منابع پایان نامه ارشد درباره حل اختلاف، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

مفاهيم جهل و غفلت و اشتباه دارند و به دليل نداشتن نسبت تساوي، گاهي به لحاظ اشتراک آثار و احکام به ويژه جهل و نسيان مورد ترديدند که نمونه هايي از آنها را به لحاظ معذر بودن يا نبودن مورد اشاره قرار خواهيم داد.
دو واژه ي سهو و نسيان هم در بيشتر کابردهاي فقهي و لغت معاني مشترکي دارند و آن به ياد نداشتن حکم يا موضوعي در وقت نياز است، ولي ظاهرا حکما ميان آن دو فرق قايلند که در سهو، صورت علمي از قوه ي مدرکه زايل مي شود ولي در حافظه مي ماند، اما نسيان از هر دو زايل مي شود و حصول آن نياز به سبب جديد دارد60 .

2-4-2- مقايسه مفهوم جهل و اشتباه و موارد مشابه آن
کلماتي مانند جهل، اشتباه، خطا، غلط، سهو، نسيان و غفلت در اذهان مردم معناي واحد يا حداقل قريب به هم را متبادر مي کند، بر همين اساس در بعضي از کتاب حقوقي و يا به هنگام استعمال و محاوره، آنها را به جاي يکديگر به کار مي برند، در حالي که از منظر واژه شناسي ميان آنها تفاوت وجود دارد که به مهمترين آنها اشاره مي کنيم :

2-4-2-1- جهل
در کتب لغت، جهل و جهالت به معناي ناداني، حماقت و ستمکار آمده است. در کتاب مفردات راغب سه معني بر جهل ذکر شده است :
– الاول و هو خلوالنفس من العلم، هذا هوالاصل، جهل آن است که ذهن انسان از هرگونه علم و آگاهي خالي باشد ؛
– الثاني اعتقاد الشي بخلاف ما هو عليه يعني شخص اعتقاد به چيزي دارد، ولي برخلاف حقيقت آن شيء است ؛
– الثالث فعل الشي بخلاف ما حق ان يفعل سواء اعتقادا فيحه صحيحا او فاسدا. يعني انجام دادن کاري که خلاف حقيقت آن شيء است، چه براساس اعتقاد صحيح انجام داده باشد و چه فاسد.
معناي اول اشاره به جهل بسيط دارد، معناي دوم ناظر به جهل مرکب است و معناي سوم ظاهرا اعم از آن دوست.

در لغت نامه دهخدا آمده است :
“جهل به معناي نادان بودن، نادان شدن، ضد علم است و به دو قسمت بسيط و مرکب تقسيم مي شود، جهل بسيط يعني عدم آگاهي از حقيقت شيء و جهل مرکب يعني اعتقاد غلط به حقيقت شيء داشتن”.

يکي از حقوقدانان معاصر عرب در توضيح کلمه ي جهل و تفاوت آن با اشتباه مي نويسد :
” گاهي اتفاق مي افتد که حقيقت چيزي براي ما نامعلوم است، در اين صورت ناآگاهي در برخي موارد ناشي از تصور غير صحيحي است که ما از آن شيء داريم و در موارد ديگر اينکه اصلا از آن چيز تصوري در ذهن به وجود نيامده است.
صورت اول نمايانگر”اشتباه” است و صورت دوم “جهل” جهل مساوي با فقدان است، به نحوي که به مرحله ي تصور اشتباه آلود نمي رسد، اما اشتباه تصوري نادرست است که در ذهن عاقد به وجود مي آيد و همين اساس ايجاد يک اثر حقوقي مي شود” . مطابق بيان ايشان در اشتباه، تصور و فکر هست ولي تصور غلط است. به خلاف جهل که در اصل وجود فکر و تصور ترديد است.

