منابع پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، آغاز بحران

دانلود پایان نامه ارشد

جامعة دوران امام حسين (ع) مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بيمه است. ب: يك نوع كساني هستند كه درمقابله با دنيا و زندگي، پايشان مي‌لرزد و به راحتي نمي‌توانند ازآن دست بكشند. اگر اين نوع از خواص در جامعه در اكثريت باشند، جامعه به سرنوشت بدي دچار خواهد شد. “اما اگر قضيه به عكس شد و نوع ديگرِ خواصِ طرفدار حق ـ دل سپردگان به متاع دنيا. آنان كه حق شناسند، ولي در عين ‌حال مقابل متاع دنيا، پايشان مي‌لرزد ـ در اكثريت بودند، وامصيبتاست!” وجود اين نوع ازخواص، باعث مي‌شود كه جامعه شاهد، فاجعه‌اي بنام شهادت امام حسين (ع) باشد. “وقتي خواصِ طرفدارِ حق، يا اكثريت قاطعشان، در يك جامعه، چنان تغيير ماهيت مي‌دهند كه فقط دنياي خودشان برايشان اهميت پيدا مي‌كند؛ وقتي از ترس جان، از ترس تحليل و تقليل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر مي‌شوند حاكميت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمي‌ايستند و از حق طرفداري نمي‌كنند و جانشان را به خطر نمي‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسين‌بن‌علي (ع) با آن وضع ـ آغاز مي‌شود. حكومت به بني‌اميّه و شاخة مروان” و بعد به بني‌عبّاس و آخرش هم به سلسلة سلاطين در دنياي اسلام، تا امروز مي‌رسد!”2. خواص جبهه باطل؛ اين عده كساني هستند كه افراد جامعه را به قرآن، به سنّت، به عترت، به راه خدا و به ارزش‌هاي اسلامي دعوت نمي‌كنند؛ بلكه و در مقابل حق هستند و زير لواي باطل به خدمت مشغولند. اينها كساني هستند كه امامت را در اسلام به سلطنت و پادشاهي تبديل كردند و هزار ماه ـ يعني نود سال! ـ در دولت بزرگ اسلامي، حاكميت داشتند. قبولي و مردودي نخبگان مهمترين عوامل مردودي و قبولي نخبگان را مي‌توان چنين برشمرد: الف) عوامل مردودي نخبگان: از منظر رهبري عوامل ذيل باعث مي‌شود، نخبگان و خواصي كه براي مدتي حتي مدت طولاني در جبهه حق بودند، از دايره حق خارج شوند و در جبهه ديگر سير نمايند. به تعبير رهبري”يك دسته كساني هستند كه خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبديل كردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ يا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند. ” از مهمترين عوامل خروج از دايره حق عبارتنداز؛ 1. غرب گرايي: وجود آرا و تفكرات مختلف و پراكندگي آن و عدم سازگاري اين انديشه‌ها با مباني مقدس جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. درايران به جهت پراكندگي و ارتباط با كشورهاي ديگر، ورود انديشه‌اي مختلفي، گاها معارض با انديشه‌هاي اسلام، توسط نخبگان، باعث سردرگمي نخبگان مي‌شود. اگرچه، وجود آرا و تفكرات مختلف خود به خود يك مشكل نيست، بلكه نشانه تحرك و پويايي است اما زماني كه قرار است علم در خدمت عمل سياسي قرار بگيرد وجود اجماع نخبگان فكري و ابزاري امري لازم و ضروري است. و اين اجماع درجامعه صورت نمي‌گيرد. 2. پايان خود فراموشي و آغاز بحران هويت: نخبگان سياسي كشور درحركت به سوي پيشرفت، بجاي توجه به غناي فرهنگي ايراني و اسلامي، فرهنگ ايران و اسلام را به كلي سنتي و عقب مانده مي‌‌دانند كه هيچ نقطه قابل اتكايي ندارد و برخي ديگر به رغم اذعان به غناي فرهنگي خويش، مرعوب غرب شدند و به اقتباس از آن روي مي‌‌آورند. اين دسته گرچه درپي اصلاح بودند و تعلقي به ايران و داشته‌هاي فرهنگي‌اش دارند، اما نسخه درمان عقب ماندگي را در خارج جستجو مي‌‌نمايند و خودي آنان درآنجا تعريف مي‌شود. 3. عدم تمكين به قوانين و نپذيرفتن قواعد بازي: كساني كه پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري به قانون تمكين نكرده و حوادث بعد از انتخابات را آفريدند، در امتحان انتخابات مردود شدند. كساني كه پس از انتخابات قواعد دمكراسي را رعايت نكرده و نتيجه انتخابات را نپذيرفتند و با انجام كارهاي غيرقانوني موجب اغتشاش در جامعه شدند، مخاطب بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي هستند.
