منابع پایان نامه ارشد درباره حقوق انسان، دوران باستان، رفتار انسان، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

لحاظ حقوق براي اسراي جنگي بسيار ارزشمند ومفيد بود و مقدار زيادي از حقوق اسرارا مطرح وتضمين مي كرد لكن كشورهاي نوع دوست و مجامع جهاني دست از تلاش وكوشش پي گير برنداشته اند ومساعي وتلاش‌هاي همه جانبه ي خود را جهت بهبود وترقي كمي و كيفي، همچنين تكميل قوانين پيش گفته مصروف داشتند لذا مي بينيم كه اين زحمات وتلاش ها در سال 1949 ثمر مي دهد و نتيجه آن تصويب مجموعه قوانين بهتر و پربارتر با ضمانت اجراهاي بيشتري در مورد رفتار با اسراي جنگي دركنفرانس منعقده در ژنو مي شود كه اين معاهده جديد به لحاظ تلاش‌هاي گفته شده نواقصي كه درمجموعه مقررات و معاهدات قبلي برطرف و مورد تصويب و لازم الاجراگرديد . اما به همين مقدار بسنده نشد و تلاش هاي بعدي بازهم ادامه يافت تا درسال 1977 نيز يك سري قواعد جديد تكميلي به مجموعه قوانين و مقررات عهدنامه سوم 1949 ژنو اضافه گرديد و هنوز نيز اين تلاش ها جهت ارتقا كميت و كيفيت قوانين مربوط به رفتار با اسراي جنگي ادامه دارد چرا كه نياز به حمايت از تماميت مادي و معنوي اشخاص روز به روز برانديشمندان ، متفكرين و نخبگان جامعه شناسي و رهبران برجسته ديني ومذهبي اديان مختلف، واضح تر و ضروري ترگشته است به همين جهت شاهديم كه هرروز در مجامع، كنفرانس ها و قراردادهاي منعقده بين كشورهاي دنيا اين موضوع باظرافت وحساسيت زيادتري دنبال مي گردد وسعي و تلاش به منظور پيش بيني اهرم هاي اجرايي قوي تر و الزام تمامي كشورها به رعايت حقوق اسيران جنگي را نظاره گر هستيم كه در مباحث آتي شرح وتفسير بيشتري از آن بيان خواهيم كرد.
بند دوم : اسير درجوامع اوليه تاقرون وسطي
در جوامع بدوي و اوليه انساني به چند دليل برخورد و درگيري بين اشخاص و انسان هاي اوليه بسياركم بود زيرا بشرآن روزگار حق مالكيت بشكل پيشرفته و امروزي را نمي شناخت ، ابزار وآلات و اموال مالكيتي به شكل امروز محدود و محصور نبود از تعداد نوع بشر و ازدياد جمعيت و تراكم و انفجار جمعيت خبري نبود . حيطه بندي ، داشتن مرز و قلمرو جغرافيايي نمود خارجي نداشت زندگي درغارها و ارتزاق با ابتدايي ترين مواهب طبيعت ( گوشت حيواناتي كه شكارمي شدند، ميوه درختان و…) صورت مي گرفت در نتيجه جنگ و نزاع هم خيلي كم بود و بشرآن روزها با واژه ها وياعمل گرفتن اسارت بيگانه بوده است . بتدريج كه قبايل و گروه ها بوجود آمدند تزاحم منافع و برخوردها نيز شروع گرديد در اين مرحله اگر بين اشخاص‌، خانواده ها ، قبايل و يا طوايف ديگري درگيري و نزاعي صورت مي گرفت، بندرت كسي به اسارت گرفته مي شد چرا كه قبيله يا طايفه غالب افراد طايفه مغلوب را كشتار كرده و به صورت دسته جمعي آنها را نابود يا مجبور به كوچ مي كردند.
