منابع پایان نامه ارشد درباره ادبیات مدرن، ادبیات داستانی، جنگ جهانی اول، جریان سیال ذهن

دانلود پایان نامه ارشد

بررسی دقیقتر و ایضاح مطلب، این ویژگی ها را تحت دو عنوان فرم و محتوا، به شکل جداگانه بررسی کنیم:

فرم در ادبیات مدرنیستی:
پیچیدگی زبان
آثار مدرن معمولاً آثار متراکم، دارای حس مبهم و عمیق می‌باشند که واقعیت‌های متفاوتی را به صورت همزمان ارائه می‌کنند و به همین دلیل فهم آن‌ها اغلب مشکل و با چالش مواجه است. گفتیم که هنرمندان مدرن هنر خوب را در برابر هنر عامه‌پسند قرار می‌دهند، آثار خود را پیچیده و برآمده از تفکر فراوان مي‌دانند که از آثار عامه‌پسند جدا هستند. وعدۀ مدرنیسم ارائه نوعی وضوح و شفافیت است که تنها عقل قادر به ارائه آن است. متون ادبی و مقالات عامه پسند هرچه ساده‌تر و عامه‌پسندتر بودند در نتیجه خریدار بیشتری داشتند. با گسترش رهیافت درونی و روان‌شناسی به روایت (مثل جریان سیال ذهن) آثار این دوره هویتی جدا یافتند. (اوحدیان و غفاری،1388: 33)
بههمریختگی جریان طولی زمان
رمان مدرنیستی از تبعیت سنتی رمان در تأکید بر زمان و مکان خودداری می‌کند. زمان به درون منتقل می‌شود. زمان به طرزی پیچیده‌تر از طریق پس‌نگری و پیش‌نگری وقایع گوناگون به عنوان ابزاری ساختار دهنده به کار گرفته می‌شود.(همان33) . زمان در رمان مدرن صبغه ای ذهنی یافت . رمان نویسان مدرن به نشانۀ بیاعتنایی به زمان مبتنی بر ساعت ، بر بینظمی زمان شخصی (یا زمان آنگونه که در ذهن انسان انعکاس مییابد) تأکید گذاشتند وشگردهای غیر خطی(به یاد آمدن) خاطرات را نشان دادند.(پاینده، 1383: 230)

بیمکانی و عدم وجود پیرنگ
در داستانهای رئالیستی قبل از دورۀ مدرن معمولاً زمان و مکان لازم و ملزوم یکدیگر بودند و فردیت شخصیتها در این دو جنبه تحقق پیدا میکرد. همانطور که کولریج(Samuel Taylor Coleridge)، شاعر و منتقد ادبی اشاره میکند به لحاظ روانشناختی ، پنداشتی که از زمان داریم همواره با تصور مکان پیوند میخورد. در واقع این دو بعد به دلیل بسیاری مقاصد عملی ازیکدیگر جدایی ناپذیرند… در عین حال اگر خوب دقت کنیم میبینیم که نمیتوانیم به سهولت برههای خاص از هستی را مجسم کنیم مگر آنکه در زمینۀ مکانی اش نیزقراردهیم.(پاینده،1389: 38) بنابراین بی توجهی به زمان در آثار مدرن طبعاً بر بعد مکانی نیز تأثیر گذارخواهد بود. داستان نویسان مدرن اغلب فضا و زمان را از داستان حذف میکنند تا آنچه باقی میماند تنها صدای راویان داستان باشد. و از آنجایی که پیرنگ هر داستان در ارتباط مستقیم با زمان ومکان است، به هم ریختن آن سبب از بین رفتن پیرنگ داستان میشود.
«در رمان‌های مدرن معمولاً زمان و مکان مشخصی برای روایت‌ها وجود ندارد. مثلا رمان ابشالوم ابشالوم یکی از این نمونه‌ها است. به کارگیری شکلی که مفهوم آن با مانع روبرو مي‌شود (یعنی بی‌نظمی در توالی زمانی، وقایع، مضایقه کردن از دادن اطلاعات یا ارائۀ غیر مستقیم آن و سبک‌های ذهنی دشوار تدبیری است که با استفاده از آن عین همان مشکلاتی که کویینتن و شریو (شخصیت‌های داستان را به ستوه آورده‌اند یعنی اصول‌پذیر بودن شناخت، قابل اعتماد بودن و نیز حد و حصر شناخت) برای خواننده شبیه‌سازی می‌شود.»(پاینده،1383: 132)

