منابع پایان نامه ارشد درباره امام حسن (ع)، اقدام به جنگ، نامه نگاری، صلح حدیبیه

دانلود پایان نامه ارشد

برای پیروزی رسمی در جنگ از معاویه دیده نشد و او بیشتر به همان فعالیت های تبلیغی پرداخت که این پژوهش در صدد بیان و تشریح و معرفی آنهاست. (ولهاوزن، 1958: 95) معاویه نیروی نظامی تربیت نکرد بلکه بیشتر به توسعه سلطه فکری و تبلیغی خود و پردازش افرادی کوته نظر و ساده لوح و فریب خــورده و اموی پرست اقـــدام نمود. او مرد جنگ نبود، عنصری ترسو و آرامش طلب بود که همواره می خواست با جدل و مغالطه مسئله را حل کند و گرفتار شمشیر مردانی چون علی(ع) نشود. بنابراین داعیه صلح و آرامش و متارکه و آتش بس را بیشتر از او سراغ داریم تا تمایل به نبرد (اساساً این لفاظی و حرافی و سیاست بازی به جای عمل و اقدام به جنگ و تلاش را، در تیره امویان بخوبی می بینیم، ابوسفیان خود مظهر چنین تفکر و چنین روشی بود، فرار وی از مواجهه با پیامبر در بدر، استقبالش از صلح حدیبیه، عذرخواهی رسمی و حضوری اش در مدینه پس از پیمان شکنی قریش در مورد مفاد حدیبیه و سپس اسلام آوردن مصلحتی اش در آستانه فتح مکه همه نمودار چنین شخصیت سیاست بازی است. (العقاد،بی تا:56-55) اگرچه پذیرفتن صداقت معاویه در این صلح طلبی هم ساده لوحی و درگیری ها را داشت و از سوی دیگر در همان زمان در بیت المقدس ادعای خلافت می کرد و همین تناقضات در عمل و ادعای او نشان آن است که صلح طلبی عوام فریب او هم نوعی سیاست تبلیغی بود تا مشی عملی واقعی.(ولهاوزن، 1958: 97-96) معاویه نه تنها به نامه نگاری های مشکوک و فتنه انگیز با سران لشکر امام پرداخت و با وسوسه های شیطانی خود انسجام داخلی سپاه را از میان برد، بلکه برای کامل کردن توطئه شوم خویش، پاسخ های رسیده از فریب خوردگان سپاه را به همراه افرادی چون، «مغیره بن شعبه» و «عبدالله بن عامر» و «عبدالرحمن بن حکم» به جانب لشکر امام فرستاد و آنها را به ایشان عرضه کرد. تأثیر منفی این سیاست پست بر روحیه سپاه عراق و نیز رنجی که این مواجهه مستقیم با خیانت، برای امام ایجاد نمود، محتاج توضیح و تشریح نیست. شایعه پراکنی های ممتد و بی امان، نظام سپاه را بر هم زده بود. از یک سو خبر صلح امام با معاویه به لشکرگاه سردارانی چون «قیس بن سعد» می رسید و امــکان تسلط بر سپــاه را از آنان مــی گرفت و آنها را نیز سست و نسبت به اوضاع بی اعتماد می کرد و از سوی دیگر خبر خیانت سرداران متعهد لشکرگاه چون قیس بن سعد در اردوگاه امام شایع می شد و سپاه را از نتیجه جنگ مأیوس و از ادامه مبارزه منصرف می ساخت. (خامنه ای،1354: 220) جریان پیوستن «عبیدالله بن عباس» به معاویه خود حدیث مفصلی است و تأثیر شوم این خیانت بر سپاه عراق شاید تحقیقی مستقل می طلبد.
