منابع پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

دارد. اين پيوندها باعث شده است که انقلاب اسلامي ايران بيش از هر جاي ديگر، در لبنان تأثير بگذارد. اين تأثير، در زمينه هاي متعددي مشاهده مي شود. در زمينه فرهنگي، تعداد زيادي از تصاويربزرگ امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در نقاط مختلف لبنان به چشم مي خورد. بر روي ديوارهاي آن کشور، عکس شهدايي ديده مي شود که جان خود را در راه مبارزه عليه آمريکا و رژيم صهيونيستي (دشمن شماره يک ايران) از دست داده اند. مردان با ظواهر اسلامي در خيابان ها در رفت و آمد هستند. زنان ملبس به حجاب اسلامي اند و در اجتماعات عمومي، جايگاه نشست و برخاست زنان از مردان جداست، و مردم لبنان از ايران به عنوان يک دولت انقلابي و اسلامي حمايت مي کنند.
در لبنان، حزب الله بيش از هر گروه سياسي اسلامي ديگر، تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران قرار دارد. علاوه بر زمينه هاي مشترک موجود بين ايران و لبنان، انگيزه هاي ديگري موجب چنين تأثير شگرف شده است. اين انگيزه ها را مي توان در پذيرش رهبري انقلاب اسلامي به عنوان رهبر ديني و سياسي از سوي حزب الله و کمک هاي ايران به حزب الله ديد. هم چنين، حزب الله از لحاظ اقتصادي و اجتماعي بااعطاي کمک هاي تحصيلي به مستضعفان، توزيع داروي رايگان بين بيماران، تقسيم آب بين نيازمندان، ارائه خدمات درماني به محرومان، البته در پرتو حمايت ايران، به شدت فعال است. در عين حال، از لحاظ نظامي از اسلحه و جنگ جدا نيست. بلکه برپايه اصل جهاد، همواره آماده پاسخ گويي به حمله احتمالي دشمن صهيونيستي است، و در اين باره، اعضاي حزب الله لبنان براساس شعار اسلامي امام خميني (ره) يعني اسرائيل بايد از بين برود، قسم ياد کرده اند که جنگ با اسرائيل را تا آخرين لحظه ادامه دهند. در بعد فرهنگي، حزب الله شعارهايي را از انقلاب اسلامي به عاريت گرفته و سمبل هاي انقلاب اسلامي را سمبل خود مي داند. پيروزي حزب الله در دودهه از فعاليتش عليه اسرائيل، در مقايسه با فعاليت 40 و 50 ساله ساف، نشان از سودمندي استفاده از شعارهاي اسلامي و به کارگيري جهاد مقدس عليه اشغال گران و عدم اتکاء به کشورهاي ديگر در مبارزه ضداسرائيلي دارد (محمد بي تا1389ص3 ).

حزب الله لبنان در بعد سياسي هم به شدت از انقلاب اسلامي ايران تأثير پذيرفته است، رهبري انقلاب ايران را در دو بعد سياسي و مذهبي و برپايه اصل ولايت مطلقه فقيه پذيرفته. به همين جهت از مواضع منطقه اي و جهاني جمهوري اسلامي ايران حمايت به عمل مي آورد، و در پي تأسيس حکومت اسلامي مشابه جمهوري اسلامي در لبنان است. يکي از رهبران جنبش اسلامي لبنان برعقيده است: “ما به جهان اعلام مي‎کنيم که جمهوري اسلامي مادر ماست. دين ما، ملکه ما، خون ما و شريان حيات ماست. (جميله کديور1374 ص97) .
اولاً، به مبارزه رنگ اسلامي زد، شعارهاي اسلامي برگزيد، جهاد عليه اشغال گران را اعلام و ادامه داد.
ثانياً، بدون اتکاء به کشورهاي ديگر، مبارزه خود را اداره کرد و آن را به انجام رسانيد. که هر که يک از اين دو علت توفيق نيز، برگرفته از انقلاب اسلامي ايران است.
