منابع پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، هویت ایرانی، هویت اسلامی، فرهنگ اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مختلف را در وحدتی تجزیهناپذیر با یکدیگر تلفیق کند.

فصل ششم

اسلامیت در اندیشه داریوش شایگان و عبدالحسین زرینکوب

با ورود اسلام به ایران هویت قومی ایرانی یکپارچگی و یگانگی خویش را در معنادهی به شخصیت ایرانی از دست داد و همنشین دیگری را در کنار خویش لمس کرد که همان بعد جدید هویت ایرانی یعنی اسلام بود. که تا به امروز نیز این بعد از هویت ایرانی چه بسا محکمتر و مستحکمتر از بعد قومی هویت به حیات خویش ادامه میدهد. ما در این فصل تلاش خواهیم کرد تا این بعد از هویت ایرانی و نوع نگاه و میزان اهمیت و جایگاهش را در اندیشه دو متفکر بنام ایرانی که از قضا موضوع پژوهش حاضرند بررسی کنیم. در بخش اول اندیشه داریوش شایگان دربارهی اسلامیت، و جایگاه آن را به بررسی مینشینیم و در بخش دوم نیز اندیشه زرینکوب در این حوزه بررسی خواهد شد. بعلاوه قسمتی از بخش دوم به اهمیت جایگاه ادبیات در اندیشه این متفکر نامی بدلیل اهمیتش در هویت دهی به انسان ایرانی در دوران اسلامی بررسی خواهد شد.
بخش اول:
1) اسلامیت در اندیشه شایگان
داریوش شایگان از بعد اسلامی هویت ایرانی غافل نبوده و نمود آن را در زندگی و شخصیت ایرانی سراغ میگیرد. در مقایسه با گذشته دراز چند هزار سالهی هویت قومی، به بیان ایشان هویت اسلامی بسیار تازهتر است و عمر آن به هزار و چهارصد سال میرسد ، اما چون سیمای مذهبی دارد از پژواک و طنینی نافذتر از هویت ملی قدیم (قومی) کشور برخوردار است ( شایگان، 1387: 695).
نمود بارز اندیشه شایگان پیرامون هویت فرهنگی ایران و تداوم فرهنگی آن در ذیل اندیشه او پیرامون هویت اسلامی ایرانیان مشخص می شود. او میگوید: « بخش عمده ای از اسطوره های رستاخیزی کیش زرتشتی در اعتقاد شیعه ایرانی وارد شده است. هر چند در سطح تاریخ ملی، اصطکاکهایی کما بیش پنهان ، بین ایران شاهنشاهی شاهنامه و ایران شیعی مبتنی بر خون شهدا مشاهده میشود. این اصطکاک در قلمرو و اعتقادات معادی و مهدوی به شکل چشم گیری کاهش مییابد. از جمله موضوع منجی عالم، صورت امام غایب که با ظهور خود حلقه ولایت و قداست را ختم خواهد کرد، قویاً در باطن روح ایرانیان وجود دارد19 ( شایگان، 1387: 696).
اندیشه ایرانی به فضای مهدودیت شیعی نزدیک و پیوسته است. تمامی چرخه دوازده هزارهای مزدایی که به تغییر شکل نهایی جهان میانجامد در جهت تدارک این امر است. امامان همچون سوشیانت( موعود زرتشت) و پهلوان شاهنامه، کیخسرو، از این جهان خارج شدهاند اما در جای دیگر حضور دارند. زمان اینجا، مانند آن مکان، زمان غیبت و «بین الزمان» و مهدی غایب به نحوی زمان غیبت را در زمین یا مکانی فوق الارض تجسم می بخشد. درست است که در ایران اشکال تغییر یافتهاند و چارچوب مذهبی به سمت حلقهی نبوی مذاهب ابراهیمی تغییر مکان داده، اما رسالت ژرف دگرچهرگی که در وجدان ایرانیان صورت گرفته، دست نخورده باقی مانده است ( شایگان، 1387: 695 -696 ).
