منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه مدنی، جامعه مدرن، جامعه پذیری سیاسی، بهره مندی

دانلود پایان نامه ارشد

و تاثیرگذارترین مرحله در تاریخ مفهوم شهروندی در دورانی نسبتا متاخر رخ نمود. منتسکیو در کتاب روح القوانین خود شهروندی را مجموعه ای از سازوکارهای اخلاقی – مدنی می داند که باید آن را در مفهوم روابطی که میان شهروندان حاکم است تعریف کرد (فکوهی، 1388: 11)
مارشال كه از پيشگامان معاصر نظريه شهروندي است دركتاب «طبقه، شهروندي و توسعه اجتماعي»، شهروندي را در رويكردي تكاملي و تاريخي به سه بعد «مدنی»، «سیاسی» و «اجتماعی» تقسیم می کند. حقوق مدني يا قانوني (مانند حقوق مربوط به اموال و دارایی های فردی) که در قرن هفدهم و در واکنش به حاکمیت مطلقه پادشاهي شكل گرفت در نهايت در چارچوب دادگاه هاي حقوقي و حق قانوني داشتن دادگاه عادلانه براي تك تك افراد نهادينه شد. سپس در قرون هجده و نوزده شهروندي سياسي در بستر توسعة «دموكراسي پارلماني» ظاهر گشت. مطابق حقوق شهروندي سياسي، افراد حق رأي و حق مشاركت در سازمان هاي دولتي را پيدا کردند (جریبی و صفری شالی، 1389: 158).به اعتقاد ترنر، شهروندی با مدرنیزاسیون مرتبط است از این رو نیروهای حامی مدرنیزاسیون توسعه دهنده شهروندی هستند(ترنر، 1993: 12).

شهروندی و حقوق شهری
شهروندی ايده اي است كه در اروپاي غربي زاده شد.اين موضوع يكي از فرايندهاي جامعه مدرن است و در عرف جامعه شناسي داراي مرزهاي تعريفي خاص و عموماً برخاسته از نگرش عقلاني نسبت به قانون و حقوق افراد در جامعه است(عباسی، 1386: 457).
باز اندیشی توسعه تاریخی شهروندی در جامعه مدرن را مي توان در نظريه شهروندي مارشال كه يكي از برجسته ترين نظريه هاي مربوط به شهروندي و حقوق شهروندي را ارائه داده است، مشاهده نمود. به نظر ايشان، شهروندي پايگاهي است كه به همة افرادي كه عضو تمام عيار جامعه خود هستند، داده شده است. اين افراد همگي داراي جايگاه، حقوق و وظايف و تكاليف متناسب با اين پايگاه هستند و حقوق وظايف شهروندي به موجب قانون تثبيت و حمايت مي شود. مارشال حقوق شهروندي را در سه حوزه اصلي مي داند:
حقوق مدنی (آزادی های فردی، آزادی بیان، حق مالکیت و حق بهره مندی از عدالت)، حقوق سیاسی (حق رای، حق شرکت در انتخابات، حق مشارکت سیاسی) و حقوق اجتماعی (حق بهره مندی از امنیت و رفاه اجتماعی و خدمات مدنی) (تقوایی و همکاران، 1388: 25).
بحث آموزش شهروندي شامل يك بسته آموزشي است كه حقوق شهروندي را نيز در بر مي گيرد و به آن بسته حقوق شهروندي اطلاق مي شود. در اين بسته آموزشي، شهروند مي آموزد كه با توجه به سن و جنسيت خود، چه حقي نسبت به سيستم هاي اجتماعي دارد. او در اين سيستم بايد از مراجع مسئول احساس امنيت، آسايش و راحتي به عنوان يك شهروند را مطالبه كند، ضمن اين كه فراهم آوردن فضاها و فرصت هاي لازم براي گذران بهينة اوقات فراغت و شيوه مطلوب زندگي در جامعه، از جمله مواردي است كه او درحقوق شهروندي خود بايد از دولت مطالبه كند. اين موارد حقوقي هستند كه مردم نسبت به نظام شهري دارند، اما در مقابل، نظام شهري نيز قطعاً حق و حقوقي را از شهروندان مطالبه مي كند. (تقوایی و همکاران، 1388: 25).
