منابع پایان نامه ارشد درباره افزايش، يكي، دورة، چنين

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان محيطي تلقي مي‌كنند كه برخي از رقابت‌هاي خود را از طريق آن پيگيري خواهند نمود اين امر بيان‌گر پيوند «رقابت‌هاي سياسي» با «جبنش‌هاي اجتماعي» دانست. در چنين شرايطي طبعاً زمينه محيطي براي «تصاعد رويارويي‌هاي سياسي» و افزايش «جدال گروه‌هاي سياسي درون حكومتي» فراهم مي‌گردد. اين موضوع به مفهوم كاهش «انسجام سياسي در ساختار حكومتي» مي‌باشد.
بحران ديگري كه در ساختار سياسي ايران شكل گرفته است مربوط به فرايند «باز تقسيم قدرت سياسي» خواهد بود، اين امر سطح جدال و رويارويي بين «گروه‌هاي درون حكومتي» را افزايش داده و زمينه «اصلاحات درون ساختاري» را كاهش داده است.
عده‌اي از گروه‌هاي رقيب، اصلاحات را به مفهوم «تناوب نخبگان» مورد ارزيابي قرار مي‌دهند. اين گروه‌ها اعتقاد دارند كه: اگر ساختار سياسي و نظام مديريتي كشور از انعطاف‌پذيري برخوردار باشد و «قابليت فكري» خود را به گونه‌اي تنظيم كند كه گردش سيال و كارآمد نخبگان را امكان‌پذير سازد، اين تحول به نوزايي و فرآيندگي فرهنگي جامعه، تثبيت پايداري نخبگان و شكوفايي مباني و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي منجر خواهد شد. چنين رويكردي طبعاً نيازمند تاكتيك‌هايي مي‌باشد كه براساس آن، زمينه افزايش انتظارات گروه‌هاي سياسي را فراهم نكند؛ زيرا اگر چنين فرآيندي شكل‌گيرد، سطح جدال بين نخبگان افزايش مي‌يابد. در درون اصلاحات، به هر اندازه كه «سطح انتظارات جامعه» گسترش يابد، امكان رويارويي گروه‌هاي مختلف بيش‌تر خواهد شد.
طي سالهاي 1376 تا 1380، پديده‌اي شكل گرفت كه براساس آن «جدال نخبگان سياسي» تشديد گرديد. اين امر سطح رقابت‌ها را از «درون ساختاري»، به «چالش‌هاي ساختاري» ارتقا داد. طبعاً، چنين امري، اقتدار ملي كشور را كاهش داد؛ زيرا رقابت به چالش تبديل گرديد و اين امر، زمينة «تناوب رويكردها» را به «تناوب نخبگان» تبديل نموده است.
تنوع مطبوعات به عنوان نمادي از اصلاحات تلقي مي‌شود، اما در جامعه‌اي كه «فرهنگ سياسي» آن فاقد مؤلفه‌هاي «فرهنگ مشاركتي» است و از سوي ديگر داراي نمادهايي از «فرهنگ تبعي» يا «فرهنگ محدوديت ظرفيتي» مي‌باشد هرگونه «اصلاحات سياسي» تبديل به موجي از اعتراضات مطالبات و گسترش روندهاي هنجارگريز مي‌گردد.54
چالش مطبوعات در روند رقابت‌هاي درون ساختاري
هم‌اكنون عرصة مطبوعات به عنوان يكي از «نمادهاي جدال ساختاري» تلقي مي‌‌گردد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادگستري تهران ديدگاه‌هاي مختلفي دربارة مطبوعات دارند. اين تنوع ديدگاه را مي‌توان در ارتباط با توقيف موقت مطبوعات در آخرين روزهاي اسفند 79 مشاهده كرد. شواهد موجود نشان مي‌دهد كه آن گروه از «نخبگان درون حكومتي» در تعارض فراگيرتري‌ با «ساختارهاي سياسي» قرار دارند كه داراي «نقش مطبوعاتي» نيز مي‌باشند. انتخابات بهمن 1378 نشان داد كه مطبوعات در اثرگذاري بر افكار عمومي نقش موثري را در مقايسه با راديو يا تلويزيون بر جاي گذاشته است. بنابراين يكي از عرصه‌هاي «جدال نخبگان درون حكومتي» جمهوري اسلامي ايران مربوط به «رويكردهاي مطبوعاتي» خواهد بود، اين روند در ماه‌‌هاي ارديبهشت و خرداد 1380 افزايش بيش‌تري پيدا خواهد كرد.
