منابع پایان نامه ارشد درباره خودکارامدی، حمایت اجتماعی، عزت نفس، توانایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

یک متغیر تبادلی عمل کند. به عنوان مثال والدین با سطوح بالای خود کارامدی ممکن است موفقیت بیشتری در والد گری از خود نشان دهندکه منجر به نتایج بهتری در کودک شود و این امر به نوبه خود باعث افزایش بیشتر خود کارامدی والدینی در یک حلقه باز خوردی می شود. به همین ترتیب والدینی که از سطوح پایین خود کارامدی والدینی برخوردار هستند ممکن است در والد گری دچار نزاع و درگیری شوند و ناکامی و نتایج نا مطلوبی را در کودک تجربه کنند که منجر به کاهش بیشتری در خود کارامدی والدینی شان می شود(جونزو و پرینز،2005).
2-10-3- عوامل موثر بر خود کارامدی والدین
پژوهشگران عوامل گوناگون فردی و محیطی را که معتقدند بر خودکارامدی والدینی تاثیر می گذارد به چند دسته تقسیم کرده اند البته در این مورد اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی عوامل را در بستر نظریه بندورا و بعضی مستقیما آنها را بررسی کردندکه به طور کلی می توان دو دسته ی از خصوصیات مادر و کودک جای داد.
2-10-3-1- خصوصیات مادر:
از جمله عوامل اثر گذار بر خود کارامدی والد گری خصوصیات فردی مادر که شامل تصویر مادر از روابط اولیه، حمایت اجتماعی، تحصیلات، جنسیت و سن می باشد.
تصور مادر از روابط اولیه
از شواهد اولیه به نظر می رسد که باور های خود کارامدی والد گری تا اندازه ای از تجارب دوران کودکی آنها سرچمه می گیرد. والدین بازنمایی های درونی روابط با والدین شان را وارد تجربه والد گری می کنند.
پژوهشگران معتقدند که الگوهای فعال یا ساختار های شناختی که نمایانگر نظم در الگو های ارتباطی بین شخصی می باشد. در هدایت رفتار در حیطه والد گری دارای نفوذ هستند(بوگنتال،1991).
اغلب نظریه پردازان خواه آنهایی که رویکرد رشد شناختی دارند یا طرفدار نظریه دلبستگی و روانپویایی، همه بر اهمیت محیط و پاسخگو بودن مراقبان و به خصوص مادر در رشد عزت نفس و آگاهی از خود به عنوان یک عامل فعال که می تواند بر روی محیط فیزیکی و اجتماعی تاثیر بگذارد، تاکید دارند. از دیدگاه نظریه های رشدی – شناختی و دلبستگی، تجربه یک مراقبت با ثبات، پاسخگو و وابسته، این امید را در کودک ایجاد می کند که دیگران پیش بینی پذیر بوده و همیشه در دسترس هستند و این وضعیت به نوبه خود بر روی احساس کارامدی کودک موثر است. کودکانی که علائم ارسالی از طرف آنها نادیده گرفته می شود و به طور با ثباتی به آنها پاسخ داده نمی شود، می آموزند که نیاز ها و رفتار های آنها اثری بر رفتار های دیگران ندارد و این انتظار را در خود به وجود می اورند که نیاز هایشان بر آورده نخواهد شد. این انگاره های درونی عمل یا طرحواره های آنها از خود و روابط ، باعث می شودکه خودشان را فاقد شایستگی و ارزش و دیگران را فاقد اعتماد ببینند(کمبل ترجه صیاد لو،1386).
حمایت اجتماعی
خانواده و دوستان حمایت های گوناگونی را مهیا می کنندکه تاثیر عمده ای بر والد گری دارد. آنها ممکن است مساعت های مالی یا کاری، تشویق یا ارزیابی مثبت از عملکرد والد گری و اطلاعاتی همچون راهکار های دستیابی به یک هدف تربیتی را فراهم کنند. از میان تمام منابع حمایتی ممکن، نقش همسر اهمیت اهمیت فوق العاده ای دارد چرا کهد حمایتگری او به طور چشمگیری با خودکارامدی والدینی مادران در ارتباط است(الدر و همکاران،1995 به نقل از طهماسیان).نظریه خودکارامدی بیان می کند که حمایت های زناشویی به گونه ای مثبتی بر خود کارامدی والدگری تاثیر می گذارد. بر طبق این نظریه، زنانی که انتقادات زیاد و حمایت اجتماعی کمی را دریافت می کنند، انتظار می رود که احساس فقدان یا عدم شایستگی را نسبت به خودشان به وجود آورند(بندورا، 1977). حمایت اجتماعی نیز به مثابه سپری در مقابل استرس های مادرانه بر روابط مادر با فرزندشان عمل می کند(ویور61 و همکاران،2008).
