منابع پایان نامه ارشد با موضوع یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، پراگماتیسم

دانلود پایان نامه ارشد

پایانی این که فعالیت های فوق برنامه در شناخت محیط زندگی بسیار حائز اهمیت هستند. نوجوانان از طریق این فعالیت ها می توانند بهتر محل زندگی خود را بشناسند. از طریق این فعالیت ها می توانند از نوع صنایع دستی، میراث فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و …. شهر خود آگاه شوند و برای بهتر شدن آن ها روشهای جدیدی ارائه بدهند. بنابراین فعالیت های فوق برنامه ما را اهمیت دادن و توجه کردن به میراث فرهنگی و ارزش های جامعه یاری می کنند، که این امر بسیار مهم است، زیرا افتخار نصیب ملتی است که بر میراث فرهنگی خود بیفزاید و نه درست رد به سینه آن ها بگذارد و بلکه افراد جامعه ی خود را از ارزش های رایج در جامعه آگاه کند، که این امر خود مانع تهاجم فرهنگی بیگانگان به جامعه می باشد و از یک طرف جامعه از ایستایی خارج می شود و از طرف دیگر پویا می گردد. زیرا ما نه میراث فرهنگی را به طور کلی فراموش نی کنیم و نه چشم بسته آن ها را قبول می کنیم، بلکه آن ها را مورد تصفیه و پالایش قرار می دهیم و آن چه منطبق بر واقعیت است و در آسایش و سعادت فکری و معنوی افراد جامعه موثر می باشد را مورد توجه عمیق قرار می دهیم.
2-1-30-فعالیت های مکمل و فوق برنامه از دیدگاه فلاسفه ی تعلیم و تربیت
2-1-30-1-دیدگاه ویلیام جیمز
او یک یاز فیلسوفان و روان شناسان آمریکایی بود که از بنیان گذاران مکتب پراگماتیسم به شمار می آید. جیمز معتقد بود: که فکر درست آن است که به موفقیت ما در زندی منجر شود و ایمان و اعتقاد صحیح آن است که به تحقیق یافتن هدف های ما در جهان و زندگی کنونی منتهی شود. بنابراین افکار و عقاید ما در ذات خود مطلوب نیستند، بلکه مانند وسایلی به شمار می روند که هدف های ما را در دنیای واقعی تحقیق می بخشند به عقیده ی این فیلسوف علامت حق این است که اعتقاد به آن در زندگی عملی ما بهتر و مفیدتر از انکارش باشد.
ویلیام جیمز و دیگر پراگماتیسم ها همگی بر این امر معتقد بودند که دانش آموز باید دائم در وضع فعال قرار گیرد و نباید از آن ها انتظار داشت که عقاید و نتایج اندیشه های مردم را بپذیرند. باید از او خواست که خود وضع یک محقق را پیدا کند و به کشف حقیقت بپردازد، بیندیشد و شخصاً خود تجربه کند تا بتواند با مشکلات زندگی مواجه شود و از عهده ی حل آن ها برآید. آموزش و پرورش چیزی نیست که کودک باید آن را بشناسد، بلکه باید او را تحریک و ترغیب کند تا خود از نتیجهی فعالیت های ذهنی و تجربی خود آگاه شود و شناخت حقیقی، شناختی نیست که از کتاب ها به دست آید؛ بلکه نیروی مواجهه با اوضاع و احوال تازه می باشد. بدین ترتیب، پراگماتیسم عمل را بر تفکر انتزاعی مقدم می شمارد. یادگیری زندگی، اساس پراگماتیسم است. معلمی را تمجدید می کند که کور کورانه به کتاب ها اعتماد نمی کند؛ بلکه معتقد است کودک از راه فعالیت شخصی بیش تر از روش تلقین یاد می گیرد. پراگماتیسم علاوه بر این که به تدریس عملی اهمیت می دهد هم چنین خواستار این است که کودک در اوضاع و احوالی قرار گیرد که خود در نتیجه ی کوشش به حقیقت برسد.
پراگماتیسم بهترین روش تدریس را روشی می داند که کودک را با مشکلات و مسائل عملی در زندگی مواجه کند تا خود درباره ی آن ها بیندیشد و برای حل آن ها بکوشد.
2-1-30-2-دیدگاه اسپنسر
اسپنسر فعالیت های اساسی زندگی بشر را بیان می کند و برنامه ی درسی خود را برمبنای این فعالیت ها و اهمیت آن ها برای بقای زندگی به ترتیب زیر فهرست بندی می کند.
1- فعالیت هایی که به طور مستقیم در بقای انسان تاثیر دارد.
2- فعالیت هایی که به وسیله ی تامین نیازها و لوازم زندگی به طور غیر مستقیم در بقای انسان تاثیر می گذارد.
3- فعالیت هایی که به پرورش و بار آوردن فرزندان مربوط است.
4- فعالیت هایی که به حفظ و نگه داری روابط مطلوب اجتماعی و سیاسی مربوط می شود.
5- فعالیت هایی که با چگونگی استفاده از اوقات فراغت، ذوق و سلیقه و پرورش آن ها ارتباط دارد .

