منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، حقوق بین‌الملل، حقوق اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مقدسات شما اهانت کرده باشد… .37
ممکن است همچنین بین سپاه اسلام و مرتدان یعنی آنان که از دین خارج شده‌اند، جنگی رخ دهد؛ به این معنا که هرگاه مرتدان به یک سرزمین غیراسلامی وارد شوند که دسترسی به آنان مقدور نباشد و در آنجا حکومتی تشکیل دهند و بخواهند بر قسمتی از خاک اسلامی حکم‌روایی کنند، به لحاظ ارتداد، باید با آنها جنگید. البته جنگ علیه آنان به دنبال هشدار و اعلان صورت می‌گیرد؛ درست همان‌طور که در مورد جنگ با دشمنان خارجی وجود دارد:
به هیچ وجه مذاکره‌ی صلح صورت نمی‌پذیرد و با آنان در سرزمین خودشان صلح منعقد نمی‌شود، در حالی که با دشمنان خارجی می‌توان قرارداد صلح منعقد کرد؛
با مرتدان بنا به ملاحظات مالی به هیچ وجه مصالحه و سازش جایز نیست، در حالی که در این باره با دشمنان خارجی منعی وجود ندارد؛
مرتدان را نمی‌توان به بردگی گرفت و زنان آنان را اسیر کرد که البته این مسئله از موارد اختلافی بین فقهاست؛
اموال مرتدان جزو غنایم محسوب نیست، حال آن که رزمندگان فاتح می‌توانند از دشمنان خارجی غنیمت بگیرند.38
2-2 : مخاصمات مسلحانه بین‌المللی
در مورد مخاصمات بین‌المللی ،قواعد همان مواردی است که در گفتارهای پیشین به آنها اشاره شد. پس در اینجا تنها به حکم آیه مبارکه 190 از سوره شریفه بقره اشاره می‌شود که به بیان کلی موضوع می‌پردازد و از بیان مکررات پرهیز می‌شود: «آنان که با شما به ستیز برمی‌خیزند، با آنان جنگ کنید، اما از حدود و موازین معینه تجاوز نکنید که خدا خطاکاران را دوست ندارد.»
در پایان، موارد زیر به عنوان اهم نتایج به دست آمده در این فصل از نظر می‌گذرد:
حقوق بشردوستانه اسلامی و حقوق بشردوستانه بین‌المللی دو مقوله به طور کامل مرتبط با یکدیگر هستند. در هر دو مبحث، انسانیت و حراست از کرامت انسانی به عنوان اصل، مفروض است و هر دو به نحوی به قواعد تناسب و ضرورت اشاره می‌کنند. به علاوه، اصل بنیادین تفکیک هم در هر دو رشته تأیید شده است.
حقوق بین‌المللی بشردوستانه مجموعه‌ای از حقوق مدرن و امروزین است که از بسیاری جهات با جنگ‌ها و مخاصمات نوین همخوانی دارد و این در حالی است که حقوق بشردوستانه‌ی اسلامی نخست، مانند حقوق بین‌الملل تدوین نشده است و بنابراین بسیاری از قواعد و اصول آن را باید از میان روایات و رویه موجود استخراج کرد؛ دوم، این مجموعه از حقوق اگر چه دارای خصیصه‌ی الزام‌آوری است، اما در عین حال با گذشت زمان نیاز به روزآمدی و اصلاحات دارد. برای مثال در باب استفاده از سپر انسانی یا به بردگی گرفتن اسیران، حقوق اسلامی با تکیه بر باب اجتهاد توانسته خود را با حقوق جدید تطبیق دهد. به نظر می‌رسد با توجه به موارد ذکر شده، حقوق بشردوستانه‌ی اسلامی می‌تواند در حال حاضر دارای دو کارکرد بسیار مهم باشد:
اول آن که این حقوق با تکیه بر منابع غنی اسلامی و نیز با توسل به باب اجتهاد، می‌تواند زمینه‌های نوآوری و ارتقای حقوق بشردوستانه‌ی بین‌المللی را از راه تأثیرگذاری بر حقوق داخلی کشورهای اسلامی فراهم آورد و به این ترتیب راه خود را به اسناد بین‌المللی و همچنین قواعد عرفی بین‌المللی هموار کند. دوم، حقوق اسلامی با همخوانی خود با حقوق بین‌المللی بشردوستانه، همواره بر اجرای کامل این حقوق که نتیجه‌ای جز حمایت بیشتر از غیرنظامیان و نیز انسانی کردن مخاصمات مسلحانه ندارد، تأکید می‌ورزد و اینجاست که دولت‌های اسلامی که همگی از جمله اعضای اسناد و معاهدات بنیادین بین‌المللی در زمینه حقوق بشردوستانه هستند، باید با تکیه بر آموزه‌های اسلامی و نیز توجه به اصل بنیادین حقوق اسلامی در مورد ایفای تعهدات (اوفوا بالعقود) حقوق بشردوستانه را اجرا کنند.
