منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، از خود بیگانگی، بی هنجاری، سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

خطوط و جریان ارتباطات، ناشی از وضعیت ساخت پایگاه، گروهها و قشرهای اجتماعیای است که نه تنها منافع و ارزشهای آنها متفاوت است بلکه ناسازگار نیز هست. این وضعیت موجب تقویت توان بیسازمانی اجتماعی میگردد. لذا اگر چه مردم طبق نیازمندیها و هنجارهای موقعیت خاص خودشان در جامعه زندگی میکنند، اما ممکن است دارای اهدافی متقاطع باشند (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14) و در صورت رواج بیسازمانی، دولت باید هزینههای زیادی را برای درونی کردن ارزشهای عمومی در بین جوانان صرف کند تا این ارزشها درونی گردد و در صورت عدم توفیق در این کار، مسأله هنجار شکنی رواج پیدا کرده و امنیت مردم به مخاطره میافتد.
3-10-2)از خود بیگانگی:
از خود بیگانگی، نوعی بیماری روانی است که موجب میشود انسان از خود دور شده و کیفیات و حالات دیگری را به جای واقعیت و حقیقت خود بنشاند. به عبارت دیگر بیانگر حالتی است که در آن شخصیت واقعی انسان زائل میگردد و شخصیت بیگانهای در آن حلول میکند. از نظر جامعه شناختی، به معنی از هم گسیختن پیوند فرد با دیگران و نیز مترادف با بیزاری در احساس و دور افتادگی یا جدایی فرد از دیگر افراد بشر، از کشور، از کار و یا خدا است (ستوده،‌1372: 50). از خود بیگانگی؛ آزادی افراد جوامع توسعه نیافته را در چنبر حرص و آز نظام جهانی سرمایه داری، محدود و محدودتر میکند آن گونه که افراد، حسابگر و غیر احساساتی، خشک و ماشینی میشوند.
با توجه به همین ویژگیهاست که صاحبنظران بر این اعتقادند که با غلبهی غربگرایی، مصرفگرایی بر زندگی انسان، فردیت و آزادی او به خطر میافتد و پول به طور همزمان؛ منبع آزادی و از خودبیگانگی انسان میشود. در چنین شرایطی، فرد به غیر از «خود»، با «جامعهی خود» نیز بیگانه میشود. گویی انبوهی از بیگانگان، برای نفع شخصی، مجبور به تعامل اجتماعی شدهاند که این مسأله به نوبهی خود؛ بیگانگی را دامن میزند. از سوی دیگر، توسعهی اقتصاد پولی و گسترش محاسبه و حسابگری؛ رقابت را در جوامع، تشدید مینماید و بالطبع تمایز و منفرد بودن «فرد» را تقویت میکند که به نوبهی خود، انزوا و از خود بیگانگی را به دنبال دارد (لرنی، 1383: 266). زمانی که ارتباط «من اجتماعی» فرد با محیط اجتماعیاش ضعیف میشود، فرد به هنجارشکنی روی میآورد و این «از خود بیگانگی» دارای سه وجه است : 1- انزوای اجتماعی 2- احساس بی قدرتی 3- بی هنجاری (بخارایی،1386 : 287). از خود بیگانگی غیر از اینکه افراد جامعه را به حاشیه میبرد و انزواطلبی را گسترش میدهد میتواند منشأ مسائلی چون عدم رعایت ارزشهای جامعه، ترویج فرهنگ بیگانه، رواج مصرفگرایی و اعمال هزینههای غیر ضروری بر دوش خانوادهها و دولت نیز باشد. از خود بیگانگی در جامعهی ایران در اثر اهمیت قائل شدن برای ارزشهای نوین در مقابل ارزشهای سنتی و دینی به وجود میآید. این پدیده در بین جوانان بیشتر رایج است زیرا ارزشهای نوین را بدون اینکه بین جلوههای ارزشی آن تفاوتی قائل باشند میپذیرند که این مسأله باعث دوری آنها از ارزشهای دینی و در نتیجه افزایش هنجارشکنی در جامعه خواهد شد.
3-10-3) نابرابری اجتماعی:
نابرابری اجتماعی به شرایطی گفته میشود که در آن اعضاء مختلف یک جامعه درآمد، شأن، امکانات و فرصتهای متفاوتی دارند و این شرایط با احساس محرومیت نسبی و بی عدالتی اجتماعی همراه است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 18). در این حالت، اکثر افراد یک جامعه خود را محق داشتن چنین شرایطی نمیدانند.در واقع دلیلی که باعث شده نابرابری اجتماعی جزء مشکلات ذهنی مردم در ایران محسوب شود این است که نابرابری اجتماعی در اثر حالتی روانی به وجود میآید که به ذهن افراد مربوط میشود.تفاسيرمختلف نظريه‌پردازان و جامعه‌شناسان دوره‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه نابرابري اجتماعي پديده‌اي تاريخي است و در همه دورانها در جامعه‌هاي بشري بوده است. ساختهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي سبب انگاره نابرابري در بهره‌گيري از موقعيتهاي اجتماعي هستند. براي نمونه ساخت اجتماعي‌اي كه بر تبعيض نژادي تكيه دارد و يا دسته‌اي از شهروندان را پست‌تر از ديگران مي‌بيند، نوعي بيماري اجتماعي است كه بر وجود نابرابري اجتماعي در جامعه دامن مي‌زند. از اين رو ترديدي نيست كه همهی قشرها در جامعه نابرابري را ناپسند مي‌دانند(گرب، 1373: 93).البته باید توجه داشت که این مشکل در حال کاهش است ولی در بعضی موارد ملاحظه شده که افراد بر اساس قومیت و یا نژاد، از برخی امکانات و امتیازات بهتر توانستهاند استفاده کنند که برای افرادی که از این امتیازات بی بهره بودهاند، نوعی دغدغه ذهنی را به وجود آورده است.