ب- بيداري اسلامي در فلسطين نيز، مرهون انقلاب اسلامي است. همچنين، سهمي قابل توجه از بيداري اسلامي در فلسطين، متأثر از اقدامات جمهوري اسلامي ايران درباره فلسطين است که پذيرش مقامات بلندپايه فلسطيني در روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي، تبديل کنسول گري اسرائيل به سفارت فلسطين، اعطاي لقب سفير به نماينده ساف در ايران، اعلام آخرين جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهاني قدس، ارائه کمک هاي مالي و انسان دوستانه، حمايت ها و پشتيباني هاي ديپلماتيک و سياسي از جنبش فلسطين، مخالفت با طرح هاي سازش و صلح خاورميانه و تأسيس صندوق حمايت از مردم فلسطين، بخشي از اين اقدامات به شمار مي رود. (جميله کديور1374 ص97)
انقلاب اسلامي ايران انگيزه اصلي خيزش و رستاخيز اسلامي در فلسطين اشغالي، به ويژه در نوارغزّه و کرانه باختري رود اردن محسوب مي شود. شيخ عبدالعزيز عوده، رهبر معنوي جنبش جهاد اسلامي، مي‎گويد: “انقلاب امام خميني، مهم ترين و جديدترين تلاش در بيدارسازي اسلامي براي اتحاد ملت هاي مسلمان بود. ” و نيز برژينسکي، مشاور امنيت ملي دولت کارتر مي نويسد: “تجديد حيات اسلام بنيادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشي از ايران امام خميني، يک مخاطره مستمر براي منافع ما در منطقه اي که حيات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ايجاد کرده است. (جميله کديور1374 ص114)
بنابراين، انقلاب اسلامي برداشتي نوين از اسلام و قرآن در جوامع اسلامي و نيز در جامعه سنّي مذهب فلسطين پديد آورد؛ چنان که روند مخالفت با دولت هاي فاسد و سرکوب گر را تشديد کرد، به مبارزه آشکار عليه آموزه هاي تحميلي ضدديني دامن زد، تلاش برا ي تحقق برابري و عدالت اجتماعي را شدت بخشيد، واکنش مسلمانان در برابر غرب و غرب زدگي را توسعه داد و يأس و نااميدي سال هاي پاياني دهه 50 تا 70 را از ميان برد. يکي از مهم ترين علت هاي ناکامي ساف در مبارزات ضداسرائيلي نيز، برخوردار نبودن از درک شرايط نويني بوده است که انقلاب اسلامي در جهان آفريد. ولي به عکس ساف، حرکت اسلامي نوين فلسطين، شيوه هاي انقلاب اسلامي را مبناي مبارزات ضد صهيونيستي خويش قرار داده است. شيخ اسعد تميمي، از رهبران جنبش فلسطيني، بر آن است که تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد اعراب عليه اسرائيل غايب بود وحتي مسلمانان در عرصه واژگان، مثلاً به جاي واژه جهاد از واژه هايي همچون نضال (مبارزه) و کفاح (پيکار) بهره مي جستند و انقلاب ايران، اين حقيقت را که اسلام راه حل و جهاد وسيله اصلي است، به سرزمين فلسطين برد. شيخ عبدالله شامي، چهره برجسته اصول گراي فلسطيني مي گويد، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران اثري ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطين داشته است و پس از آن مردم فلسطين دريافتند که براي آزادي فلسطين به قرآن و سلاح نيازمندند. اين انديشه، نخست در حرکت جهاد اسلامي فلسطين راه يافت و سپس همين سازمان بذر آن را در سرزمين فلسطين افشاند.
