منابع پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، دانش آموختگان، نهج البلاغه، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

ه بين معيارهاي عقيدتي و انديشه اي و توانايي هاي شخصي و شرايط بيروني برقرار مي كند، دست به شناخت و انجام تكليف مي زند. يكي از مهمترين اين معيارها “اهداف و مقاصد حكومت اسلامي” است. همچنين يكي ديگر از مهمترين اين مقاصد اقامه عدالت و تحقق آزادي واقعي در جامعه جهاني است. البته نبايد اين نكته بسيار مهم را از نظر دور داشت كه مفسر معيارها واهداف ولي زمان است. در دوره اي كه معصوم عليه السلام حضور دارد، امام معصوم اين وظيفه را بر عهده دارد و در دوره اي كه امام غايب از انظار است ولي فقيه اين وظيفه را برعهده دارد. “ولي”، اجتماع اولويتها و مقاصد را متناسب با شرايط مكاني و زماني به صورت كلي مطرح مي كند. رهبر اجتماع تلاش مي‎کند كه با مديريت نيروها و توانايي هاي اجتماع به بيشترين مقاصد خويش برسد. هر كدام از اين عبارات احتياج به توضيح پيشيني دارد كه به علت مجال كم از ذكر آنها صرف نظر مي شود.
يكي ديگر از مؤلفه هاي جامعه شناسي اسلامي جايگاه مردم در حكومت اسلامي است. مردم بر دوش گيرندگان تكلف و زحمت و بار حكومت هستند. آنها هستند كه بايد شرايط را براي ولي آماده كنند و حتي بالاتر از اين بايد براي جلوس ولي و امام مسلمين بر مسند حكومت از هيچ ابرام و اصراري فرو گذاري نكنند. زيرا او در جايگاهي از عقل و علم قرار دارد كه هيچ كس را بدان راهي نيست. البته اين جايگاه مخصوص امام معصوم است و ولي فقيه در جايگاه مادون امام معصوم با ساز و كاري ويژه با امام غايب عليه السلام ارتباط برقرار مي‎كند. نخبه سياسي در انديشه سياسي اسلام بايد با بهره گيري از عقل متصل به وحي در راستاي اين اهداف و آرمانهايي كه ذكر اوصاف و ويژگي هايش در بالا مختصراً آمد، از هيچ تلاشي فروگذار نكند. حد و ميزان اين تلاش جان، مال، آبرووهمه هستي اوست. يكي ديگر از زواياي پنهان و كمتر مطرح شده انديشه اسلامي در مباحث سياسي، “سنن الهي” است كه به صورت تكويني در طبيعت انساني، حيواني، گياهي و به تعبير بهتر در كل هستي حضور دارند. سنتهاي الهي به عنوان قوانين و ساختارهايي از پيش تعيين شده در جهان وجود دارند. البته اين قوانين توسط قرآن و معصومين بيان شده‎اند. البته اين ساختارها آنچنان نيستند كه اختيار آدمي را نفي كنند. انتخاب بين اين سنن بر عهده آدمي است. به عنوان مثال مي توان به سنتهاي ذيل اشار ه كرد:
ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم” رعد/11
ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين” انفال/65
فان يكن منكم مئه صابره يغلبوا مئتين و ان يكن منكم الف يغلبوا الفين باذن الله” انفال/66
حضرت اميرالمؤمنين علي صلوات الله عليه: “الناس علي دين ملوكهم” “لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعيه
جاري شدن اين سنتها همان گونه كه اشاره شد، بسته به عمل انسانها دارد.
