منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق شهروندی، جامعه شناسی، حقوق اجتماعی، انسجام اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

شهروندی بارزتر می شود و در راستای تربیت شهروندی، استراتژی آموزشی باید به گونه ای طراحی شود که تفکر انتقادی را در بین دانش آموزان اشاعه دهد. بنابراین در رویکرد فعال، هنگامی یک بزرگسال بعنوان یک شهروند خوب در نظر گرفته می شود که در فعالیت هایی که در جهت نفع عموم است، مشارکت جوید، نسبت به مباحثات سیاسی حساس بوده و احساس تعهد نماید. در ابتکارات و نوآوری هایی که از محیط زندگی حمایت می کند، مشارکت جوید. در فعالیت هایی که به منظور ارتقای حقوق بشر است، شرکت کند. در مقابل قوانین که معتقد است عادلانه نیست، به صورت منتقدانه برخورد کند (احمدی، 1389: 28).

نظریه ی شهروندی پوپر
مفهوم یا احساس شهروندی خود به خود به واسطه تجمع افراد در کنار یکدیگر ایجاد نمی شود، بلکه باید نهاد ها متکفل ایجاد این احساس باشند. نهادهایی مثل انتخابات، تامین اجتماعی، مالیات یا رسانه ها می توانند چنین هویتی را ایجاد کنند اما همه این نهادها در یک جامعه سنتی می توانند ناکارکرد شوند یا شبه کارکردهایی از آن بروز کند. بنابراین در جوامع در حال گذار نهادهای دیگری با هدف ایجاد چنین هویتی ضرورت دارند (حاتمی و مصطفایی، 1390: 60).
مولفه های کلیدی شهروندسازی:
ناظر به بازتولید اجتماعی شهروندی است که می توان آن را به صورت فرآیندی اجتماعی تعریف کرد که بسترساز شکل گیر، تثبیت و ارتقای حقوق شهروندی است. در این خصوص باید به دو نکته توجه داشت:
شهروندی با حقوق و وظایف تعریف می شود و یکی بدون دیگری بی معناست.
حقوق و وظایف شهروندی درموقعیت مطلوب آن به تعلق اجتماعی و مشارکت اجتماعی منجر می گردد. برون داد و نتیجه تعلق و مشارکت اجتماعی شهروندان با برخورداری از امتیازات و رفاه تقویت می شود. در غیر این صورت شهروندی تضعیف و تبعات منفی برای جامعه و دولت خواهد داشت. (نجاتی حسینی،1382: 20)
شهروندی را پیرامون چند مولفه کلیدی می توان ترسیم کرد:
تثبیت حقوق شهروندی، شفاف نمودن وظایف شهروندی و آگاهی بخشی، ایجاد احساس تعلق اجتماعی، فراهم سازی زمینه های مشارکت سیاسی، اجتماعی (ظرفیت سازی)، توزیع عادلانه منابع و ارائه خدمات رفاهی مناسب به شهروندان است که از این منظر مسئولیت شهروندی را می توان به خودآگاهی مردم نسبت به حقوق شهروندی و احساس نیاز همگانی برای اجرای این حقوق و مشارکت در آن تعریف کرد که نیاز به بسترسازی و برنامه های آموزشی- فرهنگی اساسی جهت نهادینه شدن این مسئولیت در جامعه دارد. بین سرمایه اجتماعی و شهروندی رابطه ای مستقیم و دوسویه ای وجود دارد (حاتمی و مصطفایی، 1390: 69).
اگر شهروندان، مشاركت در شهر را به منزله مشاركت در سرنوشت خويش بدانند، در اين صورت، شهروندان در قالب گروه هاي كاري به شكل گيري و تقويت خصايصي، نظير خود رهبري، خود مسئوليت ورزي مبادرت ورزيده، زمينه را براي تغيير و تحول در جهت تلطيف و پويايي شهري آماده خواهند ساخت. نهايت امر اين كه مشاركت عنصر حياتي درفرايند توسعه پايدار تلقي گرديده، از آن به عنوان حلقه مفقوده فرايند توسعه ياد مي كنند و به اعتقاد صاحبنظران، مشاركت موجب افزايش شايستگي و كرامت در افراد می گردد (الموند و همکاران، 1377: 42).