حتي زماني كه گروه ها يااحزاب رشدوتوسعه بيشتري پيدا مي كردند و جنگ1 جايگزين درگيري و نزاع گرديد بازهم پيروزي يا انهدام و نابودي كامل دشمن بدست مي آمد به اين معني كه همه افراد دشمن (گروه يا قبيله و… مغلوب ) به طور كامل اعم از كودكان ، پيران ، زن و مرد، تا آخرين نفر كشته مي شدند تاريخ از اين قبيل جنگ ها نمونه هاي زيادي را ثبت و ضبط دارد . مانند جنگ هاي مابين آشوري ها ، بابليان ، مصري ها ، يهودي ها ، مادها و … ،كه جملگي آن ها با قتل وعام هاي گسترده و بي رحمانه همراه بوده است .
بتدريج افراد بشر درك نمودند كه مي توانند از اسراي جنگ به عنوان بردگان1 براي كار در مزارع وامورات كشاورزي استفاده نمايند يعني با دادن حداقل امكانات وبستن غل وزنجير به پاي بردگان از نيروي زيادآنان بهره برداري بهينه كنند .و كم كم قاعده و شيوه برده داري جايگزين اعدام وكشتار اسراي جنگي شدند .
از اين زمان به دو روش عمل مي شد يعني در برخي موارد افراد مغلوب دشمن قتل وعام شده ويا به صورت برده به كاراجباري گماشته مي شدند . يوناني ها ورومي ها دردوران اقتدارخود برجوامع ديگر وهنگامي كه براقوام ديگر استيلا مي يافتند برده داري را به صورت يك قاعده كلي پذيرفته و از وجود بردگان برمبناي توانايي ها و شايستگي هايشان استفاده مي كردند هر چند مبادرت به قتل عام اسراي جنگي هم بين آن‌ها شايع ورايج بود . در قرون وسطي نيز به عناوين مختلف از بردگان استفاده مي شد .با توجه به پيشرفت هايي كه بشر درزمينه هاي گوناگون كسب كرده بود لذا دول غالب از كشور يا امپراتوري مغلوب به عنوان بردگان درجاده سازي،پارو زدن دركشتيها و… بهره مي بردند وگاهي نيز درجشن ها وسرورهاي خاص آن ها رادرميدان شهرجمع كرده ودوبه دوباهم به مبارزه وادار مي كردند ويااسيران بدبخت را به نبرد با حيوانات درنده مثل شير كه چند روز نيز گرسنه نگه داشته مي شدند وادار مي كردند و درهمه ي اين اشكال اسير جنگي از ابتدايي ترين حقوق انساني بي بهره و همانند حيوانات با آنها رفتارمي شد هيچ ضابطه و قاعده اي برنحوه ي رفتار بر اسير وجود نداشت ، هيچ ارگان و سازمان يا كميته اي نيز براي حمايت از اين قبيل افراد فعاليت نمي كرد و هنگامي كه يكي از اين اسيران براثر شدت لطمات وارده و كارهاي طاقت‌فرسا جان مي باخت يا جنازه ي او را در دريا ، يا جلوي حيوانات درنده گوشت خوار مي انداختند و از مراسم كفن و دفن نيز خبري نبود .
اگر اسير مرتكب جرم يا جنايتي مي شد مجازاتش بدست دارنده ( اعم از اشخاص حقيقي وياحقوقي ) بود و به هر شكل كه صلاح مي دانست و هر قدر كه لازم مي ديد مرتكب را مجازات و تنبيه مي كرد ، هيچ قانون و مقرراتي در بين نبود لذا تنبيه و مجازات اسير به انصاف ، عدالت و ميزان تشخيص دارنده بستگي داشت .

مبحث دوم : وضعيت اسارت واسيران در جنگ هاي جهاني اول و دوم و پس از آنها
گفتار اول : وضعيت اسارت واسيران در جنگ هاي جهاني اول و دوم
دردوران باستان وقرون وسطي مفهوم اسير و اسير جنگي به معنا و مصداق امروزي وجود نداشت و موضوعي ناشناخته بود اسيران جنگي و يا بطوركلي شكست خوردگان درجنگ ، محكوم به قتل ، دارآويخته شدن يابردگي و اسارت بودند بردگي اسيران به اين ترتيب بود كه آنان از لحاظ مالي و جاني در اختيار شخص اسير كننده و يا مقامات نظامي كشور اسير كننده قرار داشته و آن‌ها به هرنحو كه ميل و اراده مي‌نمودند با اسير رفتار و سلايق خود را اعمال مي كردند.
