منابع پایان نامه ارشد درباره انسان شناسی، اخلاق فضیلت، فلسفه اخلاق

دانلود پایان نامه ارشد

دینی تقسیم می‌شوند.»8
در حوزه فلسفه اسلامی نیز دغدغه انسان‌شناسی مطرح بوده است. هانری کربن نظر انسان‌شناسانه یعقوب‌بن اسحاق کندی را این‌گونه گزارش داده است:
«وقتی در قدرت و حکمت خداوند در تنظیم هماهنگ عقلانی عالم تأمل می‌کنیم، سراپا در وحشت فرو می‌رویم. به مجرد مشاهده مخلوقات عظیم و غریب جهان که غالبا ما را به اعجاب وامی‌دارد و بر اثر ملاحظه عظمت این کائنات عالی و این که خداوند انسان را به صورت خلاصه‌ی تمامی مخلوقات آفریده است، دچار این شگفتی می‌شویم. به همین سبب است که فیلسوفان قدیم انسان را عالم صغیر در مقابل عالم کبیر؛یعنی کل هستی، توصیف می‌کنند. »9
بنابراین، دغدغه شناسایی انسان از زمان‌های دور برای اندیشمندان مطرح بوده است ولی انسان‌شناسی به ویژه در فضای فلسفه اسلامی بیشتر به مباحث نفس پرداخته است.
1- 2-3. انواع پژوهش‌های اخلاقی
1- 2-3-1. اخلاق توصیفی
مقصود از اخلاق توصیفی مطالعه و پژوهش در باب توصیف و تبیین اخلاق افراد یا جوامع گوناگون است، یعنی گزارش و توصیف اصول اخلاقی پذیرفته شده توسط فرد یا گروه یا دین خاصی. روش بحث و بررسی در این نوع مطالعات اخلاقی، تجربی و نقلی است و نه استدلالی و عقلی. و هدف از آن صرفا آشنایی با نوع رفتار و اخلاق فرد یا جامعهی خاص است و توصیه و ترغیب افراد به عمل بر طبق اخلاقیات گزارش شده و یا اجتناب از آنها نیست. اصولا در این نوع مباحث از درستی یا نادرستی خصوصیات اخلاقی گزارش شده حرفی زده نمی شود. به عنوان مثال کشتن دختران در نزد اعراب جاهلی خوب بود و یا شراب خواری در اسلام بد است مواردی از اخلاق توصیفی اند. 10
1- 2-3-2. فلسفه اخلاق
فلسفه اخلاق بحثی فلسفی درباره‌ی اخلاق، مسائل اخلاقی و احکام اخلاقی است11. به طور کلی فلسفهی اخلاق را مطالعهی نظری اخلاق، یا دانشی که از پیش فرضهای مفهومی و گزاره ای اخلاق بحث میکند، تعریف کرده اند.
1- 2-3-2-1. فرا اخلاق
مطالعات و بررسیهای تحلیلی و فلسفی دربارهی گزارههای اخلاقی را در اصطلاح فرا اخلاق میگویند، و موضوع آن نه اخلاق و رفتار مورد قبول قوم یا دین خاصی است و نه افعال اختیاری انسان، بلکه موضوع این قسمت از مطالعات اخلاقی همان جملات و گزارههایی است که در اخلاق هنجاری عرضه میشوند. کسی که از این حیث گزارههای اخلاقی را مورد بررسی قرار میدهد نسبت به حقانیت یا بطلان و درستی و نادرستی آنها بی طرف است و وظیفهی اصلی او در این قسمت بررسی معنای خوب و بد و تحلیل گزارهی مورد بحث است.12 فرانکنا فلسفه اخلاق را هم شامل فرااخلاق و هم شامل اخلاق هنجاری میداند13.
بنابراین، فلسفه اخلاق در مرحله‌ی نخست به دنبال طرح کلی نظریه هنجاری است و در مرحله دوم (فرااخلاق) به دنبال توجیه و بنیانی برای مبادی تصوری و تصدیقی اخلاق است.
