منابع پایان نامه ارشد درباره استقراض

دانلود پایان نامه ارشد

مورد اشاره مي کند، اول برنامه در جهت عادلانه کردن توزيع ثروت در ايران، دومين برنامه، سياست کوشش در جهت کاهش فساد اداري بود که بعد از سفر شاه از آمريکا در سال 1949 صورت گرفت. سومين مقوله از سياست هاي منسوب به دخالت آمريکا اصلاحات ارضي بود (زونيس، ماروين، 1387صص530-528).

2-8-2) گرايش نسبت به شاه
نسبت گرايش به شاه از طرف نخبگان به ميزان امنيت وابستگي دارد که نخبه سياسي که هر چه عدم امنيت بيشتري داشته باشد بيگانه هراسي بيشتر و گرايش نسبت به شاه کمتر مي شود (زونيس، ماروين، 1387ص540).

4-8-3) بي اعتمادي اجتماعي
“اتهامي که غالباً به ايرانيان از نظر سياسي فعال وارد مي شود اين است که تمايل دارند همکاران خود را کوچک جلوه دهند. المثني طبيعي سياسي گرايش عام بدبيني و فرديت طلبي، اعتقاد به بي لياقتي ديگران در خدمت به جامعه مي باشد” (ص543).

4-8-4) بي اعتمادي خانوادگي؛
که اين عامل را در قالب بحث فردگرايي مطرح مي شود که در مورد نخبگان سياسي ايران همراه است با بدبيني، عدم اعتماد و ناامني. اين ها است که اين فرد گرايي را با فردگرايي غربي متفاوت مي کند (زونيس، ماروين، 1387 ، ص 549).

4-8-5) بي اعتمادي دولتي
که اين مورد بيشتر به طرح هاي اقتصادي مانند اصلاحات ارزي برمي گرد که به خوبي اجرا نشد و اين امر موجب بي اعتمادي شد (ر. ک صص 557-552).

4-8-6) پوپوليسم-گرايش غير نخبگي
اين گرايش که از طرف شاه صورت مي گرفت، علت اش به درآمدهاي عظيم نفت برمي گشت که زمينه گزينشي را فراهم مي کرد که در آن شاه با استفاده از ابزار مالي، به عنوان يک وسيله اصلي، گزينش نخبگان را اجرا مي کرد (ص560).

4-9) هزينه سياست در ايران
در اين بخش ابتدا به نحوه انتخاب نخبگان از طرف شاه لحاظ است و سپس به نتايج منفي نوع انتخاب شاه مشخص ميگردد که موجب شده هزينه سياست در ايران بالا برود. نحوه انتخاب شاه براساس”مصلحت” بود که نتايج اين نوع انتخاب اين مي شد که: “اعضاي نخبگان در مقايسه با شاه از استقلال کمتري بر خوردار با شند و همچنين بسياري از نخبگاني که به درون نظام فراخوانده مي شدند لااقل در دوران دانشجويي خود از منتقدان پرشور رژيم محسوب مي شدند که با تن در دادن به کوشش هاي رژيم براي استخدام خود و رسيدن به مناصب قدرت، اين نخبگان به رشد بدبيني سياسي، که در جامعه ايران از اول وجود داشته، تا بالاترين حد کمک کنند” (زونيس، ماروين، 1387صص575-574 ). که اين بدگماني سبب مي شد يک نخبه سياسي به هيچ کس اعتماد نکند و امنيت نداشته باشد و اينکه يک نخبه سياسي با رؤساي خود و افرادي ديگر که ممکن است روزي رئيس آن ها شوند، مي سازند (زونيس، ماروين، 1387ص576).

