منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، ایدئولوژی، نقش اجتماعی، نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

یا یک مفهوم، و از جهت دیگر بسته به سیالیت ماهیت روشنفکری در ذیل تلاش می‌شود تا با بررسی برخی از تعاریف و تلاش‌های تئوریک که از رویکردهای گوناگون به این بحث پرداخته‌اند، منظور از عبارات فوق را بیان کنیم.
1-2- تعریف ذات باورانه(ماهوی) از روشنفکر :
ذات باوری3 دیدگاهی فلسفی است که اعلام می‌کند، همه ی موجودات دارای ویژگی‌های ذاتی، بنیادی و ماهوی خود هستند. از این دیدگاه، ویژگی با بنیاده هر چی سبب می‌شود که آن چیز همان که هست،باشد. بنابراین هیچ چیز نمی‌تواند بدون ویژگی ذاتی خود، وجود داشته باشد (احمدی،1384: 32).
نتیجه‌ی امر این است که به گمان ذات باوران، در نهایت، مشخصه‌های بنیادین هر امری کشف شدنی یعنی قابل شناخت و قابل تعریف هستند، بنظر می‌رسد چنین تعریفی مستلزم ارائه ی ذات (شکل کامل و آرمانی) آن چیز باشد. بنابراین تعریف ذات باورانه از روشنفکر، باید مشتمل بر ماهیت، ویژگی‌ها و تفاوت‌های روشنفکر با سایر انسان‌ها باشد. در ذیل نمونه‌ای از تعاریف ذات باورانه خواهد آمد (احمدی،1384: 37-39):
1-1-2- تعاریف کارکردی با تأکید بر کار،حرفه و نقش‌های اجتماعی افراد:
از این منظر روشنفکر کسی است که :
-کار فکری انجام می‌دهد (در برابر کار یدی) و زمان زیادی را صرف اندیشیدن به ایده‌های پیچیده می‌کند.
-در وظیفه‌ی آموزش دادن و اطلاع رسانی را بطور جداگانه یا توأمان انجام می‌دهد.
– خود را درگیر قلمرو کلی معناها و ارزشها کند و به نام ارزشهایی برتر موقعیت موجود را مورد انتقاد قرار دهد.
– کارش تبلیغ یا پیشبرد دانایی باش و در شکل‌گیری صورت‌ بندی دانایی دوران نقش داشته باشد.
– بتواند (یا بکوشد وظیفه ی خود بداند که) مردم را به انجام کاری وا دارد یا مانع آنها در انجام کاری شود.
2-1-2-تعاریف کارکردی با تأکید بر نقش فرهنگی افراد:
– در گستره‌ی فرهنگ یا به بیان دیگر، در جهان نمادها کار کند و بطور منظم و آگاهانه در ساختن فرهنگ نقش داشته باشد.
– کار فکری‌اش منش نظری، مفهومی و انتقادی دارد و پیش از هر چیز در خدمت ساختن فرهنگ است و محصولات فرهنگی را تولید کند که در آنها کیفیتی اندیشگرانه، یافتنی باشد.
– در میان پدید آورندگان فرهنگ جای گیرد و بتواند از مسائل فوری و بظاهر بی‌ اهمیت، نکته‌هایی را استنتاج کند که از اهداف فوری و پراگماتیک فراتر می‌روند و تعهدی نسبت به پیشرفت و تعالی ایجاد می‌کنند.
– پیام‌هایی فرهنگی را به یاری رسانه‌های مختلف تنظیم کند.
– بنا به موقعی‌های پذیرفته شده‌ی فرهنگی‌اش، برای دیگران راهنمای عمل باشد.

3-1-2-تعاریف منطبق بر موضوعات مورد علاقه‌ی افراد:
از این منظر روشنفکر کسی است که:
– موضوع مورد علاقه‌اش با یکی از اشکال آگاهی اندیشگرانه مرتبط باشد و بنا به آگاهی، ذوق یا سلیقه اش یا به دلیل تعهدی فرهنگی ارزش زیادی برای آگاهی، تفکر، تعقل و اشکال پیچیده‌ی دانایی، بویژه امور تجریدی و مسائل کلی قائل باشد.
