منابع پایان نامه ارشد درباره اختلالات روانی، اختلال شخصیت، بیماری روانی، اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

آثارش بازتاب دارد. پس می‌توان ادعا داشت که تسلط مدرس صادقی بر زبان انگلیسی و عربی نیز دقیقاً همین تاثیر را در دیدار در حلب به جای گذاشته است و این چند زبانی و تکرار ملیّت‌های متفاوت با نام‌های مختلف شخصیت‌های دیدار در حلب را بیش از هر چیز فراتاریخی، فراملیتی و مدرن کرده است.
با این که دیدار در حلب بیشتر شبیه به آثار مدرن است، اما در عین حال نمی‌توان از ویژگی‌های پسامدرن آن چشم‌پوشی کرد و باید این رمان را مانند ناکجا آباد از جمله آثار مدرنیسم مرزی دانست زیرا در عین این که تمام نشانه‌های مدرن بودن را دارد اما نوعی محتوای وجود شناسانه نیز به خود می‌گیرد. بنابر این باید این کتاب را نیز درست مانند ناکجاآباد جزء رمان‌های علمی – تخیلی پسامدرن دانست زیرا در این اثر شخصیت‌های تاریخی چون سهروردی و صلاح‌الدین ایوبی به راحتی در عصر حاضر حضور پیدا می‌کنند و محافظان شمشیر حمایل کرده از آن‌ها مراقبت می‌کنند. این ماجرا نیز جزو همان رمان‌های کلیددار است. (رمان کلید دار به رمانی اطلاق مي‌شود که شخصیت‌های واقعی در آن به صورت شخصیت‌های داستانی نشان داده مي‌شوند) (پاینده، 1383: 160).
رمان زمان و مکان و تاریخ را به سخره می‌گیرد. آنچه مشخص است نالۀ درونی نویسنده از جنگ و کشتار است. اسبابی که مدرنیته به دنیای جدید تقدیم کرده و نویسنده مکرراً اصرار بر ویرانگری آن‌ها دارد. در پایان رمان نویسنده به این امر اینگونه اشاره می‌کند:
«او در جنگ صلیبی دیگری که سرنوشت جهان را تغییر می‌دهد شرکت خواهد کرد. او پیشرفته‌ترین و پر زورترین بمب‌های جهان را به خودش خواهد بست و خودش را توی شلوغ‌ترین و پر رفت‌ و آمدترین ساختمان‌ها و بازار مکاره‌های دنیا منفجر خواهد کرد، خودش را توی ایستگاه‌های باس یا توی ایستگاه‌های قطار و در شلوغ‌ترین ساعت‌های روز منفجر خواهد کرد، خودش را توی شلوغ‌ترین ایستگاه‌ها و تو شلوغ‌ترین باس‌ها و واگن‌ها و قطارهای مسافربری و توی شلوغ‌ترین فرودگاه‌ها و شلوغ‌ترین بانک‌ها و سوپرمارکت‌ها و در شلوغ‌ترین ساعت‌های روز منفجر خواهد کرد، خودش را توی مدرسه‌ها، تیمارخانه‌ها، بیمارخانه‌ها و تماشاخانه‌ها منفجر خواهد کرد. به ثروتمندترین و آبادترین شهرهای دنیا به هر ترتیبی که هست راهی پیدا خواهد کرد و با بزرگترین‌ طیاره‌ها و مخوف‌ترین موشک‌های ساخته دست بشر خودش را به بزرگترین ساختمان‌ها و برج‌های سر به فلک کشیده دنیا خواهد کوبید» (مدرس صادقی،دیدار در حلب،1386: 126).