به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي در 1979، دولت آمريکا اسلام گرايي را از عوامل نابودي جهان خواند و فعالان مسلمان در جنگي شرکت کردند که سايروس ونس وزير خارجه وقت آمريکا، از آن به جنگ اسلام و غرب نام مي برد و در صورت وقوع، احتمالاً مي توانست منافع آمريکا را بشدت به مخاطره اندازد. در عين حال، رهبران اتحاد جماهير شوروي سابق، نيز ترس خويش از بنيادگرايي اسلامي و خطرات آن براي شوروي را کتمان نکردند. رقباي جنگ سرد در اين که با دشمن مشترکي مواجه هستند، اتفاق نظر داشتند. بعدها يک تحليلگر آمريکايي از اين دشمن به “انتفاضه جهاني” ياد کرد. هم شرق و هم غرب، “اسلام بي‎دفاع” مورد نظر لرنر را خطر عمده اي براي منافع خود تلقي مي کردند و هر کدام تلاش بسياري انجام دادند تا از دشمنان جنبشهاي اسلامي حمايت نمايند.
هانتينگتون در 1993 گفت بلوک اسلامي که خود را رقيب کهن غرب مي داند، خطر اصلي فراروي نظم جهاني است. در واقع، بعد از مرگ کمونيسم، اسلام شخصيت اصلي سناريوي مورد نظر ايالات متحده آمريکاست. توجه شديد غرب به اين مسأله، ظاهراً پاسخي است به آنچه که لارونس در 1990 آن را ضربه انقلاب 1979 ايران، شگفتي پديده امام خميني رحمه الله و دشواري کنار آمدن با اسلام گرايي خواند. پس از انقلاب، مطالعات بنيادگرايانه اي در ايالات متحده آمريکا پديدار گشته که توسط آکادمي علوم و هنرهاي آمريکا در پروژه بنيادگرايي در دانشگاه شيکاگو نهادينه شده است. بدون شک، رشد جنبشهاي اسلام گرايانه که به عقيده رابرتسون گونه هاي آن بي نظير است، تأييدي است بر نظريه هاي جهان گرايانه اسلام؛ به طور مثال، وي در مقدمه اي بر نظريه هاي جهان گرايانه که انتشار يافت، بنيادگرايي اسلامي را يکي از عوامل غيرشخصي مؤثر در پيشرفت جهاني شدن مي خواند. واترز نيز در 1995 گفت در مصر، بنيادگرايي ديرپاترين نفوذ خود را داشته است و در ايران بيشترين اثرات را برجاي گذارده است.
در مصر در حالي که ناسيوناليستها قادر به جلوگيري از پيشروي غرب نبودند، اسلام گرايي سر برآورد، آن هم به صورت يک نهضت توده اي و در قالب اخوان المسلمين (1920 ). هدف اخوان المسلمين ايجاد جامعه اي اسلامي بود که از طريق کنش سياسي توده اي، نيروي تازه اي گرفت. با تشکيل شبکه اي از انجمنها، گروه هاي اجتماعي و اتحاديه هاي کارگري مستقل، اخوان المسلمين به صورت نخستين تشکيلات توده اي دنياي غرب در آمد. اين گروه تا دهه 1940 در مصر حدود پانصد هزار عضو داشت و خطر عمده فراروي حکومت انگليسيها تلقي مي گرديد. اما اين جنبش رفته رفته اعتبار خود را از دست داد؛ بويژه هنگامي که اتحاديه هاي کارگري و برخي سازمانهاي کمونيستي در صحنه ظاهر شدند. اما بيست سال بعد با هويداشدن ناکارامدي جريانهاي راديکال غير مذهبي (کمونيستها) جنبش اسلام گراي اخوان المسلمين بار ديگر با سرعتي شگفت انگيز رو به رشد گذاشت و با پيروزي انقلاب اسلامي شدت يافت و اوج گرفت.