گسیختگی در روایت
خصوصیتی که از هر نوشته ای توقع داریم انسجام است. نگارش را میتوان گفتگویی یک طرفه تلقی کرد که باید آغاز و انجام معقول و مورد قبولی داشته باشد، اما نویسندگان مدرن علاقهای به نشان دادن انسجام در متن ندارند. آنها با تغییرات غیر منتظره در لحن راوی، در تغییر زاویۀ دید، صحبتهای خطاب به خواننده، تناقض گویی و جریان سیال ذهن انسجام متن را به هم میریزند. «نویسندگان مدرن ازراه تغییر شکل رمان میخواستند ازهم گسیختگی جهان را به نحوی سلبی در آثارشان منعکس کنند یا میخواستند زبان را از نو بسازند تا بتوانند زندگی آشفته واقعی یا حقیقت لزوماً متکثری را ثبت کنند»(پاینده، 1389: 229) این امر در آثار پست مدرنها به شکل افراطی دیده میشود.
چشم‌انداز باوری (Perspective)
پرسپکتیو در هنر نقاشی و عکاسی به معنی قراردادن دوربین در جای ثابت، و عوض کردن ابعاد تصویر با استفاده از حرکات لنز دوربین است(ویکی پدیا)، درزبان انگلیسی پرسپکتیو به معنی روایت از نگاه فردی خواص است.یعنی زمانی که فردی داستانی را میخواند یا ماجرایی را میشنود، سپس آن را بر اساس دیگاه خود دوباره بازگویی میکند، در این روش روایتها با توجه به شخصیت آدمها متغیر است و در روایت هرکس ممکن است چیزهای متفاوتی برجسته شود. در ضمن راوی ممکن است در روایت خود از گذشته قسمتهایی را به یاد آورد و قسمتهایی را فراموش کند. این اصطلاح کمکم برای روایت در اول شخص در رمانهای مدرن به کار رفت. در رمانهای مدرن راوی اول شخص داستان را از نگاه خود و ایده صرفاً شخصی تعریف میکند بنابراین میتوان ادعا کرد که او واقعیت را “بازگو”میکند، که البته اغلب در رمانهای مدرن این راوی تغییر میکند.
در رمان‌های مدرن، دانای کل جایی در روایتگری ندارد و داستان از دیدگاه فرد و راویان درگیر در کنش داستان مطرح می‌شود. راوی معمولاً از دیدگاه شخصی و خاص به ماجرا نگاه می‌کند. به نظر می‌رسد نویسنده در این داستان‌ها به شدت بی‌اراده است. به قول جیمز جویس «نویسنده خود را از صحنه کنار کشیده و ناخن‌هایش را سوهان می‌زند». تمام شخصیت‌های داستان به مثابه شخصیت‌های واقعی هستند که نویسنده تنها آن‌ها را معرفی کرده است و خود در داستان مستقل هستند تا هرچه می‌خواهند انجام دهند. به همین دلیل اغلب شاهدکارهای بی‌سابقه در میان شخصیت‌های رمان‌های مدرن هستیم.
انتخاب اسمهای غیر متعارف یا شخصیتهای بینام
مثلاً بلکوا(Belaqcqua) نام شخصیت اصلی رمان دانه و خرچنگ(Dante and the lobster) اثر ساموئل بکت (Samuel beckett) و ددالوس(Dedalus) نام شخصیت رمان اولیس جیمز جویس است، که هردو نامهای غریبی هستند(پاینده، 1389: 147). همچنین در رمان بوف کور اثر صادق هدایت و گاوخونی اثر مدرس صادقی، راوی نامی ندارد و در محاکمه، کافکا شخصیت خود را آقای ک. مینامد.
در هم آمیختگی خواب و رؤیا
بسامد بالای کاربرد کلماتی چون خواب، کابوس، رؤیا و توصیف دنیایی که شبیه به دنیای در خواب است از مشخصات مهم ادبیات مدرنیستی است. همچنین نویسنده در این رمانها اصراری برای اثبات این موضوع به خواننده ندارد که آنچه او اکنون در حال خواندن است واقعیت است یا رؤیا ، لذا خواننده در تمام رمان بین این دو امر سرگردان است.