3-10-4) بی هنجاری:
منظور از مفهوم « بی هنجاری 92» یک وضعیت بی قاعدهگی است که در این شرایط، افراد قادر نیستند بر اساس یک نظام از قواعد مشترک ارتباط متقابل برقرار کنند و نیازهای خود را ارضا نمایند. در نتیجه، نظم فرهنگی و اجتماعی از هم میپاشد. به عبارت دیگر آنومی به معنای شرایط بیهنجاری است، یعنی خلاء اخلاقی، تعلیق قواعد و گاهی بی قانونی است. بی هنجاری در واقع نشان دهنده شرایطی است که رفتارها از قبل به طور هنجاری معین شده و با یک بحران اجتماعی، وضعیت تعادل جامعه بر هم ریخته است، در نتیجه ضرورت وجود و عمل به سنت مقرر را تضعیف میکند و به این ترتیب بیهنجاری گستردهای به وجود میآید که به زعم پارسونز به مفهوم «اختلال کامل نظم هنجاری است» (گرب، 1373: 93).
در واقع، بیهنجاری دلالت بر وضعیتی دارد که در آن هنجارهای اجتماعی که سلوک فردی را نظم میبخشند، در هم شکسته شده یا تأثیر خود را به عنوان قاعده رفتار از دست داده باشند. بی هنجاری اگر بیش از حد گسترش یابد؛ دامنه وسیعی از شرایط اجتماعی و حالتهای روانی را نیز شامل میشود. بی سازمانی شخصی، آشفتگی فرهنگی، بی اعتمادی متقابل و مانند آن از این موارد است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 12). رعایت هنجارها در جامعهی ایران که دارای هنجارهای سنتی و مدرن است از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورتی که پدیده آنومی در بین افراد رخ دهد این ارزشها و هنجارها دچار اخلال خواهند شد که در این صورت جامعه را به واکنش وا میدارد. به هر حال پدیده آنومی و یا رعایت نکردن هنجارهای جامعه در بین گروههایی از افراد در جامعهی ایرانی اتفاق میافتد که این امر به افزایش میزان جرم و جنایت و کاهش امنیت اجتماعی منجر میشود.
3-10-5)شکاف نسلی:
تمایز نسلی به معنی وجود تفاوتهای معرفتی، بینشی، گرایشی، ارزشی و رفتاری میان دو نسل با وجود پیوستگیهای کلان متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14). مسألهای که در تمایز نسلی مورد توجه است، شکاف به وجود آمده در ارزشهای مورد پذیرش نسلهای مختلف است. یعنی اینکه مجموعه ارزشهایی که برای یک نسل مورد اهمیت است، در صورتی که به وسیله جامعه پذیری صحیح برای نسل بعدی آن جامعه مورد قبول نباشد، این ارزشها تضعیف میگردندد. برخورد بین اخلاق و رسوم اخلاقی دو نسل نیز میتواند عاملی برای پیدایش انحرافات و مسائل اجتماعی گردد.
وقتی یک نظام اخلاقی مورد تفسیر و تهدید قرار گیرد یا در مرحله تجزیه واقع گردد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آنهاست در جلوگیری از تفسیر آن کوشا میشوند و در مقابل، عده زیادی خواستار دگرگونی آن میشوند؛ در نتیجه بین دو گروه اجتماعی برخورد و ستیز در میگیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش انحرافات اجتماعی پیدا میشود. ارتباط و وابستگی متقابل امور اجتماعی موجب میشود که یک مسأله اجتماعی به پیداش مسائل اجتماعی دیگر کمک کند (شیخاوندی، 1372: 172). مسألهی تمایز نسلی در ایران از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا جامعهی ایران از یک طرف دارای بافت جمعیتی جوان بوده و از سوی دیگر دارای ارزشهایی است که از طرف جوامع غربی با تبلیغات گسترده، مورد هجوم قرار میگیرد که این عوامل باعث میشود که تمام مبادی ذی ربط همچون خانواده، نظامهای گسترش فرهنگی چون نظام آموزشی در خصوص درونی کردن ارزشهای اسلامی،ملی تلاش خود را به کار ببرند تا این ارزشها از طریق درونی شدن برای نسلهای بعدی، حفظ گردند.