گفتار دوم :بررسی اصل نفی جنگ از دیدگاه اسلام و حقوق بین الملل
بند اول : اصل نفی جنگ و خشونت از دیدگاه بین الملل
با توجه به تقسیم‌بندی جنگ‌ها به جنگ داخلی و بین‌المللی، بدیهی است که برای نفی جنگ و خشونت در جامعه‌ی جهانی باید بیشتر دولت‌ها را مخاطب قرار دهد، هرچند بلافاصله بر این مهم تأکید می‌شود که در روابط میان دولت‌ها و اصول و حقوق بین‌الملل هم به دلیل عدم وجود ضمانت اجرای مؤثر و ملتزم نبودن دولت‌ها به پیروی از تصمیمات نهادی فرادولتی (مثل سازمان ملل متحد)، آنها خود را موظف به رعایت مقررات و تعهدات بین‌المللی نمی‌دانند و به همین دلیل هرچند در حقوق بین‌الملل به موجب مفاد منشور سازمان ملل متحد39 جنگ ممنوع است و حل اختلاف‌های میان کشورها از راه جنگ قابل پذیرش نیست، اما در عمل باز هم جامعه‌ی جهانی در نقاط مختلف ، شاهد جنگ و درگیری است.
در تاریخ به جز این استمرار با وجود ممنوعیت یاد شده؛ می‌توان نقص در بیان منشور را مطرح دانست به این دلیل که نخست: در منشور به ممنوعیت جنگ میان دولت‌ها اشاره شده و جنگ‌های داخلی و غیربین‌المللی مشمول این ممنوعیت قرار نگرفته‌اند.
دوم: در خود منشور اگرچه اصل را بر ممنوعیت جنگ قرار داده، اما موارد استثنایی را برشمرده که جنگ و توسل به زور را مباح می‌گرداند و آن حق دفاع مشروع در مقابل تجاوز به‌صورت فردی و یا جمعی است. واقعیت این است که برای نفی جنگ، باید ریشه‌های بروز پدیده‌ی جنگ را خشکاند و عواملی را که در شکل‌گیری جنگ و خشونت نقش سازنده دارند، از بین برد. اما در عمل مشاهده می‌شود که حتی توصیه‌های آرمانگرایان (ایده‌آلیست‌ها) که رفع جنگ را از راه تقویت قواعد، مقررات و نهادهای بین‌المللی امکان‌پذیر می‌دانند و معتقدند که ایجاد سازمان‌های بین‌المللی به منظور حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها و تقویت منافع مشترک میان دولت‌ها برای اصلاح ساختار نظام بین‌المللی می‌تواند جنگ را منتفی کند نیز، بی‌تأثیر بوده و جهان همچنان شاهد نابودی انسان‌ها و انسانیت در نقاط مختلف جهان است و بر این اساس جامعه‌ی جهانی با پذیرش ضمنی این ناتوانی تلاش خود را معطوف به انسانی کردن جنگ و محدود کردن و ممنوع کردن اقدامات غیرانسانی در جنگ کرده است. به نظر می‌رسد عدم موفقیت جامعه‌ی جهانی به این مهم برمی‌گردد که متأسفانه به انسان از منظر سیاسی نگریسته شده، نه از منظر انسانی، بنابراین باید ریشه‌های نفی جنگ در توجه به انسان و با عنایت به حقوق وی مورد توجه قرار گیرد، آن‌چنان که در اسلام عمل شده است.