توپ شبانه
توپ شبانه، داستان زنی است که مانند سایر شخصیت‌های اصلی رمان‌های مدرّس صادقی، نامی ندارد. زنی که همراه همسرش در یکی از ایالت‌های آمریکا زندگی مي‌کند. همسرش ابی که زمانی عاشق او بوده، اکنون تنها فقط با او زندگی می‌کند و دیگر هیچ ارتباط عاشقانه‌ای با یکدیگر ندارند. ابی کسی است که ما فقط اسم او را در داستان می‌شنویم، ولی هرگز از او خبری نیست. شخصیت زن داستان اعتراف مي‌کند که او تنها شب برای خواب به خانه مي‌آید اما برای بهتر دیدن دوری ابی و شخصیت زن داستان همین امر یعنی نبودن هیچ اثری از ابی در داستان کمک بسیار مؤثری است.شخصیت زن دوستی به نام مهشید دارد و در مهمانی او یکی از دوستان قدیمی‌اش را ملاقات می‌کند و از طریق او همایون یکی دیگر از دوستانش را پیدا مي‌کند و با او ارتباط برقرار میکند. شخصیت زن مانند اکثر شخصیت‌های مدرس صادقی که هنرمند هستند، نقاش و شاعر است و از تنهایی عجیبی رنج مي‌برد. او یک بار باردار شده است و فرزندش را از دست داده، با شاعر آمریکایی به نام جیمز آشنا می‌شود که از همسرش جدا شده و در جزیره‌ای زندگی می‌کند و هفته‌ای یک بار برای دیدن دخترش به شهر مي‌آید. جیمز شاعر است و زن داستان شعرهای خود را نزد او می‌برد که آن‌ها را نقد کند. او خانه و همسرش را ترک می‌کند و به خانه جیمز در جزیره می‌رود تا به نوشتن داستانی بپردازد و در آخر با روایت داستان خود برای جیمز خواننده را متوجه این موضوع می‌کند که آنچه که او از ابتدای داستان خوانده چیزی نبوده جز همان داستانی که شخصیت زن درصدد نوشتن آن بوده است. در انتهای رمان نیز او بچه‌دار مي‌شود و به خانه بازمی‌گردد که البته مشخص نمی‌شود این پایان واقعی داستان است یا پایان داستانی که او در حال نگارش بود. توپ شبانه آخرین اثر بلند مدرس صادقی محسوب مي‌شود که تا حدود زیادی به آثار پسا‌مدرن نزدیک مي‌شود.

ویژگیهای مدرنیستی رمان توپ شبانه
اختلال شخصیت پارانویا، محتوای وجودشناسی، گریز از مدرنیته، در هم آمیختگی واقعیت و رؤیا، در هم آمیختگی جریان طولی زمان

اختلال شخصیت، پارانویا
همانگونه که پیشتر اشاره کردیم از مشخصه‌های معمولاً ثابت آثار مدرنیستی روان‌پریشی شخصیت اصلی رمان است. او زنی است که در خارج از ایران با همسرش زندگی مي‌کند، در زندگی مشترک موفق نیست، در زمان بارداری بچه‌اش را از دست داده و به نظر می‌رسد امیدی برای ادامه زندگی ندارد. او نقاشی مي‌کند، شعر می‌گوید اما این‌ها درمانی برای روح خستۀ او نیست. او مدام در افکار مالیخولیایی خود غرق است و به پرت کردن خود از آپارتمانی که در طبقۀ 27 قرار دارد می‌‌اندیشد. او همیشه در ترس و شک به سر مي‌برد و تنها دفاع عاجزانه او در قبال این همه ناملایمات زندگی‌اش فرو رفتن در لاک شاعری و نویسندگی است. او با زن‌های دیگر متفاوت است، حداقل با زن‌هایی که تعریف معمولی دارند، موهایش را کوتاه مي‌کند و در قید و بند هیچ اصلی نیست.
«هنوز مویی نداشتم که بشود کند، بجای مو کندن هی لبم را گاز مي‌گرفتم، ناخنم را می‌جویدم» (مدرس صادقی، 1388: 18)
او بهشدت از پارانویا رنج می‌برد. به هیچ کس اعتماد ندارد. مکرر در فکر این است، که همسرش قصد کشتن او را دارد،
«من که می‌دانستم ابی برای چه اینجا را گرفته بود؛ هم صرفه جویی بود و هم احتمال اینکه خودم را پرت کنم پایین» (همان: 19). «برای زنی که بیماری روانی داشت و توی محله‌های سوت و کور شمال شهر داشت دق مي‌کرد یک آپارتمان دلباز و خوش‌منظره گرفتم وسط شهر و…[از قول همسرش]، می‌دانستم این آپارتمان را گرفته بود تا احتمالاً خودم از طبقه بیست و هفتم پرت کنم تا از شر من راحت بشود» (همان: 19).
