منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، استفاده از زور، تحلیل اطلاعات، نظام حکومتی

دانلود پایان نامه ارشد

با تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده، سؤال اصلی را تبیین مینماید. بر این اساس میتوان مراحل کار را به ترتیب زیر دستهبندی کرد:
الف: مراجعه به کتابخانهها و سایتهای اینترنتی برای جمعآوری اطلاعات و مطالعه اسناد
ب: تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده
ج: طبقهبندی اطلاعات
د: تبیین سؤال اصلی با استفاده از اطلاعات جمعآوری شده
ه: به رشته تحریر در آوردن نتایج ،رویکرد پژوهش نیز جامعه شناسی تاریخی و سیاسی و اجتماعی است.

1-11- سازماندهی پژوهش:

این پایان نامه در پنج فصل تنظیم گردیده است:
فصل نخست :کلیات طرح پژوهش است که شامل طرح مسأله تحقيق، روش پژوهش، سؤال و فرضيههاي تحقيق وچارچوب نظری و الگوی تحلیل است.
فصل دوم : به مبانی نظری جنگ نرم میپردازد که در آن ابتدا به واژه شناسی جنگ نرم یا تعریف مفاهیم مربوطه پرداخته می شود و سپس دیدگاه های نظری مختلف پیرامون نقش جنگ نرم مورد بررسی قرار می گیرد.
فصل سوم: تحت عنوان امنیت ،وامنیت اجتماعی است که در آن ابتدا به واژه شناسی امنیت اجتماعی یا تعریف مفاهیم مربوطه پرداخته می شود و سپس دیدگاه های نظری مختلف پیرامون نقش امنیت اجتمائی مورد بررسی قرارمی گیرد.
فصل چهارم : به بررسی ابزارهای جنگ نرم به ویژه فضای مجازی (رسانه، اینترنت، ماهواره، شبکه های اجتماعی) به طور مفصل پرداخته می شود.
فصل پنجم : در این فصل به مطالعه تاثیرجنگ نرم بر امنیت اجتماعی ایران در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد یعنی از سال 1384 تا 1392 میپردازد.
قسمت آخر نتيجه گيری و ارائه راهکار است .

فصل دوم:

جنگ نرم

مقدمه:
جنگ نرم در مقابل جنگ سخت در عرصه بینالملل مطرح است. استفاده از قدرت نظامي و اقتصادي، اغلب ديگران را وادار مي‌كند تا موضع خود را تغيير دهند. قدرت سخت با استفاده از ابزار تشويق (هويج) يا تهديد (چماق) بر کشور هدف تأثیرگذار است. اما گاهي میتوان بدون استفاده از زور و یا ابزارهای تشویق و یا تهدیدویا هویج وچماق به نتایج دلخواه دست یافت که از آن در عرصه سیاست بینالملل به چهره دوم قدرت ياد مي‌شود. در این روش سعی میشود که با استفاده از قدرت نرم ارزش هاوالگوهای مورد نظر را برکشور هدف غالب کرد و با استفاده از اقناع و قدرت جذب نیت خود را به کشور هدف منتقل و طوری حرکت کرد که بازیگران مورد نظر مطابق با میل و خواسته ما قدم بردارند و دیگران را وادار به خواستن نتایجی نمود که شما میخواهید وبه دنبال آن هستید؛ لذا در دستور کار قراردادن و جذب دیگران مهم است به طوری که در آن نیازی به استفاده از زور و تهدید نباشد.توضیحات بالا بن مایه مفهوم جنگ نرم را بیان می کند. در این فصل به طور مبسوط به تاریخچه شکل گیری، تعاریف،اهداف، بازیگران، نظریهپردازان، ابعاد و ویژگیهای جنگ نرم خواهیم پرداخت.
2-1)جنگ و انواع جنگ:
درباره جنگ نیز، همانند سایر مفاهیم، تعریفهاى مختلفى بیان شده است که هر یک بیانگر نگرش خاصى، به جنگ است. به عنوان مثال، «هدلى بال» جنگ را خشونتى سازمان یافته مى‏داند که دو یا چند کشور علیه همدیگر انجام مى‏دهند. این تعریف، جنگهاى داخلى را در برنمى‏گیرد.«کلاو زوتیس» معتقد است جنگ، به کارگیرى حد اعلاى خشونت در راه خدمت به دولت یا کشور است. البته همه جنگها در راه خدمت به دولت و کشور صورت نمى‏گیرد. در مجموع، به نظر مى‏رسد تعریفى که کوئینى از جنگ ارائه مى‏دهد، جامع تر از تعریف هاى بالا باشد. وى مى‏گوید: جنگ هنر سازمان دادن و به کارگرفتن نیروهاى مسلّح براى انجام مقصود است (نخجوان، 1317: 35-19).
جنگ به منزلۀ بخشي از طبيعت بشر شناخته مي شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب‌ها داشته و با رويكردهايي مختلف تقسيم شده است. شناخته ترين نوع آن تقسيم بندي، بر اساس شدت جنگ است که آن را به منازعات كم شدت، شديد و تمام عيار، صورت‌بندي مي‌کند. در نوع دوم، جنگ را از نظر به‌كارگيري سلاح به طيف‌هاي جنگ گرم و سرد تفكيك مي‌كنند. همچنين جنگ از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، نيمه پنهان و پنهان تقسيم شده است. نوع ديگر دسته بندي از حيث موضوع جنگ است که به سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي دسته بندي شده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تسلیحات موجب جنگ نمیشود بلکه بیشتر نشانه و نتیجه بدگمانی، دشمنی و منازعه میان جوامع هستند. «فردیک شومان»15 با یادآوری این اعتقاد قدیمی صلح دوستان که تسلیحات به جنگ منجر میشود و خلع سلاح به صلح مینویسد: در واقع، عکس این حکم صحیحتر است: ماشینهای جنگی تنها هنگامی مختصر میشوند که صلح محتمل به نظر میرسد، انتظار منازعه به رقابت تسلیحاتی میانجامد و تسلیحات نیز در اثر جنگ افزایش مییابند ( Schuman ,1953, p: 230).
«هانس جی.مورگنتا»این حکم موجز را به دست میدهد انسانها به دلیل در اختیار داشتن سلاح باهم نمیجنگند؛برعکس، بدان دلیل سلاح در اختیار دارند که آن را برای جنگیدن ضروری میدانند(Morgenthau,1967, p: 239 .(
برخی دیگر بر این اعتقاد هستند که رشد مستمر بودجههای دفاعی و زرادخانههای تسلیحاتی غالباً بیشتر، محصول فشارهای سیاسی یا اقتصادی داخلی هستند تا نتیجه الزامهای واقعی امنیت نظامی مؤثر (دوئرتی و فالتزگراف،1384: 533).