2-4-2-2- اشتباه
اين کلمه در متون فقهي و حقوقي دو کاربرد کاملا متفاوت دارد: يکي در زبان عربي است که معادل شک، شبهه، بدگماني و التباس است. در لسان العرب آمده است: الشبه و الشبهه و الشبيه: المثل و الجمع اشباه، و أشبه الشيء الشيء ماثله در مثلهاي عربي آمده ” من أشبه أباه فما ظلم و المشتبهات من الامور: المشکلات و المتشابهات المتماثلات… و اشتبه الامر اذا اختلط و اشتبه علي الشيء ” .61
کلمه اشتباه در اين معاني به مفهوم “شک” به کار مي رود و در ابواب مختلف در متون فقهي و حقوقي کاربرد دارد. يک نمونه را در اينجا ياد آوري مي کنيم:
“الاشتباه في النکاح، در مذهب حنفيه آمده است: انه لو تزوج الرجل اختين في عقدين و لم يدروالاول منهما فرق بنيه و بينهما، لان نکاح احدا هما باطل بيقين. ولا وجه الي التعيين، لعدم الاولويه. و لا الي التنفيذ مع التجهيل لعدم الفائده و اللضر فتعين التفريق ” .
کلم? “لم يدر” نمي دانسته به معناي جهل بسيط است. شبيه اين مورد در عناويني مانند حکم الاشتباه في الطلاق، الاشتباه في الدعوي، الاشتباه في البيوع و .. مشاهده مي شود که کلمه ي اشتباه به مفهوم جهل بسيط و شک و شبهه به کار رفته است و مقابل آن علم، ظن و وهم است.62
کاربرد ديگر اشتباه در زبان فارسي در کتب حقيقي و قانون مدني است که معادل آن در زبان عربي به ويژه در کتاب حقوقي معاصرين، کلمه ي “غلط” به کار رفته است، مانند “الغلط في الشيء يا الغلط في الشخص، الغلط في الحکم الشرعي و …” که در تمام اين موارد معناي اصطلاحي از معاني لغوي چندان دور نيفتاده است.
حقوقدانان در تعريف اصطلاحي اشتباه مي گويند :
” اشتباه تصور نادرستي است که آدمي از چيزي دارد و در مبحث معاملات عبارت است از تصور نادرست معامله کننده درباره ي يکي از ارکان و عناصر عقد” يا گفته اند ” اشتباه عبارت است از تصور خلاف واقع از اشيا” و يا ” اشتباه عبارت است از تصور خلاف حقيقت و واقعيت انسان از يک شيء” و اين اصطلاح بيشتر در حقوق مدني به کار مي رود . چنين اشتباهي ممکن است مربوط به تشکيل عقد يا اجراي مفاد آن باشد. چهره هاي گوناگون اشتباه در اعمال حقوقي را بررسي خواهيم کرد .

2-4-2-3- غلط
آورديم که معناي اين واژه همان کلمه ي “اشتباه” در زبان فارسي است و در تعريف اصطلاحي آن گفته اند :
“حاله تقوم بالنفس تحمل علي توهم غير الواقع” يا ” تو هم يتصور فيه العاقد غير الواقع واقعا في حمله ذالک علي ابرام عقد لولا هذا التوهم لما اقدم عليه ” و يا ” قصور الغرض المباشر من التعهد عن اجابه الحافز، الي الباعث الدافع للتعاقد” و عده ي ديگر با تأمل در همه ي اين تعاريف گفته اند که بهتر است اصطلاح “غلط” را به اين صورت تعريف کنيم :
” العلم علي غير وجه الصواب کما يعرف الغلط في الواقعه هو : العلم بها علي نحو يخالف الحقيقه” در تمام اين تعاريف، عنصر اساسي “توهم” بوده و مفاد آن همان جهل مرکب است. البته عنصر “توهم امر غير واقعي به صورت واقعي” در “تدليس”، ” تغرير” ، “خلابه” و “غلط” به صورت مشترک موجود است ، ولي در منشأ پيدايش اين نوع جهل و توهم در اين موارد تفاوت است که در آينده بررسي خواهد شد .
در اين زمينه دکتر محمصاني مي نويسد :
” ان اجهل اذا کان مرتبطاً بظن معاکس، فهو يسمونه الغلط وتعريف الغلط و الجهل المرکب هوالشعور بالشيء علي خلاف ما هو او هو الظن المخطي او التصور المنافي للصواب ” .