انقلاب اسلامي رويداد سرنوشت سازي در ظهور و تشديد اسلام گرايي و روند جهاني شدن اسلام تلقي مي‎گردد و آن را بايد واکنش مستقيم جهاني شدن غربي دانست. اين انقلاب به منزله فرايندهاي فرهنگي موجود در کشورهاي جهان اسلام تلقي مي شود. به علاوه، جنبش ايران، تاريخ متمايز و کاملاً ويژه اي نيز دارد، از جمله اين که اسلام گرايي در ايران دهه 1890، بسيار فعال بود، اما بعد، بکلي در حاشيه قرار گرفت. طي نيمه اول قرن بيستم، در حالي که مصر، شاهد مبارزات توده اي اسلامي گسترده اي بود، سازمان مذهبي ايران به استثناي چند واقعه اغلب از سکوت و آرامش، جانبداري مي کرد. ولي بعد از دهه 1960 بود که جامعه ايران به رهبري امام خميني رحمه الله، به ابراز مخالفت علني عليه رژيم پرداخت. دولت ايجاد تحولات و اصلاحات اجتماعي گسترده اي را به مردم ناآرام وعده داد. پس از آن، در اواخر دهه 1970 معلوم شد که دولت نمي تواند به وعده هاي خود عمل کند. بر همين اساس، حرکت مردمي بي سابقه اي آغاز شد که هدايت آن، با توجه به تضعيف جريانهاي کمونيستي و ليبراليستي، به دست روحانيون جوان و فعالِ طرفدار امام خميني رحمه الله افتاد. اين روحانيون، از يک استراتژي اسلامي پيروي مي کردند که طي آن، هم به خواسته هاي توده ها توجه فوري صورت مي گرفت و هم تأکيد داشت روحانيون و توده هاي مسلمان بايد در سرنگوني رژيم پهلوي، تکليف شرعي خويش را انجام دهند. امام خميني رحمه الله اظهار مي داشت انديشه جدايي دين از سياست و انديشه عدم دخالت علماي اسلام در امور سياسي، ساخته و پرداخته اجانب است و تنها غير مذهبيها هستند که اين انديشه ها را بازگو مي کنند. امام خميني رحمه الله ضمن رد اين انديشه، خواهان يک حرکت توده اي وسيع بر ضد حکومت پهلوي بودند. حاصل آن، تشکيل يک حکومت اسلامي تحت عنوان جمهوري اسلامي بود که تبلور آرمانهاي توده مردم بود.
از همان روزهاي نخستين پس از پيروزي، رهبري انقلاب نظريه جهان گرايي انقلاب اسلامي را مطرح ساخت. وي گفت اراده مستضعفان، سرانجام رهبري جهان را از آنِ خود خواهد ساخت. وعده خداوند به زودي تحقق خواهد يافت و محرومان جايگزين ثروتمندان خواهند شد. البته پي بردن به همراهي اسلام گرايي و جهان گرايي دشوار نيست؛ زيرا تأسيس امت “پان اسلامي” که مي تواند مسلمانان را صرف نظر از مليتهاي مختلف و نيز موانع قومي و سياسي موجود به هم پيوند دهد، از اعتقادات مسلمانان است. تاکيد شديد آنها به لزوم متابعت از کتاب مقدس قرآن و احکام اسلامي، نيز تلاشي است براي تحکيم جهاني اصول بنيادين اسلام در ميان افرادي که با بزرگترين ابهامات در دنياي متحول مواجه هستند.
به دنبال رويدادهاي ايران، جنبشهاي اسلام گرايانه به سرعت در جهان عرب رشد يافت و در برخي از نواحي آفريقا و آسياي ميانه ظاهر شد. در برخي از اين کشورها، فعالان سياسي، بويژه مسلمانان، اين اعتماد را يافتند که به شيوه هاي مشابه عليه دولتهاي خود وارد عمل شوند که اين اقدام، در پايتختهاي غربي و در واشنگتن و مسکو وحشت ايجاد کرد. بعد از انقلاب ايران، اسلام گرايي در سودان قوت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، افغانستان، سازمان تجارت جهاني، وحدت جهان اسلام Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره صدور انقلاب، کرامت انسان، ارزش ها و نگرش ها، نماز جماعت