– ذوق پرورده‌ای در امور اندیشگرانه و معنوی داشته باشد و برای زندگی آگاهانه‌ی فکری ارزش زیادی قائل باشد.
– به جستجوی حقیقت امور (یا حقیقت کلی) برآید.
هر چند انتقاداتی به این دسته از تعاریف وارد است از جمله اینکه وجود این همه تعریف، در اصل امکان ارائه‌ی تعریف جهان شمول و جامع و مانع از روشنفکر را از بین می‌برد. با این همه باید پذیرفت که روشنفکران حتی در یک جامعه‌ی مشخص و در یک دورهی تاریخی معین نیز در ماهیت معینی با هم شریک نیستند. یا اینکه، تعاریف دسته‌ی اول و دوم دچار ابژکتیویسم و تعاریف دسته‌ی اول دچار سوبژکتیویسم هستند. اما هدف تبیین این انتقادات نیست و ما تنها به ارائه ی تعاریف فوق بسنده می‌کنیم.
2-2-تعریف عینی‌گر از روشنفکر:
عینی‌گرایی4 به معنای قبول این نکته است که ارائه و بازنمایی”عینی” از جهان خارجی فیزیکی و اجتماعی، امری میسر است (احمدی،1384: 73).در واقع ، عینی‌گرایی فارغ از برداشت‌های ذهنی و شخصی و پیش داوری‌های نظری پژوهشگر است و ناظر به وجود جهانی عینی و مستقل از ذهن، دانایی و آگاهی انسان. بنابراین انسان باید به شناخت قوانین این جهان بپردازد. هر چند که این شناخت، بطور مطلق ممکن نیست و عینی‌گرایی ناب، گونه‌ای بدفهمی و ساده اندیشی است.
در تعاریف عینی‌گرا از روشنفکر، روشنفکران بعنوان لایه‌ای از اجتماع شناخته می‌شوند که تفاوت آنها چه در بعد نظریه و چه عمل، صرفاً ناشی از جایگاه اجتماعی آنهاست.
البته هر گونه تلاش در تبیین موقعیت اجتماعی گروه بنام روشنفکر، به معنای در افتادن شکلی افراطی از عینی‌گرایی نیست اما همواره متضمن چنین خطری هست (احمدی،1384: 75) در ذیل به نمونه‌هایی از تعادیف عینی‌گرا، اشاره خواهد شد:
1-2-2-تعریف نخبه گرایانه:
یکی از مهمترین تعاریف روشنفکری از منظر نخبه‌گرایانه ارائه شده است. زیرا اصولاً مبحث روشنفکر و روشنفکری متضمن نوعی نگاه نخبه پرور و نخبه گراست و همواره از گروه کوچک اما تأثیرگذار سخن به میان برآورد. به عنوان مثال تی بی باتامور تعریف زیر را از روشنفکر ارائه کرده است:”معمولاً روشنفکران مشکل از گروه‌های بسیار کوچکتری از افرادند که در خلق، انتقال و نقادی اندیشه‌ها سهمی مستقیم دارند. این عده شامل نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان، فلاسفه، اندیشمندان مذهبی، نظریه پردازان اجتماعی و مفسران سیاسی می‌باشند.
شاید تعیین مرزهای دقیق این گروه دشوار باشد اما وجه مشخصه‌ی آن یعنی ارتباط مستقیم با فرهنگ یک جامعه به حد کافی آشکار است.”از نظر او، روشنفکران را در کلیه ی اجتماعات می‌توان یافت، در جوامع با فرهنگ پایین نظیر جادوگرام، کشیشان، خنیاگران، شجره‌نامه نویسان و… و نیز در جوامع با فرهنگ پیشرفته‌تر همچون شاعران، درام نویسان، کارگزاران دولتی یا وکلای حقوقی (باتامور،1377: 77).
اندیشمند دیگر نخبه‌گرا، گائتاموسکا، روشنفکران را گروهی کم و بیش مستقل می‌داند که در میانه‌ی بورژوازی و پرولتاریا ایستاده‌اند و قادرند هسته‌ی یک گروه نخبه‌ی جدیدتر و شایسته‌تر را تشکیل دهند. این گروه، تنها گروهی است که قادر است منافع خصوصی خود را (هر چند برای مدتی کوتاه) کنار بگذارد و خیر و منافع عمومی را در نظر بگیرد (باتامور،1377: 79).