سرانجام امام حسن(ع) صلح با معاویه را پذیرفت. صلح امام در واقع حیثیت بخشیدن به چهره شکست حتمی بود که در صورت جنگ با معاویه، نصیب لشکریان عراق می شد و تغییر این شکست به صورت یک مصالحه آبرومند و البته جلوگیری از ادامه خونریزی های بی فایده و از همه مهم تر فراهم آوردن زمینه های شکل گیری قیام سیدالشهدا و توسعه فرهنگ کربلا. گرچه همان مردمی که امام را تا مرز پذیرش صلح با معاویه پیش بردند، پس از پذیرش سازش با پسر ابوسفیان، باز هم همان تراژدی مکرر سابق الذکر را تکرار کردند و امام را به خاطر قبول صلح سرزنش نمودند و او را «مضل المسلمین» لقب دادند. (خامنه ای،1354: 335-294)
اما امام چنین فرمودند:
«…[آیا] براستی معاویه پنداشته است که من او را شایسته خلافت دانستم و خود را لایق این امر ندیدم؟ او دروغ می گوید. به خدا قسم که به شهادت قرآن و تصریح پیامبر من شایسته ترین مردم به رهبری آنان هستم [اما چه کنم که] ما اهل بیت از زمان وفات پیامبر تاکنون دائماً در اضطراب و مورد ظلم و ستم بوده ایم. پس خدا خود میان ما و آنان که در حق ما ستم روا داشته اند داوری کند». (همان: 392-389)
توطئه های معاویه در وادار ساختن به صلح با شام، پس از دعاوی او در مورد قتل عثمان و خونخواهی خلیفه و نیز نیرنگ بر سر نیزه کردن قرآن ها و سوق دادن جریانات صفین به سوی حکمیت و فریبکاری او در قضیه حکمیت، مهم ترین طراحی تبلیغی وی در طول سلطه اش در ممالک اسلامی به شمار می رود.

7- وليعهدي يزيد و مقدمات معاويه بر اين امرشوم
يكي از اقدامات معاويه در راستاي تثبيت و تحكيم پايه هاي زمام داري موروثي سلسله اموي و نيز استمرار اهداف دين ستيزانه خويش، طرح «وليعهدي يزيد» بود كه از همان سال هاي آغازين حاكميتش به آن مي انديشيد. راز دشواري هاي اين كار را بايد از يك سو، شخصيت منفي و تبهكار يزيد دانست، چرا كه يزيد جواني لاابالي، فاسق، هرزه، بي بندوبار، آلوده و در يك كلام، بي دين بود و افكار عمومي، به ويژه صحابه و مسلمانان برجسته اي كه هنوز در قيد حيات بودند و روش و منش رسول خدا(ص) را به ياد داشتند، به سادگي پذيراي چنين شخصي به عنوان خليفه مسلمانان نبودند. از سوي ديگر، بنا بر يكي از بندهاي صلح نامه، خلافت بعد از معاويه از آنِ حسن بن علي(ع) و اگر براي ايشان اتفاقي افتاد، از آنِ حسين بن علي(ع) بود و معاويه حق نداشت كسي را به عنوان جانشين بعد از خود، انتخاب كند. از اين رو تا امام مجتبي(ع) در قيد حيات بود، معاويه با مانع بزرگي در جهت انتخاب جانشين رو به رو بود. گذشته از اين‌ها اصلا تا آن زمان، هيچ يك از خلفاي پيشين، فرزند خود را به عنوان جانشين انتخاب نكرده بود و اصولا خلافت، يك منصب موروثي نبود تا بعد از مرگ پدر، پسر بر جاي وي تكيه زند. (خامنه ای،1354: 190-189) بحث از  تمامي اقدامات سياسي,فرهنگي معاويه در اين مختصر نمي گنجد. لذا متناسب با بحث ما تنها اقدامات تبليغي و فرهنگي معاويه مطرح ميشود.
