منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، نظام سیاسی، استفاده از زور، کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

متنوعی وجود دارند که قابلیت تأثیرگذاری بر محیط سیاسی کشورها را پیدا میکنند. در جوامع بسیار پیچیده، هر نظام سیاسی صرفاً تحت تأثیر نیروهای ورودی و خروجی ساده قرار نمیگیرد، بلکه نیروها وعناصر متنوعی وجود دارند که شرایط لازم برای تأثیر گذاری بر محیط اجتماعی را به دست میآورند. در این فرآیند، سیستم سیاسی، مطالبات و حمایتهای خود را از عرصههای اجتماعی و بینالمللی کسب میکند. این امر را میتوان زمینه ساز کسب مواد خام برای فعال سازی سیستم دانست. تصمیمات الزامآور در نظامهای سیاسی تحت تأثیر نیروها و عوامل متنوعتر شکل میگیرد.اگر نهادهای اجتماعی قابلیت تطبیق خود با محیط بینالملل و فرآیندهای سیاسی ناشی از آن را نداشته باشند، در آن شرایط با جلوههایی از عدم تعادل مزمن رو به رو خواهند شد. این امر نشان میدهد که شکل بندیهای قدرت و سیاست، صرفاً تحت تأثیر اراده نظام سیاسی قرار ندارد و نیروهای مختلفی میتوانند بر فرآیندهایی سیاسی تأثیر بگذارند. نظامهای سیاسی برای محور سازی نیروهای گریز از مرکز و همچنین حداقل سازی فضای عدم تعادل، نیازمند ایجاد نهادهای متنوع برای «کنترل اجتماعی55» میباشند. به عبارت دیگر هر نهاد اجتماعی میتواند «مرزهای معنادار» جدیدی را تولید کند. لومان بر این باور است که بدون شکل گیری تحرک و کنشگری چنین نهادهایی، نظام سیاسی و اجتماعی در «شرایط آنومی56»و ناپایداری قرار خواهد داشت (لانک و شیمانگ، 1388: 85).
این امر نشان میدهد که از یک سو نظامهای اجتماعی و سیاسی نیازمند تحرک، تحول، دگرگونی و بازتولید میباشند و از سوی دیگر، چنین نظامهایی با پدیدههای جدید و متنوعی روبه رو میشوند، پدیدههایی که ماهیت قدرت را دگرگون میسازند. قدرت در اندیشههای لومان صرفاً مربوط به ساختار سیاسی نیست. در بسیاری از مواقع، کاربرد قدرت توسط ساختار، با مقاومت نیروهای اجتماعی و بینالمللی رو به رو میشود. این امر بیانگر جلوههایی از افزایش پیچیدگی ساختار کنش اجتماعی است. به هر میزان بازیگران متنوعتری در شکل گیری حوادث تاریخی و رویدادهای سیاسی نقش آفرین باشند؛ میزان کنترل نهادهای سازمان یافته سیاسی کاهش بیشتری خواهد یافت. چنین فرآیندی، نظامهای سیاسی را با پدیدههای بیثباتی مزمن، تدریجی و مرحلهای رو به رو میسازد. اگر چنین روندی ادامه یابد، زمینههای جنگ نرم ایجاد خواهد شد (مونکلر، 1384: 45).«به طور کلی یکی از مهمترین دلایل چنین وضعیتی را میتوان فقدان و ناکارآمدی نخبگان سیاسی مقاوم در برابر فساد دانست، نخبگانی که ورود به دستگاههای دولتی را مکانی برای سودجویی تلفی نکنند بر خلاف تصور رایج که در بحث مربوط به علل جنگهای نرم و چگونگی خاتمه دادن به آن شنیده میشود، فقر و فساد و خشونت را میتوان در زمره عواملی دانست که زمینه گسترش منازعات درون اجتماعی را به وجود میآورد» (مونکلر، 1384: 6).