2-4-2-4- خطا
اين واژه معمولا در فقه و حقوق جزا کاربرد دارد و در برابر عمد به کار مي رود و در توصيف آن گفته اند: ” خطا عبارت است از وصف عملي که فاعل آن داراي قو? تميز نبوده و به علت غلط يا اشتباه يا بي مبالاتي و عدم احتياط، عملي را که مخالف موازين اخلاقي يا قانوني است، مرتکب شده است”، بنابراين يکي از علل خطا، جهل و اشتباه است و ممکن است علل ديگري مانند سهل انگاري، غفلت و … نيز داشته باشد .
از اين مختصر مي توان نتيجه گرفت که خطا اعم از اشتباه است، چون گاهي خطا را مقابل عمد به کار نمي برند، در آن صورت اعم از تخلف عمدي و غير عمدي است، ولي کلمه خطا در متون فقهي اعم از جزايي و مدني گاهي به مفهومي معادل اشتباه و جهل به کار مي رود و اتفاقا به عنوان عيب اراده هم مطرح شده است. راغب چند معني براي خطا ذکر کرده که يکي از آنها معادل اشتباه است، مي گويد: “والثاني مايريد ما يحسن فعله ولکن يقع منه خلاف ما يريد فيقال اخطا اخطاء فهم مخطي و هذا قد اصاب في الاراده و اخطا في الفعل و هذالمعني بقوله عليه السلام: رفع عن امتي الخطاء و ….” يعني در خطا، شخص انجام عمل نيکي را اراده مي کند ولي خلاف آن در خارج تحقق مي يابد و خطا ابتدائا در اراده پديد آمده و سپس عمل به صورت خطا محقق مي شود. اين همان اشتباه يا جهل مرکب است و اين معني را عده اي از نويسندگان حقوقي هم به کار برده اند.63

2-4-2-5 سهو
سهو، غفلت از چيزي است، به طوري که با کوچکترين يادآوري شخص متنبه گردد. اين کلمه از عبارات فقهي به ويژه در بخش عبادات به معناي “شک” هم به کار رفته است گرچه اعم از آن است، مانند اين عبارت:
“لاحکم للسهو مع الکثره و لا للسهو في السهور و لا لسهو الامام معم حفظ المأموم و بالعکس”. بنابراين مي شود گفت سهو، اشتباهي است که از غفلت يا فراموشي ناشي مي شود، از اين رو هر سهوي اشتباه هست، ولي هر اشتباهي سهو نيست، زيرا اشتباه يا جهل مرکب اعتقاد به امري خلاف واقع است، خواه به کوچکترين چيزي جاهل متنبه گردد يا نگردد. بحث ما تنها روي عنوان جهل و اشتباه است که به هنگام تحقق عمل حقوقي رخ مي دهد، تنبه يا عدم تنبه در آن بعد از انعقاد عقد يا ايقاع است، به اين معني “سهو” نيز درمعاملات به معني اعم داخل در محل اختلاف خواهد بود .

2-4-2-6- غفلت
اين کلمه هم در اصطلاح هاي فقهي مقابل شک به کار مي رود، آدم شاک غير از آدم غافل است، شاک، جاهل به جهل بسيط بوده و وظيف? او تحصيل علم يا ظن معتبر است و عذري از او پذيرفته نمي شود، به خلاف غافل که جاهل به جهل مرکب است و در روايات عنوان “الجاهل معذور” ناظر به غافل و جهل مرکب مي باشد.