1- 2-3-2-2. اخلاق هنجاری
اخلاق هنجاری به مطالعات و بررسیهای هنجاری دربارهی تعیین اصول، معیارها و روشهایی برای تبیین حسن و قبح، درست و نادرست، باید و نباید گفته میشود. این بخش پژوهشهای اخلاقی که گاهی دستوری نیز گفته میشوند به بررسی افعال اختیاری انسان از حیث خوبی یا بدی و بایستگی یا نبایستگی و.. میپردازد. به عبارت دیگر موضوع بحث در این نوع مطالعات اخلاقی، دین یا قوم خاصی نیست بلکه موضوع آن افعال اختیاری است. روش بحث در این نوع از مطالعات اخلاقی، استدلالی و عقلی است. 14
1- 2-3-2-2-1. مکاتب اخلاقی
مکاتب اخلاقی مکاتبی هستند که در پاسخ به سؤالاتی از قبیل انسان چه انسانی باید باشد و انسان چه رفتاری باید داشته باشد و یا چه قواعدی باید بر رفتار انسان حاکم باشد، می‌آید. رعایت این اصول، قواعد و… سبب می‌شود که انسان متصف به مفاهیم اخلاقی همانند خوب و بد و شایسته و ناشایسته شود. این مکاتب بسیارند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم و در نهایت نتیجه می‌گیریم که تمام مکاتب اخلاقی به نوعی به رویکرد انسان‌شناسی مربوطند.
1- 2-3-2-2-1-1. اخلاق فضیلت
اخلاق فضیلت رویکردی از اخلاق هنجاری است، که به جای توجه به قواعد، شخصیت فاعل را به عنوان رکن اصلی تفکر اخلاقی مورد توجه قرار می‌دهد، فاعلی که فضایل را کسب کرده باشد و به جای تأکید بر انجام وظایف فردی یا عمل به منظور فراهم ساختن نتایج خیر، بر نقش شخصیت و فضیلت در فلسفه‌های اخلاق تأکید می‌‌کند. هدف اصلی اخلاق فضیلت، برخلاف سایر مکاتب اخلاقی معرفی اصول کلی به بتوان آن‌ها را در هر موقعیت اخلاقی به کاربرد نیست. مکتب اخلاقی فضیلت‌گرا عمدتاً با فاعل فعل و ویژگی‌های شخصیتی و منشی او سروکار دارد و افراد و انگیزه‌های آنان را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. فضیلت‌گرایان علاوه بر داوری در مورد افراد و ارزش‌گذاری افعال، راهنمایی برای کردار و عمل هستند و سعی در اصلاح انگیزه‌ی افراد دارد. از این رو اگر فاعل در انجام فعل دارای انگیزه و قصد شایسته باشد و در انجام عمل خویش صرفاً فضایل و ارزش‌های نیکو را مدنظر قرار دهد، آن عمل فضیلت‌مندانه و اخلاقی است. به عبارت دیگر مکتب اخلاقی فضیلت با بررسی فضایل و رذایل اخلاقی و با تکیه بر این حکم که«فرد خوبی باش» افراد را به کسب و پرورش ملکات شایسته و فضایل اخلاقی و دوری از رذایل تشویق و ترغیب می‌کند15. در اخلاق فضیلت قداست و ارزشمندی در حقیقت از آن همان خُلق و خوی‌های پسندیده و نیک است و اوصافی مانند خوب، بد، صواب و خطا در اصل از آنِ ملکات نفسانی است و در نتیجه خوب دانستن یک عمل را ناشی از آن می‌داند که مبدأ آن عمل نیک، وجود یک خُلق نیکو(فضیلت) است. در این دیدگاه عمل خوبی است؛زیرا از ملکه‌ای به نام سخاوت ناشی می‌گردد و سخاوت خود از انواع فضیلتی به نام عفّت است.16
در اخلاق فضیلت انسان دارای روحی مجرد است و کمال در ملکاتی است که برای روح تحصیل شده است. و امور خیر را اموری می‌دانند که سبب لذت و کاهش رنج انسان می‌شود.