3-10-6) اخلال در سرمایه اجتماعی:
سرمایه اجتماعی را میتوان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در آن سهیم هستند(فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14).
در واقع در سطح ملی نیز ارزشهایی وجود دارد که برای آن ملت از ارزش بالایی برخوردار میباشد و به عنوان سرمایه تلقی گردد که در صورتی که این ارزشها تضعیف گردند به قوام و پایداری جامعه صدمه وارد خواهد شد. مسائل ذکر شده از جمله مشکلاتی بود که امنیت ذهنی مردم را با اخلال مواجه میکند. بدیهی است که موارد ذکر شده ارزشهای جمعی را تهدید کرده که در این حالت هر چند که نهادهای رسمی تلاش دارند که از این مسائل جلوگیری کنند ولی خود مردم نیز در جهت حفظ ارزشهای خود تلاش میکنند (رحمتی، 1389: 95-88).

جمعبندی فصل سوم:
امنیت اجتماعی، یکی از حساسترین و مهمترین امنیتها به شمار میرود و به توانایی یک جامعه برای حفظ و تداوم هویت خود در شرایط بحرانی و یا در مقابله با تهدیدات واقعی وبالقوه اشاره دارد چرا که اگر امنیت در جامعه، به صورتی باشد که انسانها نتوانند نمودار آینده خود را بر اساس گذشتهی خویش ترسیم کنند، رشد و توسعه امکان پذیر نخواهد شد.
در خصوص نوع نگاه به امنیت اجتماعی دیدگاههای متفاوتی ذکر گردیده و برخی از متفکرین امنیت اجتماعی را در دیدگاهی کلان و همسنگ با امنیت ملی دانسته و برخی دیگر نیز امنیت اجتماعی را در معنای محدودتری دیده و آن را یکی از زیر شاخههای امنیت ملی میدانند.
امنیت اجتماعی، یکی از ابعاد رویکرد پنج بعدی باری بوزان به مقوله امنیت است. دیگر بخشهای این رویکرد عبارتند از: امنیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و محیطی.
در ادامه بحث امنیت اجتماعی را با نظریات پارسونز، مارکس و تونیس مورد مطالعه قرار دادیم و براساس گفتههای این فصل میتوان این چنین برداشت کرد امنیت اجتماعی که در هر جامعهای ارزشهای جمعی هستند، با ایجاد وفاق و همبستگی در جامعه، همنوایی افراد را افزایش میدهند که در این صورت به تحقق امنیت اجتماعی کمک میکند زیرا با کاهش جرم و جنایت که در اثر ارتقاء انسجام در ارزشها محقق میشود، امنیت اجتماعی نیز از ثبات بالاتری برخوردار میشود. از سوی دیگر اگر امنیت اجتماعی در هر جامعهای از درجه بالایی برخوردار باشد، باعث تقویت انسجام ارزشی شده از ثبات بالایی برخوردار میکند.
با توجه به جایگاه و اهمیت همین ارزشها است که هر ملتی حول ارزشهای خاصی شکل میگیرد و این ارزشها از اهمیت بالایی برخوردار خواهدشد.
بر اساس همین ارزشها فرهنگ خاصی در جامعه به وجود میآید و مجموعه هنجاری شکل ميگیرد که اگر این هنجارها که بر اثر ارزشها شکل گرفته است، در جامعه رعایت نشود، جامعه دچار اخلال و ناامنی میگردد.آنچه که در بحث امنیت اجتماعی اهمیت پیدا میکند، بعد ذهنی، عینی است که به آن پرداخته شد.
امنیت اجتماعی حق مسلم تمام انسانهاست، از این رو اگر تمام بخشهای مختلف اجتماع در کنار هم قرار گیرند سبب ایجاد اجتماع امنیتی با ثبات میشود. عوامل بسیاری باعث شده که از نظر ذهنی نوعی نگرانی در جامعه بوجود آید و در امنیت تأثیر بگذارند.
در مقوله امنیت عینی میتوان به وقوع جرم و جنایاتی اشاره کرد که در سطوح جامعه اتفاق میافتد. وقوع جرم و هزاران اتفاق در جامعه بدون تردید نیازمند دستیابی به امینت اخلاقی است. صاحب نظران معتقدند که دستیابی به امنیت اخلاقی و اجتماعی نیازمند بازنگری همهجانبه در تجربیات پیشین است.

آنهااعتقاد دارندکه کالبدشکافی وجوه امنیت اخلاقی واجتماعی بدون درنظر گرفتن تعامل ظریف وپیچیده آنها با امنیت روانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نقد ساختار هر یک از اجزای یاد شده در کلیت جامعه و نظام امکانپذیر نیست.
ضرورت رفع خلأهای قانونی و ابهام از قوانین موجود بهویژه در زمینه پدیدههای ناهنجار اجتماعی با استفاده از فقه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، نظام اجتماعی، تأمین اجتماعی، مواد مخدر Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فضای مجازی، امنیت اجتماعی، فرهنگ سازی، صاحب نظران