منابع پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، خاندان نوبخت، ابوسلمه خلال

دانلود پایان نامه ارشد

پاشيد. (حسين؛‌1982:‌2/‌396)
گفته شد مؤسس دولت عباسي ابوالعباس سفاح بود که مدت چهار سال و نه ماه خلافت نمود و شهر انبار را پايتخت خود قرار داد. پس از مرگ وي برادرش ابو‌جعفر‌منصور به تخت خلافت نشست، منصور شهر بغداد را بنا کرد و تخت خلافت را به آنجا منتقل ساخت. (ناهض؛ 1998:‌8/1327)
بدين‌سان عباسيان روي از مديترانه برگرداندند و به ايرانيان نزديک شدند و ناچار ‌اندک‌اندک تسلط خود را در استان‌هاي باختر دور يعني اسپانيا و مراکش و عاقبت مصر از دست دادند و بيشتر به عناصري که از مرکز آسيا برخاسته بودند اعتماد کردند. از اين رو، ايرانيان از نفوذ بسيار گسترده‌اي برخوردار بودند، آنان مديران زير دست امور خلافت و حاميان پر جلال ادب گرديدند و اعراب همه‌ي حقوق و مزايايي را که تا آن زمان از براي خويش حفظ کرده بودند، از دست دادند؛ لذا ايرانيان در تمام ارکان دولت نفوذ کردند. (عبد‌الجليل؛‌1373:‌103)
3-3-01 اوضاع سياسي‌
در عصر عباسي به ويژه عصر اول آن ايرانيان نقشي را ايفا کردند، که هرگز قبل از آن به چنين مقامي نرسيده بودند و در واقع امپراطوري عباسي توسط ايرانيان اداره‌ مي‌گشت، چرا که در اين عصر، ايرانيان در دستگاه خلافت از آزادي عمل بيشتري برخوردار بودند. در اين دوره نه تنها در تشکيلات اداري از نظام ديواني ايران تقليد شد، بلکه در بيشتر شئون اجتماعي نيز از آداب و رسوم و حتي در شيوه‌ي لباس پوشيدن و ديگر کارها، خلفاي عباسي از تقليد ساسانيان هيچ ابائي نداشتند، نتيجه‌ي چنين وضعي در دولت عباسي، آن شد که تشکيلات اداري اين دولت مستقيما زير نظر وزيران ايراني قرار گرفت، همچنين ايرانيان در هر موقع که احساس نياز‌ مي‌کردند؛ سازمان‌هاي جديدي را بر دولت‌ مي‌افزودند، و به اين‌ترتيب از سازمان‌هاي اداري ساساني اقتباسات بسياري بعمل آمد. در کل اين عصر را از لحاظ سياسي عصر ايرانيان نام نهاده‌اند.، اگر چه خلفا، زبان و دين آن دوره عربي بود؛ اما اعراب از نظر سياست و اداره‌ي مملکت زير نظر ايرانيان قرار داشتند.
پس ايرانيان بودند که آن دولت را ياري کردند و بپا داشتند و اداره نمودند؛ يعني وزيران، اميران، نويسندگان و حاجبان آن دولت همه و همه ايراني بودند. (الزيات؛ بي‌تا:‌234)
و به اين‌ترتيب ايرانيان که در تاريخ اسلام آن‌ها را به نام موالي يعني مسلمانان غير عرب‌ مي‌ناميدند. در چارچوب دولت جديد صاحب جايگاهي بس رفيع گشتند؛ آن چنان که‌هارون الرشيد، يحيي بن‌خالد برمکي را به عنوان وزير انتخاب نموده و دستش را در اداره شئون دولت باز گذاشت. (مجاهد؛‌1957:‌101)
پس عباسيان عصر نخست که مرداني روشن بين و فعال بودند، به خوبي‌ مي‌دانستند ايرانياني که ايشان را به قدرت رسانده‌اند؛ قادرند آن چنان ماهرانه عمل کنند که موجب سرنگوني شان نيز بگردند. بنابراين نخست از ميان آنان همکاراني را براي خود برگزيدند، اما در نابود ساختن مخالفان، آن هم با قساوت تمام‌ ترديدي به دل راه ندادند.‌آنان پس از استقرار، يکي يکي فرزندان انقلاب و کساني که انقلاب را به پيروزي رسانده بودند؛ از سر راه برداشتند که ايرانيان بسياري همچون ابو‌مسلم خراساني، ابوسلمه خلال، خاندان برمکيان، و خاندان نوبختيان بر طبق اين رسم مورد حيله و نيرنگ عباسيان قرار گرفته و قلع و قمع گرديدند. (عبد‌الجليل؛‌1373:‌104)