طبقه بندی مارشال از شهروندی
مارشال حقوق شهروندی را شامل حقوق قانونی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی می داند. او بر این نظر است که این حقوق در یک دوره 250 ساله به طور تدریجی و مسالمت آمیز و با یک ترتیب زمانی از سوی دولت لیبرال دموکرات به شهروندان جامعه اعطا شده است (احمدی، 1383: 145).
حقوق اجتماعی شامل آموزش، مراقبت بهداشتی و برخورداری از درآمد برای امرار معاش است و به برابری در فرصت ها و برخورداری از امکانات برمی گردد. به نظر مارشال حقوق اجتماعی برای ایده شهروندی ضرورت دارد و با توسعه نهادهای تامین اجتماعی همبسته می باشد. در مجموع مارشال توسعه حقوق شهروندی را دارای یک سیر تکاملی می داند که به موازات گسترش سرمایه داری که ذاتا نابرابر است گسترش پیدا می کند،و بی عدالتی های بازار آزاد سرمایه داری را اصلاح کرده و موجب کاهش تضادهای طبقاتی می گردد. او مدعی است که حقوق شهروندی او، همه شمول است و می تواند در هر زمان و برای هر جامعه ای به کار گرفته شود. به نظر میشل هاریس استاد دانشگاه شیفلد چهار انتقاد عمده درباره تئوری مارشال وجود دارد: خوش بینی اش در مورد پتانسیل اصلاحی شهروندی، موقعیت هنجاری شهروندی، مفهوم سازی نامناسبش از حقوق و طبیعت غایتمندانه اش (احمدی، 1383: 147-146).
تالکوت پارسونز
مفهوم شهروندی در نظریات پارسونز به صورت تلویحی صورت بندی شده است. با وارسی نظریه های پارسونز می توان دریافت که جایگاه نظری شهروندی در نظریه های پارسونز را باید در تئوری توسعه مدرنیته او سراغ گرفت. شهروندی در معنای کامل کلمه، از نظر پارسونز نتیجه ظهور سرمایه داری مدرن یا پدید آمدن تغییرات دو جامعه سنتی نظیر شهری شدن، سکولار شدن و عقلانیت است، که بستر مناسبی برای رشد آن فراهم آوردند. از دید پارسونز «شهروندی مدرن نیازمند یک عامل سیاسی است که دیگر با خاص گرایی های تولد، قدمت و جنسیت، محدود و وقید نشود» (نجاتی حسینی، 1380 به نقل از آوازه: 38).
در بحث مدرنیته و تطور جوامع عمده مباحث او خلاصه می شود. در بحث متغیرهای الگویی و تیپ بندی که از جوامع بر مبنای تطور تاریخی ارائه می دهد. متغیرهای الگویی و به دنبال آن تیپ بندی که پارسونز از جوامع (سنتی تا مدرن) ارائه می دهد را می توان مبنایی برای صورت بندی شهروندی در قالب تئوری توسعه مدرنیته و همچنین یک چارچوب نظری برای تحلیل مدرنیته دانست. جهت گیری نظری شهروندی پارسونزی را می توان با کمک متغیرهای الگویی که مبنایی برای تحلیل و تبیین جامعه شناختی مدرنیته، جامعه مدرن و نهایتا تعریف مفهوم شهروندی محسوب می شوند به صورت زیر بیان کرد:
مدرنیته را می توان بر اساس 4 متغیر الگویی: عام گرایی، اکتساب، بی طرفی ارزشی و جمع گرایی (نقطه مقابل متغیرهای الگویی اجتماعی سنتی یعنی خاص گرایی، انتساب، جهت گیری ارزشی و فردگرایی است) تعریف کرد(ازکیا، 1381، به نقل از آوازه: 39).