به زعم شایگان در ایران دو هویت ملی و مذهبی، در زمینه متافیزیکی با هم سازگاری دارند، به طور کلی بسیاری از تمدن های آسیایی نسبت به طبیعت، مبداً و انسان دیدی همانند و یکسان داشتهاند. به همین دلیل در گذشته همین تمدنها، جنگ و خونریزی و درگیری ماهیت این تمدنها را دگرگون نمیکرد و علتش نیز این بود که در بین این تمدنها دو اصل برابری قوههای مادی و معنوی و اصل تجانس بنیادی معتقدات، کم و بیش وجود داشت و هنگامی یکی مقهور دیگری میشد که تمدنی رو به زوال بود و این برخوردها در عین حال موجب احیای دوبارهی نیروهای فرسوده آن میگشت و چه بسا که اقوام حاکم کم کم در فرهنگ ملت ملغوب مستهلک میشدند و تغییر ماهیت میدادند ، مانند مغول ها در ایران. به دلیل این مهم شایگان متذکر می شود که، « ما در برخورد با تمدن های آسیایی ناظر دگرگونیهای پی در پی “ارکتیپ” 20هایی هستیم که از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل میشوند، صورت نویی می پذیزند، به اشکال دیگر ظاهر می شوند، ولی برد معنوی خود را همچنان حفظ میکنند. خدایی نو جایگزین خدای دیگر می شد، آیین های جدید جای آیین های پیشین را میگرفت، اما بیشتر اختلافات تمدن های غالب و مغلوب صوری بود نه ماهوی و جوهری» ( شایگان، 1372 : 176).
از این زمرهاند بسیاری از ارکتیپهایی که از میراث ایران باستان به ایران اسلامی منتقل شد و در قالب تشیع زمینهای مناسب برای رشد و شکفتگی یافت. علت اینکه چنین انتقالاتی اصولاً میسر بود، این است که نشستن تمدنی به جای تمدن دیگر، در اغلب موارد ( بخصوص در مورد تمدنی که هنوز زنده بود) موجب نابودی خاطره قومی نمیشد. غالب ها عوض میشد، صورتها تغییر میکرد ولی محتوا و برد معنوی خاطره زنده بود و میتوانست مضامین خود را در غالبهای نو احیاء کند و اصالت و تداوم خاطره را حفظ کند. بهمین مناسبت است که میتوانیم امروزه سخن از پیوستگی و تداوم هنر و تفکر ایران پیش و پس از اسلام به میان آوریم و وفاداری ایران به خاطره ای ازلیاش را یکی از برجسته ترین صفات این قوم بدانیم ( شایگان، 1372 :176).بنابراین شایگان از بعدی فلسفی و تاریخ نگر تداوم فرهنگ ایران را به بررسی می نشیند، چیزی که او را به پدیده ای مهم راهبر می شود و آن پدیده دگردیسی است .
شایگان با اتکا به مفهوم دگردیسی تاکید میکند که : « هنگامی که مسئله سنتهای معنوی همگن در تجربههای الهی در میان است، مفاهیم پایه، به آسانی به کمک فضای دگردیسی از فرهنگی به فرهنگ دیگر جابهجا میشوند، یعنی در این سطح برخورد همگرایی و تمرکز مفاهیم، در چارچوب نمادها و تمثیلها صورت میگیرد. نماد یا تمثیل به دلیل قدرت تمثل دگردیسی است که از منظومه خاص خود جدا شده به منظومه دیگر میرود، در آنجا مستقر میشود، تاثیر برخورد با آن را میگیرد، اما طول موج ویژه خود را کماکان حفظ میکند به عبارت دیگر، نماد بدون شکستگی و بدون تنزل درجه در میدان استعارات، جانشین نمادی دیگر میشود، این امر ثابت که اگر چنین دگردیسی هایی امکانپذیر است، در نتیجه این حقیقت است که این تصویرها به صورت طول موجهای متشابه و برخوردار از محتوای متافیزیکی مشابهی حرکت می کنند. گواه این، از جمله شمار در خور توجه « نمادهای مزیدیسنایی» است که در ادبیات عرفانی ایران مشاهده می شود» ( شایگان ، 1387 : 697).
