منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، استادان دانشگاه، سلسله مراتب، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

از طريق بر گزاري مجلس موسسان ملي بود. يکي ديگر از تشکيلات فعال متعلق به اين دسته از احزاب، گروه جنبش (به رهبري دکتر حاج سيد جوادي) بود که اعضاي آن راعمدتا حقوق دانان، روشنفکران و استادان دانشگاه تشکيل مي‎دادند. اين گروه با کانون نويسندگان و انجمن حقوق دانان و سازمان ملي دانشگاهيان پيوند نزديکي داشت. به طور کلي احزاب و تشکلات ليبرال متعلق به طبقه متوسط جديد، کوچک و فاقد پايگاه حمايت توده اي بودند. در جو سياسي ملتهب و افراط گرايانه سال هاي اوليه انقلاب حمايت از دموکراسي و آزادي و قانون گرايي چندان جاذبه اي نداشت. (حسين بشريه، (1381) ص36)
4-12) احزاب چپ گراي اسلامي
اين دسته از احزاب و گروه ها با گسترش ايدئولوژي اسلام سياسي در بين روشن فکران و تحصيل کردگان طبقه متوسط جديد قبل از انقلاب تکوين يافته بودند. اسلام سياسي روشنفکران راديکال گرايش هاي شبه سوسيا ليستي و غرب ستيزانه داشت و سنت اسلامي را به شيوه اي انقلابي تعبير و تفسير مي کرد. مهم ترين احزاب و سازمان هاي متعلق به اين دسته عبارت بودند از جنبش مسلمانان مبارز، جنبش انقلابي مردم مسلمان، جنبش اسلامي شورا ها و سازمان مجاهدين خلق. پايگاه اصلي اين دسته از گروه ها و احزاب در دانشگاه ها و در جنبش دانشجويي قرار داشت شعار اصلي آن ها ((دموکراسي شورايي)) يعني استقرار ((شورا هاي اسلامي)) در همه موسسات و نهاد هاي دولتي بود، زيرا به نظر آن ها اساس حکومت در اسلام همان شورا است. جنبش مسلمانان مبارز (به رهبري حبيب الله پيمان) خواستار ملي کردن صنايع، سلب مالکيت هاي بزرگ، برقراري شورا هاي کارگري در کار خانه ها و انجام اصلاحات ارضي بود. به نظر آن گروه در اسلام مالکيت، اجتماعي و در حقيقت متعلق به خدا است. از اين ديدگاه ميان اسلام و مالکيت خصوصي از آغاز تباين وجود داشته است. مجاهدين خلق نيز خواهان ملي کردن صنايع و سرمايه ها، تشکيل ارتش خلقي و استقرار شورا ها بودند. دانش آموزان و دانش جويان پايگاه اصلي آن سازمان را تشکيل مي دادند. جنبش انقلابي مردم مسلمان (به رهبري دکتر سامي) نيز تشکيل تقاضا هاي مشابهي داشت. در بين اين دسته از احزاب و گروه ها تنها سازمان مجاهدين خلق پايگاه اجتماعي گسترده تر و منابع و امکانات سازماني بيشتري داشتند و به عنوان يکي از رقباي قدرت درسال هاي پس از انقلاب ظاهر شد. مجاهدين در طي نامه اي به آيت الله خميني خواسته هاي خود را در از ميان برداشتن طبقات انحصار طلب استثمار گر، معافيت کارگران و کشاورزان از ماليات و اعتاي حقوق خودگرداني به عقليت هاي قومي خلاصه کردند به هر حال مجاهدين مخالف حکومت ديني و خواستار برقراري حکومتي اعتلافي مرکب از احزاب اسلامي و راديکال بودن.