1- 2-3-2-2-1-2. اخلاق سودگرا
سود‌گرایان ، ارزش‌نگر بوده و ارزش نتایج اعمال را تعیین کننده درستی یا نادرستی آن‌ها می‌دانند. نتیجه‌گرایان یا سودگرایان تنها معیار نهایی درباره‌ی صواب ، خطا و الزام را اصل سود می‌داند و دقیقا می‌گوید غایت اخلاقی‌ای که باید در تمام اعمالمان به دنبال آن باشیم بیشترین غلبه‌ی ممکن خیر بر شر در کل جهان است. 17
1- 2-3-2-2-1-3. اخلاق وظیفه‌گرا
وظیفه‌گرایی به معنای مطالعه و شناخت وظیفه و یا به عبارت دیگر شناخت آن چیزی است که باید انجام شود. براساس این دیدگاه اوصافی مانند خوب و بد، صواب و خطا در اصل مربوط به افعال و اعمال است. طرفداران اخلاق وظیفه تلاش می‌کنند قواعد و اصولی را برای عمل بیابند که بر طبق آن اصول، عمل خوب از بد بازشناخته و در موارد خاص بتوان دریافت کدامین عمل وظیفه است و باید انجام داد و کدامین کار ناصواب است و باید ترک کرد. 18 وظیفه گرایان قواعد اخلاقی را متکی بر اراده انسان می‌دانند.
سیر در مکاتب اخلاقی نشان می‌دهد که تمام مکاتب به نوعی به انسان‌شناسی مربوطند و هر نظریه اخلاقی مبتنی بر نوع نگاه انسان‌شناسانه فیلسوف است. پس تعریف هر مکتب از اخلاق و اصول آن برگرفته از تعریف انسان و جایگاه او در نگاه انسان‌شناسانه است.
1- 2-3-3. علم اخلاق
علم اخلاق، دانش رفتارهای انتخابی و قابل تحسین و تقبیح است به عبارت دیگر علم به رفتارهای اخلاقی و شناخت فضایل و رذایل است. وظیفهی این دانش کار علمی بر روی فضیلتها و رذیلتهاست مثل دسته بندی فضایل و رذایل اخلاقی، کیفیت کسب فضایل و چگونگی از بین بردن رذیلتها و بررسی علل و عوامل جذب فضایل.
علم اخلاق، علم به رفتارهای ارزشی ، علم غیرتجربی، توصیه‌ای و قبل از وقوع است.19
1- 2-4. انواع انسان‌شناسی
پیشتر گفته شد که انسان‌شناسی در مقام شناخت جنبه‌های مختلف انسان است، که به انواع زیر تقسیم می‌شود.
1- 2-4-1. انسان‌شناسی تجربی
یکی از انواع انسان‌شناسی براساس روش‌های موجود، انسان‌شناسی تجربی یا علمی است. انسان‌شناسی تجربی نوعی از انسان‌شناسی است که با روش تجربی به بررسی انسان می‌پردازد؛ یعنی از همان روش موجود در علوم طبیعی که روش آزمایش و تجربه است برای شناخت انسان هم استفاده می‌شود؛چرا که در این نوع انسان‌شناسی، انسان به عنوان یک موجود طبیعی، همانند بقیه موجودات طبیعی تلقی می‌شود با این تفاوت که تکامل یافته‌تر از دیگر حیوانات است.
1- 2-4-2. انسان‌شناسی فلسفی
از دیگر حوزههایی که به انسان شناسی میپردازد حوزهی فلسفی است این حوزه مدعی است که از طریق تعقل میتوان به شناخت انسان رسید در حقیقت روش و متد معرفتی در این حوزه تعقل است. حکمای مسلمان در انسان شناسی فلسفی خود با برآمدن از شناسایی هستی طبیعی و ناسوتی انسان به هستی شناسی نفس او که مرتبط با عالمی برتر(مثال) است پرداخته و همت خود را صرف چیستی، ویژگیها و ارتباط آن با جسم مادی انسان کرده اند. بنابراین بیشتر حجم انسان شناسی فلسفی در حکمت اسلامی مختص نفس شناسی فلسفی است زیرا حقیقت و انسانیت انسان به نفس ملکوتی اوست. 20به طور کلی هر علمی که در مقام شناخت انسان و پاسخ به سؤالات درباره انسان باشد، انسان‌شناسی فلسفی است. پس انسان‌شناسی فلسفی شامل انسان‌شناسی دینی و عرفانی هم می‌شود.