2-2-2- تعریف جامعه‌ شناسان معرفت:
تعریف کارل مانهایم نمونه‌ی مهم و برجسته‌ای از بحث در باب مقوله‌ی روشنفکری از منظر جامعه شناسی معرفت است. او در کتاب مهم خود”ایدئولوژی و اتوپیا” از قشری بی‌طبقه و بی لنگرگاه نام می‌برد که”روشن‌اندیشان نا به هم پیوسته‌ی جامعه”اند. نقش این گروه عبارت است از فراهم آوردن یک جهان‌بینی معین برای جامعه. این گروه روشنفکران، آن جامعه‌اند (مانهایم،1380: 213).
مانهایم، روشنفکران را یک قشر بی‌طبقه و شناور و از نظر اجتماعی ناوابسته می‌داند که ادعای سرپرستی فرهنگی را دارند. به نظر وی، و به شکل موکّد، اگرچه نمی‌توان روشنفکران را به علت تفرقه و تفاوت زیاد، طبقه‌ای واحد نگاشت اما یک پیوند اتحاد بخش، یعنی نحوه‌ی آموزش وپرورش، میان تمام گروه‌های روشنفکران حکمفرماست که آن‌ها را به نحوه‌ی چشمگیر به یکدیگر مربوط می‌سازد. مشارکت در میراث آموزش و پرورش مشترک موجب می‌شود که تفاوت‌های زایشی و پایگاهی، حرفه‌ای و سرمایه‌داری از میان بروند و افراد تحصیل کرده بر بنیاد پرورشی که یافته‌اند، با هم متحد شوند (مانهایم،1380:214). آنان در پرتو علت اصلی گرد هم آمدن‌شان (یعنی آموزش در خدمت ساختن فرهنگ) هم نهاده‌ای پویا از منافع به راستی موجود فراهم می آورند.
3-2-2-تعریف کارکردگرا:
یکی از مهمترین آراء متفکران کارکردگرا از آن تالکوت پارسونز است. او در مقاله‌ی “روشنفکر: مقوله‌ی نقش اجتماعی”، به رابطه ی ایدئولوژی و روشنفکری پرداخت. آن دو را پدیدارهایی “مدرن” و”سکولار” خواند. ایدئولوژی را گونه‌ای توجیه کننده‌ی تعامل اجتماعی افراد یا گروه‌ها، و در نتیجه بسیار تحلیلی و خردباورانه؛ و نقش اجتماعی روشنفکران را در نظام اجتماعی، تدوین این ایدئولوژی‌ها معرفی کرد. به نظر او روشنفکران، نظام‌های فرهنگی‌ای را می‌سازند که “سازمان می‌یابند تا در پیکر نظام‌های نمادین، معناها را ترسیم کنند” ( احمدی،1384: 61-62) .بنابراین ایدئولوژی پدیده‌ای مثبت و عامل انسجام اجتماعی است و نقش روشنفکران خلق و تدقیق ایدئولوژی و جلوگیری از فروپاشی این انسجام است.
4-2-2-تعریف محافظه کارانه (با تأکید بر رسالت روشنفکر):
یکی از نمونه‌های مهم این منظر، آرای ژولین بنداست. بزعم او یک انسان روشنفکر، یک انسان سواد آموخته، یک هنرمند، یک مرد علم و کسی است که هدف فوری خود را به دست آوردن یک نتیجه‌ی عملی قرار نمی‌دهد. او انسانی است مؤمن به کیش هنر و اندیشه‌ی محض و خالص که خوشبختی خود را در درجه‌ی اول، لذت روحانی و معنوی قرار می‌دهد و به گونه‌ای عقیده دارد که قلمرو من، قلمرو این جهانی نیست (وینوک،1379: 292-295). بندا همچنین برای روشنفکر رسالت خاصی قائل است. از دید او، روشنفکری که به ساماندهی معقول جامعه بها دهد، به این بسنده نخواهد کرد که کنار گود بایستد و امضای خود را پای هر بیانیه‌ای در اعتراض به هر ظلم و ستمی بگذارد. گرچه خواهد کوشید به وجدان پاک همه‌ی حزبها متوسل شود، اما به طرفداری از حزبی موضع خواهد گرفت که بنظر برسد بهترین شانس را به بشر می‌دهد روشنفکر از درگیرشدن سرباز نمی‌زند و هنگامی که وارد عرصه‌ی عمل می‌شود، پیامدهای آن را نیز، هر قدر خشن می‌پذیرد. اما منتهای سعی خود را می‌کند، تا استدلال‌های خصم، یا نامعلوم بودن آینده، یا معایب طرف خودی و یا برادری بنیادی مخاصمان را هرگز از یاد نبرد (قزلسفلی،1380: 26). هر چند که بندا در نهایت معتقد به خیانت روشنفکران و تضمین آینده‌ای این عبارت تا به ابد است. زیاد از امور اخروی و جاوید سلب ارزش نموده و امور این جهانی و گذرانده را ارزش نهاده‌اند.
