان کرد. سنت ستیزی را شرط لازم تجددخواهی میدانستند و مانند مجله ی “تجدد” در تبریز شعار می دانند که”نترسید، نوشتجات پیشینیان را با آب بی قدری و انتقاد بشویید” حال آنکه تجدد واقعی بیش از هر چیز نوعی خودشناسی نقاد است. حاصل تلاش روشنفکران نسل اول، انقلاب مشروطه و دستاوردهایش است.
نسل دوم روشنفکران ایران، روشنفکری دوره ی پهلوی اول تا شهریور1320 هستند، این نسل هم دستاوردها و هم ناکامی های مشروطه را به همراه دارد. بازهی زمانی موردنظر، مصادف است با بازگشت استبداد و شکل گیری ناسیونالیسم. روشنفکران نسل دوم در حوزههای متعدد سیاسی، تاریخی، علمی و ادبی فعال بودند. مسألهی اصلی آنان نوسازی و مدرنیزاسیون است (میلانی،1385: 84). برای روشنفکران نسل دوم نیز همچون نسل پیش برای غلبه بر معضل عقب ماندگی ایران از پیمودن مسیر مدرنیته گریزی نیست و بدین منظور با حکومت متمرکز رضاخان همراه می شوند. هر چند که خود در پایان قربانی آن میگردند. به نظر میرسد که روشنفکران این دوره که شامل روشنفکران سکولار غربگرا و متجدد، روشنفکران ناسیونالیست تجددگرا و روشنفکران چپ گرای وطنی می شدند، همگی خواهان بعد فنی و تکنولوژیک مدرنیته بودند و بیشتر بر جنبه های اثباتی آن تأکید داشتند (گودرزی،1386: 96). ناکامی نهضت مشروطه در ایجاد حکومت مقتدر و دمکراتیک و اغتشاشات ناشی از جنگ جهانی اول در عرصه ی جهانی و هرج و مرج هایی که کشور را در آستانهی تجزیه قرار داده بود، روشنفکران را به لزوم داشتن دولتی متمرکز و مقتدر معتقد ساخته بود. بدین ترتیب، برخی از روشنفکران این دوره که در انقلاب مشروطه شرکت داشتند، با سرخوردگی از نتایج کوشش مردمی برای رفع عقب ماندگی، علاج را در نوسازی آمرانه جستجو کردند و بدین نتیجه رسیدند که کار تجدد ایران جز به کمک دیکتاتوری مصلح ساخته نیست (شیرازی، 1386: 45).
در این دوره روشنفکرانی چون ارانی، علوی، هدایت، جمالزاده، کاظمزاده ایرانشهر و… سعی کردند غرب را بیشتر از طریق ترجمهها به ایرانیان بشناسانند. حاصل تلاش این روشنفکران نهادهایی چون فرهنگستان و دانشگاه تهران است که به همت کسانی چون فروغی و علیاکبر داور تأسیس شد (جهانبگلو،1384: 176). باید به خاطر داشت که این دوره مقارن با رشد ناسیونالیسم در غرب است و ناسیونالیسم رضاخانی نیز به شدت از ناسیونالیسم آلمانی متأثر بوده است. ناسیونالیسم ایرانی پهلوی یا باستانی گرایی آریایی با تکیه بر عنصر نژاد آریایی به عنوان عامل وحدت بخش در عین حال به اسلام به عنوان لایهای از هویت چند لایهی ایرانی بهایی نمیداد (کچوئیان،1384: 92-100) و به دیالوگ با سنت در شکل مذهب علاقه ای نداشت. میتوان پایان این دوره را پس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم و سقوط رضاخان در نظر گرفت.
نسل سوم روشنفکران ایران را می توان در فاصله ی زمانی شهریور1320 تا کودتای 28مرداد1332 یافت. دو گرایش تأثیرگذار را در میان روشنفکران نسل سوم می توان دید: اولین گرایش، روشنفکران مشروطه خواه و تجددطلب ملیگرا بود که خود را وارث میراث روشنفکری مشروطیت می دانست. اینان روشنفکران ناسیونالیستی بودند که حامیان نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق محسوب میشدند. دومین گرایش، روشنفکرانی را در بر میگرفت که از اندیشههای مارکسیستی و سوسیالیستی پیروی میکردند و پاره ای از آنان در ابتدای دهه ی 1320 حزب توده را بنیان گذارند (گودرزی،1386: 102). هر چند اندیشه های مارکسیستی و چپ گرایانه دارای سابقهای بسیار قدیمیتر از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، ایدئولوژی، فکر و اندیشه، گونه شناسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره هویت فرهنگی، هویت فردی، ایدئولوژی، علوم اجتماعی