شهروندي يكي از مهمترين مفاهيم و ايده هاي اجتماعي است كه در باز خواني رابطه فرد و جامعه كارايي دارد. تعاريف متفاوتي از شهروندي شده، ولي تعبير مشترك از آن وجود دارد كه عناصر اساسي آن حقوق و وظايف مي باشد. شهروندي رابطه بين فرد و جامعه را در قالب حقوق و مسئوليت ها بازنمايي مي كند. شهروندي هر دو عنصر فردگرايانه و جمع گرايانه را درخود دارد بدين ترتيب كه شهروندي از يك طرف با اعطاي حقوق، فضاي لازم را به فرد مي دهد كه فارغ از هرگونه دخالت، منافع خود را دنبال نمايد و همچنين فرد را قادر مي سازد كه دستي در شكل دادن به نهادهاي حكومتي عمومي داشته باشد و از طرف ديگر بر مسئوليت هايي كه بايد براي پايداري جوامع سياسي و محيط طبيعي مان بپذيريم، تأكيد مي كند. بنابراين تنها در اين بستر اجتماعي است که روابط انسانی پایدار بوده و حقوق قابل تحقق است (فالکس، 1381: 10- 11).
شهروندی با طرح اين تقاضا كه با همه ي افراد به طور برابر رفتار شود مي تواند ريشه هاي تنش اجتماعي را كه نظم اجتماعي را تهديد مي كند، بخشكاند. شهروندي به مدد مجموع حقوق، وظايف و تعهداتش راهي براي توزيع و اداره عادلانه منابع از طريق تقسيم منافع و مسئوليت هاي زندگي اجتماعي ارائه می کند(فالکس، 1381: 15).
دوران نوجواني و جواني دوران حساس و مهمي هستند، زيرا بيشتر دانش و اندوخته هاي بشري كه مبناي رفتار و عمل در دوران بزرگسالي قرار مي گيرند در دوران پرورش اجتماعي اوليه و ثانويه حاصل مي شود در سايه آموزش شهروندي در اين دوران است كه مي توان افراد را براي پذيرش نقش شهروندي در بزرگسالي آماده و تربيت نمود(ترکمان و بهمن پور، 1387: 10).
جامعه مدنی به عنوان بستر مناسب اخلاق مدنی و شهروندی
مفاهیم جامعه و مدنیت، گرچه از جهت منشاء طرح و بروز تاریخی، دارای یک مبداء واحد نیستند، اما شدیدا به هم گره خورده اند. جامعه از روابط موثر، فعال، سازمان یافته و دو طرفه ی افراد و گروه های اجتماعی، پدید می آید و مدنیت از استقرار نهاد های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که از ویژگی، پایداری، پاسخ به نیازها و علایق و آینده نگری، برخوردارند(خلفی، 1383: 162).
مفهوم جامعه مدنی، محل تلاقی این دو مفهوم است. بدین ترتیب، در این تعبیر، هم زندگی سامانمند اجتماعی و هم جهت و شیوه های حاکم بر آن نهفته است.
می توان گفت جامعه مدنی، جامعه ای است متشکل از گروه های اداری، داوطلبانه، مستقل و خودگردان که با هدف پیشبرد منافع، علایق و سلیقه های افراد عضو، تشکیل می شوند.
مجموعه این گروه ها بر اساس قواعد و مقررات مشخص، شفاف و روشن، در شبکه ای از روابط مبتنی بر روح مسالمت جویی، اخلاق مدنی، مدارا و تساهل، همزیستی و همکاری با یکدیگر، به حیات خویش ادامه می دهند(خلفی، 1383: 163).