بنابراین در مورد خاص ایران، دو هویت ملی و مذهبی ، در زمینه متا فیزیکی با هم سازگاری دارند، زمینه اصلی اندیشه راهنما ، به سوی غایتی واحد میگرود یعنی دگر چهرگی جهان، با این همه در سطح حافظه تاریخ، انقطاع ها بارز و آشکار است21. مسلماً تضادهای تاریخ در این مورد دخالت دارد؛ افتخارات گذشته علی رغم سنتز وجود آورنده تفکر ایرانی، به قوت خود باقی مانده و فراموش شدنی نیستند. ( شایگان ، 1387 : 697).
ایشان اسلام را به عنوان جزئی از هویت اسلامی میپذیرند و تاکید میکند نادیده انگاشتن اسلام چنان که ناسیونالیستها بر این اعتقادند، یعنی انکار چهارده قرن تمدن و تفکر ایرانی درست نیست. چرا که ایران بر خلاف نظر این ناسیونالیستها، اسلام را پذیرفت و به آل محمد عشق ورزید و در تکمیل و تلطیف فرهنگ اسلامی از تمام امکانات و نبوغ خود مدد گرفت: قواعد زبان عرب را پیریزی کرد، بهترین تفسیرهای عرفانی را بر قرآن نوشت، فرهی ایزدی ایمان خود را همچون هاله ای فروزان گرد سر ائمه اطهار بست، عشق به آخرت و معاد را که یکی از اعتقادات شاخص روح ایران بود، در رستاخیز دوبارهی مهدی موعود باز یافت. انکار این همه کوشش، تکذیب همت غول آسای نیاکان ماست که نبوغ خود را در قالب تفکر اسلام به حد اعلا بروز دادند و چشمه ی فیض اهورایی را به مشکوه انوار نبوت پیوستند. انکار این همت، حکم این را دارد که ما آخرین حلقه زنجیر میراث ایرانی را نادیده بگیریم وکورانه به حلقه نخستیناش که نسبت به آن بیگانه ایم، دل ببندیم .( شایگان ، 1371: 189).
بنابراین میتوان ادعا کرد که شایگان به بعد اسلامی هویت ایرانی (انسان ایرانی) و یا به بیان دقیقتر فرهنگ اسلامی غفلت نمی ورزد و آن را به عنوان یکی از سه بعد هویت ایرانیان مورد توجه قرار میدهد. حال باید دید جایگاه اسلام به مثابه یک سنت و جزئی از فرهنگ ایرانی امروزه در دوران معاصر چه جایگاهی دارد؟ مسئلهای که بخشی از اندیشههای شایگان را به خود اختصاص داده است و شایسته است که ما نیز بخشی را به آن اختصاص دهیم تا دیدی جامعتر از آراء ایشان پیرامون بعد اسلامی هویت دریابیم.
2) اسلام به مثابه سنت، اسلام به مثابه ایدئولوژی :
مسئله اسلام و جایگاه آن در دوران معاصر بهعنوان جزئی از دغدغه های اصلی شایگان مطرح است. ایشان بعد از انقلاب اسلامی ایران وارد مرحله جدیدی از زندگی فکری خویش شدند که کتاب « انقلاب مذهبی چیست؟ » گویای این کیفیت جدید فکری است .
تحلیل کتاب مورد نظر هدف پژوهش حاضر در این قسمت نیست، بلکه چیزی که در این کتاب و در آثار بعدی شایگان از اهمیت محوری برخوردار است این مهم می باشد که؛ اسلام با گذشت زمان وجوه فرهنگی و معنوی خویش را از کف داده است و تبدیل شده است به یک ایدئولوژی، یک اسلام سیاسی.