محتوا در ادبیات مدرنیستی:
رویارویی با مدرنیته و پبامدهای زندگی شهری
شکل گیری طبقۀ بورژوا و پیدایش شهرنشینی، همراه با گسترش علم، رشد سریع تکنولوژی و در آخر وقوع جنگهای جهانی از درونمایههای اصلی در داستانهای مدرنیستی بود. «رمان مدرن در رویارویی با مدرنیته هم محتاط بود هم (به شکلهای جدید نگارش) میدان میداد. رمان نویسان مدرن به هر حال یقین داشتند که ادبیات داستانی برای پرداختن به مدرنیته میبایست آزادیها و لذتهای جدید برآمده از وضعیت مدرن را به نمایش بگذارد، یا مشکلات ناشی از وضعیت مدرن را به نقد بکشد یا حتی مانع از نابودی آن چیزهایی شود که مدرنیته به نظر میرسد از بین خواهد برد. نویسندگان مدرن اعتقاد داشتند که ادبیات داستانی میتواند طرز فکر مردم را عوض کند.از نظر آنان ادبیات داستانی یگانه کتاب پرفروغ هستی بود که میتوانست جانی تازه در کالبد مردم بدمد، به همین دلیل در رمان مدرن عنصر شکاکیت وجود داشت.»(پاینده، 1389: 203) کمکم این اندیشه در میان نویسندگان مدرن تغییر کرد، یعنی با پیدایش تب و تاب سیاسی دهه 1930 و نیز با پیامدهای جنگ جهانی اول ناامیدی بیشتری بر جریان ادبیات حاکم شد و نویسندگان سرخورده در پی تزریق امید به جامعه نبودند و صرفاً به نمایش پیامدهای جریان مدرنیزاسیون پرداختند. تحولات مدرنیته دیگر نفس بر شده بودند، فناوری به بمب اتمی تبدیل شده بود، مادیگرایی به صورت فرهنگ مصرفگرایی درآمده بود و در کل مفهوم تمدن بعد ازجنگ جهانی اول کاملاً بی اعتبار شده بود، لذا نویسندگان دیگر به داستانهای بزرگی که در گذشته طرز فکر و زندگی و کار و احساس ونگارش آنها را تعیین میکرد هیچ باور نداشتند.

نماد پردازی
مکتب سمبولیسم در اواخر قرن 19 از بین رفته بود؛ اما اثری که بر آثار مدرنیستی گذاشت، انکارناپذیر است. نویسندۀ مدرن همسو با پيچيدگيهاي زندگي مدرن تمايلي مبني بر رمزآميز كردن اثر و به چالش كشيدن ادراك مخاطب در رمزگشايي و دريافت معاني مكنون در قالب جملاتي كه شايد در نخستين نگاه بيمعنا جلوه نمايند، دارد. نویسندگان مدرن راه سمبولیستها را در پیش گرفتند؛ با این تفاوت که سمبولیستها بر نمادهای به کار برده در آثارشان اصرار داشتند؛ اما مدرنیستها در این امر اصراری نداشتنند. آثار کافکا بهترین نمونه در آثار سمبولیک مدرنیستی هستند.