4-10) نقش نخبگان سياسي در پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت
نگاه ولي زمان امام خميني (ره) به جنگ اين بود كه: انقلاب اسلامي در يك هجمه سراسري عليه انديشه غيرالهي غربي تمام حكومتهاي مبتني بر ليبراليسم و سوسياليسم و صهيونيزم را به چالش كشيده است لذا جنگي كه عليه ايران اسلامي آغاز شد، حمله عراق به ايران نبود، حمله نظام جهاني عليه انقلاب اسلامي بود. در همه آنات و جهات، از علمي و تكنولوژيكي تا سياسي و اقتصادي و از همه بالاتر نظامي كه به عامليت صدام و ارتش صدام صورت گرفت، دفاع و جنگيدن در اين صحنه جهادي مقدس و ديني بود.
جنبه دفاعي بودن اين جنگ ما را نبايد از اين نكته غافل كند كه اين جنگ، جنگ اسلام و كفر، جنگ بر سر يك تكه زمين يا مالكيت رودخانه نبود. دشمني با جمهوري اسلامي كه در اين جنگ نهادينه شده بود، هيچگاه تمامي نخواهد يافت مگر اينكه موجوديت اين انقلاب از صحنه تاريخ با ذلت و خواري حذف شود، تا ديگر هيچ مظلومي در انديشه قيام عليه اين نظام ظالمانه بر نيايد. هيچ انسان عاقلي با چنين دشمني به صلح و مصالحه نخواهد رسيد. كليت اين تلقي از جنگ، تلقي است كه بايد در ذهن تك تك نخبگان سياسي جمهوري اسلامي مي بود. راه حل اين چنين جنگي نيز از سوي امام معين شده بود. جنگ بايد در صدر مسائل كشور مي بود و جنگ تا نابودي صدام و يا رسيدن ايران به حقوق حقه خود مانند متجاوز شناخته شدن عراق و گرفتن غرامت از عراق ادامه مي يافت.
جايگاه اعتقاد و ايمان به اين تلقي، در وهله براي اين است كه لازمه يك برنامه ريزي دقيق و صائب، شناخت درست مسئله ضروري است. مهمتر از اين نكته، سنتي است كه در بالا آمد. عموم مردم بر دين مسئولان خويش هستند. طبعاً اين عموم مردم هستند كه بار اصلي جنگ را به دوش خواهند كشيد لذا داشتن يك اعتقاد راسخ و محكم در اين خصوص بسيار حياتي است.
جريان جنگ تحميلي پس از فتح خرمشهر و عقب نشيني عراق به مرزهاي بين المللي (فقط در خوزستان و نه در استانهاي ايلام وكردستان و كرمانشاه)، به شكل ديگري رقم خورد. عراق براي تجديد قوا عقب نشيني تاكتيكي كرد. نيروهاي اسلام با ايمان به توانايي و استعداد خود در مقابل هجوم سراسري غرب، يكسري عمليات هاي موفق تا سالهاي 63و 64 رقم زدند. در اين سال ها، فشار خارجي به شدت عليه ايران زياد شد. تحريم هاي اقتصادي و نظامي به شدت افزايش يافت. اينجا اولين اشتباه تاكتيكي برخي نخبگان و مسئولين سياسي كشور رقم خورد. اينان به جاي اينكه به نيروي مردمي و