گرچه جامعه مدنی، مفهوم جدیدی به نظر می آید، لکن پیشینه ی ایده ی جامعه مدنی را می توان در اقوال و آراء فیلسوفان و نظریه پردازان مختلف یافت و بر اساس پیشینه های موجود در مورد جامعه مدنی، تعاریف مختلفی را می توان در این مورد ملاحظه کرد از جمله به تعاریف هابز، هگل، مارکس، آنتونیو گرامشی (پیرو ایتالیایی مارکس)، روسو، جین کوهن و اندرو آرتو، لاک، پیرهاسزو و … در مورد جامعه مدنی می توان اشاره کرد(شایان مهر، 1379: 214-218 به نقل از خلفی، 163).
در تعاریفی از دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی در مورد جامعه مدنی چنین آمده است: جامعه مدنی حوزه ای از فعالیت های انسان های آزاد و دارای انتخاب است که انتخابشان را در چارچوب قانون و قواعد کلی انجام می دهند و این انتخاب مستقل از اراده وتصمیم قدرت سیاسی و حاکم است و یا جامعه مدنی، جامعه متفاوتی است که در آن سرنوشت زیستی، تعیین کننده زندگی افراد نیست، بلکه این افراد هستند که کارکردهای خویش را در جامعه شکل می بخشند و بر اساس آن از حقوق و مزایا برخوردار می شوند. همچنین جامعه مدنی عبارت است از توانایی خلاقیت و آفرینندگی انسان در جهت تغییر دادن محیط زندگی خود و ایجاد نظم و نسقی در آنچه ساخته و پرداخته این کنش و واکنش در رابطه اجتماعی است(خلفی، 1383: 163).
روسو، آن را مترادف جامعه «متمدن51» با بار معنایی منفی تعریف می کند و مارکس آن را (به عنوان جامعه آرمانی)، عاری طبقات و دولت یعنی جامعه مدنی به معنای حقیقی خویش که در آن انسان ها مستقیما سرنوشت خود را تعیین می کنند و در آنجا آزادی مربوط به همه افراد می شود، خواه ابنای بشر یا اعضای جامعه. و لاک معتقد بود که جامعه مدنی، جامعه ای است درخور آدمیت آدمیان و لازمه ی حیات اجتماعی و به مقتضیات آن، آدمی از خودسری رهایی پیدا می کند و لذا جامعه ای است که با حق و عدل تناسب بیشتری دارد.
طبق تعاریف مذکور می توان، مولفه های اخلاق شهروندی را در آنها ملاحظه نمود. از جمله قانون گرایی و انجام فعالیت درچارچوب مقررات و قوانین جامعه،حق مشارکت مدنی، احساس مسئولیت و مسئولیت پذیری، احترام و رعایت حقوق سایرین، فعالیت و مشارکت افراددر ایجاد نظم عمومی و ارتقای اخلاق و فرهنگ آدمیان به طوری که شایستگی در جامعه مدنی را دارند(خلفی، 1383: 164).
1.ارزش ها
نهادها و تشکل های جامعه مدنی، ارزش ها را در جامعه تسهیل می بخشند. ارزش هایی مثل همدردی، همکاری، ازخود گذشتگی و همیاری و … ایده ی جامعه مدنی به عنوان یک روش برای تنظیم رفتارها وسامان یابی روابط متقابل، با نظم دادن به روابط و فراهم آوردن شرایطی آزاد برای تعهد اخلاقی، برخی ارزش ها، از جمله صداقت، شفافیت، رعایت حقوق دیگران، احترام به آزادی دیگران و مسئولیت پذیری را تقویت می کند. لذا این ارزش ها را باید لازمه جامعه مدنی دانست(محمدی، 1367: 23-24 به نقل از خلفی: 164).