به عبارت دیگر، میتوان به این جمع بندی رسید که جنگ با سلاح، کارکرد خود را از دست داده است. در بسیاری از مواقع، راهبردهای امنیتی بر تولید تصاویر تأکید دارد. استفاده از تصاویر به منزله ابزاری برای پیشبرد جنگ نرم تلقی میشود. این امر مسیری تعیین کننده برای تدام فریند نامتقارن سازی جنگ محسوب میشود. از آنجا که این گونه تصاویر برای تضعیف آمادگی شهروندان در پشتیبانی از تصمیمات سیاسی دولت مورد استفاده قرار میگیرند، هر گونه نظارت، کنترل و سانسور آنها نیز تبدیل به وسیلهای برای محافظت و دفاع گروههایی میشود که مورد تهاجم قرار میگیرند (مونکلر، 1384: ص45).به این ترتیب ، زمینههای شکل گیری جنگ نرم در حوزههای ژئوپلیتکی خاص وجود دارد، حوزههایی که از یک سو زمینههای کنش و نقش آفرینی بازیگران مؤثر در نظام بینالملل وجود دارد و از سوی دیگر، میزان همبستگی اجتماعی در آنها محدود خواهد بود. بنابراین، طبیعی است که درجات بالایی از منازعه و پراکندگی در قالب جنگ نرم در آنها ایجاد شود. این امر نشان میدهد که شاخصهای محیط ژئوپلیتکی جنگ نرم با نشانههایی از جمله: منازعه، پراکندگی، فشار سیاسی و رویارویی پیوند مییابد.
2-14-3)نظریات و نظريه پردازان پست مدرن57:
به طور کلی بر خلاف نظریه پردازان سنتی و مدرن که بیشتر بر عوامل محسوس و سختافزاری قدرت تأکید داشتند، در نظریات پست مدرن، قدرت ماهیتی چند لایه مییابد و دارای مرکزیتی نیست. نظریه پردازان این گروه افرادی نظیر فردریک نیچه58 مارتین هایدگر59 میشل فوکو60 و ژان فرانسوالیوتار 61 هستند. در نظریات پست مدرن نیز تأکید بیشتر بر اقتدار به جای قدرت و اعتقاد به نرمافزاری و فرهنگی شدن ماهیت قدرت است.
این نظریه پردازان که تأملات نظری خود را به اقتضای توجه به خلاقیتها و انگیزشهای فردی انسان تدوین میکنند. سطح بازی جهانی و یا تعامل قدرت در سطح جهانی را بین فرد تا عرصهی جهانی میدانند و معتقدند با جایگزین کردن «امنیت تدبیر ساز62» قشری انسان به جای عکسالعمل طبیعی و فرو عقلی وی قادر است کمیت زندگی و دستاوردهای آن را بهبود بخشد.
در جهان پسامدرن که رسانه‌های ملی و جهانی ما را با انبوهی از تصاویر (همان‌گونه که بخش‌های خبری تلویزیون، رویدادهای متنوعی را از نقاط مختلف جهان، به سرعت به نمایش می‌گذارند) بمباران می‌کنند، هویت ما ممکن است از طریق تجربه‌هایی که در زندگی روزمره، کسب می‌کنیم نیز از طریق رویارویی با حوادث دوردست که از طریق رسانه‌های گروهی به ضمیر خودآگاه ما وارد می‌شوند، شکل گیرد (مویر، 1379: 56).
جنگ تبلیغاتی یکی از ابزارهای نرمِ قدرت سیاسی است که در سیاست کلان هر دولت درکنار سایر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی به‌منظور تحقق اهداف سیاست‌ خارجی عمل می‌کند.
جنگ تبلیغاتی نوعی جنگ روانی است که می‌توان اینگونه تعریفش کرد: استفادة برنامه‌ریزی شدة دولت از اقدامات تبلیغاتی در زمان جنگ یا حالات فوق‌العاده به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ها، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دشمن، دوست و بی‌طرف به منظور کمک به تحقق سیاست‌های دولت (معاونت فرهنگی سپاه، 1382).
