منابع پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، بنیادگرایی، آیین زرتشت، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

« این دو اصطلاح یا این دو جهان ـ انقلاب و اسلام ـ هیچ خویشاوندی هستی شناختهای با هم ندارند. هر کدامشان در کهکشانی دیگر سیر میکنند، نقطه های مرجع و محوری که به دورش می گردند رنگ و بوهای متفاوت دارند و دارای ارزش های مختلف هستند. اگر آنها را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید آنچه در اولی می گذرد ماجرای ذهن است در زمان ، زمانی که دارای حضوری هستی مند است و به تاریخ چنان کالبدی می دهد که در آن انقلاب تبدیل به پیامد مستقیم و برگشت ناپذیر نفی مندی خرد می شود. حال آنکه دومی (اسلام) در بیرون از دایره ی نگرانیهای تاریخ حرکت میکند و به ارزش های سرمدی (ازلی _ ابدی) معتقد است؛ ارزشهایی که نه در گستره ای جغرافیایی پیدایش شان می توان کرد و نه در دوران تاریخ»
به زعم ایشان انقلاب اسلامی ایران تکانهای شدیدی را در عرصه اندیشه و ارزشهایی که برای ما گرامی بودند ایجاد کرده است، بنابراین باید مناسبات میان تمدنها مورد باز اندیشی قرار گیرد، او می گوید « ما نباید در این تمدن ها چنان بنگریم که گویی دو جهان گوناگوناند که به لحاظ جغرافیایی در برابر هم قرار گرفته اند و از جنبه فرهنگی نیز قطب های مقابل یکدیگرند. باید آنها را دو کهکشان بدانیم که ستارگانشان همواره در هم فرو می روند ، یکی وارد دیگری می شود و به این ترتیب مفهوم هایی ترکیبی و نا معین پدید میآورند که در نگاه پژوهشگر تیزبین نشان دهنده ی ناسازگاری ایده هایی هستند که در بنیان هر کدام از آنها وجود دارند » (شایگان،1373: 14)
نویسنده کتاب انقلاب مذهبی چیست؟ در پاسخ به سؤال، در اصطلاح « انقلاب اسلامی» کدامیک از دو واژه فعال تر و تعیین کننده تر است؟ آیا این دین است که انقلاب را تغییر می دهد و به آن حرمت می بخشد؟ یا این انقلاب است که به دین جنبه تاریخی می دهد، از آن دینی متعهد می سازد و خلاصه بگوییم ، آن را تبدیل به ایدئولوژی می کند؟ می گوید : این انقلاب نیست که در راستای هستن و شدن ، در راستای معاد ، یا حتی در راستای یک دگردیسی مثالی ، صفت اسلامی به خود می گیرد، بلکه این اسلام است که ایدئولوژی می شود و وارد تاریخ می شود تا بتواند کافران یعنی طرفداران ایدئولوژی ها رقیب را منکوب کند، آن هم ایدئولوژی هاییی که همگی چپی اند ، مجهزند، و به هر حال با روح زمانه سازگاری بیشتری دارند. اما ، دین با این کار، خود به دام « نیرنگ عقل» میافتد: میخواهد در برابر غرب قد علم کند، خود غربی می شود، می خواهد به دنیا جنبه معنوی و روحانی ببخشد، خود جنبه عرفی دنیا یی مییابد ، میخواهد تاریخ رانفی کند، خود تا ژرفا در تاریخ فرو رود. ( شایگان ، 1372 :17).
ایشان معتقدند، مذهب عمیقاً در ساخت نمادین روح انسانی جایگیر شده است پس باید مذهب را در جای راستین خود قرار داد، ولی امروزه با ایدئولوژیک کردن مذهب از آن هتک تقدّس شده است و سرمایه ی اساطیر را بر سر زمان به سودا نهاد، از آن اساطیر سیاسی ساخت و آن را در امور این جهان خرج میکند.
ایشان در کتاب آگاهی دورگه نیز توضیح میدهند که در دنیای معاصر نیز ما از یک سو با گرایش بنیاد گرایی در جهان اسلام روبرو هستیم و از سوی دیگر با نوعی معنویتگرایی غیر دینی در جوامع مدرن که نشان دهندهی ناتوانایی ادیان رسمی برای پاسخگویی به نیازهای انسان امروز است که میخواهد دست به نوعی تفسیر معنوی از هستی بزند.