7-1 اقدامات تبليغي و فرهنگي معاويه براي وليعهدي يزيد
معاويه براي طرح و تثبيت وليعهدي يزيد از ابزارهاي تبليغي و فرهنگي بهره زيادي  برد كه قابل توجه و تأمل است. چند نمونه ذيل شاهدي بر مدعاست:
الف- ترويج و بهره برداري از عقايد و باورهاي باطل
يكي از اصول سياست بني اميّه، ترويج و حمايت از انديشه ها و باورهايي بود كه كارهاي ضد ديني و عوام فريبانه آنان را توجيه كند. بر اين اساس، معاويه براي قبولاندن جانشيني يزيد به مسلمانان، از باور و انديشه انحرافي جبرگرايي بهره برداري لازم را برد، چنان كه وقتي كساني، همچون عايشه و عبداللّه بن عمر در اين باره به معاويه اعتراض كردند، او با تمسك به همين انديشه جبرگرايي، اين امر را به قضا و قدر الهي مستند كرد تا به مردم وانمود كند كه در آن هيچ اختياري ندارند. هم چنين معاويه در ملاقاتش با شخصيت هاي با نفوذ مدينه، در حالي كه از مخالفت آنان با وي در مسئله جانشيني يزيد به شدت خشمگين بود، به آنان چنين گفت: «شما كاري را مي خواستيد كه خداوند آن را نمي خواست، لاجرم چنان شد كه خداي مي خواست!» (احمدی،1390: 4) معاويه با اين شيوه، توانست برخي از افراد ياد شده را تا حدودي قانع و مجاب كند.
ب ـ استخدام شاعران
معاويه در راستاي تبليغ و ترويج وليعهدي يزيد، شاعراني را كه نظر خوشايندي نسبت به خلافت يزيد نداشتند و حتي در ابتدا يا آگاهي از اين جريان، در نكوهش آن اشعاري سروده بودند، به خدمت گرفت و با فرستادن كيسه هاي درهم و دينار برايشان، چنان آنان را تطميع و هم سو و موافق كرد كه نه تنها از مخالفت با جانشيني يزيد دست كشيدند، بلكه در حمايت از اين اقدام معاويه و نيز ستايش يزيد، شعر سرودند! چنان كه وقتي خبر وليعهدي يزيد به عبداللّه بن همام سلولي شاعر اهل كوفه و از مخالفان وليعهدي يزيد، رسيد، در مذمت و انكار اين عمل، چنين سرود:
«اگر رمله يا هند را بياورند ما به عنوان ملكه مؤمنان با آنان بيعت مي كنيم. اگر خسروي بميرد، خسرو ديگر بپاخيزد. افسوس كه كاري از ما ساخته نيست. اگر نيرويي داشتيم، چنان شما را مي زديم كه به مكه برسيد و در آن جا كاسه ليسي كنيد. چنان ما را خشم فراگرفته كه اگر خون بني اميه را بياشاميم، سيراب نمي شويم. رعيت شما تباه شده اند در حالي كه شما در بي خبري و غفلت به شكار خرگوش مشغول هستيد». (احمدی،1390: 6)
اما معاويه به منظور جلب رضايت عبداللّه، ده هزار درهم براي او فرستاد. عبداللّه نيز با دريافت آن پول، اين بار در ستايش يزيد شعر سرود! هم چنين عقيبه اسدي، شاعر اهل بصره نيز ابتدا از بيعت با يزيد نفرت داشت و در مذمت آن نيز شعر سرود، اما او نيز پس از دريافت ده هزار درهم در مدح يزيد شعر سرود، از اين رو معاويه ده هزار درهم ديگر به او بخشيد.