تحصیلات
طبقه اقتصادی، اجتماعی خانواده، به ویژه سطح تحصیلات مادر با بسیاری از جنبه های رفتار والد گری، در کشور های مختلف در ارتباط می باشد. لوستر و کاین (1987) مطالعه ای را به منظور بررسی عواملی که بر خود کارامدی والدگری موثر است، انجام داده اند. تحلیل رگرسیون چند گانه در این مطالعه بعد از کنترل سن والدین و تعداد فرزندان نشان می دهد که تحصیلات به گونه ای مثبتی با تصور والدین از خود کارامدی شان رابطه دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که تحصیلات یک پیش بینی کننده مثبت خود کارامدی والدینی می باشد(بورن و استین،2003؛ به نقل از ویور و همکاران،2008).
جنسیت
پژوهشگران بر این عقیده اند که مادران نسبت به پدران ، به عنوان یک والد احساس شایستگی کمتری می کنند. همانگونه که این پژوهشگران پیش بینی می کردند نتایج نشان داد که مادران نسبت به پدران شایستگی والد گری کمتری را گزارش کرده بودند. این پژوهشگران معتقدند که علت این امر بدان خاطر است که در جوامع غربی تصور می شود که بیشترین مسئولیت برای تمام جنبه های رشد کودک متوجه مادران است(گی62،2006).
سن
کنراد و همکاران(1992)با به کار گیری نظریه خود کارامدی بندورا به عنوان مبنای مطالعه شان، رابطه میان شایستگی والد گری به عنوان تصور مادر ان از کارآمدی شان در مدیریت تکالیف و موقعیت های والد گری تعریف شده است. اطلاعات جمعیت شناختی که در این مطالعه گرد آوری شده است، شامل سن، نژاد، تحصیلات و در آمد مادران بود. نتایج نشان داد که ارتباط معنی داری میان شایستگی والدگری مادران و سن مادران وجود دارد. مادران سنین بالاتر اعتماد به نفس بیشتری در تکالیف و موقعیت های والد گری نسبت به مادران جوان نشان می دادند. نویسندگان بیان می کنند که امکان دارد مادران سنین بالاتر به این نکته معتقد باشند که راهکارهای موثری را در والد گری با فرزندانشان به وجود آورده اند و نیز ممکن است که انتظار واقع گرایانه تری از خودشان داشته باشند(طالعی،1388).
2-10-4- خصوصیات کودک
خلق و خوی کودک
بازخورد تعاملات والد- کودک اولین منبع اطلاعات مربوط به شایستگی است و از این رو می بایست تاثیر قابل توجهی بر تصورات والدین از توانایی های خودشان برای مقابله با چالش های والد گری داشته باشد(کولمن و کاراکر،2000).
خلق و خوی کودک اثر به سزایی بر تصور والدین از خودشان بر تعاملات مادر- کودک دارد. خود کارامدی والدینی نسبت به ادراک مادر از خلق و خوی کودک با طبقه بندی آسان یا دشوار تحت تاثیر قرار می گیرد. احساس مادر از کفایت و اثر مند بودن با داشتن فرزندی که قابل پیش بینی و مدیریت بوده ، به طور موثر نیاز های خود را ابراز می کند و به آسانی آرام می شود افزایش یافته و تقویت می شود و بر عکس خود کارآمدی والدینی، در مواجه با کودکانی کج خلق هستند، پایین می آید(هس63 و همکاران،2004).
مشکلات رشدی کودک
بین مشکلات رفتاری و رشدی کودک و خودکارآمدی مادر به واسطه عوامل دیگر ارتباط وجود دارد. مادرانی که کودکان آنها دچار مشکلات رشدی و رفتاری هستند دچار افسردگی یا استرس والد گری می شوند که ناشی از درگیری های ست که در نتیجه مشکلات پرورشی این نوع از کودکان ایجاد می شود(هس و همکاران،2004).
سن کودک
در هر دوره از مراحل رشدی کودک، والد باید از راهبرد های جدیدی را برای آرام سازی، تحریک، نظارت و تربیت آن به کار ببرند. بر طبق نظریه خود کارامدی، کسب مهارت های جدید با وجود خود کارامدی بالاتسهیل می شود. پژوهش های طولی برای بررسی میزان خود کارامدی در طول زمان انجام شده که بر اساس آن ها این شاخصه در والدین با نوسان هایی رو به روست(طهماسیان،1389).
در بررسی خود کارامدی والدینی با واژ ه های متفاوتی مواجه می شویم که معنای مشابهی با این سازه دارند. از این رو مقایسه و استفاده از نتایج را با مشکل مواجه می سازد. این ناهمخوانی میان تعاریف و مفاهیم و استفاده از آنها در پژوهش ها بیانگر این نکته است که با مفاهیم آن گونه که به نظر می رسند پخته و رشد نکرده اند یا میان دو یا چند مفهوم آمیختگی وجود دارد.
عزت نفس والدینی: مفهومی است که معمولا همراه با خود کارامدی والدینی است، ولی ثابت شده است که متفاوت از آن می باشد. بدان مفهوم که عزت نفس ، قضاوت، خود ارزشمندی است، در حالی که خود کارامدی قضاوت توانمندی شخصی است(بندورا،1977؛ ابارشی،1388).