2-1-30-3-دیدگاه ادوارد کلاپارد
کلاپارد بر فعالیت کودک در امر تعلیم و تربیت تأکید می کرد و عقیده داشت که انجام فعالیت باید تحمیلی نباشد، بلکه خود شاگرد تمایل داشته باشد. او عقیده داشت، مدرسه باید فعال باشد، یعنی فعالیت کودک را تجهیز کند، بیش تر باید آزمایشگاه باشد تا محل وعظ و خطابه. برای نیل به این هدف مدرسه می تواند به طور قابل ملاحظه ای از بازی که فعالیت کودک را به حد کافی تحریک می نماید استفاده کند و مدرسه، هم چنین باید کار و کوشش را دوست داشتنی گرداند.
تعلیم و تربیت عملی باید با این فکر خو بگیرد، که بحث در اتاق های در بسته نخواهند توانست بهبودهای واقعاً رضایت بخش را در مدارس ما وارد سازد
بنابراین نقش فعالیت کودکان و نوجوانان در خود شکوفایی و رشد خلاقیت آن ها مهم است، زیرا مربی تنها نمی تواند در یادگیری شاگردان موفق باشد، خود شاگردان و نوع فعالیت هایی که انجام می دهند، بسیار مهم است.
2-1-30-4-دیدگاه ژان ژاک روسو
ژان ژاک روسو معتقد بود که ما وقتی چیزی را یاد می گیریم که در زندگی روزمره خود با آن سروکار داریم. برای تحصیل باید اوضاع طبیعی فراهم نماییم، زیرا اگر ما طبیعی عمل کنیم بهتر یاد می گیریم. ما در صورتی فیلسوف می شویم که طبیعت را در خود منعکس سازیم و تأکید می گردد که کودکان از راه کار کردن یاد می گیرند ».
از دیدگاه ژان ژاک روسو می فهمیم که فعالیت هایی موفقیت آمیز است که به حل مشکلات زندگی افراد جامعه منجر شود، زیرا اگر تعلیم و تربیت را در مدرسه خلاصه کنیم، نتیجهبخش نخواهد بود.
2-1-30-5-دیدگاه کمینوس
کمینوس معتقد بود که تعلیم و تربیت صحیح باید از خانه به مدرسه انتقال یابد محصلان را باید به گروه هایی تقسیم کرد و به آنان درس داد و می گفت: تعلیم باید برای زندگی باشد نه فقط برای یک شغل به خصوص. او دانش را امری فطری نمی دانست و می گفت: برای کسب آن باید از طریق تجارت وارد شد. او هم چنین یاد گیرنده را عمل کننده می دانست او معتقد بود آموزش و پرورش باید عملی باشد نه گفت و گویی. آموزش و پرورش حقیقی ودرست کم تر پنداری و بیش تر کرداری است.
کمینوس به این امر توجه داشت که معلم در تدریس خود از حقایق و اشیایی که وجود خارجی دارند استفاده کند، نه اینکه به کتاب درسی متوسل شود و اگر به خود اشیاء دست رسی نداشته باشد باید تصویر یا شکل و یا نمونه ی قالبی آن ها را مورد استفاده قرار دهد. این دانشمند به معلم توصیه می کند هر چه را که می خواهید به آن عمل کنید به وسیله ی عمل آن را بیاموزید .
2-1-30-6-نظریه ی هربارت
هربارت می گوید آموزش باید اول، محسوس و یا قابل تجسم باشد. دوم، دائمی یا پیوسته باشد. سوم، ارتقاء دهنده یا بالا برنده باشد. چهارم، در حوزه ی واقعیت با کاربرد حقیقت کشف شده در مورد فعالیت فعال باشد . از گفته های هربارت می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش وقتی قابل تجسم است که فرد آن چه را که می خواهد یاد بگیرد در محیط خارج از مدرسه در اجتماعی که زندگی می کند، ببیند و لمس کند، زیرا او آموزش صحیح را امری دائمی و مبتنی بر واقعیت عینی می داند. بنابراین ارتباط بین مدرسه و جامعه برای یک آموزش غنی و صحیح بسیار لازم است. تکیه بر کتاب و موضوع درسی در محدوده ی مدرسه نمی تواند آموزش مبتنی بر واقعیت و قابل لمس را برای شاگردان فراهم کند. هربارت برای تدریس، پنج مرحله را پیشنهاد می کند که شامل مراحل: 1) آماده سازی، 2) عرضه کردن، 3) مرحله ی ارتباط، 4) مرحله ی تنظیم و 5) مرحله ی کاربرد مطلب در خارج از محیط مدرسه می باشد .
