منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه مدنی، قانون اساسی، تربیت شهروندی، مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

کند(ژانوسکی، 1998 به نقل از احمدی ، 1383: 40).
هیل در کتاب «شهروندان و شهرها» می گوید: «شهروندی دقیقا یک شأن ذاتی در افراد متعلق به یک دولت- ملت نیست، بلکه ترکیبی از تعهدات و اعمال می باشد. شهروندی حقوق مردم را به عنوان افراد و زندگی شان را به عنوان هستی های اجتماعی، شامل تصریح متداوم بُعد اجتماعی آنان، به رسمیت می شناسد. به این معنی که شهروندی هم یک شأن است که از عضویت در یک جمع (در دوران مدرن، دولت) نتیجه می شود و هم سیستمی از حقوق و تعهدات است که عدالت، برابری و اجتماع را ترکیب می کند.» (هیل، 1994: 9).
جان رائولز40 شهروندی را عملکرد یک جامعه عادل41 تلقی می کند. وی معتقد است که شهروندی جهانی است که در بستر خود منجر به رشد شهروندانی می شود که نه تنها از حقوق آزادی برخوردارند، بلکه وظایفی را هم به منظور تضمین عدالت در جامعه بر عهده می گیرند. در چنین فرآیندی، افراد علاوه بر اینکه خود را شکل می دهند، تلاش می کنند تا به انجام وظایف و مسئولیت های خود، عناصر متشکله جامعه را حفظ کنند.رائولز معتقد است شهروندی وظایف و مسئولیت ها را در بین افراد جامعه توزیع می کند و در نهایت امکان مشارکت افراد در فعل و انفعالات اجتماعی را فراهم می کند (احمدی، 1389: 25).
مولفه های شهروندی42
بحث مولفه های شهروندی و تبیین آن ضمن این که چارچوب و عناصر مفهوم مورد بحث را مشخص می کند و دیدگاه ها و زمینه های لازم را برای انجام پژوهش های علمی فراهم می نماید. صاحب نظران با توجه به نوع نگاه خود، مولفه های مختلفی را در نظر می گیرند. این مولفه ها از نظر صاحب نظران مختلف به گونه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است.
«مینکلر43» (1998) احساس تعهد، احساس برابری، کنجکاوی و ترقی طلبی، اطاعت از قانون، توجه به نظر عمومی، مشارکت و غیره را از جمله مولفه های اساسی شهروندی می داند.
«می هو یی لیو44» (2001) آراستگی شخصی، دانش محوری محلی، ملی و جهانی، سخت کوشی، وطن دوستی، تبعیت از قانون، نوع دوستی و مشارکت را به عنوان مولفه های شهروندی می داند. «دی45» (2004) مشارکت، تعاون، همکاری و دانایی محوری و «سامرز46» (2002) تفکر انتقادی، توجه به نفع عمومی، مشارکت در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، درک نیازها و نگرش های دیگران، رفتار متعهدانه و غیره را مد نظر قرار می دهند(احمدی، 1389: 32-33).
«فالکس» (2000) نیز کل نگری، مسئولیت پذیری، بسط ارتباط انسانی، احترام به اصول اخلاقی را از مولفه های مهم شهروندی می داند. دکتر مهر محمدی نیز در تبیینی جامع، اندیشه ورزی و ژرف اندیشی، سعه صدر و تحمل اندیشه های مخالف، قانون گرایی و قانون پذیری، احساس خود ارزشمندی، عزت و اعتماد به نفس، تمایل به رقابت سازنده، عدم تمکین به روابط مبتنی بر قدرت مستبدانه، تقویت روحیه پرسشگری، تمایل به تفکر خلاق و واگرا در حل مسائل مبتلا به محیط پیرامون، توانایی و جرات در ابراز اندیشه را از جمله ویژگی هایی می داند که مفهوم شهروندی بر آنها مبتنی است(احمدی، 1389: 33).
