منابع پایان نامه ارشد درباره تاریخ فرهنگی، هویت فرهنگی، تاریخ ایران، تاریخ نگری

دانلود پایان نامه ارشد

).
بنابراین تاریخ فرهنگی آینه ای است که در آن می توان به درک دیگری رسید و در چارچوب آن بتوانید به زندگیمان هویت بخشیم بنابراین زرین کوب همهی آنچه را که مربوط به شناخت خود، غرب، شرق و تحول و توسعه میباشد را از چشم انداز تاریخ فرهنگی یا هویت فرهنگی تعریف میکند.
بر این اساس میتوان گفت که در اندیشه زرین کوب ،دغدغه ها و ضعف ها و مشکلات حال نتیجه منطقی زمان گذشته است و برای فهم درست احوال عصر حاضر از روی گذشته ها باید از جزئیات رویدادهای گذشته آنچه را در پیدایش زمان حال نقش قاطعی نداشته است بتوان کنار نهاد و رابطه گذشته و حال را در توالی علت و معلولی حوادث و رویکردی انتقادی ردیابی کرد. تاریخ نگری ایشان یعنی فهم معنای گذشته حال و آینده . بعلاوه باید افزود رویکرد تاریخ نگری ایشان شناختی شهودی و حضوری و مبتنی بر رویکرد درونی و نگاه از درون است تا بتوان از توالی رویدادهای تاریخی از عصر باستان تا زمان حاضر، وحدت و استمرار را دریافت تا کثرت و فاصله. ایشان پیرامون این مسئله می فرمایند:
«در توالی رویدادهای تاریخ ایران، دوران قبل از اسلام دوران کشمکش برای تثبیت هویت، دوران قبل از صفویه دوران تلاش برای حفظ هویت ، و دوران صفویه و بعد، دوران استغراق در هویت ایرانی است-هرچند درهر یک از این ادوار هم این هرسه ویژگی گه گاه به هم در می پیوندد…معهذا تاثیری که شعور به این توالی در ذهن مورخ بوجود می آورد بیشتر تصور وحدت و استمرار است تا تصور کثرت و فاصله . اما این برداشت برای آنکس که از بیرون به عرصه ی این گذرگاه حوادث می نگرد همواره قابل ادراک نیست چیزی که آن را قابل می سازد شعور تجربی است که فقط هر کسی که از درون به این توالی رویدادها می نگرد آن را دست یافتنی می بیند.» (زرین کوب ،8:1384)
بعلاوه اهمیت تاکید ایشان بر مسئله ای چون “عبرت” و تمیز سره از نا سره که تحت عنوان میراث فرهنگی از آن یاد میکند مبتنی است بر اینکه تاریخ فرهنگی یک کشور منبع مهم و مؤلفه ی اساسی هویت فرهنگی به شمار می رود که دیالکتیک تکرار و نوآوری در آن، پویایی هویت فرهنگی را که لازمهی حیاتی آن است، به دنبال دارد. به نظر میرسد زرین کوب نیز با بلدکردن مواردی همچون عبرت آموزی چنین نظری داشتند.
به زعم ایشان مورخ واقعی باید با نگاهی انتقادی و ژرفنگر به تاریخ بنگرد و برای رسیدن به شناخت درست و داوری بیشایبه باید با اجتناب از داوری های پیش پرداخته و اندیشه های از پیش پذیرفته، دنیای گذشته را از روی اسناد موجود بازسازی کند و ترتب معلول و علت، و ارتباط حال و گذشته را در توالی زنجیرهی رویدادها دنبال و توجیه نماید. پیداست که اینگونه تاریخ به فلسفه بسیار نزدیک میشود. ایشان خود نیز معترف اند:
« تاریخ مثل فلسفه و هم مثل نقد مجاهدهیی بیطرفانه است، برای نیل به شناخت، و در حد طاقت بشری. تاریخ و فلسفه با نقدادبی در ذهن من به یکدیگر می پیوندند و از یکدیگر انفکاک ناپذیرندو شاید پیوند این سه معقوله در آنچه من گه گاه دراین زمینه ها پرداخته ام خود از انعکاس همین برداشت و سابقه یی که در گذشته حیات فکریم دارد ناشی باشد» (زرین کوب 692:1379).
