منابع پایان نامه ارشد درباره تجاری سازی، جاری سازی، تجاری سازی فناوری، انتقال تکنولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

صنعتی،
شرکتهای نیمهدولتی مشاورهای در حوزههای نوآوری و فناوری،
شبکههای مشاورهای،
خدمات و شبکههای اطلاعاتی انتقال فناوری،
شبکههای تحقیقاتی صنعتی مشترک،
مراکز تعالی و مراکز قابلیت.
در ادامه بهعنوان نمونه به بررسی مراکز انتقال تکنولوژی و همچنین پارکهای علمی و فناوری میپردازیم.
2ـ5ـ3 ـ1)ویژگیهای مراکز انتقال تکنولوژی
به تعبیری میتوان گفت: اولین کشوری که مراکز انتقال تکنولوژی (TTO)19 را ایجاد کرده، امریکا بوده است. در امریکا، دانشکاه کالیفرنیا مرکز انتقال تکنولوژی را در سال 1926 تاسیس کرد. اگر چه خیلی از مراکز انتقال تکنولوژی در امریکا در این اواخر تاسیس شده است. از اینرو، میانگین سنی این موسسات کم است و طی بررسیهای صورت گرفته میانگین سنی این موسسات به 13 سال نمیرسد. در حقیقت خلق TTO ها و مراکز لیسانس تکنولوژی (TLO)20 برای مدیریت و گسترش مالکیت معنوی یک امر ضروری است. به تعبیری میتوان گفت: هر کشوری که بتواند یک ارتباط خوبی بین صنعت و دانشگاه خود از طریق TTO/TLOها ایجاد کند، منجر به تجاریسازی سریع تحقیقات بنیادی خود میشود(OECD،2003).
2ـ5ـ3 ـ2)نقش پارکهای فناوری و مراکز رشد در تجاریسازی
پارك‌هاي علمي ـ فناوری ايده جديدي است كه نخستين بار در سال 1951، در درة سيليكون آمريكا با هدف توسعه فناوری و ايجاد شرايط مناسب جهت دستيابي سريعتر به نوآوريها و فناوریهای برتر ايجاد شد و به دنبال آن با برخاستن موج انقلاب الكترونيك از اين پارك، جايگاه و اهميت آن در جهان صنعتي روزبهروز گسترش يافت.
پارك‌هاي علمي ـ فناوری به‌گونه‌اي طراحي و احداث مي‌شوند كه قادر باشند تواناييهاي پژوهشي و اطلاعاتي دانشگاهها، مؤسسات دولتي و خصوصي را در مكاني مناسب متمركز نموده و با همكاري اساتيد، صاحبنظران علمي، متخصصين و پژوهشگران داخلي و خارجي، ضمن بهره‌گيري از اطلاعات و تجربيات ديگر كشورها و مراكز تحقيقاتي و نهايتاً با خلق و ابداع فناوریهاي برتر، كمك و مساعدت گسترده‌اي را به توسعة صنعتي و پويايي فناوری كشور بنمايند.
مضمون و محتواي پارك‌هاي علمي ـ فناوری در كشورهاي مختلف صنعتي و در حال توسعه داراي تعاريف و جايگاههاي متفاوتي است و ارتباط مستقيم با توانايي‌هاي توسعه فناوری كشور، اهداف، سياست‌ها و زيرساخت‌هاي توسعه‌اي در آن كشورها داشته و با توجه به نيازها و تنگناهاي موجود در هر كشور مشخص گرديده است و طبعاً هدف‌هاي متفاوتي را بهدنبال دارد. پاره‌اي از پارك‌هاي فناوری ـ مانند شهر علمي “سوكوبا” ژاپن ـ با هدف حمايت از فناوری ملي و به منظور رشد و توسعه منطقه‌اي احداث گرديده‌اند و پاره‌اي ديگر ـ مانند شهرك علمي ـ فناوری “دايدوك” در كره جنوبي و پارك علمي در سنگاپور، كه از نمونه‌هاي موفق و برنامه‌ريزي شده در جهان است با هدف رشد اقتصادي و انتقال، جذب و بومي كردن فناوری تأسيس شده‌اند. در پاره‌اي از كشورها مانند برزيل و هند، پارك‌هاي فناوری هنوز نتوانسته‌اند به پژوهش و توسعهی صنعتي در كشور رونق بخشند.