يكي از سنتهايي كه در اين تحقيق جايگاه ويژه اي دارد، سنتي است كه در كلام امير المومنين در آستانه پذيرش خلافت ايراد شده است: “لولا حضور الحاضر وقيام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله علي العلماء ان لا يقاروا علي كظه الظالم ولا سغب مظلوم لالقيت حبلها علي غاربها. . ” (خطبه3/نهج البلاغه ترجمه دكتر شيرواني) در اين فرمايش حضرت امير سلام الله عليه مي فرمايند الآن كه حضوري از حاضران و قيامي از سوي ياري رسانان، حجت را تمام كرده است، من آن ميثاق الهي را به صحنه اجرا مي آورم. اين جمله حضرت بر اين معنا دلالت دارد كه براي انجام مأموريت الهي، اين مردمان هستند كه بايد هر چه بيشتر فضا را براي او آماده كنند. اين ناصران و حاضران هستند كه تجمع و اصرار ظاهريشان، حضرت را به آمدن در صحنه مكلف مي كند و طبعاً در جلو بردن مقاصد و برنامه هاي حكومت نيز ياري و همكاري اين نخبگان لازم است.
در تابلوي دست نايافتني سيره حضرت امير المومنين سلام الله عليه مي بينيم كه هدف اصلي معين مي شود و براي دستيابي به اين هدف، برنامه هاي اجرايي معين مي شود. كارها بين امرا و واليان تقسيم بندي مي‎شود. عثمان بن حنيف براي بصره، سلمان براي مدائن و. . و اين نخبگان اجرايي و اجتماعي هستند كه بايد با حضور با معرفت و غيرتمندانه خود، كار حكومت اسلامي را تنظيم و تنسيق نمايند.
در اين انديشه، شكست و پيروزي معناي خاصي دارند. در جامعه شناسي اسلامي، نيل به انجام تكليف مخلصانه بالاترين و بهترين پيروزي است كه يك نفر مي تواند بدان دست يابد. لذا شكست و كاميابي ظاهري ملاك نيست. مهم اين است كه مسلمانان به رهبري امام خود به مصلحت اسلام عمل كنند كه مصلحت خود آنها نيز در اين خواهد بود، چه در دنيا و چه در عقبي نخبگان سمبليک در اصل کساني هستند که نمونه هاي اصيلي از بعضي رفتار، کردار، افکار و خصوصيات و ارزشها هستند. براي مثال هنرمندان مردمي يا خوانندگان مردمي که در نظر مردم و مخصوصاً جوانان به صورت قهرماناني در مي آيند و مظهر جواني، عشق، شادي، خلاقيت و صفاتي از اين قبيل اند نمونه هايي از نخبگان سمبليک هستند (post-127. aspx. bazrafkan. blogfa. com)
2-7) نخبه در تعريف عام و خاص
در قرن 18 و 19 نخبه به کساني گفته مي شد که مشاغل عالي را در جامعه تصدي کرده باشند ” نخبه به گروههايي از افراد جامعه که جايگاه يا مقام و منزلت سياسي، اجتماعي و يا روحاني ويژه اي داشتند، يعني کشيشان والامقام، ماموران عاليرتبه ديواني، اشراف زادگان و فرماندهان نظامي، اطلاق مي شد. “
پس با اين فرضيات واژه ي نخبه که معادل انگليسي آن”اليت” است در اصل به معناي هر چيز مرغوب و ممتاز و سرآمد بوده است حتي در مورد کالاها و اجناس نيز کاربرد داشته، در مورد اشخاص نيز بتدريج افراد برجسته و کارآمدي از نبوغ و شايستگي خاصي در علم، هنر، شعر و ادب و. . بکار گرفته شده است و در جامعه شناسي نيز غالباً به افراد زبده و گزيده که در سلسله مراتب اجتماعي، مديريتي را برعهده دارند اطلاق مي شد.
با اين کاربرد به نتيجه مي رسيم که Elite در آغاز يک نام عام و فراگير بوده که براي همه اشياء و کالاها و افراد بکار برده مي شد ولي بعدها اين واژه محدود و خاص شده تنها براي افرادي که شايستگي خاصي در يک زمينه داشتند و استعدادهاي بالقوه و بالفعل آنها زيادتر از سايرين بود، بکار برده شده است.