4. عدم اعتقاد به ولايت و رهبري: عدم اعتقاد به اين نيست كه شما فقط به ولايت معتقد نباشيد، بلكه يك زماني حاكم اسلامي و دولت اسلامي بناء خوبي را مي‌گذارد و خواص بيايند، اين بنا را ناديده بگيرند. به عنوان نمونه، پيامبر اكرم (ص) نظامي را به وجود آورد كه خطوط اصلي آن چند چيز بود. در ميان اين خطوط اصلي، چهار چيز وجود داشت:
الف) معرفت شفّاف و بي‏ابهام؛ معرفت نسبت به دين، معرفت نسبت به احكام، معرفت نسبت به جامعه، معرفت نسبت به تكليف، معرفت نسبت به خدا، معرفت نسبت به پيامبر، معرفت نسبت به طبيعت. همين معرفت بود كه به علم و علم اندوزي منتهي شد و جامعه اسلامي را در قرن چهارم هجري به اوج تمدّن علمي رساند.
ب) عدالت مطلق و بي‏اغماض؛ عدالت در قضاوت، عدالت در برخورداري‌هاي عمومي و نه خصوصي ـ امكاناتي كه متعلّق به همه مردم است و بايد بين آنها با عدالت تقسيم شود ـ عدالت در اجراي حدود الهي، عدالت در مناصب و مسئوليت‏دهي و مسؤوليت پذيري.
ج) عبوديّت كامل و بي‏شريك در مقابل پروردگار؛ يعني عبوديّت خدا در كار و عمل فردي، عبوديّت در نماز كه بايد قصد قربت داشته باشد،
د) عشق و عاطفه جوشان؛ اين هم از خصوصيّات اصلي جامعه اسلامي است؛ عشق به خدا، عشق خدا به مردم؛ محبّت به پيامبر، محبّت به اهل بيت؛ اما سوالي كه مطرح است اين است كه خواص در اين پنجاه سال (از زمان پيامبر تا شهادت امام حسين (ع) چگونه شدند كه كار به اين‏جا رسيدند؟ رهبري معقتداست، علت دورشدند نخبگان، به جهت فاصله گرفتن از اين چهار چيز است. “من دقّت كه مي‏كنم، مي‏بينم همه آن چهار چيز تكان خورد: هم عبوديّت، هم معرفت، هم عدالت، هم محبّت. توجه به نيروي خارجي و عدم مبارزه با استكبارجهاني: يكي از ديگر ويژگي نخبگان، داشتن اعتماد به نفس و اعتقاد به خود و درون جامعه است. خواص بايد به مردم خود اعتماد نمايند، در واقع همان كاري نمايند كه امام را حل نمود. “آن بزرگوار به مردم باهمان چشمي نگاه مي‏كرد كه پيامبران نگاه كرده بودند. پيامبران دنبال آدمهاي برجسته و ممتاز نبودند؛ بلكه در پي انسانهاي مؤمن و تودة مردم مي‏گشتند؛. امام دنبال خواص نمي‏گشت، به توده‏ي مردم دل مي‏داد، با آنها حرف مي‏زد و با آنها رابطه داشت؛ دل دادن به توده و متن مردم و