در اندیشه زرینکوب مسئله دوام و سر بقای ایران وپرسشهایی از این دست، از جمله اموری است که تاریخ به تنهایی توانایی پاسخگویی به آن را ندارد باید آن را در قلمرو ماورا تاریخ که تعلق به فلسفه تاریخ دارد جستجو کرد. این بقا و دوام معجزه آسا و اعجاب انگیز که حاکی از یک بنیه قوی و مقاوم به نظر میرسد. هر کس را با تاریخ ایران سروکار دارد دچار حیرت میکند اما تاریخ در عین اینکه این دوام و ثبات را به عنوان یک واقعیت مسلم ، غیر قابل انکار مییابد در تفسیر و توجیه آن حیران میماند و در حل این معما نمیتواند کمک ارزندهای به مورخ عرضه دارد (زرینکوب،1372 :432). و این کاری است که از فلسفه تاریخ برمیآید. ایشان نیز با اتکا به فلسفه نظری تاریخ در صدد بود تا از تاریخ معنی و هدف گذشته و حال و آینده را دریابد.
3-مقابله با ستیزهجویان رادیکال و چپگرا
اگر جریانروشنفکری چپگرا در ایران را یک گفتمان فرض کنیم دال مرکزی این گفتمان برای حل مشکلهی ایران در دهههای قبل انقلاب اسلامی پیرامون ضدیت با دولت و حذف استبداد حاکم مبتنی است. که به توضیح آن خواهیم پرداخت.
در ميان احزاب و تشكل هاى سياسى دهه 1320, بىشك حزب توده نيرومندترين و سازمان يافته ترين نيروى حزبى ايران بود كه مدتى بدون رقيب در عرصه سياست كشور پيش رفت و توانست از آغاز دهه بيست تا سال هاى پس از انقلاب اسلامى در طول بيش از چهل سال با فراز و نشيب هاى زياد در داخل و خارج از كشور فعاليت كند.
حزب توده با در پيش گرفتن سياست ترور و خشونت عملا تمايلات ماركسيستى ـ لنينيستى خود را نشان داد, ولى تا قبل از كنگره دوم سعى كرد تمايلات ماركسيستى خود را ظاهر نسازد; البته در داخل حزب از همان آغاز, اصول ماركسيسم ـ لنينيسم براى كادرها تدريس مى شد، اما حزب از اعلان مواضع و اهداف ماركسيستى خود با توجه به شرايط اجتماعى و فرهنگى ايران و بافت مذهبى آن اجتناب مى كرد. از اين رو رهبرى حزب در معرفى مبانى عقيدتى و اهداف خود در نامه مردم نوشت: حزب توده ايران نه تنها مخالف مذهب نيست بلكه به مذهب به طور كلى و مذهب اسلام خصوصا احترام مى گذارد و روش حزبى خود را با تعليمات عاليه مذهب محمدى منافى نمىداند، بلكه معتقد است كه در راه هدف هاى مذهب اسلام مى كوشد … حزب توده ايران حامى جدى تعاليم مقدس اسلام خواهد بود (کولایی، 1376: 65) رهبران حزب توده به لايحههاى مختلف اجتماعى كشور در حوزه فرهنگ ملى, مذهبى, آداب و سنن و حتى تاريخ واقعى ايران وقعى نمى نهادند، چون اساس حزب بر افكارى نهاده شده بود كه با اين مقولات بيگانه بود، آنچه در برنامه آموزش رهبرى حزب قرار داشت، ماركسيسم ـ استالينيسم يعنى فرهنگ فراملى بود كه مسكو براى همه كشورها تجويز مىكرد. به عنوان مثال احسان طبری به عنوان تئوریسین حزب توده میگفت:
«انقلاب ما به پرورش دولتمردان طراز نوین که صرفنظر از هر بینش با تمام نیرو هوادار رهایی کار مولد مادی و معنوی از چنگ بهرهکشی باشند، نیازمند است… به خاطر اینکه چنین دولتمردانی پرورش یابند و خیانتها و جنایتهای دو سدهی اخیر تکرار نشود، بررسی تحلیلی زندگی سیاسی دولتمردانی که استعمار و نواستعمار انگلیسی و آمریکایی در دوران قاجار و پهلوی، به عنوان افزارهای عمل خود، تربیت کردهاند، کار سودمندی است. این دولتمردان در سراسر پهنهی جهانسوم، از میان وابستگان به طبقات مالک و بورژوا برگزیده میشدند. یا نگاه جاسوسانی گمنام، به مقامات عالیهی دولتی رسانده میشدند تا بیچون و چرا تابع مجری دستورهای ارباب باشند (طبری،1361: 10).