«مطبوعات» به عنوان يكي از ابزارهاي «تحولات ارزشي و جنبش‌هاي اجتماعي» محسوب ميشود، اين ابزار ميتواند تجربه‌هاي گذشته را تبديل به رويكردهاي سياسي جديد نمايد. از سوي ديگر، مطبوعات مي‌تواند «هنجارهاي ساختاري شده» را با چالش‌هايي روبرو نمايد، در چنين شرايطي روند گريز از «هنجارهاي رسمي شده» افزايش مي‌يابد و اين امر به عنوان يكي ديگر از عرصه‌هاي جدال نخبگان تلقي مي‌شود و روند شقاق را افزايش خواهد داد55.

تجربه حزب در ايران
اولين جوانه‌هاي حزبي در ايران با وزش اولين نسيمهاي آزادي روييدن گرفت و همراه آن نيز در چنبرة افت و خيزهايي گرفتار آمد كه تا به امروز ره به جايي نبرده است.
دوره‌هاي كوتاهي را كه در آن بستر مناسبي براي رشد احزاب فراهم آمد مي‌توان به 3 دوره تقسيم كرد: 1ـ دورة مشروطيت 2ـ دهة 1320 تا كودتاي مرداد 1332 3- دوره انقلاب اسلامي

1ـ زمينه‌هاي تاريخي:
دورة مشروطيت را مي‌توان دورة احزاب پارلماني نام نهاد؛ زيرا با شروع انتخابات، جريانهاي مختلفي كه هر يك در حوزه‌هاي محدود روشنفكري فعاليت داشتند، براي ورود به مجلس آماده شدند و پس از ورود، فراكسيونهاي خاص خود را به وجود آورند. وضعيت اين احزاب به گونه‌اي بود كه گويي در خارج از مجلس هيچ نمود و بازتابي ندارند.
در سال اول فتح تهران 1908) دو حزب در ايران پيدا شد؛ يكي انقلابي و ديگري اعتدالي. و در همان سال بعد از افتتاح مجلس دوم اين دو حزب به اسم «دموكرات عاميون» و «اجتماعيون اعتداليون» رسمي شده و خودشان را به مجلس معرفي كردند. احزاب ديگري مثل اتفاق و ترقي نيز وجود داشتند، اما چون در مجلس نماينده حسابي نداشتند گل نكرده و كاري از پيش نبردند.
اشاره ملك الشعراء بهار به اينكه احزابي كه در مجلس نمايندة حسابي نداشتند، نتوانستند موثر واقع شوند، در واقع تأييدي بر پارلماني بودن احزاب اين دوره است. طبيعي بود كه در اوضاع و احوالي كه هنوز صحنه سياست بر مردم عادي نشده بود و فرهنگ مشاركت سياسي نيز ريشه ندوانيده بود، فعاليت احزاب از حوزه پارلماني و داشتن دفاتري در تهران و شهرهاي بزرگ فراتر نرود.
چنانكه مي‌دانيم اين دوره چندان دوام نياورد، نيروهاي استبداد هنوز نااميد نشده بودند و نيروهاي دموكرات از زمينه‌هاي اجتماعي وسيع محروم بودند، جنگ جهاني اول در راه بود و فشار دولتهاي خارجي هر روز بيشتر مي‌شد و دولتي مانند آلمان نيز از نظر مداخله به صفوف انگليس و روس مي‌پيوست. و در نهايت، انقلاب 1917 روسيه تمامي معادلات را بر هم زد و در نهايت دولتي كه به حال تماميت ارضي مفيد باشد، يا نبود؛ اما يك نكته مهم كه مسجل بود، آن بود كه براي تحزب زهري كشنده بود كه با آغاز اقتدار رضاشاه پايان فعاليتهاي حزبي را اعلام مي‌داشت.