با مروری اجمالی بر منابع اسلامی درمی‌یابیم که در فرهنگ غنی این آخرین دین الهی، خداوند با ناپسند دانستن اعمال خشونت، تجاوز و تعدی و اعلام اینکه متجاوزان را دوست ندارد40؛ جنگ و خشونت را نفی و مسلمانان را از آن منع کرده است.
برای شناخت دیدگاه اسلام و اثبات ادعای خشونت‌ستیزی و جنگ‌ستیزی اسلام می‌توان به مهم‌ترین موارد اثباتی زیر اشاره کرد:

بند دوم : نفی جنگ از منظر قرآن و احادیث
همچنان که در گذشته هم بیان شد در قران کریم و دین مبین اسلام، خشونت نفی شده و به صراحت بیان شده: «در راه خدا با کسانی که با شما به نبرد برمی‌خیزند، نبرد کنید. ستمگر (آغازگر) نباشید؛ چرا که خداوند ستمکاران را دوست ندارد»41. برمبنای این حکم الهی، مسلمانان نباید در نبرد و جنگ پیشقدم باشند و تنها حق مقابله و دفاع را دارند و تأکید قرآن بر اینکه در راه خدا بجنگید نیز بر نفی جنگ برای مقاصد غیرالهی و مادی دلالت دارد که خود دلیلی بر نفی جنگ و نبرد از سوی اسلام است.
لازم به ذکر است که عده‌ای سعی در اثبات جنگ- محوری و خشونت‌طلبی اسلام و انتشار آن با تکیه بر نیروی شمشیر وتوسل به خشونت دارند و براین اساس به آیاتی که اذن جهاد و جنگ می‌دهد استناد می‌کنند.
در این زمینه لازم است مفهوم و جایگاه جهاد از دیدگاه اسلامی به تفصیل بررسی شود که در مباحث بعدی به آنها خواهیم پرداخت و در این قسمت تنها به این نکته اشاره می‌شود که اگر فلسفه اسلام و رسالت پیامبر را ملاحظه کرده و منصفانه به نقد آن بنشینیم؛ درمی‌یابیم که اساس اسلام بر دعوت استوار است نه تهدید و خشونت. گفتار و رفتار پیامبر و ائمه هم گواهی بر این مدعاست، در روابط پیامبر با دیگران (اعم از افراد و حکومت‌ها) دعوت به اسلام از اصول مسلم است و این دعوت به گفته‌ی قرآن بر مبنای حکمت، پند و اندرز حسنه و مجادله به بهترین شکل است42. سیره‌ی پیامبر و عملکرد وی نشان می‌دهد که پیامبر در تمامی مراحل دعوت چه در مکه و چه در مدینه و نیز دعوت پادشاهان ایران و روم به شیوه‌ی ارائه شده در این آیه عمل می‌کرده است. «از پیامبر اکرم حدود 185 نامه به عنوان دعوت یا پیمان در متون تاریخی و حدیثی ثبت شده که در همه‌ی آنها روش پیامبر بر برهان، حکمت و منطق استوار بوده است».43 بدیهی است که چنین شیوه‌ای نمی‌تواند جنگ محور تلقی گردد.
برای حسن ختام این بحث هم می‌توان به فرمانی از حضرت علی (ع) اشاره کرد که مقرر داشت:
«تو دعوت کننده و آغازگر جنگ مباش که دعوت کننده، تجاوزگر است».44
گفتار سوم : نگرش اسلام به انسان و فرهنگ صلح
بند اول : نگرش اسلام به انسان و حقوق انسانی
در اسلام و بر مبنای توصیف پیامبران، انسان موجودی است دارای شرف و حیثیت و کرامت ذاتی که با حکمت بالغه‌ی خداوندی به وجود آمده و رهسپار یک هدف اعلایی است که با مسابقه در خیر و کمال به آن هدف خواهد رسید،مگر اینکه خود انسان این ارزش را از خود منتفی کند و هرکس به این انسان اهانت کند و حقوق او را نادیده گیرد، با مشیت خداوندی در مقام مبارزه برآمده است»45.