پارك علمي ـ فناوری در یک تعریف کلان، مجموعه‌اي از واحدهاي صنعتي و پژوهشي است با فناوری برتر، آشنا به تحقيقوتوسعه و علاقه‌مند به بهره‌گيري از خدمات پژوهشي و مهندسي پيشرفته كه در محيطي با استعدادهاي بالقوهی نرم‌افزاري، اطلاعاتي و آزمايشگاهي و در مسافتي معقول از يك يا چند دانشگاه علمي و صنعتي مستقر گرديده است. پارك‌هاي موجود در جهان با اهداف و سياست‌هاي متفاوت ايجاد مي‌شوند و به همين دليل با اسامي گوناگون مانند “پارك‌هاي علمي، پارك فناوری، پارك پژوهشي، پارك صنعتي، پارك بازرگاني، پارك كارآفرينان فناوری، مراكز نوآوري، مراكز فناوری و…” ناميده مي‌شوند.
ويژگي‌‌هاي مشترك پارك‌هاي علمي ـ فناوری عبارتند از:
پارك‌هاي علمي ـ فناوری مبتني بر تحقيق، پژوهش، نوآوري و افزايش قدرت رقابت در صنايع خاص، تأسيس شده‌اند.
تمركز مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي پژوهشي و تحقيقاتي بههمپيوسته، ضمن ايجاد رابطهی تنگاتنگ و همكاري متقابل.
تشويق شكل‌گيري و تجاريكردن نوآوريها و خلاقيتها و به‌طورخلاصه تجاريكردن ايده‌ها و دستاودهاي تحقيقاتي.
قابليت زايش و ايجاد فناوریهای جديد.
تسريع در انتقال اطلاعات، فناوریها و مهارت‌هاي تجاري، به مؤسسات صنعتي و واحدهاي تحقيقاتي و اقتصادي موجود در محل.
برنامه‌ريزي به‌منظور دستيابي به فناوری جديد و پيشرفته و رقابت در بازارهاي جهاني.
جذب افراد متخصص و ماهر نظير دانشمندان، محققين، مهندسين، كارشناسان تحقيقوتوسعه، دانشجويان فوقليسانس و بالاتر.
جذب و پرورش مؤسسات كوچك و نوبنياد تحقيقاتي و پژوهشي.
اعمال مديريت مشترك بخش دولتي دانشگاهي و خصوصي در سازماندهي و مديريت پاركها.
وجود فضايي با تراكم اندك، امكانات تفريحي و طبيعتي زيبا و خوشايند براي كار و زندگي و نيز جذب انديشمندان و محققين به آن محل (OECD،2003).
براساس مباحث ارائه شده در مورد نهادهای درگیر در فرآیند تجاری سازی، مفهوم تجاریسازی از تعامل و فعالیت سه نهاد کلیدی دولت، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و همچنین بخش صنایع همکار و نهادهای میانجی شکل یافته و توسعه مییابد. همانطور که بیان شد دولت نقشی کلیدی در فرآیند تجاریسازی تحقیقات برعهده داشته و بهعنوان یک رهبر ارکستر وظیفه ایجاد هارمونی و هدایت صحیح در جهت ایجاد تعامل میان کلیه نهادها و سازمان ها را برعهده دارد. براساس این رویکرد، دولت نه بهعنوان متولی و متصدی تجاریسازی بلکه به عنوان تسهیلکننده، ترغیبکننده و ایجادکننده شرایط نهادی و قانونی لازم برای تقویت تجاریسازی عمل خواهدنمود. این نقش در چارچوب ایجاد مجموعهای از قوانین و مقررات، ایجاد نهادهای میانجی، طراحی برنامهها و سیاستهای حمایتی تبلوریافته و معمولا دولت را بهعنوان یک نهاد تنظیمکننده و نه متصدی نشان میدهد. همچنین دانشگاهها و مراکزتحقیقاتی نقشی کلیدی در فرایند تجاریسازی تحقیقات داشته و ازآنجا که نقطه شروع فرآیند تجاریسازی از این بخش شروع میشود، لزوم ارایه دستاوردهای تحقیقاتی قابل تجاریسازی از الزامات کلیدی میباشد. در فرآیند تجاریسازی، دانشگاهها و مراکزتحقیقاتی با بهرهگیری از نهادهای میانجی و همچنین تحت تاثیر سیاستهای دولت به عرصه تجاریسازی وارد میشوند.