ج-نمايش سيماي مذهبي و پذيرفتني از يزيد
وقتي معاويه طي نامه اي به زياد بن سميه، حاكم بصره، فرمان داد تا از مردم آن سامان براي پسرش يزيد بيعت بگيرد، زياد به وي نوشت كه چون بزرگان و شخصيت هاي بانفوذي، همچون حسين بن علي(ع) و ابن عباس و … در ميان مردم هستند و آنان از يزيد به مراتب، به خلافت شايسته ترند، مناسب است كه به يزيد فرمان بدهي كه يك يا دو سالي به اخلاق آنان درآيد تا بتوان وي را بر مردم مشتبه ساخت. به نظر مي رسد با توجه به پيشنهاد مزبور از سوي زياد و اين كه در دوران خلفا نيز رسم چنين بود كه پيوسته افراد موجه و با نفوذي از طرف آنان به عنوان مسئول برگزاري مراسم حج انتخاب مي شدند، معاويه براي آن كه سيماي ديني و معنوي از يزيد در جامعه اسلامي ترسيم كند و به تعبير زياد، چهره واقعي يزيد بر مردم مشتبه شود، در سال هاي 51، 52 و 53 هجری يزيد را از طرف خود، مسئول برگزاري مراسم حج كرد تا چهره اي معنوي، مقدس و دوست داشتني از يزيد در ذهن مسلمانان نقش بربندد. يزيد در اين سفر، اموال زيادي بين مردم تقسيم كرد و با اين كار، دل هاي مردم را خريد افزون براين، معاويه به كارگزارانش نوشت كه يزيد را در نگاه مردم، خوب و شايسته جلوه دهند و او را بستايند. (خامنه ای،1354: 190-192)
د ـ تكيه بر شايستگي جوانان هاشمي براي خلافت
يكي از شرايط عهده دار شدن رياست قبيله در جامعه عرب پيش از اسلام، كهنسالي بود. اين باور بعد از اسلام نيز در بين مسلمان تا حدود زيادي باقي ماند، از اين رو افرادي كه بعد از پيامبر(ص) بر كرسي خلافت تكيه زدند، از افراد مسن بودند. دليل بر اين مدعا، گفته ابوعبيده جرّاح در همان زمان است. او يكي از علل عمده انتخاب نشدن اميرالمؤمنين(ع) را به عنوان خليفه مسلمانان، كم سن و سال بودن حضرت نسبت به ديگر رقباي خلافت مي دانست. (علوی،1412: 56-58).
به هر تقدير، چون به دست گرفتن رهبري جامعه اسلامي، مستلزم داشتن تجارب بسيار بود و اين امر نيز با گذشت سال ها عمر به دست مي آمد، طبيعي بود كه مسلمانان فردي همچون يزيد را ـ صرف نظر از آلودگي هايي كه داشت ـ به علت كمي سن و در نتيجه، عدم برخورداري از تجارب ارزش مند شايسته زمام داري جامعه اسلامي ندانند. از اين رو معاويه مي بايست براي حل اين مشكل نيز تدبيري بينديشد. به اعتقاد برخي محققان، اين كه معاويه گاهي اوقات از جوانان قريش و به ويژه جوانان هاشمي ستايش و تمجيد مي كرد، چنان كه مي گفت: علي بن حسين(ع) از همه براي خلافت شايسته تر است، (كه در ظاهرستايش از فرد مخالف بود) (علوی،1412: 56-85).
با اين انگيزه بود كه مي خواست تصوير خلافت سال خوردگان را از خاطره ها بزدايد و به جامعه اسلامي چنين القا كند كه جوانان نيز مي توانند خليفه مسلمانان شوند، و در نتيجه، وليعهدي يزيد را امري عادي بپندارند.

8- مرگ معاويه و خلافت یزید
در حدود پنجاه سال پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و بيست سال بعد از شهادت امير المومنين (ع) و ده سال بعد از شهادت امام حسن (ع) در نيمه ماه رجب سال شصت هجرى، معاويه بن ابى سفيان از دنيا رفت.
معاويه در حدود 42 سال در دمشق امارت و خلافت كرده بود، در حدود پنج سال از طرف خليفه دوم، و در حدود دوازده سال از طرف خليفه سوم، امير شام بود، كمتر از پنج سال نيز او در روزگار خلافت امير المومنين على بن ابى طالب (ع)، و در حدود شش ماه در ايام خلافت امام حسن (ع) حكومت شام را به دست داشت، و با امير مومنان (ع) و امام مجتبى (ع) در جنگ و ستيز بود، چيزى كمتر از بيست سال هم پس از شهادت امام حسن (ع) خلافت اسلامى را بر عهده داشت و در اواخر عمر خود

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام حسن (ع)، جامعه اسلامی، امام حسین (ع)، تاریخ اسلام Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام حسین (ع)، عملیات روانی، امام حسن (ع)، امام زمان