چنین نگرشی سبب پذیرش حقوق انسانی برای «انسان بما هو انسان است». حقوقی که به‌عنوان اصول بنیادین حقوق بشر هم به رسمیت شناخته شده‌اند؛ یعنی حق حیات و حق کرامت و بدیهی است که برای رسیدن به تکامل و هدف غایی، آنچه مورد نیاز انسان است، تعلیم و تربیت است، نه جنگ و خشونت. به همین دلیل در این زمینه لازم است مواردی چند به تفصیل مورد بررسی شوند:
1- حق حیات. این حق به‌عنوان موهبتی الهی برای تمامی انسان‌ها بدون هیچ‌گونه تبعیض و تمایزی از قبیل رنگ، نژاد، جنس، مذهب و … شناخته شده و سلب این حق انسانی نهی شده است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و نفسی را که خدا محترم شمرده است، نکشید مگر به حق»46.
اینکه چرا انسان از حق حیات و کرامت برخوردار است، به داستان آفرینش برمی‌گردد. انسان خلقتی دو بُعدی دارد، هرچند از جسم خاکی آفریده شده47، دارای نیمه‌ای خدایی است و مقام خلیفه‌ی الهی دارد و روح خدا در وی دمیده شده است.48
خداوند سبحان، انسان را به خلافت خود بر روی زمین مشرف ساخت و انسان به دلیل همین خلافت از سایر موجودات متمایز است و نقش و جایگاه وی بر مبنای استخلاف شکل می‌گیرد و تعیین می‌شود. شهید صدر این مسئله را با این بیان زیبا تشریح می‌کند:
«رابطه‌ی انسان با طبیعت، رابطه‌ی مالک با مملوک نیست. رابطه‌ی امین با مورد امانت است و رابطه‌ی انسان با برادرش (انسان دیگر در هر پایگاه اجتماعی) رابطه دو همکار در انجام وظیفه خلافت الهی است، نه رابطه‌ی حاکم و محکوم، مالک و مملوک یا خدایی و بندگی»49.
بدیهی است با چنین نگرشی، انسان‌ها در قبال حیات و زندگی یکدیگر متعهد و مسئول هستند.
لازم به ذکر است که به عقیده‌ی بعضی از صاحبنظران50، انسانی که از شأنیت خلیفه‌ی الهی برخوردار است و لیاقت سجودی فرشتگان مقرب درگاه الهی و قابلیت تعلیم اسماء الهی را پیدا کرد؛ لیاقت حیات مطلق و محض نیست، بلکه شایسته‌ی برخورداری از حق حیات شایسته و طیبه51 است.
احترام حق حیات، امر ثابتی است و نه تنها به مقتضای این حق نمی‌توان به حیات هیچ‌کس آسیب و اخلالی وارد کرد؛ بلکه برای کسی که توانایی حفظ نفس محترمه از آسیب و قتل را داشته باشد تکلیف واجب است که به هر وسیله‌ی ممکن اقدام به حفظ نفس محترمه کند و بی‌توجهی و بی‌اعتنایی به این تکلیف عامل ورود آسیب به یک انسان و شراکت در قتل محسوب می‌شود.
به همین دلایل است که در اسلام آسیب به نفس به هر شکل ممکن از جمله: خودکشی، دیگرکشی، سقط جنین و … ممنوع است.
حیات انسانی به این دلیل که دارای دو رابطه است (رابطه‌ی با خدا- رابطه‌ی با انسان) «نه قابل نقل و انتقال است و نه قابل اسقاط و در حقیقت بالاتر از حق به مبنای معمول آن و داخل در حکم است». همچنین به عقیده‌ی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق بین‌الملل، قرآن کریم، مخاصمات مسلحانه، حقوق بشر Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، ظلم و ستم، حقوق بشر