بر اساس این تعریف مدرنیته به معنای تفکیک و تمایز اجتماعی به بخش های مستقل و تحول از تعهدات سنتی اعضای جامعه به تعهدات مدرن و همه شمول است.
بر مبنای این تحلیل مدرنیته عبارت است از انتقال جامعه از وضعیت مبتنی بر منزلت (پایگاه) به جامعه مبتنی بر قرارداد(ترنر، 1994، به نقل از آوازه: 39).
بنا بر موارد فوق می توان شهروندی را از نظر پارسونز پدیده ای حاصل گسترش ارزشها و هنجارهای عام دانست که با ظهور مدرنیته و سرمایه داری یا پدید آمدن تغییرات درجامعه سنتی نظری شهری شدن، صنعتی شدن، سکولار شدن و عقلانیت رشد می یابد و همچنین می توان ان را توسعه مدرنیته یعنی انتقال اعضای جامعه از وضعیت مبتنی بر قرارداد تلقی کرد(شیانی، 1381؛ به نقل از آوازه: 39).
در واقع او شهروندی را مجموعه ای از کردارهای اجتماعی می داند که مشخص کننده عضویت اجتماعی در یک جامعه برخوردار از تفکیک اجتماعی، در سطح فرهنگ و نهادهای اجتماعی که در آن انسجام اجتماعی مبتنی بر معیارهای همه شمول می باشد، می داند. همچنین شهروندی مورد نظر پارسونز، یک شهروندی اجتماعی است با سه مقوله کلیدی کردارهای اجتماعی، عضویت اجتماعی و انسجام اجتماعی پیوند تنگاتنگ دارد(آوازه، 1389: 40).
با مرور در آثار پارسونز می توان به جایگاه مهم شهروندی در نظریات او پی برد. «او شهروندی را در ایجاد و حفظ نظام حکومتی دموکراتیک، بسیار مهم می انگاشت و تصور می کرد.در جوامع دموکراتیک شهروندی به معیار اصلی همبستگی ملی تبدیل می شود. در گذشته تفاوت هایی مبتنی بر مذهب، قومیت یا سرزمین آنقدر مهم بود که تعیین می کرد چه کسانی عضو جامعه به شمار می آیند یا از عضویت آن به طور کلی محروم گردند. با وجود این در جامعه ای کاملا مدرن، وضعیت مشترک شهروندی شالوده ای کافی برای همبستگی ملی فراهم می کند» (کیوستو، 1383، به نقل از آوازه: 40).
مفهوم شهروندی از دیدگاه پارسونز عضویت کامل در آن چیزی است که آن را «اجتماع جامعه ای» می نامند. اجتماع جامعه ای اشاره به بخشی از جامعه دارد که به عنوان یک نظام، یک «گمینشافت» را تشکیل می دهد و بر همبستگی و وفاداری متقابل اعضا تاکید دارد. از دیدگاه پارسونز اجتماع جامعه ای مقوله ای از تعهد اعضا به یکدیگر و جمعی است که در آن گرد آمده اند، برای به وجود آمدن چنین وضعیتی ساختار انجمنی باید مطابق ارزش های مشترک جامعه باشد در این صورت اعضا به یکدیگر تعهد پیدا می کنند، زیرا ارزشهای مشترکی دارند و علایق و منافعشان با علایق و منافع دیگران در ارتباط است(ترنر، 1994، به نقل از آوازه: 40).
پارسونز مولفه های سه گانه شهروندی از دیدگاه مارشال را به شرح زیر توسعه می دهد:
– مدنی یا قانونی: برای پارسونز به کار گیری نظام ارزشی برای یک زمینه مرتبط، بعد مدنی شهروندی را تشکیل می دهد. یکی از زمینه ها حقوق است. حقوق یعنی این که اعضای اجتماع جامعه ای، در یک معنای هنجاری، باید از آزادی بیان و امنیت برخوردار باشند.