آلن بيرو”در فرهنگ علوم اجتماعي” مفهوم نخبه و سرآمد را اين چنين تعريف مي کند: ” سرآمد از ريشه لاتيني Eligere به معني برگزيدن گرفته شده است. سرآمد به هر آنچه بهتر از ديگران و شايسته گزينش باشد اطلاق مي شود. از واژه سرآمدان، فرهيخته ترين طبقات يک جامعه، آنان که توانمند ترين افراد در اداره مؤثر جامعه باشند، بر مي آيد. “
امام خميني (ره) در بيانات خويش در مورخه 10/1/1341 به نقش نخبگان مذهبي- سياسي در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره مي کند: “شما آقايان زنده کرديد اسلام را، ايستاديد، در مقابل ظلم ايستاديد. اگر نايستاده بوديد خدا مي داند که حالا رفته بودند تا آن آخر، ايستادگي شما اسباب اين شد که حاشا کردند مطالباتشان را. “
با مطالعه سرگذشت ملتها و تمدنهاي پيشرفته به اين نتيجه مهم مي رسيم که نخبگان ظهور و سقوط آنها را رقم زده اند. روشنفکران و نخبگان از عوامل مهمّ و تأثير گذار در ايجاد جنبشها و انقلابها بودند آنها با انديشه خويش نقش بسزايي در صحنه عمل يا نظر سياسي داشتند استمرار انقلابها به سوي سعادتمندي مرهون تلاشهاي گسترده آنها بود. به همت و تلاش پوياي اين بزرگواران بود که خداوند متعال جامعه ما را از سلطه شياطين جهانخوار چون آمريکا و اسرائيل و. . حفظ نمود؛ در غير اينصورت مملکت ما با توطئه‎هاي شوم بيگانگان هرگز نمي توانست پرچم اسلام را با سربلندي و افتخار به اهتزاز در بياورد.
هر چند برگزيدگان رقابت هاي علمي جز و نخبگان در اذهان عمومي جامعه هستند ؛ولي واقعيت امر اين است که بين برگزيدگان علمي و نخبگان واقعي فاصله آشکاري ديده مي شود که نخبگان واقعي از نوعي بينش در مسائل و پختگي در ايمان برخوردارند که به وضوح ديده مي شود. لازم به ياد آوري است که فرد گرايي در شناسايي نخبگان روش صحيحي نمي باشد؛ زيرا هيچ ملاک کاملي براي تعيين فرد نخبه مطرح نشده است.
در تعريف نخبگان سياسي آمده است که: ” نخبگان سياسي به کساني گفته مي شود که بيشترين تبحّر و ورزيدگي را در حوزه عمل سياسي يا سياست عملي از خود نشان مي دهند. “
در مديريت جامعه ايران قبل از انقلاب اسلامي، نخبگان غربزده پست هاي حساس کليدي را در دست گرفته بودند در اين ميان نخبگان واقعي در حاشيه قرار گرفته بودند. يک نخبه اصيل و واقعي بايد راه صحيح خود را انتخاب نمايد و تحت تأثير کشورهاي غربزده و شعار هاي پوشالي آنها قرار نگيرد و آنچه را که موجب سعادتمندي و قرب الهي است، آن را ايده خويش قرار دهد. در زمان پهلوي دوّم ما شاهد نخبه پروري توسط کشورهاي بيگانه بوديم با ايجاد فراماسونري ها و تعليم افراد برگزيده خويش و بر سر گماردن آنها بر پستهاي کليدي، کشور ما را زير سلطه خويش داشتند تا آنجا که شخص اوّل مملکت بدون مشورت آنها نمي توانست آب از آب تکان بدهد. شاه نيز به پيروي از تئوري معروف “ماکياولي”که “تفرقه بينداز و حکومت کن ” بر مردم حکومت مي کرد، قدرت نخبگان سياسي واقعي تضعيف و از هم گسيخته شده بود و با ايجاد اختلاف در بين نخبگان سياسي توانسته بود توازن قدرتي ايجاد کند و هر نداي مخالفي را در نطفه خفه نمايد. شاه مداري باعث شده بود نخبگان حاکم به دور اين مدار گسترده هميشه در گردش باشند. در واقع شاه “ظل الله في الارض”بود؛ اما با ايجاد فضاي باز سياسي و تقليل اختناق در جامعه برجبهه مخالفان شاه افزوده شد که امروزه از آنها به عنوان نخبگان انقلاب ياد مي شود.