او از شهری که در آن زندگی می‌کند متنفر است و می‌ترسد:
«من راستش شب‌ها می‌ترسیدم» (همان: 20).
در جایی از قاتلی که بیست و شش زن را کشته، صحبت مي‌کند و بعد در خیال خود می‌گوید:
«چه فرقی می‌کند که جسدها را تکه‌تکه کنی یا این که فقط منتظر باشی تا آن یک نفر خودش را از طبقۀ 27 پرت کند پایین» (همان: 20).
اینکه او همسرش را با یک قاتل که بیست و شش نفر را مثله کرده و آن‌ها را از بند رخت آویزان کرده مقایسه می‌کند، خود گویای حالت پارانوییدی او می‌باشد؛ وحشتی که در اغلب اوقات به صورت بیماری، روان‌رنجوری او را می‌آزارد: «دوباره دلم می‌خواست شروع مي‌کردم به پرت کردن همه چیز و خودم را به در و دیوار می‌زدم». آنچه ما مي‌دانیم چیزی است که از ذهن راوی مي‌تراود و تنها بر همین اساس مي‌توانیم قضاوت کنیم. او با نفرت از همسرش یاد می‌کند. حرف‌هایی که در ظاهر هر کسی اینگونه برداشت می‌کند که ابی همسرش را دوست دارد، برای او گونه‌ای کلک و دسیسه است، او همیشه به دسیسه‌های احتمالی همسرش فکر مي‌کند. در این سطور می‌بینیم که او از دلجویی‌های همسرش چگونه با نفرت یاد مي‌کند:
«ابی اصرار داشت که مادرم برگشتنش را به تأخیر بیندازد. هی توی دلش را خالی مي‌کرد که من خیالم راحت نیست، من خیالم راحت نیست. آخه از صبح توی این آپارتمان تنها است و من نمی‌دونم توی این فاصله چه کار مي‌کنه، نکنه یه بلایی به سر خودش بیاره. منظور ابی این بود که مبادا این دختره به سرش بزند و خودش را از این بالا پرت کند پایین. منظور ابی این بود که مادرم را آماده کند برای بعد که اگر یک زمانی خبر رسید که این دختره خودش رو پرت کرده پایین به مادرم بگوید من که به شما هشدار داده بودم، من که از شما خواهش کرده بودم که یک کمی بیشتر پیش او بمانید». (همان: 24)
ابی هم می‌گفت: «تو دیوانه‌ای. به این دلیل که دلم می‌خواست خودم را پرت کنم پایین. شاید هم به این دلیل که هی می‌گفتم دلم می‌خواهد خودم را پرت کنم اما نمی‌کردم. به جای این که خودم را پرت کنم هرچی دم دستم بود پرت می‌کردم این طرف و آن طرف، خودم را می‌زدم به در و دیوار اما وقتی که مي‌رفتم روی بالکن خودم را پرت نمی‌کردم. می‌ترسیدم پرت کنم».(همان: 72)
راوی این داستان تا حدودی با راویان دیگر داستانها متفاوت است. در رمانهای دیگر نیز مدرس صادقی ازمشکلات ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی میکنند صحبت کرده بود، اما در این داستان شخصیت اصلی کسی است که در خارج زندگی میکند. در محیطی کاملاً جدید و نو. لذا دلایل بیماریهای او تا حدودی با دیگران متفاوت است.