2ـ6)مدل های توسعه و تجاری سازی فناوری:
جین، تجاری سازی فناوری را، انتقال دانش و فناوری از یک فرد یا گروه به فرد یا گروهی دیگر به منظور به کارگیری آن در سیستم، فرآیند، محصول و یا یک روش انجام کار تعریف نموده است. جین فرآیند تجاری سازی را فرایند انتقال دانش و فناوری از مراکز تحقیقاتی به صنایع موجود یا کسب و کارهای جدید می نامند. به طور کلی تجاری سازی فناوری را می توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوری دانست و امروزه تجاری سازی به یکی از حلقه های اصلی فرآیند نوآوری تبدیل شده است. به طور کلی فرآیند توسعه فناوری را می توان به سه مرحله مجزا تفکیک نمود که عبارتند از ایده پردازی، توسعه فناوری و در نهایت تجاری سازی آن .پژوهشگر ابتدا باید یک ایده را که به اندازه کافی بازار دارد، از منابع مختلف ممکن ایجاد و پرورش دهد. این ایده در مرحله توسعه به فناوری مورد نظر تبدیل می شود . هنگامی که یک دستاورد قابل ارائه به بازار حاصل شود، مرحله تجاری سازی آغاز می شود. هرچند که برای توسعه فناوری هریک از مراحل این فرآیند مهم است. اما این تحقیق بر مرحله تجاری سازی متمرکز است.فرآیند توسعه و تجاری سازی فناوری جدید یک فرایند ساده و خطی نیست، بلکه فرآیندی بسیار پیچیده و مستلزم ایفای نقش بازیگران مختلف با توانمندی های متفاوت است. فرآیند تجاری سازی نیازمند مهارت هایی از قبیل: توسعه محصول، ارزیابی بازار، راهبردهای بازار و … می باشد. (موسایی،1387)
بنابراین در این بخش مدل های متنوعی به منظور توسعه و تجاری سازی محصولات ارائه شده است که بیشتر در حوزه فناوری های پیشرفته می باشد. یکی از مشهورترین آن ها مدل فرآیندی مرحله- دروازه می باشد که در نهایت در اقتباس مدل نهایی این تحقیق نیز مدلی مهم و تاثیرگذار به شمار می آید. تمرکز اصلی مدل توسعه محصول بر فراهم کردن یک ترتیب منظم و توالی منطقی از مراحل لازم برای هماهنگ کردن برنامه توسعه محصول می باشد که در نهایت به تجاری سازی فناوری و عرضه محصول به بازار ختم می گردد.