تربیت شهروندی یک مفهوم متکثر و چند چهره است که مفاهیم اخلاقی، زیست محیطی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در بر می گیرد و در آن مباحثی همچون مردم سالاری، حقوق، مسئولیت ها، تحمل و بردباری، احترام، برابری و تنوع سخن به میان می آید (زارع، 1392: 21).
از نظر هودسن (2001) فلسفه اصلی تربیت شهروندی دستیابی به مقاصدی چون وفاداری به ملت، افزایش دانش و آگاهی افراد از تاریخ و ساختار موسسات سیاسی، ایجاد نگرش مثبت نسبت به قدرت و اقتدار سیاسی، تسلیم شدن در مقابل قانون و هنجارهای اجتماعی، اعتقاد به ارزش های بنیادین جامعه نظیر تساوی، برابری، علاقه، مشارکت سیاسی و مهارت در تجزیه و تحلیل ارتباطات سیاسی است (خاکپور و بیگی، 1390: 72).
«گوایگلی47» (2000) در تبیین مفهوم تربیت شهروندی، سه مولفه به هم مرتبط را تحت عنوان دانش شهروندی، مهارت های شهروندی و نگرش های شهروندی را بیان می کند که هر کدام از مولفه های سه گانه فوق عبارتند از:
دانش شهروندی: شامل عقاید و اطلاعات اساسی می باشد که یادگیرندگان به منظور اینکه شهروند مسئول و موثر یک جامعه دموکراسی می باشند باید بدانند و به کار گیرند.
مهارت شهروندی: مهارت های عقلانی مورد نیاز به منظور فهمیدن، توضیح دادن، مقایسه کردن، ارزیابی کردن اصول و عملکردهای دولت و شهروندی می شود. همچنین شامل مهارتهای مشارکتی است که شهروندان را قادر می سازد تا خط مشی های دولت را تحت نظارت و تاثیر قرار دهند (احمدی، 1389: 47).
نگرش شهروندی: ویژگی های شخصیتی، خلق و خوها، تعهدات مورد نیازبرای حفظ و گسترش حکومت دموکراتیک و شهروندی است. نمونه هایی از نگرش های شهروندی عبارت است از احترام به ارزش افراد، صداقت، انضباط نفس، تحمل و شکیبایی، همدردی و وطن پرستی، تعهد نسبت به حقوق بشر، نفع عمومی، برابری و رعایت قانون. گوایگلی تربیت شهروندی را توسعه دانش، مهارت ها و نگرش شهروندی در فراگیران می داند (احمدی، 1389: 48).
احساس به نگرش ها و طرز تلقي ها مربوط مي شود و «شهروندي در كامل ترين معنا يك موقعیت نيست بلكه يك نگرش است. رفتار شهروندان مي بايست به گونه اي باشد که براي جامعه سودمند باشند، يعني شهروندان خوبي باشند» (هیتر، 1994 به نقل از نبوی و همکاران، 1388: 90).
در ميان طرح هاي موجود به نظر مي رسد طرح هيتر از جمله معدود مدل هايي است كه در آن از احساس شهروندي سخن به ميان آمده است. اين طرح، شهروندي را داراي پنج عنصراساسي مي داند، كه علاوه بر تعريف سه بعدي مارشال از شهروندي، دو بعد فضيلت مدني و هويت را نيز در بر مي گيرد.
اين طرح پيوستگي عناصر را نشان مي دهد و اين اشكال مدنی، سياسي و اجتماعي شهروندان به مثابة موقعيت مي باشد و اين موقعيت در بر گيرندة حقوق و و ظايف مدني است. برعكس، فضيلت مدني به طرز تلقي ها و رفتارها مربوط مي شود. اين بخش تا حدي بيان گر وفاداري به دولت و اجتماع بوده و در كنار اجراي وظايف قانوني بيان گر احساس مسئوليت پذيري است. هويت هم دو جنبه دارد و به موقعيت (فرد برخوردار از حقوق از طریق ملیت) و احساس (نیاز تعلق به گروه های اجتماعی) مربوط می شود. احساس شهروندي هم چنان كه هيتر نيز در طرح خود از شهروندي مي آورد، در دو بعد هويت48 و فضيلت مد ني49 به وفاداري نسبت به اجتماع می انجامد(هیتر، 1994؛ به نقل از نبوی و همکاران:95).