دورة دوم كه از شهريور 1320 شروع شد، دورة در هم ريزي بود كه نمي‌توانست نهال آينده آزادي و دموكراسي را پرورش دهد تنها روزانه‌اي بود كه همه مي‌دانستند دير يا زود بسته خواهد شد. و ايران در ساختار نظام بين‌المللي چاره‌اي جز تمكين از يكي از دو قطب قدرت ندارد. در عين حال بازترين و آزادترين و شايد هم طبيعي‌ترين دوره‌اي كه در آن صد گل شكوفا شد و دهها حزب از گوشه و كنار سر برآوردند همين دوره بود.
اما نبايد پنداشت كه احزاب اين دوره نيز چهار شرط اساسي يك حزب را دارا بودند؛ بلكه اغلب آنها، فاقد تشكيلات سراسري بوده، وابستگي آنها به مؤسسين و بنيانگذارانشان چنان بود كه پس از رهبران خود ديري نمي‌پاييدند. اغلب اين احزاب جز «حزب توده»، از نوع احزاب كادر و برجستگان بودند و از آنجائيكه آزادي را در اين دوره به مردم داده بودند يا اينكه خود بخود براثر شرايط بين‌المللي بوجود آمده بود و نه اينكه مردم خودشان آنرا به دست آورده باشند، به همان سان نيز از دست آنها بيرون شد. اين گروههاي روشنفكري فقط در دو صورت مي‌توانستند آزادي را حفظ كنند.
1ـ با ريشه دوانيدن در جامعه و همراه ساختن مردم با خود و آموزش سياسي توده‌ها براي ماندگاري در صحنة سياست.
2ـ از طريق ايجاد تعادل بين خود از يك سو و بين داخل و خارج از سوي ديگر.
چون اين هر دو صورت نگرفت با توافق قدرت‌هاي جهاني و پاره‌اي از جناحهاي قدرت در داخل، اين نيروها از صحنه خارج (كودتا 28 مرداد) و بار ديگر، احزاب در محاق فراموشي و سكون و سكوت فرو رفتند، احزاب فرمايشي سالهاي بين 1332 تا 1357 را به هيچ روي نمي‌توان حزب به معناي دقيق كلمه ناميد.
دورة انقلاب اسلامي، دورة تعارضهاي جديدي بود كه از يك سو مناسب حال تخرب و از سوي ديگر به حال آن زيان آور بود، در اين انقلاب نيز مانند انقلاب فرانسه، آزادي و يكپارچگي و وحدت ملي همزمان مورد تقاضا بود و وحدت طلبي اجازه تحزب و ايجاد شكاف در درون جامعه ملي را نمي‌داد. شعار حزب فقط حزب ا… ، گرچه قبل از هرچيز ابزار مخالفتي عليه گروههاي گيتي‌گرا بود، اما يادآور شعار «حزب، فقط يك حزب آنهم حزب مردم» بود كه دانتون در انقلاب فرانسه عنوان كرد. از سوي ديگر، ورود مردم به صحنه سياست و برگزاري و انتخابات جدي، اما در چارچوب الزامات انقلاب و خط مشي انقلاب مبتني بر مقابله با قدرتهاي خارجي، ايجاب مي‌كرد مجاري محدودي براي مشاركت مردم به وجود مي‌آيد.
قدرت معنوي و فراگير رهبر انقلاب تا حدي اين خلاء را پر ميكرد، اما جريانهايي كه بطور طبيعي در درون تفكر اسلامي بوجود مي‌آمد خود بن مايه احزاب جديد بود.
اگر چهار مرحله براي انقلاب اسلامي در نظر بگيريم:
1ـ مرحله تخريب 2ـ مرحله تحكيم 3ـ مرحله سازندگي 4ـ مرحله تعميق
قاعدتاً بايد در مرحله چهارم زمينه‌هاي مناسب رشد احزاب بوجود آيد كه در آن صورت مي‌توان با قاطعيت اعلام كرد، انقلاب ايران راه رشد دموكراتيك را انتخاب كرده است56.