منابع سازمانی شامل منابع مالی، فیزیکی، انسانی، فنی و موقوفات سازمانی است که ایجاد ارزش برای مشتریان را در یک شرکت ممکن می سازد. از دیدگاه منبع محور، یک بنگاه نیازمند توسعه منابع سازمانی به منظور تقویت شایستگی تجاری سازی فناوری خود می باشد. منابع سازمانی شامل سه نوع منابع ملموس، غیرملموس و انسانی می باشد. منابع انسانی معمولا شامل دانش ، تخصص ، استعداد، خلاقیت ، و مهارت پرسنل یک بنگاه می باشد.از دیدگاه منبع محور، بایستی منابع انسانی داخلی خود را به منظور کسب شایستگی در تجاری سازی فناوری مستحکم نگه دارد. از دیدگاه منبع محور، منابع ملموس نیز می تواند منابعی برای صلاحیت تجاری سازی فناوری در یک بنگاه باشد. منابع ملموس چیزهایی فیزیکی ازجمله منابع مالی یا دارایی های فیزیکی می باشد. کلیه وظایف ازجمله تحقیق و توسعه و بازاریابی در فعالیت های اقتصادی جدید نیازمند این منابع ملموس برای حفظ تلاش خود در تجاری سازی فناوری می باشند. درحالی که منابع ملموس مهم هستند، منابع غیرملموس منابع پایدارتری در تجاری سازی فناوری می باشند. منابع غیرملموس موجودیت هایی غیرفیزیکی از جمله نام تجاری و مالکیت فکری می باشد.( چن،2009)
به طورکلی منابع سازمانی اثر مثبتی بر تجاری سازی فناوری در یک فعالیت اقتصادی جدید دارد.درحال حاضر تمرکز بر قابلیت های نوآورانه در سرمایه گذاری های جدید می باشد. قابلیت های نوآورانه به قابلیت های بنگاه براساس فرآیندها، سیتم ها و ساختارهای سازمانی اشاره دارد که می تواند برای فعالیت های نوآورانه فرآیندی یا محصولی قابل کاربرد باشد. دیدگاه مبتنی محور بیان می کند که یک شرکت با قابلیت های مستحکم، به ویژه قابلیت های نوآورانه، منجر به شایستگی برتر، ازجمله شایستگی تجاری سازی فناوری ، دربرابر رقبایشان می گردد. تجاری سازی موفق فناوری نیازمند قابلیت های نوآورانه قوی و متنوع برای برآوردن نیازهای مشتریان ازلحاظ هزینه، سرعت، کیفیت، و ویژگی تازگی فناوری ها می باشد. بنگاه ها می توانند مونتاژ کنند و سپس قابلیت های نوآورانه به منظور تولید محصولات جدید و معرفی به موقع آنان به بازار ایجاد نمایند.. (چن،2009)
2ـ6ـ1) مدل تجاری سازی محصولات نوظهور
ساموئل وود و گری براون فرآیند تجاری سازی محصولات نوظهور را به سه مرحله تقسیم کرده اند. مناسب سازی(تخصیص)، به کارگیری و تولید. مرحله اول – تخصیص- شامل نظارت، ارزیابی و دستیابی به فناوری های جدید است. در این محله مدیریت باید مطمئن شود که اهداف مورد نظر بخش تحقیقاتی، از اهداف بلندمدت بخش توسعه پشتیبانی و حمایت می کند.
مرحله به کارگیری شامل تبدیل و انتقال دانش به منظور توسعه، همچنین اصلاح فناوری تا جایی که قابل تولید مجدد، قابل تست و مورد استناد(مستند) باشد. به طور مثال شرکت سونی از طریق انتقال اعضای تیم پروژه از تحقیقق به توسعه و مسوول کردن این افراد برای مرحله به کارگیری؛ تجاری سازی فناوری را تسهیل کرد. برای رسیدن به آخرین مرحله، تولید، شرکت باید ابزارهایی را برای توسعه و اصلاح فرآیندها و ابزار تولید انبوه ایجاد کند. مقابله با این چالش نیازمند یکپارچگی و تعامل نزدیک بین فرآیندها و مهندسان تولید می باشد. هدف این مدل شرحی از روش های مدیریتی موفق برای 1) تخصیص و مناسب سازی فناوری های نوظهور، 2) دسترسی به آمادگی به کارگیری این فناوری ها برای درج در توسعه محصول، و 3) دسترسی به تولید درمقیاس کامل محصولات به دست آمده می باشد. تشخیص کارکرد تحقیق از کارکرد و نقش توسعه برای درک چالش های تجاری سازی فناوری نوظهور حیاتی است. در اغلب بنگاه های گوناگون فناوری محور ، تحقیق و توسعه به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره مراکز تحقیقاتی، تحقیق و توسعه، دانشگاهها، جاری سازی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره جاری سازی، تجاری سازی، توسعه محصول جدید، تجاری سازی فناوری