بنابراین در دیدگاه این حزب هیچ اثری از توجه به ساختارهایی که به یک نظام سیاسی شکل میدهند، در جملات فوق وجود نداشت، به زعم آنها اگر کارگزاران سیاسی در صوریترین شکل خود تغییر کنند دیگر خیانتها و جنایتها تکرار نخواهد شد. اگر استبداد و نظام سلطنتی نبود ایران میتوانست به سوی پیشرفت حرکت کند: اگر سد استبداد سلطنتی و رژیم ترور و اختناق نبود، اینک جامعهی ما میتوانست آن رویایی را که هفتاد سال است دنبال میشود، با تجلی و اصالت به طور نسبی بیشتری، تحقق بخشد (طبری، 1356: 22).
بعلاوه باید گفت که، در دهه 1340 فرهنگ سیاسی ایران دچار تغییری اساسی شد. جوانان و کادرهای سادهی رادیکال شکستخوردهی جبههی ملی و حزب توده نمیتوانستند خود را با روزهای افتخارآمیز گذشته تسلی دهند. آنان یک خوشبینی ارادهگرای جوانانه را جانشین بدبینی فکری رهبری قدیمی ساختند. برای این آرمانگرایان رمانتیک، واقعبینی محافظهکارانه راهحلی به شمار نمیآمد. آنان که نمیخواستند از سر مشق رهبران جبهه ملی، که فعالیت سیاسی را ترک گفته بودند، یا انتقادهای ملایمی که رهبران حزب توده در تبعید بیان میکردند، پیروی کنند، به عمل سیاسی رادیکال روی آوردند. این رادیکالیسم به طور عمده خود را در مبارزه مسلحانه سازمانهای مخفی چریکی نشان داد که از میان آنها دو گروه برجسته بودند: سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سازمانهای مجاهدین خلق ایران ( بروجردی،1377: 61).
سازمان فدائیان در سال 1349 تشکیل شد. پيشينه و خاستگاه فعاليت‌هاي چريكي به سال 1342 باز مي‌گردد. عواملي مانند توانايي نيروهاي مسلح در سركوب قيام 15 خرداد 1342، كارايي ساواك در ريشه‌كن ساختن احزاب مخفي و زيرزميني و بي‌اعتنايي سازمان‌هاي مهم مخالف (به ويژه حزب توده و جبهه‌ی ملي)، به كنار گذاشتن روش‌هاي مقاومت مسالمت‌آميز، دست به دست هم دادند تا مخالفان جوان را به جستجوي شيوه‌هاي جديد مبارزه ترغيب كنند. (ابراهامیان،1377: 595)
سازمان چريك‌هاي فدائي خلق از ادغام دو گروه ماركسيست – لنينيست در فروردين1350 تشكيل شد. گروه اول در سال 1342توسط پنج دانشجوي دانشگاه تهران به نام‌هاي بيژن جزني، عباس سوركي، علي‌اكبر صفائي‌فراهاني، محمد آشتياني و حميد اشرف به‌وجود آمد كه معروف به گروه جزني، ظريفی‌نيا يا سياهكل بودند. (مدنی،1361: 112)
گروه دوم تشكيل‌دهنده‌ی سازمان را دو دانشجوي مشهدي مقيم تهران با نام‌هاي مسعود احمدزاده و اميرپرويز پويان، رهبري ميكردند. گروه احمدزاده پويان در اواخر سال 1346 توسط تعدادي از فعالان جبهه‌ی ملي از جمله عباس مفتاحي تأسيس شد. گروه اول تيم روستايي و گروه دوم تيم شهري اين سازمان جديد را تشكيل دادند (آبراهامیان، 1377: 599).