سیاسی: برای پارسونز مشارکت در دستیابی به اهداف جمعی در سطح جامعه و مشارکت در فرآیند حکومت، همان بعد سیاسی شهروندی است.
اجتماعی: برای پارسونز بعد اجتماعی شهروندی، همان منابع و ظرفیت ها می باشد. به این معنا که اجتماع جامعه ای یک سطح استاندارد از منابع و ظرفیت ها را تعریف می کند و آن را در اختیار جامعه و بخش های کوچکتر آن می گذارد. (ترنر، 1994؛ به نقل از آوازه: 41).
بنابر این می توان گفت از دیدگاه پارسونز شهروندی یکی از ارزشهای بنیادی نهادهای دموکراسی لیبرال است که به موازات توسعه مدرنیته و دموکراتیک شدن جوامع، تقویت و گسترش می یابد. همچنین شهروندی از نظر پارسونز، یک شهروندی کامل است یعنی به دور از تبعیض اجتماعی، محدودیت اجتماعی، نابرابری و در کل طرد گروه های اجتماعی خاص و به معنای برخورداری تمامی گروه های اجتماعی از حقوق و تعهدات شهروندی فارغ از تفاوت های فرهنگی. به عبارت ساده تر شهروندی از نظر پارسونز، شامل احساس تعلق یکپارچه به فرهنگ ملی است که در نهایت به انسجام اجتماعی و نظم اجتماعی منجر می شود (منتخب مدنی، 1384؛ به نقل از آوازه: 41).
برایان ترنر
ترنر نوعی از نظریه شهروندی را توسعه داده است که ساکنین اولیه، قومیت و ملی گرایی را در قالبی از شهروندی مدرن گنجانده است. او در نظریه خود از منابع اقتصادی چشم پوشی نموده و منابع فرهنگی مانند آموزش، دانش، مذهب و زبان را مورد توجه قرار داده است. برایان ترنر در یک نظریه توسعه یافته از شهروندی نظریه تضاد را با تمرکز ضمنی بر جنبش های اجتماعی مورد نظر قرار می دهد. او جنبش های اجتماعی را به عنوان نیروهای پویایی در نظر می گیرد که حاصل آن توسعه حقوق شهروندی بوده است. در حالی که مارشال واحدهای تجاری را به عنوان گروه های فشار در نظر می گیرد که شهروندی را به توده مردم گسترش می دهد و تضاد را گاهی اوقات آن هم در مورد توسعه حقوق خصوصی در نظریات خود مورد توجه قرار می دهد، اما در نظریه برایان ترنر تضاد نقش پررنگ تری را ایفا می کند و عامل کلیدی در توسعه شهروندی به شمار می آید(آوازه، 1389: 42).
موضوع شهروندی نه تنها برای سیستم های بهداشتی- درمان، نهادهای آموزشی و دولت رفاه بلکه در مباحث جامعه شناسی نظری در ارتباط با شرایط یکپارچگی و همبستگی اجتماعی نیز اهمیت دارد. اما توجه وسیعی به تلاش و مبارزه اجتماعی نشانه یک جنبه انتقادی از رشد تاریخی شهروندی است (آوازه، 1389: 42).
ترنر در تحلیل انواع شهروندی گفته است که دو جنبه وجود دارد: یکی عمومی/ خصوصی در فرهنگ غربی و دیگری موضوع شهروندی فعال/ منفعل می باشد (ترنر، 1994؛ به نقل از آوازه، 1389: 42).
در واقع، ترنر یک طرح تکمیلی و تجربی برای مطالعه شهروندی ارائه داده است که می توان آن را مبنایی برای «رویکرد جامعه شناسی تجربی شهروندی» تلقی کرد. در طرح ترنر پدیده شهروندی با چند مولفه جامعه شناسی تحلیل و تبیین می شود.
الف) شکل اجتماعی شهروندی: اینکه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، جامعه پذیری، حیات اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، حقوق شهروندی، تخصیص منابع، حوزه عمومی