توجه به اسطورهها
برخی نوگراها به دوران خوش و طلایی گذشته جماعات بدوی که در هماهنگی و توازن با طبیعت بودند نظر داشتند.برای مثال اشارههای تی.اس.الیوت به اسطورهها در شعرسرزمین بیحاصل(The wast Land) تأکیدبركيفيات حقيرومبتذل زندگي مدرن، حياتي آكنده ازآدمهاي معمولي درقياس با قهرمانان شكوهمندواسطورهاي عصرطلايي است.
نگاه معرفت‌شناسی مدرنیسم
ظهور درون‌مایه‌های پرستش دربارۀ خود تجربه، جستجو برای زمینه‌ای از معنا در جهان بدون خدا، امید داشتن به جهان مدرن و اینکه چگونه مي‌توان با آن روبرو شد. در آثار مدرنیستی تلاش برای نیل به آینده ای بهتر درونمایۀ بسیاری از آثار ادبی است. یک مدینۀ فاضله، یک نظم غایب و یک کمال مطلوب به طور ضمنی دلالت میشود(پاینده،1388: 68) انسان دوره مدرن هنوز به وجود جهانی در بیرون از ذهن خود اعتقاد دارد اما از آن ناامید شده و به این سبب به دنیای درونی خود پناه آورده است. در رمان مدرن بحث بر روی معرفت‌شناسی است. بر خلاف رمان‌های پست‌مدرن که نگاه وجود شناسانه دارند، یعنی در رمان‌ مدرن هنوز به وجود واقعیتی اطمینان دارند و در پی شناخت آن هستند. در‌آثار مدرن معمولاً سؤال می‌شود این دنیایی را که من جزیی از آن هستم چگونه مي‌توانم تفسیر کنم و خود من در این دنیا چه هستم.

ضد قهرمان
در طرح رمان‌های مدرن هر دو عنصر بخت‌برگشتی و کشف حقیقت وجود دارد. شخصیت‌های رمان در رمان‌های مدرن معمولاً دو وجه دارند. وجه علنی و وجه خصوصی. آن‌ها شخصیت‌هایی هستند که با جامعه هم‌سازی ندارند و با آن نمی‌جوشند. به مقام‌های مهم اجتماعی توجه ندارند، اخلاق متعارف را زیر پا مي‌گذارند و ژست‌های قهرمانان سنتی را به تمسخر می‌گیرند .(پاینده،1383: 34) قبل از آغاز قرن 20 اغلب جامعه غرب را مردم طبقه بورژوا تشکیل می‌دادند که بر اثر پیشرفت و ظهور یکباره مدرنیته در شهرها پیدا شده بودند و نسبتاً زندگی مرفهی را تجربه می‌کردند و هر روز به دنبال اختراعی تازه و کشفی جدید بر غرور و امید آنها افزوده می‌شد. در این دوره ستایش و تمجید از آینده‌ای مبتنی بر صنعت وتکنولوژی سرعت و تحرک جوامع شهری همچنان در‌ آثار مدرنیستی دیده می‌شد. همانگونه که پیشتر گفتیم، آلودگی‌ها، شلوغی شهرها، شیوع بیماری‌های جدید و از طرفی گسترش جنگ‌های ناشی از پیشرفت سلاح‌ها و ظهور سلاح‌های کشتار جمعی و فجایع به بار آمده در جنگ‌های جهانی، مردم را نسبت به این پیشرفت‌ها بدبین کرد و نشانه‌های این سرخوردگی در شخصیت‌های داستان‌های مدرن نمایان شد. پس به جای قهرمان و شوالیه‌های جنگجو و پرنس‌های زیبا و شجاع، چهره‌هایی پیدا شدند که گونه‌ای بیماری و افسردگی را به نمایش می‌گذاشتند؛ قهرمان این دوران انسانی معمولی و مبتذل بود.

بحران واقعنمایی
رمان مدرن از بازنمایی واقعیت گریزان است. به عبارت دیگر بیانگر نیست. این جنبه بسیار ساده و در عین حال بسیار مهم از دیدگاه فلسفی ناشی از برخی تحولات تکنولوژیکی از سویی و برداشتی نوین از واقعیت در نزد مدرنیسمتهاست.(هاجری، 1381: 145) به این معنا که پیدایش دوربین عکاسی و فیلمبرداری و سینما توپوگراف ، و اقتدار این اختراع در بازتولید سریع و دقیق واقعیت نقطۀ پایان تسلط چندین ساله نویسندگان در این کار بود. علاوه بر آن دید کلی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ادبیات مدرن، ناخودآگاه، جنگ جهانی اول، ایدئولوژی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره آندره ژید، مدرنیزاسیون، اقتصاد ایران، نهضت مشروطه