میتوان گفت او دچار نوعی تعارض فرهنگی شده است. «تغییر فرهنگی فرآیندی است که طی آن اجزای مختلف یک فرهنگ با گذشت زمان دگرگونی پیدا می‌کند. هرگونه دگرگونی در اجزا و کلیت فرهنگ در سازمان‌های اجتماعی تحولاتی را پدید می‌آورد و اگر شتاب این دگرگونی‌ها فزونی یابد می‌تواند آسیب‌هایی را در پی داشته باشد». (ستوده، 1376: 50) «وقتی تغییرات فرهنگی حاد باشد و بر ساز و کارهای انطباقی و حمایت‌های اجتماعی افراد آن جامعه تسلط پیدا کند، می‌تواند فشار زیادی وارد نموده، شوک فرهنگی وارد کند. شوک فرهنگی با اضطراب، افسردگی، احساس جدا شدن، مسخ شخصیت و مسخ واقعیت همراه است و با این علائم و عوارض مشخص است». ( آقایی، 1383: 45) موضوع تأثیر و تأثرات فرهنگی به حدی اهمیت پیدا کرده که اینک در طبقه‌بندی اختلالات روانی مسألۀ فرهنگ‌پذیری به عنوان یکی از حالت‌هایی که باید کانون توجه بالینی قرار گیرد آورده می‌شود.« بر اساس گزارش‌ها میزان مراجعین به بیمارستان‌ها به علت اختلالات روانی پزشکی در آمریکا بین مهاجرین نسبت به خود آمریکایی‌ها عیار بالاتری دارد و به نظر می‌رسد که علایم پارانوییدی نیز در بین این گروه‌های مهاجر شایع‌تر است.« (همان: 46) راوی این داستان نیز شاید به دلیل این تغییرات فرهنگی دچار اختلالات شخصیتی شده باشد. اما مطرح کردن این موضوع دلیل بر این نیست که شخصیتهای مدرس صاددقی در داخل کشور وضعیت بهتری دارند، بلکه این حالات روحی در آثار او فراگیرتر از آن است که در مرزبندیهایی جغرافیایی بگنجد.

گریز از مدرنیته
او از شهرنشینی و آثار آن دل خوشی ندارد. زندگی او خلاصه شده در آپارتمانی در مرکز شهر پر از آلودگی و سر و صدا. کلاً مي‌توان این رمان را به دو قسمت تقسیم کرد؛ قسمت اولی که توی شهر وسط آپارتمان‌های شهری و همراه روابط با آدم‌ها خلاصه می‌شود، در این قسمت میهمانی و موسیقی با صدای بلند و صدای توپی که ساعت نه در مي‌شود به شکل افراطی بیان مي‌شود و فضا سازی به گونه‌ای است که ذهن خواننده را به ذهن راوی و آنچه او را مي‌آزارد نزدیک می‌کند. قسمت دوم زمانی است که با جیم که او به گونه‌ای نقش راهنما را برای او دارد به جزیره‌ای خلوت و ساکتی می‌رود و در این بخش مکان و زمان آرام‌تر حرکت مي‌کند. صدای موسیقی خلاصه می‌شود در صدای امواج اقیانوس و مرغان دریایی و راوی هیچ‌کس را جز خود و جیم نمي‌بیند. گریز از پیامدهای زندگی شهری امری است که با جرأت مي‌توان گفت در تمام رمان‌های مدرس صادقی تکرار مي‌شود؛ البته به اشکال مختلف. تم اصلی کتاب توپ شبانه همین گریز انسان امروز است که این بار در خارج از مرزهای ایران روایت می‌شود و مصداق بارز این که هرکجا بروی آسمان همین رنگ است می‌باشد.
«این دور و برها همه جا دارند ساختمان‌سازی می‌کنند؛ این سر و صداها که می‌بینی هر روز از صبح تا شب توی گوش ماست» (مدرس صادقی، 1388: 89).
او چنان در جریان این تغییرات قرار دارد که دیگر حق ندارد برای خود هویتی مستقل باشد؛ حتی زبان مادری‌اش آنچه را که او بلد است را باید کنار بگذارد.
«دستم را گرفت و بلند کرد… گفت لطفا فارسی موقوف» (همان، 125).

خیال‌بافی و رؤیاپردازی
می‌توان ادعا کرد که جزیره‌ای که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره فراروایتها، سیر تاریخی، تفسیر و تأویل، سمفونی مردگان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره پسامدرنیسم، وجودشناسی، ناکجاآباد، عدم قطعیت