جنگ تبلیغاتی را جنگ روانی، جنگ نرم، جنگ بدون خونریزی و جنگ سردِ اعصاب برای کنترل ذهن و اراده مردم و شکستن اراده دشمن نیز تعریف کرده‌اند.

جمعبندي فصل دوم:
در فصل دوم سعی بر آن شد که به تبيين مفاهيم مرتبط با جنگ نرم و تفاوتها و اشتراكات آن با جنگ سخت اشاره شود. جنگ نرم به دنبال ايجاد تحول در جوامع مختلف با تكيه بر تغيير ديدگاه‌ها و نگرش‌هاي بازیگران میباشد. جنگ سخت با اتكا به قدرت سخت، شامل ابزارهاي مادي، نيروي نظامي و اقتصادي ميباشد. قدرت نظامي در هر كشور، نهاد اصلي قدرت سخت در آن كشور به حساب ميآيد و به توان اقتصادي، قدرت نيمهسخت ميگويند. اما جنگ نرم با اتكاء به قدرت نرم انجام ميشود. قدرت نرم، توانایی نفوذ و تأثير بر افكار، انديشهها و اذهان با هدف تحميل خواست و اراده از طريق جلب نظر و متقاعد ساختن ملت و دولت هدف بدون استفاده از زور و فشار فيزيكي است. تفاوت جنگ نرم و جنگ سخت را ميتوان چنين برشمرد:
1- شيوهها و روشهاي جنگ سخت، زور و اجبار با تكيه بر قدرت سخت است، در حالی كه در جنگ نرم از شيوه و روش القاء، اقناع و متقاعدسازي استفاده ميشود.
2- جنگ سخت، مادي، فيزيكي و تخريب به قصد تصرف، اشغال و خسارت وارد كردن است، در حاليكه هدف اصلي جنگ نرم، تغيير ذهنها، باورها، عقائد و ارزشها و تأثيرگذاري بر فرآيند انتخابها و تصميمگيريها و تغيير الگوي رفتاري در حوزههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي است.
3- قلمرو جنگ سخت، امنيتي ، نظامي است، در حالي كه قلمرو جنگ نرم، اجتماعي، سياسي و فرهنگي ميباشد.
4- جنگ سخت، عيني، ملموس، قابل مشاهده و اندازهگيري است، در حاليكه جنگ نرم، غير ملموس و داراي فرآيندهاي بسيار ظريف، پيچيده و نتيجهی پردازشهاي ذهني نخبگان است.
5- جنگ سخت به دليل ملموس بودن، افكار عمومي را برانگيخته و عكسالعملهاي جدي و آني مردمي را به دنبال دارد، لكن در جنگ نرم به دليل غير ملموس بودن، حساسيت عمومي بر انگيخته نميشود و صرفاً عكسالعملهاي بسيار محدود و كند از ناحيهی برخي نخبگان به وجود ميآيد.
6- آثار و پيامدهاي جنگ سخت و جبران آن در كوتاه مدت ممكن است، اما آثار و پيامدهاي جنگ نرم پايدار خواهد بود و بر همين اساس، خسارات و تبعات جنگ نرم به راحتي قابل جبران نميباشد به اختصار، جنگ نرم به مثابه نوعی منازعه مانند سایر منازعات دارای اهداف خاص از اهداف حداقلی تا اهداف حداکثری است. هدف جنگ نرم تغییر در ارزشها و باورهای مسلط جامعه است. جنگ میان شیوههای مختلف تفکر، ارزشها، افکار و نبرد میان فرهنگ و تفکر بومی با فرهنگ و تفکر مهاجم بهمنظور تسلط بر افکار و رفتار جامعه هدف میباشد. سرنوشت این جنگ در یک فرآیند آرام و خزنده بهشدت بر ظرفیتها و تواناییهای فرهنگها در جذب افکار عمومی بستگی دارد.