1- 2-4-3. انسان‌شناسی عرفانی
موضوع عرفان، وجود حق و صفات و اسماء حق تعالی می‌باشد و به انسان از آن جهت که مظهر اسماء و صفات الهی است، می‌پردازد. به بیان دیگر، مجموعه مباحثی که عرفا در قالب انسان کامل به عنوان مظهری از حقیقت مطلق و تجلّی اسماء و صفات او در مورد انسان ارائه کرده اند انسان شناسی عرفانی نامیده میشود. 21از نظر عارفان مسلمان خداوند انسان را به صورت خود آفریده و بر این اساس انسان اشرف موجودات و اکمل آنهاست. هم‌چنین از نظر عرفان، انسان، ازلی، ابدی، فاضل و جامع است؛ازلی است به خاطر وجود علم در او زیرا علم ازلا در ذات حق وجود دارد و انسان دائم است به دوام حق. و فاضل است چون انسان در مرتبه‌ای متصّف به کثرت می‌شود و اما جامع بودن انسان به خاطر این است که بر جمیع حقایق علمی و عینی، احاطه دارد و چون این کون جامع در خارج موجود گشت، عالم به وجود او تمام شد22. ابن عربی در فصوص الحکم بیان کرده است که خداوند انسان را بدین سبب آفریده است تا هرگاه بر انسان تجلی کند، ذات و صفات و افعال خود را ببیند و چون انسان را آفرید او را خلیفه خود ساخت و هرچه که در صورت حق بود، از اسماء و صفات و کمالات در وی ایجاد کرد و خواست که مشاهده کند عین خویش و کمالات ذاتیه خود را که غیب مطلق بود در شهادت مطلق انسانیت، در آینه انسانی کامل، پس انسان را در میان آفریدگان برگزید تا خود را در او ببیند23.
1- 2-4-4. انسان‌شناسی دینی
مجموعهی تغییرات و توصیفات و تشریحات ادبیات و روایات و کتب دینی در مورد انسان را انسان شناسی دینی مینامند. مباحثی که دربارهی کیفیت پیدایش انسان و روحیات و خلقیات و عقاید و تکامل وجودی او در سه امتداد طولی و عرضی و عمقی، عینی، تاریخی و اجتماعی و اعتقادی و اخلاقی و فرهنگی، در این شاخه از انسان شناسی مطرح میشود. این قسم از انسان شناسی از نظر حدوث و پیدایش، قدیم ترین شاخه انسان شناسی محسوب میشود که تمامی هویت اجتماعی او را از اعتقاد و اخلاق و اقتصاد و سیاست بیانگر است. 24
1- 2-5. حقیقت انسان در رویکردهای مختلف
هر یک از رویکردهای انسان‌شناسی حقیقت انسان را به گونه‌ای خاص تبیین می‌کنند. رویکردهای فلسفی و دینی معمولا انسان را دو بُعدی می‌دانند ولی رویکردهای زیستی انسان را مادی و به شکلی تک بُعدی ترسیم می‌کنند. ما در اینجا فقط به رویکردهای کلی‌نگر؛یعنی فلسفی و عرفانی توجه می‌کنیم.
1- 2-5-1. حقیقت انسان در عرفان
در عرفان نظری حقیقت انسان غیر از آن چیزی است که فیلسوفان بیان کرده‌اند ، البته هر دو گروه انسان را مرکب از روح و بدن می‌دانند ، با این تفاوت که عارفان حقیقت انسان را همان لطیفه ربانی می‌دانند که حق تعالی از روح خو

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام خمینی، انسان شناسی، شناخت انسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره عقل مستفاد، حکمت متعالیه، حکمای اسلامی