4-13) احزاب و گروه هاي سوسياليست و مارکسيست
نيروي چپ در سال هاي اوليه انقلاب مرکب از مجموعه اي از گروه ها و دسته بندي هاي کوچکي بود که بر پايه ي جنبش هاي دانش جويي شکل گرفته بودند. خواسته هاي اصلي نيروي چپ در آن سال ها ملي کردن صنايع و بانک ها، قطع رابطه با ((امپرياليسم آمريکا))، ايجاد ارتش مردمي و اعتاي حقوق خود مختاري به اقوام و اقليت هاي قومي بود. با اين حال گروه هاي مختلف چپ از لحاظ تاکتيکي اختلاف بسيار داشتند. برخي با بنياد گريان هم دردي نشان مي دادند و برخي ديگر به گروه هاي ليبرال و با راديکال‎هاي اسلامي متمايل بودند. به هر حال گروه هاي چپ پايگاه اجتماعي گسترده اي نداشتند و به هيچ وجه از توانايي رقابت با گروه هاي اسلامي در امر بسيج توده اي و سياسي کردن جمعيت برخوردار نبودند. از سوي ديگر حرکت هاي کارگري که در سال هاي اوليه ي انقلاب پديدار شد روي هم رفته از جنبش سياسي چپ مجزا و منفک بود. مهمترين گروه ها و احزاب چپ عبارت بودند از: سازمان فداييان خلق، سازمان پيکار، سازمان طوفان، سازمان حکومت کمونيستي، حزب کمونيست کارگران و دهقانان ايران، سازمان انقلابي، حزب کارگران سوسياليست، سازمان کارگران مبارز، کميته مارکسيست-لنينيست، سازمان جوانان انقلابي حزب توده ايران. سازمان فداييان خواستار تشکيل شورا هاي کارگري و دهقاني، انحلال ارتش شاهنشاهي و ملي کردن کل سرمايه هاي صنعتي و مالي بود. اين سازمان در امر اتخاذ استراتژي دچار اختلاف داخلي شد وبه دو گروه منشعب گرديد. يکي گروه اکثريت که در حمايت از احزاب ليبرال و احزاب بنياد گرا دچار نوسان و دودلي بود و ديگري گروه اقليت که گروه اکثريت را به فرصت طلبي متهم کرد و خواستار مسلح کردن توده ها براي تحقق انقلاب سوسياليستي بود. سازمان پيکار از هر گونه سازش با احزاب ليبرال و احزاب بنيادگرا سرباززد و بويژه با استقرار حکومت ديني به مخالفت بر خواست. در مقابل حزب توده از همان آغاز از بنياد گرايان و احزاب اسلامي حمايت کرد. صاحب نظران حزب توده نزاع ميان احزاب ليبرال و بنيادگرا را نزاعي ميان بورژوازي و توده ها تعبير مي کردند و اعتقاد داشتند که احزاب اسلامي طلايه ظهور جنبش کارگري هستند. ظاهرا هدف اصلي حزب توده از حمايت ازانقلاب کوشش براي راديکاليزه کردن آن و نهايتا کسب پايگاه قدرتي براي خودش بود. در عين حال حزب توده از اصلاحات ارضي، ملي کردن صنايع و تجارت خارجي و افزايش نقش دولت در کنترل اقتصاد حمايت مي‎کرد. پس از انقلاب بلوک قدرت توسط احزاب ليبرال طبقه متوسط جديد و گروه هاي بنياد گرا و روحانيون که بويژه متکي به حمايت توده ها و طبقات بازاري بودند، اشغال شد. چنانکه ديديم اين دو دسته از احزاب و سازمان هاي سياسي داراي پايگاه هاي اجتماعي نسبتا متفاوت و متمايزي بودند. بازرگانان، سرمايه داران، حقوقدانان، کارمندان عالي رتبه، قضات، صاحبان حرفه هاي آزاد و ديگر اجزاء طبقات متوسط جديد از احزاب وگروه هاي ليبرال و ميانه رو حمايت مي کردند، هرچندبواسطه جو سياسي ملتهب و فقدان سابقه جدي در جهت گيري هاي سياسي، در حمايت خود پايدار و مصمم نبودند. از سوي ديگر بازاريان و کسبه و اصناف و بخش عمده توده هاي