اعتماد در والد گری : یک مفهوم مرتبط و در عین حال متفاوت با خود کارامدی والدینی می باشد. بندورا نیز به دوسو گرایی بین این دو مفهوم اشاره کرده است. به نظر بندورا (1977) اعتماد یک اصطلاح غیر توصیفی است که اشاره به قدرت یک باور دارد که ولی میزان قطعیت آن را دقیقا بیان نمی کند.
گیدول و لیورت(1992)نیز بین این دو مفهوم تمایز قائل شده اند. آنها اعتماد را حالتی ثابت از قطعیت که وابسته به موقعیت خاصی نمی باشد تعریف می کنند. در حالی که خودکارامدی خاص یک موقعیت است و بر اساس تکلیفی که در یک موقعیت وجود دارد متفاوت می شود و بیانگر این نکته است یک صفت شخصیتی فراگیر نیست(مانگینی و لاکاریت، 2005).
مفهوم دیگر، شایستگی والد گری است که در بسیاری از مطالعات با اثر مندی والدگری در هم پیچیده هستند و تشخیص شباهت ها و تفاوت های آنها نیز مشکل است. کفایت والد گری اشاره به قضاوتی که دیگران درباره توانایی های والدین برای انجام کار ها می کنند دارد. از این رو متفاوت از خود کارامدی والدینی است که قضاوت خود والدین است(پرسال و هانکس،1998؛ به نقل از مانتیگنی و لاکاریت،2005).
مانتیگنی و لاکاریت(2005) دو فرضیه را در مورد شایستگی والدینی بیان می کنند. فرضیه اول، این که شایستگی والدینی یک مفهوم اولیه از خود کارامدی والدینی است و منادی یک مفهوم رشد یافته است که در پژوهش های بعدی کنار گذاشته خواهد شد. فرضیه دوم، این شایستگی والد گری می تواند این گونه بررسی شودکه اشاره به تصوراتی است که والدین مهارت های مورد نیاز برای مراقبت از کودکانشان را در اختیار دارند. در این معنا بندورا (1997) بیان می کند که تفاوت های فاحشی بین در اختیار داشتن خرده مهارت ها و توانایی تلفیق آنها در مسیر مناسب عمل وجود دارد. خود کارامدی به دنبال این است که شخص چه باور هایی را داراست و در شرایط مختلف چه توانایی و عملکردی را از خود بروز می دهد در حالی که شایستگی والدینی به تعداد مهارت هایی اشاره دارد که والدین در اختیار دارند.
2-10-5- نقش خود کارامدی والدینی در رفتار کودک
خود کارامدی والدینی نشان دهنده ی بعد مهمی از والدگری است و می تواند با رفتار و سازگاری کودک هم در ارتباط باشد. اثر خود کارامدی بر رفتار کودک هم به طور مستقیم و هم به صورت غیر مستثیم از طریق والد گری مورد بررسی قرار می گیرد. ترونزو64(2006) معتقد است که خود کارامدی والدینی عامل مهم و تاثیر گذاری بر رشد کودک در سیستم خانواده است.
کولمن کاراکر(2003) در پژوهش های خود به این نتیجه رسیدند که بین خود کارامدی والدینی و سازگاری مشاهده شده در کودک یک رابطه معنا دار وجود دارد. خودکارامدی بالای مبتنی بر تکلیف در مادران، به صورت معناداری اطاعت و پذیرش کودک، شوق و اشتیاق، عاطفه و منفی نگری و اجتناب کودک را پیش بینی می کرد. جنبه دیگر در رفتار های کودک که مورد بررسی قرار داده شده مربوط به سطوح عملکرد اجتماعی – هیجانی کودک مانند تعامل اجتماعی، احساس خود نظم بخشی و خود ارزشمندی، اضطراب و خود کارامدی می باشد.
برادی و همکاران(1999) رابطه بین شایستگی تحصیلی کودکان را این طور تبیین کردند که کارامدی والدینی مستقیما بر رفتار های والد گری تاثیر می گذارد و این رفتار ها مستقیما بر خود نظم بخشی کودک تاثیر دارند و خود نظم بخشی کودک پیش بینی کننده شایستگی تحصیلی و هیجانی- اجتماعی کودک است. خود کارامدی والد گری به صورت غیر مستقیم و از طریق تاثیر بر جنبه سازگاری والد گری با عملکرد هیجانی، اجتماعی کودک در ارتیاط است(ترونزو،2006).
خود کارامدی والدینی همبستگی معنی داری با خود ارزشمندی و خود نظم بخشی کودک دارد. این رابطه با تعاملات اجتماعی مشاهده شده در نوزادان نیز به دست آمده است. در مطالعه صورت گرفته توسط هیل و بوش (2001)که از ارزیابی گوناگون و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره کمال گرایی، عزت نفس، اختلالات اضطرابی، فیزیولوژی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرزند پروری، پیش دبستانی، عملکرد تحصیلی، سبک های فرزند پروری