نظریهپرداز دیگری نیز میگوید: از جنگ افزارها میتوان اساساً برای چهار هدف استفاده کرد: بازداشتن دشمن از توسل به جنگ، دفاع از خود در صورت عدم توفیق بازدارندگی، دست زدن به جنگهای تجاوزکارانه، یا مبادرت به ارعاب سیاسی. بدینترتیب، سلاحها به عنوان اسباب منازعه، ابزارهایی خنثی هستند که میتوانند به وسیله مهاجم و یا مدافع مورد استفاده قرار گیرند (Howard,1983:67 ).
«وگتیوس»16استراتژیست رم باستان، نوشته است اگر خواهان صلحید مهیای جنگ گردید در قرون معاصر تعدادی از نظریهپردازان اندیشههای دیگری در باب رقابت تسلیحاتی و نقش آن در جنگ و صلح داشتهاند.
بايد دانست كه به رغم اهميت موضوع و تحقيقات گسترده و پردامنه در مورد جنگ، تعريف واحد و قابل قبول دانشمندان علوم اجتماعي ، دربارهي آن ارائه نشده است. هر يك از محققان، با تكيه بر جنبهي خاصي از پديدهي جنگ، تعريفي از آن ارائه ميدهند؛ تنها يك اجماع نظر را ميتوان ملاحظه كرد و آن اينكه جنگ در زمرهي منازعهي خشونت آميز جمعي است. از اين رو، تعريف منازعه، مقدم بر ارائه تعريف جنگ ميباشد .«واژهي منازعه»17 معمولاً به وضعيتي اشاره دارد كه در آن گروه انساني معيني (خواه قبيلهاي، زباني، فرهنگي، مذهبي، اقتصادي ،اجتماعي، سياسي، و يا غير آن)باگروههاي انساني معين ديگري به دليل ناسازگاري واقعي اهدافشان،تعارضي آگاهانه داشته باشند(دوئرتي وفالتزگراف،1384: 296). منازعهي خشونت آميز دسته جمعي، در برگيرندهي وضعيتي است كه براي حل تعارض موجود بين دو گروه انساني، از شيوهي توسل به زور و خشونت استفاده ميشود. جنگ،‌ زير مجموعهي چنين وضعيتي است كه در طول تاريخ، به دفعات در روابط بين سرزمينها و اجتماعات انساني مشاهده شده است. با شناخت اجمالي منازعه، ميتوان به تعريفهاي مختلف دانشمندان از جنگ پرداخت. «فون بوگرسلافسكي»18 در تعريف جنگ ميگويد: « منازعهي گروه مشخصي از انسانها،‌ قبايل، ملتها، مردم يا دولت عليه يك گروه مشابه يا متجانس ديگر». «لاگورژت»19اين تعريف را ارائه ميدهد:« جنگ ، مبارزهي خشني است كه بين دو يا چند گروه همنوع در اثر تمايلها يا خواستههايي كه دارند، ‌صورت ميگيرد ». به اعتقاد «كونيسي رايت 20»، محقق برجستهي روابط بينالملل، تعريف جنگ چنين است: «جنگ ميتواند نزاع همزمان ميان نيروهاي مسلح، احساسات مردمي، تعصبات حقوقي و فرهنگهاي ملي تلقي شود» (بوتول،1380: 33).
دسته بندی بعدی، طیف شناسی جنگ از حیث موضوع آن است که به جنگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی دسته بندی شده است. نوع دیگر، طیف شناسی جنگ، بر مبنای «ابزار و روش تحمیل اراده» است. بر مبنای این شاخص جنگ، شامل جنگ نرم و جنگ سخت است. این نوع تفکیک ابتدا در مورد تفکیک قدرت، به قدرت نرم و سخت از سوی «جوزف نای »انجام شده، و سپس در دهه اخیر از سوی سایر اندیشمندان تکامل یافته است.گروهی دیگر از محققان با مطالعه سیر پیشرفت و تکوین تاریخی انواع جنگها، آنها را به لحاظ شدت شکل و ابزار رسیدن به هدف و اعمال قدرت، دسته بندی کرده و با عناوین گوناگون نامگذاری کردهاند.