ریشه و تبار شناسی بنیادگرایی را از ابن حنبل در قرن نهم و ابن تیمیه در قرن چهاردهم میتوان پیگیری کرد. هدف بنیادگرایی بازیابی قانون و شریعت اسلامی و وفاداری به نص قرآن و سنت و احیا شریعت اسلامی و وفاداری به نص قرآن و سنت و احیاء شریعت اسلامی در جهان معاصر است. جریان بنیادگرایی در قرن بیستم با نام هایی چون حسنالبناء، سید قطب، مودودی و فدائیان اسلام گره خورده است. کوشش این افراد، تبدیل اسلام به ایدئولوژی مبارزه جو و نبرد با مخالفان دین است که در زبان مسلمانان مبارز ایران، عنوان طاغوت به خود گرفته است.
به نظر شایگان در روند تبدیل شدن اسلام به دین دولتی ما با چهار نوع جابه جایی روبرو هستیم :
1-جابهجایی از وجه فرهنگی دین به نص دین یا رجوع به سلف صالح. نام این جابهجایی را شایگان «پاک شدن خاطره جمعی» گذاشته است. دینی که او از فرهنگ و تاریخ خود محروم شده مانند همه ایدئولوژیها به دین عقیم و بدوی بدل میشود که نمونه عالی آن اسلام طالبانی است. بهتر است منتقدان یک جانبه نگر اسلام به این نکته مهم که شایگان مطرح میکند توجه کنند و اسلام سیاسی را با اسلام که فرهنگ و تاریخ پشت سر خود دارد اشتباه نگیرد.
2-جابهجایی از معادشناسی به تاریخ باوری که میتوان آن را اسطوره زدایی از زمان نامید. با تقدس بخشیدن به انقلاب، نظام جدید مشروعیت اش را نه از وحی و آخرت بلکه از تاریخ میگیرد.
3. جابهجایی از انسان کامل که آرمان اسلام معنوی بود به انقلابهای بی باک که یاد آور نیهیلیستها و آنارشیستهای روسی است. این روند را می توان تقدس زدایی از انسان نام نهاد.
4. سرانجام جابه جایی کلامی که ویژگی اصلی آن جایگزینی اسلام رحمانی به اسلام خشونت طلب است که اوج این برداشت را در تقدیس خشونت از سوی مسلمانان بنیادگرا یا انقلابی می توان یافت ( متقی ، 1392 : 118).
بنابراین در دنیای معاصر اسلام از ویژگی های فرهنگی و ازلیاش فاصله گرفت و به ابزاری در دست دولتها برای رسیدن به مقاصدشان تبدیل شده است. به زعم ایشان تنها راه نجات مذهب در دنیای افسون زدوده امروزی هدایت آن به عرصه خصوصی است تا از گزند ایدئولوژی در امان ماند. او معتقد است امروزه وظیفه ما و یا به بیان بهتر وظیفه تفکر، جدا کردن امور عمومی از امور خصوصی، و امور مذهبی از دنیوی است. یعنی ما برای حفظ دین به عنوان میراث معنوی ایرانی باید آن را به عرصه خصوصی سوق دهیم:
« گمان میکنم که قبل از اینکه به محیط زیست فراگیر برسیم این جدا سازی در روزگار ما بسیار ضروری است، حتی اگر برای نجات بازماندهی میراث فرهنگی ما باشد. این میراث، ازیک نظر سرمایهی نمادی و روحانی ماست و جای آن در نظام معنوی ما مانند مقام محیطزیست در نظام طبیعی کره زمین است. در برابر تغییرات عظیم ناشی از طوفانها و انقلابهایی که همه برجستگیهای زندگی را مسطح میکنند، باید به حفظ و نگهداری فضای سنتی اندیشید، و در عین حال از افسونزدایی آن جلوگیری کرد. باید آن را در محیط خاص خودش حراست کرد. و برای انجام این امر باید آن را خاص و خصوصی کرد، یعنی از قلمرو عمومی تخلیه نمود» (شایگان،1374: 91).