الهي خويش تكيه كنند، بدون هماهنگي با رهبر و امام خود به مذاكره مستقيم با آمريكا دست زدند. فاش شدن اين مسئله به عنوان مسئله مك فارلين امريكايي را كه تاكنون به صورت غيرمستقيم در جنگ حضور داشت، به حضور مستقيم مجبور كرد. عراق بيش از پيش به حملات خود دامنه داد. بمباران هاي شيميايي، بمباران نفتكشها و اسكله هاي نفتي، موج دوم بمباران شهرها. . فشار اقتصادي نيز خود به شدت احتياج به فداكاري و كار جدي برنامه ريزي داشت ولي مي بينيم كه در بودجه نويسي كشور، جنگ هم يكي از مسائل است. فشار هاي وارده كه احتياج به پايمردي دارد نخبگان سياسي را به اين صرافت مي اندازد كه “جنگ جنگ تا يك پيروزي براي مذاكره” در صورتي كه در همين زمان شعار امام ومردم “جنگ جنگ تا پيروزي” است. اين اختلاف در سطح استراتژي ملي ضربه بسيار شديدي به پيشبرد جنگ زد. يكي اينكه ديگر مسئولين به دنبال نيت و انديشه رهبرشان نيستند و مضافاً همانطور كه اشاره شد، مردم نيز دچار يأس و ترديد مي شوند.
مسئله ديگري كه بايد بدان اشاره شود، اختلافات سياسي علني در سطح كشور است. در حالي كه مسئله قبلي كمتر به صراحت اشاره مي شد. مسئله مهدي هاشمي و اعدام او در جبهه ها خلل ايجاد كرد. از آن بالاتر، جدا شدن مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز است كه اختلاف عظيمي را در رزمندگان در جبهه ها، در فرماندهان و در پشت جبهه ها موجب شد. قس علي هذا، دعواهاي جناحي بر سر انتخابات مجلس سوم است.
امام (ره) در پي اين جريانات، توزيع برخي نشريات در جبهه را حرام مي كنند. جنجال هايي كه جامعه روحانيت در مسئله قانون كار به وجود آورند و شبهاتي كه بر نظريه ولايت فقيه مقبول امام در سطح روزنامه ها راه انداخته بودند و همگي اين تشنجات سياسي مردم را به اين صرافت انداخت كه مسئله جنگ، مسئله اصلي نيست. آنچه كه مهم است، منافع شخصي آقايان است. اين تغيير رفتار سياسي در نخبگان است كه در ذائقة فكري آنها اتفاق افتاده است. اين تغيير هم به صورت سرخوردگي در رزمندگان و خانواده هاي آنها نفوذ مي كند، هم به صورت يك الگوي رفتاري از مجراي سنت مذكور در بالا در مردمي كه بايد اين فشارها را تحمل كنند، شيوع مي يابد. اينگونه است كه در سالهاي انتهايي جنگ، جبهه ها از نيروهاي رزمنده خالي مي شود و واردات لوازم آرايشي از واردات بسياري از مايحتاج ضروري پيشي مي گيرد. يكي از عبارات مشهوري كه رزمندگان در اين زمان به كار مي بردند، اين بود كه “در شهرها هيچ خبري از جنگ نيست”.