انواع حزب در ايران
احزاب ايران را از آغاز تا به امروز مي‌توان به دو گروه عمده كه با گونه‌شناسي موريس دوورژه نيز همخواني دارد تقسيم كرد:
1ـ احزاب كادر؛ مانند تمامي احزابي كه در دهة 1320 شكل گرفتند و اعضاي آن اغلب از تحصيل كردگان و معنونين بودند اين احزاب فاقد ساختار منسجم و تشكيلات و برنامه جدي بود.
بي در و پيكر بودن احزاب كادر و بستگي شديد آنها به بنيانگذاران خود، آينده آنها را با ابهام روبرو مي‌ساخت. نه تنها تكليف حزب از نظر پايگاه اجتماعي و خط فكري نامعلوم بود، بلكه تكليف اعضا نيز روشن نبود. بسيار اتفاق مي‌افتاد كه عده‌اي و حتي شخصي وارد يك حزب مي‌شد و سپس آنرا از مجراي اعلام شده خارج و به سمت ديگري سوق ميداد.
2ـ احزاب توده‌اي و متمركز؛ كه نمونه‌هاي آن بسيار نادرست است، اغلب اين احزاب، جنبة كيش شخصيتي پيدا مي‌كنند و نمونه ايراني آن تا انقلاب اسلامي تنها حزب توده بود كه به تدريج به همين سو متمايل شد، وابستگي اينگونه احزاب به خارج از كشور نيز بسيار محتمل و آسان است؛ زيرا كافي است بر روي يك يا چند نفر سرمايه‌گذاري شود. چنانكه در همين حزب توده نيز گروه وابسته به شوروي جاي گروه مستقل تر را گرفت.
در اساس وابستگي احزاب سياسي ايران به خارج، سابقه ديرينه دارد، و حتي ملك‌الشعراي بهار نيز به وابستگي حزب دموكرات به انگليسها و وابستگي حزب اعتدال به رو‌س‌ها اشاره مي‌كند57.
پس از انقلاب اسلامي، حزب جمهوري اسلامي معتبرترين و سازمان‌يافته‌ترين حزب توده‌اي در تاريخ ايران بود كه مي‌توانست نمونه موفقي از اينگونه احزاب را به دست دهد؛ اما توقف ناگهاني فعاليت اين حزب كه به تشخيص رهبر انقلاب صورت گرفت، نقطه ختمي بر فعاليتهاي حزبي در انقلاب اسلامي نيز بود. به هر صورت تجربه حزب جمهوري اسلامي مي‌توانست پس از دوم خرداد 1376 نيز تكرار شود، اينكه رئيس جمهور موفقي مانند، دو گل اقدام به تأسيس يك حزب نمايد امري كاملاً طبيعي است، اما محمد خاتمي پس از دوم خرداد آمادگي چنين كار بزرگي را نداشت.
وجود احزاب متعدد و ريز و درشتي كه امروز ترغيب مي‌شوند، گرچه براي فضاي سياسي و رقابت و تقويت جامعه مدني بسيار مفيد است، اما چندان مناسب حال و هواي ايران نيست، مگر اينكه به تدريج بعضي از آنها پايه‌هاي محكمي پيدا كرده و بتوانند در قالب آن دو محور اساسي زمينه‌هاي يك نظام دو حزبي را پي بريزند58. و اما يكي از تحليلگران اوليه در مورد نقش گروه ذي‌نفوذ گفته است كه چنين گروهي تنها يك جلوه از رشته‌اي است كه به مباني و اساس ساخت اجتماعي باز مي‌‌‌گردد59.
انتخابات چيست؟
انتخابات، سلسله اقدامات و عمليات منسجم و پيوسته‌اي است كه در يك محدوده جغرافيايي مشخص و زماني محدود و معين صورت مي‌گيرد و منجر به برگزيده شدن فرد يا افراد و يا موضوع و مرام خاصي از سوي اكثريت مردم ميشود، اجرا و انجام اين سلسله اقدامات و عمليات كه منتج به اين نتيجه گردد، اصطلاحاً برگزاري انتخابات ناميده

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، انقلاب مشروطه، عصر مشروطه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره وزارت امور خارجه، سفارتخانه