فصل سوم:

امنیت و امنیت اجتماعی

مقدمه :
استقرار امنیت همهجانبه در حوزههای گوناگون کشور، از جمله کارکردهای حکومت تلقی میشود که امنیت اجتماعی از این مقوله مستثنی نیست. امنیت اجتماعی باعث توانمندی جامعه و تحکیم کیان نظام سیاسی بهویژه در شرایط متحول در برابر آسیبها و تهدیدهای درونی و بیرونی است و از نیازهای اولیهی ایمنی هر نظام به شمار میرود. امنیت اجتماعی به مثابه روح حیاتبخش بر روابط افراد، اعضاء و گروههای اجتماعی غالب است. استقرار امنیت در مناسبات اجتماعی سبب ایجاد نگرش مثبت در افراد نسبت به نظام سیاسی و تولید بستر مناسب برای برنامهریزی و تصمیمگیری در ارتقاء بنیان نظام سیاسی میباشد. امنیت اجتماعی با ایجاد شرایط تعادل پایدار در جامعه باعث افزایش میزان مقبولیت نظام سیاسی میشود.کالبدشکافی امنیت اجتماعی از ظرافت خاصی برخوردار است. اين فصل بر آن است تا مفاهیم مرتبط با امنیت اجتماعی را به صورت مفصل بررسی نماید. به بیان دیگر، در این فصل سعی بر آن است تا مفهوم امینت، امنیت اجتماعی، نظریات مرتبط با آن و نظریهپردازان برجسته در این حوزه و شاخصهای مرتبط با امنیت اجتماعی به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته تا بتوان در فصول بعد به بررسی این حوزه با حوزه جنگ نرم پرداخت.
3) امنیت :
3-1)مفهوم امنیت63: ا اا
تعریف «امنیت» همواره با مشکلات خاص خود همراه بوده است (Mcsweeney, 1999: 52) و مقولهای کهن و دیرینه است که با جوهر هستی انسان پیوندی ناگسستنی دارد (روشندل، 1374: 3). ادر تعريف لغوی، امنيت عبارت از «محافظت در مقابل خطر، احساس ايمني و رهايي از ترديد.» (بوزان، 1378: 52). امنیت یک مفهوم چند وجهی است و به همین جهت درباره معنای آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد. تعاریف مندرج در فرهنگهای لغت درباره مفهوم کلی امنیت، بر روی «احساس آزادی از ترس» یا «احساس ایمنی» که ناظر بر امنیت مادی و روانی است، تأکید دارند (ماندل، 1387: 36). در فرهنگ «عميد» ايمني، آرامش و آسودگي(عمید، 1379: 233)، در فرهنگ دهخدا به معنی بیخوفی، راحت و آسوده، جای امن، مملکت را امنیت دادن (دهخدا، 1372: 2894) و در فرهنگ «المنجد» اطمينان و آرامش خاطر (معلوف، 1374: 18) معنا شده است. در اصطلاح سیاسی و حقوقی نیز امنیت به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و امنیت بین المللی به کار برده میشود (آشوری، 1379:39). در «فرهنگ لغات» امنيت به معناي ايمن شدن، در امان بودن و بدون بيم و هراس بودن آمده است؛ به عنوان مثال در فرهنگ «معين» امنيت به معناي ايمن شدن، در امان بودن و بي بيمي تعريف شده است(معین، 1363: 247)، مفهوم خاص «امنیت» عبارت است از: «مصونیت کامل جان، مال و ناموس مردم از هر گونه تعرض و گزند که مهمترین ضروریات زندگی اجتماعی است و تأمین آن، یک اصل و برای سلامت و بقای هر جامعه، حیاتی است.» (قربان حسینی، شهریور1376: 30).به کارگیری واژه امنیت دارای تاریخی طولانی است که ریشه آن به قدمت تاریخ بشر است. این واژه توسط «سیسرو»64 و«لاکرتیوس»65 به یک حالت روانشناختی و فلسفی ذهنی یا احساس درونی آزاد شدن از حزن و اندوه تعریف شده و بعدها در تاریخ رومیان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ایالات متحده، آداب و رسوم، عملیات روانی، تهاجم فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، نهادهای اجتماعی، نظام اجتماعی، کنش اجتماعی