3-3- 02 اوضاع اجتماعي‌
حکومت عباسي که بر دو پايه‌ي اساسي بزرگداشت امور ديني و تکيه بر موالي بنا شده بود؛ حکومت همه‌ي امت اسلامي بود. مردم به نژادهاي گوناگوني تعلق داشتند و بغداد علاوه بر اعراب، ايرانيان و عناصر پراکنده‌اي را در خود جاي داده بود. در نتيجه محيط اجتماعي آن روزگار به خاطر ورود نژادهاي گوناگون ايراني، ‌ترک، سرياني، رومي و… در دولت چندان شکل عربي نداشت و هر يک از اين قوميت‌ها، فرهنگ خاص خود را داشت که سبب تأثيرپذيري فرهنگ‌هاي مختلف از يکديگر شد. (زيات؛ بي‌تا:‌153)
اين تأثير‌پذيري تا جايي پيش رفت که حتي لباس‌هاي گوناگوني براي طبقات خاص جامعه تهيه شد، در کنار اين امور، صداي ملي گرايي و استقلال خواهي موالي بلند شد، آنان که در دولت اموي جايي براي زندگي کردن نداشتند؛ در اين دوره به تحقير اعراب پرداخته و به تبليغ ‌انديشه‌هاي خود روي آوردند. در اين ميان دولت مرکزي نيز دست بسته ننشست و مقابله با شعوبيگري را در سرلوحه‌ي برنامه‌ي خويش قرار داده و به تبليغ‌انديشه‌هاي خود پرداخت. (الفاخوري؛‌1991:‌2/16)
به طور کلي جامعه عصر عباسي تحت تأثير فساد موجود به سه طبقه اساسي تقسيم شده بود: طبقه‌ي حاکم که شاهزادگان، وزيران، فرماندهان، مديران و رجال دولتي و سرمايه داران را در خود جاي‌ مي‌داد، طبقه‌ي مياني که سپاهيان، کارمندان، تاجران، صنعتگران و پيشه‌وران را در بر‌ مي‌گرفت. اما پست‌ترين طبقه کشاورزان، صاحبان مشاغل کوچک، خدمتکاران، کنيزان و غلامان را شامل‌ مي‌گشت و پست‌تر از همه‌ي اين طبقات اهل ذمه قرار داشتند.(ضيف؛‌1426:‌53)
و جاي تعجب نيست که تحت اين شرايط؛ افزايش مال و رفاه عمومي به افزايش تعداد کنيزان و غلامان بيانجامد و بدنبال آن عنايت به شراب و باده نوشي و غزل بي پرده فزوني يابد.(ضيف؛‌72:1961)
سرودن غزل‌هاي مذکر و مونث در مجالس اميران و وزيران امري عادي و طبيعي بود و زيادي جنگ‌ها و به تبع آن کثرت اسيران جنگي سبب فزوني بردگان و کنيزان در عصر عباسي شده بود از اين رو؛ نگهداري کنيزان در خانه و رواج شراب خواري حتي در ميان خلفا، بر اين فساد بيش از پيش‌ مي‌افزود. پس براي ميگساري و شنيدن آواز کنيزان، مجالسي تشکيل‌ مي‌شد که به مجالس الشرب شهرت داشت و بر همين اساس باغ‌ها و بوستان‌هاي حومه‌ي بغداد مملو از انواع ميکده‌ها و قمارخانه‌ها بود که مردمان و شاعران سراسيمه و مشتاقانه خود را بدان جا‌ مي‌رساندند، تا در ميان گلها و شکوفه‌ها باده بنوشند و چشمانشان نيز از جمال کنيزکان زيباروي پرفروغ گردد. (ضيف؛‌1426:‌93)
در اين عصر پديده برده داري و برده فروشي خصوصا در بغداد گسترش يافته بود تا جايي که خياباني به نام خيابان بردگان در بغداد پديد آمد
بردگان براي کار و زراعت و کنيزان رومي، ‌ترکي، فارسي براي خدمت در خانه و کنيزان زيبا را براي دربار وزراء و خلفا استفاده‌ مي‌کردند تا جايي که مادر بعضي از خلفا از همين کنيزکان بود.(مسعودي؛1985:‌3‌/‌216)
3 -3-03 اوضاع اقتصادي