هیتر سه حیطه شهروندی را مد نظر دارد و در تبیین آموزش شهروندی مولفه های دانش تاریخی و سیاسی در سطح ملی، محلی، جهانی و وفاداری به ملت، نگرش های مثبت به دولت سیاسی و مقامات مربوط به آن، اعتقادات و ارزش های مهم اجتماعی و سیاسی، اطاعت از قانون و هنجارهای اجتماعی، احساس فایده مندی به لحاظ سیاسی و علاقه نسبت به امور سیاسی و مهارت پیدا کردن در آن بر می شمارد (احمدی، 1389: 49).
نگرش شهروندی
برخی از مولفه های نگرش شهروندی به طور مختصربدین شرحند:
وطن دوستی
یکی از مفاهیم مرتبط با هویت ملی، میهن پرستی یا وطن دوستی است. میهن پرستی عبارت است از وفاداری به یک جامعه سیاسی. شکل و نوع میهن پرستی می تواند متفاوت باشد و این امر بستگی به جنبه ای دارد که بر آن تاکید ورزیده می شود. برای مثال میهن پرستی می تواند در ارتباط با سنت ها و رسوم یک جامعه سیاسی باشد یا اینکه منعکس کننده احساس تعلق و وفاداری به زمینه (محیط خاص) باشد. همچنین میهن پرستی می تواند شامل وفاداری به دولت و ساختار آن شامل مالکیت خصوصی، حس مسئولیت پذیری و وفاداری به شکل معینی از تجارت (مثلا تجارت آزاد) و … باشد. بنابراین، میهن پرستی دارای اشکال مختلف بوده و ریشه در وفاداری دارد. همان گونه که فرد در هنگام تولد، خود را عضو خانواده می بیند، تلاش می کند تا مرزهای توسعه آن خانواده را گسترش دهد، شهروندان نیز عضو یک جامعه کلان محلی و ملی هستندکه در توسعه زمینه های مختلف مربوط به کشور خود باید کوشا باشند. همان گونه که دانایی محوری مبنایی برای شهروندان به شمار می رود و بر بعد عقلانیت فردی متکی است، وطن پرستی عاطفه مثبتی است که تعهد حرکت، انتقاد، پویایی و … به فرد می دهد(احمدی، 1389: 73).
احیای مفهوم جامعه مدنی در نظریه های دموکراسی، بیشتر مدیون کارهای دانشمندی است به نام «الکسی دوتوکویل». توکویل در کتاب «دموکراسی در آمریکا» بیان می کند که حفاظ اصلی در برابر قدرت اقتدارگرایانه حکومت اکثریت در یک دموکراسی توده ای، چیزی نیست جز سرزندگی و نشاط جمعیت ها و انجمن های داوطلبانه که به صورت میانجیانی مقتدر، میان فرد و دولت قرار می گیرند.(توکویل، 1374) او که از استبداد اکثریت در هراس بود، معتقد بود که جمعیت ها و انجمن های داوطلبانه، به ویژه کلیساها و مدارس، می توانند افکار عمومی را در حوزه خود پرورش داده و آنها را برای پذیرش در یک جامعه دموکراتیک آماده کنند. به نظر توکویل، جامعه مدنی، «چشم مستقل» جامعه است (عطار، 1388: 133).