همان كساني كه سنگين‌ترين بارهاي دفاع از انقلاب و كشور بر دوش آنهاست، از ويژگي‌هاي امام (ره) بود. مردم هم به آن بزرگوار پاسخ مناسب مي‏دادند و به همين‏خاطر توانستند اين انقلاب را از راههاي صعب‏العبور و خطرناك عبور دهند و بگذرانندبنابراين اگرخواص حرفي مي‌زند كه غرب‌زده باشد و حرفي را قبول كند كه دشمن گفته باشد، اين اشتباه خواهد بود، زيرا دشمن درصدد ضربه زدن به انقلاب است و شما مطمن باشيد، كه دل دشمن براي ملت ايران نسوخته است. “الان شما اگر رسانه‏هاي دنيا و حرفهاي محافل خبري دنيا و محافل سياسي دنيا را نگاه كنيد، مي‏بينيد همه ‏شان ـ واقعاً مثل جنگ احزاب ـ دست به دست هم داده‏اند و دارند فشار مي‏آورند” عدم داشتن بصيرت سياسي: نخبگان سياسي بايد فهم درستي از مسايل جامعه داشته باشند و در تحليل هاي خود بايد همه جوانب را لحاظ نمايند كه اين حرفي را كه مي‌زنند، آيا به نفع جامعه است يا خير و در اين صورت است كه بايد تشخيص دهند “بعضي از حرفهاي كه نبايد بزنند، اگر بزنند اشتباه خواهد بود و برعكس” رهبري علاوه براين نكته، بر داشتن بصيرت سياسي خواص نيزتاكيد مي‌فرمايند و مي‌گويند “يكي از كارهاي مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقايق را بدون تعصب و بدون حاكميت تعلقات جناحي و گروهي روشن كنند واين بصيرت را نه تنها در خودشان، بلكه در ديگران هم پديد آورند. آدم گاهي مي‏بيند كه متأسفانه برخي از نخبگان، خودشان هم دچار بي‏بصيرتي‏اند؛” بنابراين رهبري بصيرت را اصلي‌ترين نياز امروز جامعه عنوان كرده و فرمودند: “اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بلاهايي كه بر ملت‌ها وارد مي‌شود، در بسياري از موارد بر اثر بي‏بصيرتي است. نمي‌فهمند؛ اصلاً ملتفت نيستند. يك حرفي يكهو به نفع دشمن مي‌گويند؛ به نفع جبهه‏اي كه همتش به گونه‌اي نابودي بناي جمهوري اسلامي استب) عوامل قبولي نخبگان سياسي در عرصه جامعه: از منظر رهبري خواص، كساني هستند كه دردايره حق باقي مي‌‌مانند و به تعبيررهبري “يك عدّه كساني كه وقتي نعمت الهي را دريافت كردند، نمي‏گذارند كه خداي متعال بر آنها غضب كند و نمي‏گذارند گمراه شوند. ” از مهمترين عوامل باقي مانده در دايره حق مي‌‌توان به موارد ذيل اشاره نمود.