شهري و طبقات پايين از ايدئولوژي اسلام گرايي و روحانيون و بنيادگرايان مذهبي حمايت مي کردند. ائتلاف اوليه ميان اين دو دسته از احزاب نهايتا بر سر شکل حکومت و ماهيت سياست داخلي و خارجي از هم گسيخت. سر انجام گروه ها و احزاب ليبرال و ميانه رو از بلوک قدرت اخراج شدند و احزاب بنيادگراي اسلامي به منظور تحکيم قدرت خود دست به بسيج توده اي در مقياسي گسترده زدند و در نتيجه الگوي مشارکت توده اي در سال هاي اوليه انقلاب (تا سال 1368) مستولي شد. نوع مبارزه قدرت و شيوه بسيج سياسي و ماهيت سياست هاي اجتماعي اين دوران به استقرار حکومتي پوپوليست انجاميد که مهمترين ويژگي آن مشارکت توده اي، بسيج سياسي، جمهوريت يا دموکراسي محدود، نظام ولايت فقيه يا فقيه سالاري و نوعي حکومت ديني بود. ظهور الگوي مشارکت توده‎اي در سال هاي اوليه انقلاب لازمه نوع مبارزه قدرتي بود که در عرصه سياسي جامعه جريان داشت. در آن سالها گرچه دولت موقت دستگاه رسمي و قانوني حکومتي را که از رژيم قديم بر جا مانده بود، اداره مي‎کرد ولي در کنار آن نهاد هاي انقلابي بخش عمده اي از قدرت واقعي را در دست داشتند. اگر دولت موقت که مرکب از سر آمدان و نخبگان انقلابي بوداز بالا توسط رهبر انقلاب منصوب شده بود، نهاد هاي انقلابي که در طي انقلاب شکل گرفته بودند، به تدريج قدرت را از پايين تصرف مي کردند. رد همين سالها، کميته هاي انقلابي و شورا هاي اسلامي که در ادارات، کارخانه ها و مراکز مختلف سازمان يافتند بخش عمده قدرت واقعي را در دست گرفتند. در حاليکه احزاب ليبرال در دولت موقت خواستار آن بودند تا از سطح بسيج سياسي بکاهند و وضعيت را به حال عادي بازگردانند، آيت الله خميني و رهبران جنبش انقلابي، طبعا تحت تأثير فشار هاي فزاينده جمعيت، در پي افزايش سطح بسيج سياسي بودند. بويژه رهبر انقلاب از دولت موقت مي خواست تا اقداماتي به سود مستضعفين انجام دهد، در حالي که دولت موقت چندان قدرتي براي انجام اقدامات اساسي در اختيار نداشت. از سوي ديگر برخي اقدامات اوليه در اين زمينه و ارتقاي سطح شعار هاي سياسي به سود طبقات پايين، از جانب گروه هاي بنياد گرا و اسلامي موقعيت آنها را تقويت مي کرد. الگوي مشارکت توده اي بواسطه مساعي سياسي همين گروه ها به الگوي مشارکت مسلط در دهه اول انقلاب تبديل شد. شخصيت کاريزمايي آيت الله خميني و ساختار قدرتي که در اختيار گروه‎هاي اسلام گرا قرار گرفته بود، ابزار هاي لازم براي بسيبج و مشارکت توده اي را فراهم مي ساخت. بدين سان احزاب مذکور با توجه به احزاب جاري در بلوک قدرت و بمنظور تجزيه صفوف خود از احزاب ليبرال و ميانه رو به بسيج توده اي دست زدند و از آن طريق به تحکيم مواضع قدرت خود پرداختند. در اين فرايند متمرکز ساختن حملات بر ((امپرياليسم امريکا)) مهمترين ابزار ايدوئو لوژيک بسيج توده اي بود. بدين سان پس از سقوط دولت موقت گروهها و احزاب اسلامگرا ايدئولوژي راديکال پوپوليستي بسيج گرايانه اي عرضه داشتند که چارچوب مشارکت توده اي در طي سالهاي بعد را تشکيل مي داد. در اين ايدئولوژي آشکارا ((مستضعفين بر ضد مستکبرين)) تحريک مي شدند. بنا به نظر حزب جمهوري اسلامي ((سرمايه داران تصور مي