بیشتر کارهای نظری که در سال های اخیر صورت گرفته است، مفهوم جامعه مدنی را به عنوان حوزه ای از تعامل اجتماعی دموکراتیک، جایگزین جامعه مدنی به عنوان نتیجه توسعه سرمایه داری نموده است.هدف جامعه مدنی این نیست که بورژوازی را مقابل دولت تقویت کند، بلکه هدفش قادر کردن همه شهروندان است تا درجه ای از مسئولیت پذیری دولت را تضمین کنند. (شویدلر، 1379: 24).به نظر شویدلر حوزه جامعه مدنی فارغ از دخالت دولت (یا با کم ترین دخالت دولت)، با پشتوانه ای از حاکمیت قانون، و نهادینه شدگی اقدامات مدنی در میان شهروندان، عرصه ای از تساهل و مدارای مدنی را به نمایش می گذارد (عطار، 1388: 134).
حق شهروندي براساس نظام حقوقی هر کشور که مهم ترین آن “قانون اساسی “است، به افراد تعلق می گیرد. با وجود این، تا قبل از استقلال امریکا و انقلاب فرانسه، قانون اساسی مدونی در جهان وجود نداشت. تنها یک سلسله توصیه هاي اخلاقی، دینی و کدهاي رفتاري تعیین کننده بود. قانون اساسی ایران در 1324 ه.ق تدوین گردید و متمم آن در 1325 ه.ق حقوق مردم و آزادي هاي فردي را بیشتر تشریح کرد. در قانون اساسی و دیگر قوانین تا دوره مشروطیت، به جاي واژه شهروند، از کلمه “رعیت” و جمع آن “رعایا” استفاده می شد. به این معنا که مردم ایران رعیت پادشاه و تابع و فرمانبردار او به شمار می رفتند. بعد از مشروطیت با وجود تغییرات محوري در مطالبه حقوق مردم و تصویب قانون مدنی، افراد جامعه ایران از دیدگاه حقوقی هم چنان تبعه دولت ایران و نه شهروند معرفی شدند. درحقیقت، افراد جامعه تبعه محسوب شده و دولت متبوع بود. حق و حقوقی وجود نداشت و فقط وظایف و تکالیفی در نظر گرفته شده بود. براي مثال در عرف قاجار سربازگیري یک وظیفه عمومی بود که با تبعیض اجر ا می شد. در دوره پهلوي هم هیچ قانونی براي تعیین حقوق زنان و مردان به عنوان شهروند پیش بینی نشده بود. در قانون اساسی جمهوري اسلامی در فصل سوم، حقوق ملت مطرح شده و در هیچ یک از اصول واژه شهروند به کار نرفته است (رامین، 1376: 349-348).
نظام شخصیت افراد به عنوان تمایلی به هنجارشده ای که در اثر تعامل نظام هاي ارگانیک و اجتماعی در خلال فرآیند جامعه پذیري رشد می یابد و به صورت نظام واسط بین نظام عالی و اجتماعی عمل می کند (چلبی، 1381: 99).
با سوگیری مثبت نسبت به ارزش های عام، دموکراتیک، مشارکت، آینده نگری، برنامه ریزی و اعتماد تعمیم یافته بر شهروندی موثر بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت نظام شخصیت با ایجاد انگیزه، زمینه لازم برای آگاهی و عمل به حقوق و وظایف شهروندی و احساس تعلق به جامعه را فراهم می سازد و افراد را به شهروندانی فعال و مشارکت جو تبدیل می کند(شیانی، 1388: 10).مشارکت را می توان بستر شکوفایی خلاقیت های انسان به شمار آورد که از یک سو مفهوم شهروندی براساس آن ساخته می شود و از دیگر سو جزئی از حقوق و مسئولیت های شهروندی است، به تعبیر فالکس ویژگی کلیدی معرف شهروندی که آن را از تابعیت50 متمایز می کند وجود یک اخلاق مشارکتی است. بنابراین مشارکت فعال پایه و اساس شهروندی و رمز تحقق آن است. (همان: 12).
مهم ترین

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره نظام اجتماعی، اعتماد تعمیم یافته، حقوق شهروندی، حقوق و تکالیف Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه مدنی، جامعه مدرن، جامعه پذیری سیاسی، بهره مندی