‹‹ يونانيان حتي خشونت وبي رحمي را تا آن‌جا كشانده كه درمواردي اسيران را با آهن گداخته ياسرب و چيز نوك تيزكورمي كردند. تاريخ گوياي اين واقعيت تلخ است كه رفتار و عملكرد يهوديان و بخصوص نحوه برخورد مسيحيان درطول جنگ هاي صليبي با اسيران جنگي ، رفتاري توام با خفت وخواري و ايذا و شكنجه هاي سخت بوده است. منجمله اين‌كه : ‹‹ وتيوريا1›› عالم مذهبي مسيحيت اعتقاد داشت كه بايد كليه اسيران جنگي مسلمانان را بدون استثتا به قتل رساند و زنان و فرزندان آنان را به بردگي در آورده و اين رفتار و برخورد با اسير جنگي قرن ها طول كشيد و اصول مربوط به اسارت جنبه عرفي داشت2››.
مفهوم اسير جنگي دراواخرقرن هفدهم پس از جنگ هاي سي ساله معروف به وستفالي در آن قرارداد مطرح گرديد. «در همين اعصار بود كه مونتسكيو و ژان ژاك روسو دانشمندان و فيلسوفان فرانسوي عقايد علمي وجديدي را درباره اسير جنگي ابراز نمودند از نظر اين دوجنگ يك رابطه دولت است، تنها اختيار يا حقي كه حقوق جنگ براي طرف هاي متخاصم نسبت به سربازان به بند آمده دشمن مي شناسد اين است كه از ادامه شركت آنان درجنگ ممانعت بعمل آورد .»3 همان طوركه قبلا شرح داده شد تا زمان‌هاي درازي اصول حاكم بر اسارت قواعد عرفي و سليقه هاي شخصي و حاكمان وقت بود به مرور زمان برخي مقررات در بعضي قراردادهاي دوجانبه و نيز تعدادي از متون حقوقي داخلي كشورها هويدا شد شايد بتوان از قرارداد تجارت بين ايالات متحده و دولت پرو در10 سپتامبر1785 كه درماده 24 قرارداد موصوف متعرض قوانين و مقرراتي قابل اجرا در زمان جنگ بين دو كشور شده بود از قديمي ترين قراردادها در اين زمينه نام برد. قانون ديگري كه ازآن مي توان به عنوان عاملي مهم واثر گذار در اين برهه نام برد قانوني است كه در مه 1792 مجلس ملي فرانسه به تصويب رساند كه طي آن اعمال سبعيت و خلاف شان و شئون انساني، رفتارهاي خشن و بهره كشي نسبت به اسير جنگي مردود و قابل مجازات اعلام گرديد. ضمن اين كه اسراي جنگي براي نخستين بار درجهان تحت مراقبت و حمايت ملت فرانسه قرار گرفت . اين مصوبه تاثير زيادي در وضعيت و رفتار با اسيران جنگي در فرانسه و ديگركشورها داشت . به عنوان مثال مي توان به قرارداد تبادل اسرا مربوط به اسراي جنگي بين ايالات متحده و انگلستان اشاره نمود كه در مه 1813 امضا و شرايط و حقوقي جهت اسيران ، همچنين نحوه مبادله ي آن ها متذكر شده بود. و يا معاهده «تروخيلو» كه بين اسپانيا و كلمبيا درخصوص نظم و ترتيب دادن به جنگ و وضعيت اسراي جنگي در نوامبر1820 امضا شد و حقوق زيادي را براي اسراي جنگي پيش بيني كرد. در اين سال ها نيز اسيران علي رغم اينكه از حقوق زياد وجديدي برخوردار شده اما هنوز با فرم ها و استانداردهاي حقوقي و مطابق با موازين انساني فاصله زيادي وجود داشت كشتارهاي جمعي هنوز تكرار مي شد و عدم رعايت حقوق اسيران هنوز شمايي از قدرت ويك باب بود، سرنوشت رقت بار و اسفناك اسيران در جنگ هاي انفصال آمريكا كه در خلال اين جنگ ها 24000 اسير فدرالي در