این محققان و نویسندگان معتقدند شناخت «جنگ نرم» و عرصهها و مصادیق آن، نیازمند بررسی سیر تکوین تاریخی جنگها و یا به عبارت دیگر، بررسی سیر پیشرفت تاریخی نظامهای سلطه است. این گروه از محققان، برای اعمال اراده و تأمین منافع و اهداف حیاتی نظامهای سلطه بر جهان، سه مقطع تاریخی «استعمارکهن (دوره تهدیدات سخت21)»، «استعمار نو (دوره تهدیدات نیمه سخت22)» و «استعمار فرانو (دوره تهدیدات نرم23) » را بر شماری نمودهاند که این گروه معتقدند، ماهیت و راهبرد سلطه در تاریخ متفاوت بوده است. در هر دوره «اهداف و منافع»، «ویژگیها»، «اعمال سلطه سیاسی» و «تأمین منافع مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» متفاوت بوده و متناسب با آن «مصادیق»، «ابزارها» و «شیوههای» متفاوتی برای اعمال اراده و تأمین منافع به کار رفته است. برای مثال منصوری، سه دوره استعمار کهن، فرانوو فرانوین را بر شماری نموده و ابزارها و روشهای مختلف اعمال جنگ را از سوی نظامهای سلطه در دورههای مختلف تاریخی نام برده است (منصوری،1385: 65). دوره استعمار فرانوین را به عنوان دوره جنگ نرم و یا دوره جنگهای سیاسی ، فرهنگی معرفی میکند. برخی جنگ را به لحاظ ماهیت و سیر تاریخی به سه دسته سخت، نیمه سخت و نرم تقسیم نمودهاند. آنها معتقدند جنگ سخت عبارت از اعمال قدرت نظامی برای تحمیل اراده و تأمین منافع است. در این نوع جنگ هدف اشغال سرزمین است. جنگ سخت متکی به روشهای فیزیکی، عینی «سختافزارانه» و همراه با اعمال و رفتار خشونت آمیز، براندازی آشکار، حذف دفعی، اشغال و الحاق سرزمینهاست. ظهور این جنگها مربوط به دوره استعمار کهن بوده که نظام سلطه با استفاده از لشکرکشی، کشتار، تصرف سرزمینها و الحاق آن (ایجاد مستملکات و مستعمرات) اراده خود را تحمیل و منافع خویش را تأمین نموده است. جنگ نیمه سخت عبارت از اعمال قدرت نظام سیاسی ، امنیتی با در دست گرفتن بخش حکومت و سیاست در یک کشور، برای تحمیل اراده و تأمین منافع است. در این نوع جنگ، هدف، اشغال حکومت و حوزه سیاست است. جنگ نیمه سخت متکی به کابرد نظام اطلاعاتی ، امنیتی و نفوذ در دولتهاست که روشهای آن ترکیبی (سختافزارانه ، نرمافزارانه) است. ظهور این جنگها مربوط به دروه استعمار نو بوده که نظام سلطه با استفاده از کاربرد قدرت امنیتی و بدون استفاده از لشکرکشی و اشغال فیزیکی سرزمین، در عمل نظام حکومتی و سیاست یک کشور را در اختیار خود قرار داده و از این راه به تحمیل اراده پرداخته و منافع خود را تأمین نموده است. در نهایت جنگ نرم عبارت از اعمال اراده و تأمین منافع نظام سلطه، بدون منازعه و از راه اشغال اندیشه و الگوی رفتاری همه جانبه یک کشوردر حوزههای گوناگون اجتماعی است. جنگهای نرم متکی به روشهای نرم افزارانه، نامحسوس و تدریجی است. این نوع جنگ بدون واکنش فیزیکی بوده و نوعی اشغال همه جانبه، نامرئی و پایدارتلقی میشود که در آن عرصه گوناگون اجتماعی (فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) از راه تحمیل فرهنگ، اندیشه و الگوهای رفتاری نظام سلطه، به اشغال کامل درمیآید. درواقع هدف جنگ نرم، مردم است. در جنگ سخت، هدف سرزمین و در جنگ نیمه سخت هدف، حکومت است. ظهور جنگ نرم مربوط به دوره استعمار فرانوین یا جهانی سازی فرهنگ می باشد (ناطقی، 1390: 23).

جدول شماره 1،2: انواع جنگ

نوع
قلمرو و هدف تهدید
ابزار
سخت
تصرف سرزمین
زور و اجبار (نیروی مسلح)
نیمه سخت
تصرف حکومت
ترکیبی از قدرت سخت و نرم
نرم
تصرف مردم (ذهن و قلب)
قدرت نرم

2-2)تاریخچه جنگ نرم:
شاید بتوان اولین پایه گذار جنگ نرم را شیطان نامید . که پس از نافرمانی و رانده شدن از مقام خویش ، می گوید:«پروردگارا به سبب آنکه مرا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، ریاست جمهوری، امنیت ملی، سیاست خارجی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تهاجم فرهنگی، آیت الله خامنه ای، جهان اسلام، امنیت ملی