2-4-2-7 نسيان
و بالاخره واژه ديگري که ممکن است مرتبط با کلمه “جهل و اشتباه” باشد، کلمه “نسيان” است و در حديث “رفع” هم از آن ياد شده است. “نسيان” در لغت به معناي فراموشي است. در کتاب مفردات راغب آمده است: “النسيان الانسان ضبط ما استودع اما لضعف قلبه و اما عن غفله و اما عن قصد حتي ينخذف عن القلب ذکره”. با استقرا در متون فقهي در مي يابيم که در بسياري از موارد، ناسي ملحق به جاهل است و در معذور بودن داراي حکم مشترکند، همچنان که در حکم وضعي از حديث “رفع” استفاده خواهيم کرد که با انسان جاهل حکم واحدي دارند.64
1- واژه ي اشتباه در زبان فارسي و جهل مرکب و کلمه “غلط” در زبان عربي به لحاظ کاربرد فقهي و حقوقي يکسان هستند و در هر سه مورد انسان اولا تصوري در ذهن دارد و بر خلاف نسيان به آن تصور ذهني آگاهي هم دارد. ثانيا آن تصور مطابق با واقع نيست، يعني تصوري خلاف واقع از اشيا و يا ارکان و اجزا و شرايط اعمال حقوقي دارد. ثالثا به اين عدم تطابق آگاهي ندارد، يعني نمي داند که نمي داند!
2- محل اختلاف و بحث و تحقيق در موضوع اين نوشتار، جهل و اشتباه به معناي تصور خلاف واقع از اشيا و ارکان و شرايط عقد و ايقاع به معناي فوق الذکر است و لذا از ميان اصطلاح هايي که ذکر شد، جهل بسيط به مفهوم شک و شبهه نيست به حکم يا موضوع از محل بحث ما بيرون است.
اما واژه ي “غفلت” در کاربردهاي فقهي بيشتر به مفهوم جهل مرکب به کار رفته است، ولي با تأمل در آن مي توان گفت که آدم غافل گاهي صورت ذهني مطابق با واقع در ذهن دارد اما به آن توجهي ندارد يا آن را فراموش کرده است (نسيان) يا اصلا چيزي در ذهن او وجود ندارد ولي از روي غفلت يا بي مبالاتي عملي از او صادر مي شود، مانند اقرار بدون اينکه قصد اخبار به ضرر خود و نفع غير را داشته باشد و مي توان از آن تعبير کرد که شخص از روي خطا اقرار مي کند.
به سخن ديگر، در خطا شخص انجام فعل به نحو مطلوب را اراده مي کند، اما آنچه در خارج تحقق پيدا مي کند خلاف آن چيزي است که شخص اراده کرده است (اشتباه يا جهل مرکب). در اين گونه موارد غفلت، نسيان و خطا و حتي سهو که اشتباه ناشي از غفلت و نسيان است، در نتيجه با واژه هاي سه گانه (جهل مرکب، اشتباه و غلط) يکي است، يعني در نتيجه اعمال متعاقدين يا يکي از آنها فعلي محقق شده است که در ابتدا قصد آن نتيجه را نداشته اند، گرچه قصد فعل محقق باشد. از اين منظر در مقام کاربرد، اين واژه ها به هم نزديک مي شوند تفصيل اين مطلب را در بحث ثأثير جهل و اشتباه براعمال حقوقي در فقه و تفحص موارد و مصاديق آن بررسي خواهيم کرد.
3- تأثير اين واژه ها هنگام پديد آمدن در اعمال حقوقي يکسان نيست، همان طوري که تحقق اين حالات در متعلق آنها که در چه چيزي صورت گرفته، به ذات عقد تعلق گرفته، مربوط به يک وصف جوهري است و … متفاوت است شاهد اين مطلب تفاوت حکم جاهل مقصر و قاصر در فقه اسلامي است و يا غفلتي که عمده است نه ساده.
4- با وجود اين عده اي از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره قانون مجازات، حقوق جزا، ترک فعل Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره قانون مجازات، حقوق جزا، ارتکاب جرم