ب) بخش دوم:
اسلامیت در اندیشه زرینکوب:
استاد زرینکوب نیز همچون داریوش شایگان از بعد اسلامی هویت ایران غفلت نمیورزد و چنانکه از آثار این متفکر ایرانی برمیآید، جزئی از پژوهشهای اصلی ایشان است. حادثه ورود اسلام به ایران و روند امتزاج با فرهنگ قومی ایران و تداوم تاریخی این فرهنگ همواره جزئی از دغدغههای اصلی زرینکوب در قسمت اعظمی از آثارش را در بر دارد، نگارنده نیز سعی دارد تا این این مهم را در دو قسمت الف. اسلام در ایران(جریان ورود اسلام به ایران ) و ب. فرهنگ ایران در دوران اسلامی( امتزاج معنوی فرهنگ اسلامی با فرهنگ قومی ایران و روند بازیابی قومی ایران) توضیح دهد. اما این فصل از بخش دیگری نیز برخوردار است که حاکی از اهمیت ادبیات در اندیشه زرینکوب میباشد؛ نگارنده در دو بخش1. ادبیات سنتی و عرفانی. و 2. ملزومات ادبیات جدید. سعی دارد به نقش ادبیات به عنوان حافظ میراث ایرانی در اندیشه مرحوم زرینکوب بپردازد.
1- اسلام در ایران
شکست قاطع دولت ساسانی از اعراب مسلمان که فصل تازهای در تاریخ مستمر و طولانی سرزمین ایران برگشود در واقع عبارت بود از شکست دنیای قدیم ایران در مقابل نیروی اسلام. شکستی که چهارده قرن تاریخ پرحادثه و باشکوه ایران باستان را که هفت قرن قبل از میلاد تا هفت قرن بعد از آن کشیده بود پایان بخشید. شکستی که سبب شد قوم عرب بر همهی ارکان نظام ایران باستانی تسلط یابد، تسلطی که نزدیک به دو قرن به طولانجامید لکن این سبب نشد که قوم ایرانی مقهور و مغلوب عرب گردد و ایرانی توانست با تکیه بر فرهنگ غنی خویش و با تکیه بر مواریث ریشهدار خویش هویت و حیات قومی خویش را بازیابد و تجدید کند. به قول زرینکوب این داستان مثل سرگذشت فنیکس مرغ افسانهای است که در آتش میسوزد و فرزندانش از میان خاکسترهای اجزاء او سر بیرون میآورند.
آن حادثه عظیم و جالبی که عبارت از پیدایش اسلام بود و منتهی بسقوط تیسفون و نهاوند گشت تنها دولت ساسانی را از پای در نیاورد بحکومت عظیم روم نیز ضربههای سخت وارد کرد. مصر و شام و اردن و فلسطین هم مثل ایران در مقابل عظمت این واقعه تسلیم شدند و حکومت و قدرت و دستگاه خود را از دست دادند. اما در بین آنهمه ممالک و در بین آنهمه اقوام و امم که بسبب غلبهی اسلام پایمال حوادث شدند تنها ایران بود که با اندک فاصله توانست از زیر بار اسارت و شکست کمر راست کند و با مجاهدتها و مبارزههای مستمر فاتحین مغرور را مقهور و مغلوب نماید.(زرینکوب،1371: 158)
البته این حادثه فقط سقوط دولتی با عظمت نبود، سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود. زیرا در پایان کار ساسانیان از پریشانی و بیسرانجامی در همه کارها فساد و تباهی راه داشت. جور و استبداد خسروان، آسایش و امنیت مردم را عرضهی خطر میکرد و کژخویی و سسترأیی موبدان اختلافات دینی را میافزود. از یک سو سخنان مانی و مزدک در عقاید عامه رخنه میانداخت و از سوی دیگر، نفوذ دین ترسایان در غرب و پیشرفت آیین بودا در شرق قدرت آیین زرتشت را میکاست… وحدت دینی در آن روزگار تزلزلی تمام یافته بود و از فسادی که در رفتار موبدان بود، هوشمندان قوم از آیین زرتشت سرخورده بودند و آیین تازهای میجستند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قویتر باشد و رسم و آیین طبقاتی کهن را نیز در هم فرو ریزد. ( زرینکوب،1384:

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ ایرانی، هویت ایرانی، ادبیات عرفانی، هنر ایران Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره زبان عربی، تمدن اسلامی، فرهنگ ایرانی، آداب و رسوم