اردوگاه هاي نيروهاي جنوب به فجيع ترين شكل كشته شدند. ويا36000 كنفدره در اردوگاه هاي شمال بدون هيچ رحمي كشته گشتنداين ها از نمونه هاي بارز و كاملاً مشخص عدم رعايت حقوق اسيران جنگي بودند. وضعيت حقوقي اسيران جنگي تا پايان قرن 19 درهيچ معاهده اي به طور تفصيلي گنجانده نشده بود قبل از آن در مواد 105 و 106 مقررات 1863 كشورآمريكا در مورد مبادله اسيران اشاراتي شده بود در سال 1866 درپراگ كنوانسيوني بين اطريش و پروس منعقد شد كه در برگيرنده اصولي در رابطه با تخليه سرزمين اتريش بود قوانين و مقرراتي هم در مورد مبادله اسيران جنگي در اين كنوانسيون به چشم مي خورد . اولين تلاش درتنظيم وضعيت اسيران جنگي و رفتار با آن‌ها در يك معاهده ي چند جانبه و دركنفرانس 1876 بروكسل بود كه اگر چه جنبه الزام آوري نداشت اما حاوي اصولي بود كه ميتوان آن اصول را پيش در آمد تحولات و تصميمات و مقررات بعدي دانست ، دراعلاميه بروكسل تعداد12 ماده از مواد آن به قوانين و مقررات حاكم براسيران جنگي اختصاص داشت ، ولي همان‌طوركه قبلا ذكرگرديد اعلاميه مذكور مورد تصويب واقع نشد و در نتيجه به مرحله اجرا نيز در نيامد. اما اصول آن درموافقت نامه‌ها و معاهدات بين المللي بعدي موثر واقع و زير بناي آن ها قرارگرفت. قرن نوزدهم شاهد مفاهيم نوين و جديدي در حقوق طبيعي وحركت جديد بشر دوستانه به ويژه درايده هاي دانشمندان و فلاسفه همانند ‹‹ هنري دونان››1 بود.
« سرانجام جهان متمدن وپيشرفته اين اصل مهم را پذيرفت كه اسير يك جنايتكار نيست ، بلكه صرفا دشمني است كه ديگر قادر به حمل سلاح نمي باشد و بايد از حقوق انساني برخوردار و در پايان مخاصمات او را آزاد نمود ضمن اين كه هنگام اسارت نيز بايد مورد احترام قرارگرفته و با او رفتار انساني داشت ، شخصيت جسماني، معنوي ، شئونات انساني وحقوق حقه ي او محفوظ بماند. اين مفهوم وديدگاه جديد از اسير كه مقبول اكثر دول بود از طريق فعاليت هاي ديپلماتيك وحقوقي به شكل متون حقوقي مدون در رويه حقوقي و عملي دولت ها جاي گرفت .
متن پيش نويس 1874 بروكسل ، كنوانسيون 1899 و 1907 لاهه ، موافقت نامه هاي ويژه ميان دولت هاي متخاصم در1917 و1918 دربرن سوئيس وكنوانسيون 1929 ، همگي نشان دهنده نقاط عطف و شگرف دراين تحول بزرگ بودند»2 .
اصول اوليه حقوق وتكاليف اسيران جنگي درفصل دوم بخش اول قواعد مربوط به حقوق وآداب جنگ زميني ، ضميمه كنوانسيون دوم اولين كنفرانس صلح لاهه درسال 1899 طي موارد 4 تا 20 در نظرگرفته شده بود كه همان قواعد مذكور با تغييرات كمي در موارد 4 تا 20 كنوانسيون سال 1907 لاهه آورده شده بود، كه درآن به مساله بازگشت هرچه سريعتر اسيران جنگي به اركان خود اشاره شده بود.
ماده 20 چنين مقرر مي كرد كه : بعد از انعقاد پيمان صلح ، بازگشت اسيران جنگي بايد در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره دولت متخاصم، رفتار انسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره زنان و دختران، رفتار انسان، انسان سالم، نقض حقوق