در اين دوره سردمداران در بسياري از سرزمين‌ها ماليات‌هاي سنگين مقرر کرده بودند و با ظلم و ستم آن‌ها را‌ مي‌ستاندند و تنها چيزي که براي آنها اهميت داشت راضي کردن خليفه و اطرافيانش بود و براي آنها فرقي نمي‌کرد اين پولها از چه راهي به دست‌ مي‌آيد در کل بازار مکر و نيرنگ رايج بود و سوء ظن جاي اطمينان و همکاري بين حکومت و مردم گرفته بود. از طرفي بازار رشوه نيز باز بود. (الهاشم؛ 1982:‌10)
از لحاظ آداب و رسوم اجتماعي نيز عباسيان براي تحکيم مباني سلطنت قدرت و ثروت خود به مکر و حيله و تزوير متوسل شدند و در نتيجه از وفاداري، شجاعت، آزادي خواهي، استقلال، غرور، تعصب و جوانمردي که از صفات برجسته عرب است جزء آثار بسيار ضعيف چيز مهمي باقي نمانده بود. (زيدان؛ بي‌تا:‌2/‌648)
3-3-04 اوضاع فرهنگي
خلفاي نخست عباسي، قصد داشتند که حکومت خود را از تمدنهاي ملتهايي که داراي تمدن قديم بودند و نيز از علوم آنها بهره‌مند کنند. به همين جهت به تشويق دانشمندان و پژوهشگران و طالبان علم‌ مي‌پرداختند اين دوران، عصر فعاليت‌هاي عظيم ادبي و ديني و علمي براي مترجمان و نويسندگان و شاعران بود. (عبد الجليل؛ 1382‌:106)
بي‌ثباتي‌هاي سياسي اجتماعي و مذهبي نتوانست مانع از پيشرفت زندگي فرهنگي و ادبي در قرن چهارم هجري گردد. بلکه به نفع شعر و ادب هم تمام شد؛ چرا که پادشاهان و درباريان، شاعران و اديبان را به سوي دربار خويش دعوت کردند و پول و ثروت فراوان به آنها عطا کردند که نتيجه آن تقويت و رشد پايه‌هاي شعر بود. (نورالدين؛‌1411:‌8)
در عصر عباسي با‌ترجمه‌هايي که از فلسفه و ‌انديشه‌هاي غير عرب به زبان عربي‌ مي‌شد فضاي فرهنگي سرزمين‌هاي اسلامي فضايي علمي و فلسفي بود و در عين حال نوعي فضاي دموکراتيک حاصل شده بود. به عنوان مثال در يک سو ابوالعلاي معري زندگي زاهدانه را‌ مي‌گذراند و گوشت خوردن و ازدواج را بر خود حرام‌ مي‌کرد و در سوي ديگر ابونواس خمريات و غزل‌هاي‌ مي‌پرستانه‌اش‌ را‌ مي‌سرود و بشار بن برد هم براي کنيزکان قصر خليفه، غزل‌ مي‌سرود. (حتي؛388:1380)
3-3-05 اوضاع ديني
يکي از مشخصات عصرعباسي آزادي افکار و عقايد بود؛ زيرا جامعه خود مرکب از ملت‌هاي مختلفي بود که هر يک دين و عقيده‌ي خاص خود را داشتند. خلفاي اوليه عباسي، جهت تثبيت حاکميت خود به دين توجهي خاص مبذول داشتند و‌ مي‌خواستند با بدعت‌ها و اعتقادات دور از آيين اسلام مبارزه کنند از اين رو عده‌اي از شاعران و نويسندگان چون عبد‌الله بن‌مقفع، بشار بن برد و صالح بن عبدالقدوس به اتهام کفر و زندقه به قتل رسيدند. (الفاخوري؛ 1377:‌352)
آزادي افکار و عقايد گر چه از يک جهت سودمند بود؛ ولي از سوي ديگر خسارات جبران ناپذيري را به دنبال داشت و چه بسا باعث گسترش فساد، فحشاء و هرزگي شد و بدعت گذاري در اسلام را متولد ساخت. از اين رو؛ براي اديان چيزي جز بي حرمتي را به ارمغان نداشت. پس در نتيجه چنين وضعي، شک و‌ترديد و سپس زندقه فزوني يافت. (البستاني؛ 1997: 18)
و از طرفي دولتمردان عباسي در ولايت امور مسلمين به حق الهي و تفويض معتقد بود و طبيعي بود که عده‌اي به سويش جذب شده، اين حق را از آنان‌ مي‌دانستند و بر اين امر تأکيد‌ مي‌کردند و دلايل علويان را که امامت و خلافت را از آن علي(ع) و فرزندانش‌ مي‌دانستند، مردود‌ مي‌شمردند. به همين دليل حزب عباسي دشمن سر سخت حزب علوي بود و‌ مي‌کوشيد تا مردم را از دعوت شيعيان دور نگه داشته، آنان را به امور ديگري چون کسب مال و رفاه طلبي سرگرم کند.