کنند که مالکيت خصوصي حدي ندارد و در نتيجه مخالف مصادره اموال و اتخاذ هر اقدامي به نفع مستضعفين هستند.)) حزب مذکور همچنين مبارزه اي بر ضد ((بورژوازي ليبرال)) آغاز کرد و در جريان تصفيه هيات مديره شرکتها و کارخانه ها، اعضاي حزب را جايگزين کرد. رهبر انقلاب اعلام داشت که: ((ما اين همه مالکيت هاي بزرگ را به حال خود رها نمي کنيم.)) چنين مواضعي طبعا لازمه اين مرحله از بسيج توده اي در شرايط جنگ و مبارزه قدرت بود. طبعا در بين طبقه روحاني حاکم در خصوص سياست هاي اقتصادي اتفاق نظر وجود نداشت. بخش سنتي تر روحانيت که با بازار پيوند نزديکتري داشت از اقداماتي مانند ملي کردن تجارت، توزيع اراضي، مصادره اموال و مداخله در امور اقتصادي ناراضي بود و همين بخش بود که پس از کسب استيلا از سال1368 به بعد روند بسيج توده اي را کند کرد. به طور کلي بسيج اصناف بازار و شورا هاي کارگري و دهقاني و بخش هاي مختلف جمعيت اساس پوپوليسم و مشارکت توده اي در حکومت اسلامي را تشکيل مي داد، هر چند قدرت سياسي اساساً در دست طبقه سياسي روحانيت و گروه هاي اقمار آن بود که عمدتاً داراي پايگاه بازاري بودند. براي مدتي، ساختار حزب جمهوري اسلامي (تا سال1366) چارچوبي براي بسيج و مشارکت توده اي انگيخته شد از بالا فراهم مي‎ساخت و احتمالاً اگر آن حزب منحل نمي شد، نهادمندي و سابقه لازم براي مشارکت سياسي تا حدي تامين مي گرديد، ليکن با انحلال و تجزيه حزب جمهوري اسلامي به دسته ها و جناهها، آن احتمال اجالتاً منتفي شد. بطور کلي تا پيش از سال 1368 سياست و حکومت در ايران تحت تأثير شخصيت رهبر انقلاب به عنوان محور اصلي نظام سياسي قرار داشت. اقتدار کاريزمايي آيت الله خميني به عنوان رهبر انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي نه بر کنترل نهاد هاي دولتي يا حزبي بلکه بر جذابيت شخصي و کاريزمايي وي استوار بود که در بين بخش هاي عمده اي از نيرو هاي سياسي و اکثريت مردم وحدت و يکپارچگي ايجاد مي کرد. شيوه رهبري کاريزمايي آيت الله خميني نظام سياسي را همواره در حال پويايي، جريان و حرکت نگه مي‎داشت و با انسجام سازماني و سلسله مراتبي و اداري به شيوه دولت هاي عادي چندان مناسبتي نداشت. البته رهبر انقلاب در درون ساختاري از روابط و نيروها عمل مي کرد و اين تعبير که شخصيت رهبر تنها عامل تعيين کننده تاريخ و فرايند تکوين جمهوري اسلامي بود، دور از واقعيت مي نمايد. حتي جنبش کاريزمايي توده اي را که در حول شخصيت رهبر انقلاب شکل گرفته بود نمي توان صرفاً برحسب مقوله شخصيت رهبر فهميد زيرا توقعات و خواسته هاي اجتماعي بخش هاي عمده اي از جمعيت نيز در ايجاد کيش شخصيت رهبري مؤثر بود. با اين همه بايد پذيرفت که رهبري کاريزمايي و جنبش توده اي گسترده اي که در سالهاي پس از پيروزي انقلاب بر حول شخصيت آيت الله خميني شکل گرفت، مهمترين نيروي سياسي در کشور بود که همه نيرو ها و گرايش هاي سياسي ديگر را تحت الشعاع

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، حوزه و دانشگاه، تعامل سازنده، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ساختار قدرت، فرهنگ و ارتباطات، شبکه روابط، دولت مطلقه