بعد اين مقاله آن است كه به اخبار غيرعلني و سري استناد نكند ولي در برخي از مدارك و مصاحبه هايي كه در مورد پذيرش قطعنامه مطرح شده است، نامه اي است كه برخي سران نظام در باب نيازهاي ضروري جنگ به امام (ره) نوشته اند و ادامه جنگ را متوقف بر تأمين اين نيازها دانسته اند. جمهوري اسلامي با تلاش هايي كه انجام داده است، تمامي بدهي هاي خارجي خود را در اين دوره پرداخته و بسياري ديگر از موفقيت هايي كه در عين كمبودها و نداشتن ها بدست آمده اند، از توليد قطعاتي كه واردات آنها ممنوع بوده است تا انجام عمليات هاي بسيار وسيع در زير چشم هزاران دوربين، هواپيماي جاسوسي و ماهواره و قس علي هذا. (نقل به مضمون بخشي از سخنراني مهندس ميرحسين موسوي در اسفند 67 در مجلس شوراي اسلامي در حين تقديم لايحه بودجه)
برخي از نخبگان سياسي، تأثير گذار جمهوري اسلامي ايران به دليل درك ناقص و متمايز از امام (ره) در مورد ماهيت جنگ در سطح برنامه ريزي و سلوك اجتماعي- سياسي و در سطح تبعيت فكري و ايماني مردم به طي طريق مسير جنگ در مسير پيروزي ها خلل وارد كرد. از چه طريقي جنگ دچار اختلال شد؟ نخبگاني كه قرار بود با ياري و ياوري مردم، كار جنگ را تا پيروزي به پيش ببرند، با اشتباه در بصيرت و تاكتيك هايي مبتني بر همين بصيرت غلط، حضور حاضر و قيام ناصرين را تضعيف كردند.
در تحليل هايي كه بعدها در مورد چرايي پذيرش قطعنامه از سوي امام (ره) مطرح شد، اين نكته را به شدت مورد تأكيد قرار مي دادند كه مردم خسته شده بودند. حال جاي سؤال اينجاست كه چرا مردم خسته شده بودند؟ آيا اين عملكرد ضعيف برخي از مسئولين جمهوري اسلامي نبود كه مردم را نسبت به ادامه جنگ دلسرد كرد؟
يكي ديگر از شواهدي كه نشان دهنده عقب ماندگي و اختلاف برخي نخبگان سياسي از راه و كلام امام (ره) بود، اين است که امام كه قطعنامه و آتش بس با عراق را علي رغم ميل باطني براي مصلحت اسلام پذيرفته است، در صحنه اي ديگر از اين نبرد كه به شكل ديگري آغاز شده است، تمام دنيا را با فتواي خود عليه سلمان رشدي به چالشي تازه دعوت مي كند. اين حركت هجومي نشان دهنده دعب امام در پيگيري شعار استراتژيك خود “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم” است ولي آنهايي كه ديگر از مبارزه و تلاش خسته شده‎اند، در عرصه اقتصادي به جاي تكيه بر نيروهاي داخلي، به استقراض خارجي روي مي آورند و در سياست هاي اعلامي و اعمالي خويش بر كوس نااميدي و شكست مي‎كوبند.
اين اختلاف فاز برخي نخبگان سياسي با مردم و رهبري در دو عرصه معرفت و بصيرت از يك سو و در عرصه شدت و جديت عمل از سوي ديگر، بسياري از مسائل و موانع را بر سر راه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي پديد آورده است.
جمهوري اسلامي ايران در يكي ديگر از مقاطع سرنوشت ساز خود با مسئله اي به نام انرژي اتمي وارد يكي ديگر از امتحانات الهي شده است. بر اساس آنچه در بالا آمد، اگر نخبگان سياسي با يك وفاق آگاهانه بر آنچه ولي فقيه زمان مي گويد، در صدد يك برنامه ريزي صادقانه و مجاهدانه برآيند، بر اساس اين نظريه پيروزي ظاهري و باطني ايران اسلامي در پيروي عالمانه و مؤمنانه از فرامين رهبري جامعه است.
آنچه در اين مسئله كار ما را پيش خواهد برد، اين است كه بدانيم دشمن اين انقلاب، انرژي اتمي را بهانه‎اي از بسياري بهانه هاي ديگر مي داند كه هر دفعه از قوطي عطاري خود بيرون مي آورند. لذا در مقابل چنين دشمني غير از ايستادگي هيچ راهي نمي ماند ولي اگر نخبگان سياسي داخل حاكميت وخارج از حاكميت نتوانند زمينه را براي ايستادگي جمهوري اسلامي به رهبري ولي فقيه زمان آماده كنند، رهبري نيز علي رغم همه موضع گيري هاي سرسختانه مجبور است، يك عقب نشيني تاكتيكي انجام دهد. ان شاء الله كه چنين چيزي رقم نخورد، کمااينکه در دولت نهم، احمدي نژاد به عنوان بازوي اجرايي رهبري همواره کشيده است، در سطح دولت و ملت، آمادگي براي پيشبرد ديپلماسي پايداري ايجاد نمايد. ( http: //bazrafkan. blogfa. com/post-127. aspx )
در اين ميان انديشه سياسي امام خميني (ره) از نوعي تحول و تطور برخوردار بوده كه “عدم جدايي دين از سياست” مصداق بارز آن است.
مثلا؛ در اين دو گفته حضرت امام (ره) كه در يك جا فرمودند “انقلاب اسلامي يك معجزه الهي بود” و در سخنراني هاي ديگرشان فرمودند “در انقلاب ما ملت نقش اساسي داشت” ايشان هم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره زبان فرانسه، وزارت خارجه، استان مازندران، دوره رضاشاه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، حوزه و دانشگاه، تعامل سازنده، سلسله مراتب