ادوارد شیلز در اظهار نظری صریح در باب برتری و فضیلت روشنفکر بر مردم عادی، بیان می‌دارد که درهمه‌ی جوامع برخی افراد حساسیت نامتعارفی نسبت به مسائلی چون امور مقدس، ضرورت تعمق درباره‌ی ماهیت جهان‌شان و قاعده‌های حاکم به جامعه‌شان، از خود نشان می‌دهند. در هر جامعه‌ای اقلیتی از افراد وجود دارند که بارها بیش از مردم معمولی دوران شان پژوهش می‌کنند و با نمادها و وضعیت‌های کلی‌تر وتجریدی‌تر از موقعیت‌های سده‌ی زندگی هر روزه روبرو می‌شوند. در میان افراد این اقلیت نیاز به انتشار نتایج پژوهش‌شان در شکل‌های گفتاری و نوشتاری احساس می‌شود. انتشار اندیشه‌های ژرف و نظری، نشان وجود روشنفکران در هر جامعه ای است (شیلز،1858: 15).
رویکرد ادوارد سعید به روشنفکر، بیشتر معطوف به نقش روشنفکر در جامعه است. او با تقسیم روشنفکران به دو دسته ی”آماتور” و “حرفه‌ای”، ویژگی روشنفکران آماتور را چنین بر می‌شمرد: درگیری و تعهدی عاشقانه، خطر‌پذیر، افشا، پایبندی به اصول، آسیب‌پذیری در مناظره‌ها و درگیری با اهداف دنیوی (سعید،1380: 20). بزعم سعید این‌کارها فقط از عهده‌ی روشنفکر آماتور برمی‌آید و روشنفکر حرفه‌ای به دلیل پیمانی که در ازای دریافت پاداش با تشکیلات و مقام‌های رسمی و قدرتمند بسته است. از عهده‌ی هیچیک از این کارها بر نمی‌آید و فقط آن چیزی را می‌نویسد یا می‌گوید که اربابانش از او خواسته‌اند. در واقع روشنفکر مورد تأیید سعید، همان روشنفکری است که آناتول فرانس تأیید می‌کرد، یعنی فردی که در امور مربوط به منافع و مصالح عمومی جامعه دخالت می‌کند و قدرت”حقیقت‌گویی در برابر قدرت” را دارد (سعید،1380: 46). این تاختن علیه روشنفکرانی است که نوعی گوشه‌گیری منفعلانه را برگزیده‌اند.
5-2-2- تعریف مارکسیستی:
برای بررسی اندیشه های مارکسیستی، بررسی خود مارکس(هر چند که او بطور نظام مند و دقیقی از موضع طبقات و بویژه لایه های روشنفکران سخن نگفت) در اولویت امر قرار دارد.
برداشت مارکس از روشنفکر، از یکسو متأثر از تفکیک میان کار فکری و کار یدی، و از دیگر سوء نوع نگاه او به مبحث ایدئولوژی می باشد. او با اشاره به منش سرمایه‌داری در تفکیک کار جسمانی از کار فکری، کارگران فکری را که توسط سرمایه داری به خدمت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، هویت ایرانی، فرهنگ ایرانی، رویکرد فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، ایدئولوژی، فکر و اندیشه، گونه شناسی