ابتدا باید دید ایدئولوژی در اندیشه داریوش شایگان به چه معنی است؟ شایگان تحت تاثیر ژوزف گابل ایدئولوژی را این طور معنا میکند :
« ایدئولوژی در جهان کنونی همان نقشی را دارد که اسطوره در جهان باستان. از سویی روح یا ذهن جمعی گروهی را از تصویر جامعهی بسته میآکنند و ارضا میکنند و از سوی دیگر مدعیاند که علمی و بنابراین منطبق بر تجربه و واقعیتاند. هر ایدئولوژی دارای بار عاطفی بزرگی است که آن را با خلسه خویشاوند می کند و همچنین دستگاهی منطقی عقلانی دارد که بدن ظاهر علمی و فلسفی میدهد، با این حال ایدئولوژی نه علم است، نه فلسفه است و نه دین» ( شایگان ، 1373: 10).
ایشان ایدئولوژی را پدید آورنده آگاهی کاذب نیز میدانند و میگویند: « ایدئولوژی پدید آورنده ی اگاهی کاذب است که واقعیت را در محدوده ی مفهومی و نگرش خاص خود تعبیر و تفسیر می کند. ایدئولوژی اندیشه ای بسته و جزمی است که از سنجش تجربه می گریزد.» ( شایگان ، 1373 : 12).
از دیگر ویژگی های ایدئولوژی این است که هستهی آن را توهم تشکیل میدهد. نظامی که به ظاهر دعوی خردمندی دارد اما در حقیقت، توهم را وعده میدهد زیرا خردمندی آن هیچ شباهتی به دلیل و خرد و فلسفه ندارد و خردی ابزارگونه در جهت تحمیق و تحریف است. همچنین ایدئولوژی ها تنها در جهانی می توانند پدیدار شوند که در آن نظام های فرهنگ در هم شکسته و تبدیل به آینههای در هم شکسته شده باشند. از سوی دیگر ایدئولوژی، اندیشهای است دارای بار عاطفی که در آن هر یک از دو عنصر خرد و عاطفه فاسد کننده دیگری است. ( شایگان ، 1373 : 14).
شایگان دربارهی ورود ایدئولوژی غربی به کشورهای جهانسومی میگوید:
«ایدئولوژی با توضیح ساده انگارانه درباره ی پدیدهها، آن هم زیر ظاهری خردمندانه و تاریخی، خیال خود را راحت میکند و از آنجا که اندیشهای چندرگه است، به صورت تنها شکلی از اندیشهی غربی درآمده است که در حوزه های فرهنگی دیگر که خود در دومین جهش عصر دانش و تکنیک مشارکت نداشته اند، قابل هضم است. این نکته روشن می کند که چرا در جهان سوم، ایدئولوژی های چپ گرایانه ـ و سرشار از اوتوپی ـ تا این اندازه هوادار پیدا کرده اند و چرا دگم گرایی، که جزو ذاتی ایدئولوژی هاست، به راحتی با روح و ذهن تمدنهای دینی جهان سوم انطباق می یابد. در واقع تمدن های جهان سوم، تنها از راه ایدئولوژیک شدن می توانند عرفی شوند؛ چرا که علم و تکنیک و دوران روشنگری و سیر پر ماجرای دیالکتیک ذهن را طی نکرده اند، بنابراین اندیشه ی انتقادی که گاه در غرب می تواند از زیاده روی در دگم اندیشیجلوگیری کند و در واقع پادزهری است در برابر ایدئولوژیک شدن، در آنها اثر ندارد»(شایگان،1373: 16).
شایگان با این ایضاح معنایی از ایدئولوژی به مبحث انقلاب اسلامی و ایدئولوژیک شدن اسلام می پردازد :
چنان که پیوند دو مفهوم انقلاب و اسلام نشان می دهد :

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ ایرانی، تاریخ ایران، ایران باستان، هخامنشیان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، بنیادگرایی، آیین زرتشت، ایران باستان