“محمد عيوضي” نخبگان سياسي را در دوران پهلوي دوم به دو دسته تقسيم بندي کرده و اشاره مي نمايد: “نخبگان مقابل سيستم و نخبگان درون سيستم، اقدامات سياسي اعضاي هر دو دسته از نخبگان سياسي نيز در چار چوب منافع طبقات اجتماعي خاص دنبال مي شد و خارج از يک نظام نخبه گرايي و”اليتي” قرار داشت جوهر سياست شاه نيز در کنترل حجم و ترکيب نخبگان نهفته بود. همين امر باعث شده بود که نخبگان در اثر همکاري وهمفکري با يکديگر تجديد سازمان پيدا کنند، به اين معنا که افراد بخاطر شهرت، ثروت، مهارت و دانش در قالب نخبگان بالقوه يا نخبگان، سازمان يابند و به عضويت گروه نخبه در آيند و به عنوان اعضاي طبقه ي متوسط جديد، منافع مشترک کسب کنند. “
تجربه هاي تاريخي نشان داده که ترقي و سقوط هر مملکتي به نقش نخبگان وابسته است. اصطلاح نخبگان امروزه شامل روشنفکران، نظريه پردازان اجتماعي، ديوانسالاران، متخصصان، نويسندگان، هنرمندان، دانشمندان، فلاسفه، شعرا، فنّ سالاران، مفسّران و تحليل گران سياسي و عالمان ديني بکار مي رود. نخبه بودن منحصر به صنف و حرفه ي خاصّي نيست بلکه وجه بارز نخبه بودن شايسته سالاري و انديشمند بودن است.
“همايون همتي” نخبگان را به دو دسته کلي، ديني و غير ديني تقسيم مي کند: “نخبگان ديني شامل دانش آموختگان دانشگاهي اعمّ از استاد و دانشجو، تحصيلکردگان حوزوي اعمّ از مدرّسان و عالمان ديني و طلاب علوم ديني مي شود. “
وي در ادامه ي بحث نخبگان ديني را به دو گروه موافق و مخالف حاکميت تقسيم مي کند:
“موافقان که عمدتاً علم و تخصص و تجربه و مهارت خود را در اختيار تثبيت و استقرار نظام رشد و پيشرفت کشور و نفي وابستگي به بيگانگان قرارداده و گاه به ضرورت نيز پذيراي مناصب اجرايي شده اند، امّا غالباً همدلان و همراهان انقلاب اسلامي و وفاداري ثابت قدم آرمانهاي آن بوده و هستند اين گروه چه به عنوان مشاوران و چه به عنوان متصديان اجرايي همواره درکنار نظام به حفظ دستاوردهاي انقلاب و بسط آرمانها و ارزشها آن پرداخته اند. . امّا متأسفانه در طيف نخبگان ديني افرادي نيز وجود داشته اند که به انگيزه هاي مختلف از همکاري با نظام و مسئولان آن اجتناب کرده، بلکه در کار سنگ اندازي و مانع تراشي و بهانه گيري و نغمه ي مخالفت سر دادن مضايقه نکرده اند. “
در آستانه ي انقلاب پيروزمند اسلامي از اين طيف اشخاص در نظام اسلامي ايران به وفور ديده مي شد که با تشکيل احزاب مختلف ؛چون” حزب خلق مسلمان” در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، صاحب نظران، طبقه حاکم، دانش پژوه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره طبقه حاکم، تمرکز قدرت، روشنفکران