2. هنجارها
ارزش ها و هنجارها، بنیاد هر نوع اتحاد اجتماعی، نظام اقتدار، نقش اجتماعی و موقعیت اجتماعی هستند. نظم اجتماعی، منعکس کننده قواعد، مقررات، چارچوب ها، آیین نامه ها، خط مشی ها، بایدها، الزامات و نبایدهایی است که از لحظه بدو تولد به انسان ها انتقال می یابند. ارزش ها و هنجارها همه وجوه حیات انسانی را با توجیه انتظام بخشیدن به امور دربرمی گیرند. ارزش ها و هنجارهای حاکم برجامعه از آن جهت اهمیت دارندکه انسان ها هیچ گاه به صورت فرد اتمی با یکدیگر مواجه نمی شوند و هیچ گونه استقلال تحلیلی از یکدیگر ندارند. آزادی از همگان و همه شرایط و مقررات در روابط اجتماعی وجود ندارد. انسان ها یکدیگر را در چارچوب نقش های گوناگون اجتماعی به افراد تحمیل می کنند. هنجارها همچنین تحکیم کننده آن سامان هستند. تشکل های مدنی، هنجارها را از حالت یک سلسله قواعد اخلاقی خارج کرده و آنها را اجرایی و کاربردی می سازند. همچنین، همسازی با هنجارها را آسان می کنند(همان: 92- 91).
3. جامعه مدنی و جامعه پذیری سیاسی و مشارکت گرایی
جامعه پذیری سیاسی، فرآیند تبدیل شدن فرد به شهروند، در یک جامعه است. این فرآیند، متاخر بر فرآیند اجتماعی شدن است. افراد در این فرآیند، اختیارات و مسئولیت های مشارکت در انواع فرآیندهای سیاسی و پیامدهای انواع رفتار سیاسی را به تدریج درک می کنند و به طور طبیعی فرا می گیرند که چگونه با افراد دیگر برخورد کنند، چه مسئولیت هایی را بپذیرند، چه حقوق و اختیاراتی دارند، ظرفیت برخوردو تحمل آنها چقدر است، در چه حوزه هایی بیشتر می توانند موثر باشند و خطاها و اشتباهاتشان در موارد مختلف، چه پیامدهایی داشته است(همان: 129-130).در این زمینه”مشارکت گرایی و حضور همه جانبه مردم ” از جمله ویژگی های متعددی است که برای جامعه مدنی برشمرده اند(پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378: 108).
4. تامین حقوق شهروندی
5. حاکمیت قانون
6. وفاق اجتماعی
تاکید بیش از حد بر وحدت نشانه نوعی اختلاف مدیریت ناشده و خارج از نظرات است اما آن تاکیدات، به هیچ وجه از مشکلات آتی جلوگیری نمی کنند، چرا که گاه انسان های مستقل و با اراده نمی توانند با یکدیگر وحدت و یگانگی داشته باشند. وحدت و یگانگی میان موجودات بی تعین و بی هویت امکان پذیر است. وفاق نوعی توافق حداقل،موردی، ضروری و بایسته در برابر بحران ها و ناملایمات است، وفاق اجتماعی در چارچوب جامعه مدنی، جایگزینی برای فرهمندی یا اقتدارات مطلق دیگر است. در جامعه مدنی، تنش ها نه از طریق اعمال زور و قدرت فرهمند، بلکه از طریق وفاق ناشی از قراردادها، کاهش می یابند. تنها طلب فعالانه نظم اجتماعی از سوی شهروندان است که این وفاق را تقویت می کند (محمدی، 1376: 83-84 به نقل از خلفی: 166).
تعریف ارزش
ارزش در بستر رشته های علوم انسانی از فلسفه گرفته تا مردم شناسی به عنوان مساله مورد بررسی قرارگرفته است اما بیشتر از همه، اقتصاددانان و فیلسوفان اقتصادی به این مساله پرداخته اندواز همان رشته نیز به جامعه شناسی راه یافته است(رفیع پور، 1378: 267).
دانشمندان مختلف تعاریف متفاوتی از این واژه ارائه داده اند. در زیر به برخی از این تعاریف اشاره می گردد و در آخر وجوه مشترک آنها بیان می شود:
رفیع پور

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جامعه مدنی، قانون اساسی، تربیت شهروندی، مسئولیت پذیری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مسئولیت پذیری، جامعه پذیری، ارزش های اجتماعی، روابط اجتماعی