آنان از جنبه‌هاي مذهبي ديگري نيز سوء استفاده‌ مي‌کردند، چون در آن زمان مساله‌ي حضرت مهدي‌(عج‌ ) اوج گرفته بود. از اين رو؛ محمد بن‌عبد‌الله خليفه‌ي سوم عباسي لقب مهدي را براي خود برگزيد؛ اين لقب را پدرش منصور به او داده بود. بدين سان عباسيان کوشيدند تا در اذهان مردم اين توهم را به وجود آورند که وي همان مهدي موعود است و شاعران عباسي هم او را با اين لقب مدح گفتند. (الاصفهاني؛ 1368:‌66)
3-04 ادبيات در عصر عباسي
شعراي اموي به شدت به الگوهاي عظيم عصر جاهلي علاقمند بودند و مهارتشان را در تقليد قصايد قديمي (معلقات)‌ مي‌دانستند و به طور کلي اشعار قديمي را به عنوان منابع کلاسيک و ناب زبان مورد مطالعه قرار‌ مي‌دادند. (نيکلسون؛‌1380: 299)
اما در نتيجه اسلوب تازه‌اي که شاعران دوره عباسي پديد آورده بودند و نفوذ ديني و فرهنگي بيگانگان که از بيرون بويژه از ايران آمده بود و نيز تشويق خليفگاني که شاعران ايشان را مدح‌ مي‌گفتند، روش‌هاي کهن بر جاي نماند و رسوم نو به عرصه‌ي شعر آمد. (ناهض؛ 1998: 8/1385)
منزلت و شهرت شاعران بزرگي چون بشار بن برد (متولد 96 هـ.ق)، ابونواس (متولد 198 هـ.ق) ابوتمام (متولد 232 هـ.ق) دعبل خزاعي (متولد 148 هـ.ق) بحتري (متولد 284 هـ.ق) ابو طيب متنبي (متولد 354 هـ.ق) حکايت از آن دارد که اين عصر، عصر رونق و شکوفايي شعر است و شعر از جانب مردم سخت مورد اقبال قرار گرفته و بسياري از خليفگان و اميران همچون ابراهيم بن مهدي و ابن المعتز خود شاعراني چيره دست بودند. (الخفاجي؛‌1990: 86-87)
3-05 موضوعات و فنون شعري عصر عباسي
در اين عصر شعر سياسي و غزل عذري (عفيفانه) به ضعف گرائيد و در مقابل موضوعاتي چون مدح و رثا سخت، متداول گرديد. (ناهض؛ 1998: 8/1386)
تشويقي که شاعران مديحه سرا از خليفگان عباسي و وزيران و حاکمان‌ مي‌ديدند؛ مديحه‌گويي را گسترش داد و کار بدان جا رسيد که شاعران قصايد خويش را از عبارات بي‌معني و فريبنده پر‌ مي‌کردند.
بنابراين شاعران قرن سوم هجري زير فشار شهوات نسبت به لذائذ مادي و بيم وسواس‌آميز از فقر و يا حتي وحشت از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق، زنان و دختران، عشق و محبت Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره کرامت انسان