گروه احمدزاده با نگرش اصلاح‌طلبانه‌ی حزب توده و جبهه‌ی ملي مخالف بودند و استدلال مي‌كردند كه فقط از طريق نبرد مسلحانه مي‌توان دولت پهلوي را سرنگون ساخت؛ ولي گروه جزني استدلال مي‌كرد كه نقش چريك‌ها، آماده‌سازي شرايط براي برپايي چيرگي و هژموني طبقه‌ی كارگر است (امجد،1380: 176).
حمله به سياهكل در تاريخ 19بهمن 1349 اولين عمليات چريكي از سوي چريك‌ها در ايران بود؛ به‌طوري كه گفته مي‌شود پس از حمله به سياهكل گروه‌ها در هم ادغام شدند و سازمان چريك‌هاي فدائي خلق را ايجاد كردند. علل اين حادثه از اين قرار است كه در سال 49 جو موجود، جستجو براي يافتن محل مناسب براي عمليات چريكي بود و بحث جنگ چريكي روستايي و جنگ چريكي شهري به ميان آمد. دستهجات مختلف در پوشش گردش و سفر علمي به دهات و جنگل‌ها و شهرستان‌ها به‌دنبال اين موضوع بودند تا اين‌كه گروهي از كمونيست‌ها كه بعدا به نام چريك‌هاي فدائي خلق مشهور شدند اولين گروه خود را به جنگل‌هاي شمال فرستادند كه ضمن تحقيقات بيشتر و ساختن استحكامات تمرين كنند تا بتوانند آغازگر جنگ چريكي روستايي باشند. اما اين گروه خيلي زود به دلايلي از قبيل ناآشنايي با منطقه، ناتواني و فقدان آگاهي‌هاي سياسي مردم منطقه، سرماي هوا و… بدام افتاد. با لو رفتن و دستگير شدن رابط بين گروه و ده، چريك‌ها براي نجات او به پاسگاه سياهكل حمله بردند. ولي مأمورين، رابط را قبلا به شهر فرستاده بودند، آنها پاسگاه را خلع سلاح كردند و بالاجبار به داخل جنگل گريختند. رژيم نيز با شدت عمل هرچه تمام‌تر جنگل را محاصره كرد و با بمب‌هاي آتش‌زا نقاط مشكوك را از درختان خلوت كرد و از راه زمين و هوا نيروهاي ورزيده خود را اعزام داشت كه ضمن چند برخورد مختصر كليه‌ی افراد گروه دستگير و اعدام و يا محكوم به زندان‌هاي مختلف گشتند و در بازجوئي‌ها شبكه شهري نيز شناسايي شد و مخصوصا رهبران و افراد مؤثر گروه لو رفتند و رژيم به دنبال آنها افتاد. سازمان با حادثه‌ی سياهكل مورد استقبال بسياري از جوانان، به ويژه دانش‌آموزان و دانشجويان دانشگاه قرار گرفت و علي‌رغم كشتار بيشتر اعضاي اصلي سازمان، فدائيان شهرت و هواداران بسياري پيدا كردند و اعضاي باقيمانده دو نشريه‌ی مخفي “نبرد خلق” و ” 19 بهمن” را منتشر كردند.
جایی که قهرمانی فداییان بیشترین تأثیر را برجای گذاشتند، به طور کلی منطقههای شهری و بویژه محیطهای دانشگاهی بود. دانشگاهها مرکز اصلی عضوگیری سازمان فداییان بود. هواداران فداییان باشگاههای کوهنوری و حتی باشگاههای ادبی را مخفیانه تشویق میکردند تا در آنها به عضوگیری بپردازند. این شیوه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تاریخ ایران، فرهنگ ایرانی، دوران اسلامی، تاریخ باستان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ ایرانی، هویت فرهنگی، امنیت اجتماعی، روابط اجتماعی