1. داشتن سعه صدر: يكي از وظايف نخبگان و خواص داشتن تحمل و تحمل شنيدن انتقادات مي‌‌باشد. مخصوصاً زماني كه انتقادات موجود، يك انتقاد منصفانه باشد. رهبري در تاكيد بر اين مسئله مي‌‌فرمايند”البته شما در شنيدن انتقادها سعة صدر داشته باشيد. يعني واقعاً اگر انتقادي منصفانه است، با روي باز بپذيريد. حتّي من مي‌خواهم به شما توصيه كنم كه تخريبها را هم تحمل كنيد. “
2. وحدت گرايي. از ديگر شرايط خواص در اين دوره، داشتن وحدت و روحيه برادري و عدم تخريب همديگراست. اگراين امرصورت بگيرد، نقشه دشمنان خنثي خواهد شد. “نخبگان و خواص سياسي بايستي مراقب كار خودشان، حرف زدن خودشان باشند؛ اين خطاب به همة نخبگان است، خطاب به يك طرفِ خاصي، جناح خاصي نيست. همه بايد مراقب باشند. همه بدانند اين ملت، يك ملت يكپارچه است. وقتي شما متحد بوديد، وقتي شما همدل بوديد، وقتي شما احساس و ابراز اعتماد به كشورتان و نظامتان كرديد، آن وقت اين وسوسه‏هاي خناسان بين‏المللي، اين سياستمداران ظالم، مداخله‏گر، دور از انسانيت، خنثي خواهد شد” “علاج اصلي، داروي اصلي براي امروزِ دنياي اسلام، داروي “اتحاد” است؛ بايد با هم متحد بشوند. “
3. پيروي ازعقل و قانون: يكي ازسفارش‌هاي مهم رهبري نسبت به خواص، مسئله قانون گرايي و اطاعت پذيري از قانون مي‌‌باشد. ايشان معتقداست “آن چيزي كه در اختيار عموم و حتّي خواص مردم است و در مسايل عمومي و مشترك و جامع، ملاك عمل مي‏باشد، همان چيزي است كه تصويب شده است. شما بر طبق اين بايد عمل كنيد. بگذاريد دشمنان و بدخواهان نتوانند دربارة انتخاباتي به اين اهميت و عظمت، كمترين حرفي بگويند
4. غفلت نورزيدن: يكي ازتوصيه مهم رهبري به خواص، مسئله توجه داشتن به مباحث حكومت و دولت و عدم غفلت ورزيدن است. “اگر غفلت كرديم، در همان لحظة غفلت، ضربه را خواهيم خورد. دشمن از ضربه زدن و هجمه كردن و توطئه كردن عليه اين بساط ديني و اسلامي، هيچ‏وقت منصرف نخواهد شد؛ منتها آن وقتي كه ما قاعدة كار را محكم كرده باشيم، دشمن مأيوس خواهد شد. اگرچه در حال يأس هم بتواند، ضربه مي‏زند، منتها وقتي اميد دشمن از او گرفته شد، طبعاً تلاش و تحرك او هم كم خواهدشد. ” از منظررهبري يكي ازعوامل غفلت، اشتباه فهميدن مسئله است. ايشان مي‌‌فرمايند”بعضي از خواص و بعضي از كساني كه ادعا مي‏كنند مسايل كشور يا مسايل سياسي را مي‏شناسند، گاهي اشتباه مي‏كنند و غلط مي‏فهمند و كج تشخيص مي‏دهند و بد عمل مي‏كنند. كساني‏كه ادعا مي‏كردند مسايل سياسي ايران را مثلاً از چهل سال پيش آگاهند، گاهي در مسايلِ واضحِ امروز، در مي‏مانند. چيزي را كه مردم بروشني مي‏فهمند، بعضي از اين افرادِ به اصطلاح صاحب‏نظر و فهيم، تشخيص نمي‏دهند! معلوم مي‏شود چنين فهمي مشكلاتي دارد و خيلي هم آسان نيست. “
5. دوري از عشرت طلبي و خوش گذراني: فاصله گرفتن خواص از رفاه‌طلبي و خوش‌گذراني و عدم فاصله گرفتن آنان ازاخلاق و سجاياي انساني و معنويت و ارزش‌هاي الهي، از يكي از مباحث مورد تأكيد رهبري است. ايشان مي‌‌فرمايند. “اگر خواص يك كشور ـ يعني نيروهايي كه با زبانشان، با قلمشان، با رفتارشان، با امضايشان، بر روي مسير يك ملت اثر مي‏گذارند ـ ميل به سازش و راحت‏طلبي و زندگي مرفه و خوشگذراني پيدا كنند و از حضور در ميدانهاي خطر خسته شوند، آن وقت خطر تهديد مي‏كند. ”
6. تطبيق با زمان و نيازهاي زمان: يكي از وظايف نخبگان اين است كه درك درستي اززمان خود داشته باشند. اين چيزي است كه رهبري برآن تاكيد بسياري مي‌نمايد”بخش ديگري كه بايد روي آن كار شود، تطبيق با وضع هر زمان است. نه فقط زمان ما، بلكه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سياسى، كساني، رهبري، ممكن Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، تعامل سازنده، افغانستان