2-1-30-7-نظریه ی جان دیویی
اعتقاد جان دیویی به روش حل مسئله خود یکی از مهم ترین دلائلی است که اهمیت فعالیت های خارج از مدرسه را برای یادگیری عمیق و پایدار مشخ می نماید. در روش حل مسئله دانش آموز باید با مسئله بر خورد نماید و به جمع آوری اطلاعات در زمینه ی مسئله ی مورد نظر بپردازد و به ارائه ی راه حل های مختلف همت گمارد و راه حل های ارائه شده را مورد ارزیابی و آزمایش قرار دهد و به نتیجه گیری بپردازد. در این روش مسئله یا مشکل ممکن است در مدرسه یا در محیط زندگی باشد و دانش آموزان با آن برخورد نمایند. آن ها باید اجتماعی زندگی کنند و به جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه ی کتب مختلف، تجربه ی خود و پرسش از دیگران به دست آورند و با توجه به موقعیت هایی که برایشان پیش آمده به ارائه راه حل های مختلف بپردازند تا با آزمایش کردن راه حل ها به نتیجه گیری صحیح و قابل فهمی برسند. او معتقد بود برای زندگی مستمر ودر حال پیشرفت یک جامعه، باید تمایلات و افکار نونهالان را پرورد. برای حصول این مقصود هیچ گاه نباید، عقاید و عواطف و دانستنی ها را مستقیماً به آنان انتقالداد؛ بلکه باید به وسیله ی محیط کودک، این امر را برآورد؛ مقصود از محیط کودک مجموع اوضاع و شرایطی است که در فعالیت خاص او تأثیر می کند . (کرمی، 1388: 26-12)
پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی، روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎی تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ كه ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪ ﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهای داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهای ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄثر ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد (ﺑــﺴﺎﻧﺖ، ١٩٩۵).
ﻧﮕﺮش از ﺳﺎزﻩهاﻳﻲ اﺳﺖ که ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻣﻴﻨﻪی ﻣﻮرد اﺳـﺘﻔﺎدﻩی ﺁن، ﺗﻌـﺎرﻳﻒ ﻣﺘﻔـﺎوﺗﻲ دارد. درﺣﻮزﻩی روانﺷﻨﺎﺳﻲ و ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴـﺖ، ﻧﮕـﺮش، درﺑﺮ گیرنده ی اﺑﻌﺎد ﺷﻨﺎﺧﱵ، ارزﺷﻲ، ﻋﺎﻃﻔﻲ و کنشی اﺳﺖ. ﺑﻌﺪ ﺷﻨﺎﺧﱵ ﺑـﻪ داﺷـﱳ ﺑﺎورهـﺎ ﻳـﺎ ﻋﻘﺎﻳـﺪﺁﮔﺎهاﻧﻪ اﺷﺎرﻩ دارد؛ ﺑﻌﺪ ارزﺷﻲ ﺑـﻪ ﻣﺜﺒـﺖ ﻳـﺎ ﻣﻨﻔﻲ ﺑﻮدن ﺟﻬﺖگیری ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻓﺮد ﻣﻌﻄﻮف اﺳـﺖ؛ ﺑﻌـﺪﻋﺎﻃﻔﻲ ﺑﻪ زﻣﻴﻨﻪی هیجانی و اﺣﺴﺎﺳﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪﻣﻮﺿﻮع ﻣـﻮردﻧﻈﺮ اﺷـﺎرﻩ دارد و ﺑﻌـﺪ کنشی ﺑـﺮﺟﻬﺖﮔیری ﺑﺮای انجام دادن ﻳﻚ رﻓﺘﺎر وﻳـﮋﻩ تاکید می کند (رﺑﺮ و رﺑﺮ، ٢٠٠١).
از آنجایی که نگرش افراد نسبت به مسایل، دارای اهمیت زیادی می باشد و در واقع نگرش زمینه ساز انجام فعالیت و نحوه ی انجام فعالیت می باشد، پس در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر مستقیم داشته و یکی از عوامل مهم در رضایت تحصیلی دانش آموزان می باشد. به لحاظ اهمیتی که نگرش ها در زندگی افراد دارند، برخی از صاحب نظران تا آنجا پیش می روند که موضوع اصلی روان شناسی اجتماعی را نگرش می دانند وآن را علم مطالعه نگرش های افراد تعریف می کنند. آگاه بودن از نگرشهای افراد می تواند دارای اهمیت زیادی باشد .نگرش دانش آموزان به رشته تحصیلی می تواند اثرات متفاوتی مانند پیشرفت ویا افت را در پی داشته باشد. اگر نگرش های مردم را بدانیم می توانیم رفتار آنها را پیش بینی کنیم و بر رفتار آنها کنترل داشته باشیم واین موضوع دارای اهمیت بسیاری می باشد زیرا از یک طرف درک رفتار اجتماعی را میسر می نماید و از طرف دیگر امکان تغییر دادن نگرشهای افراد با طبع تغییر رفتار آنها (کریمی، 1385).
2-1-31-پیشرفت تحصیلی
پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست، چرا که مسئولین و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسر دنیا توسعه و پیشرفت جامعه شان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد. با وجود این بررسی انجام شده در مورد وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر دنیا حاکی از آن است که عدم دستیابی معلمان و دانش آموزان به اهداف آموزش و پرورش (افت تحصیلی) همچنان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشورهاست. این معضل نسبتاً گسترده در سطح دنیا در ایران از وخامت بیشتری برخوردار است. به طوریکه با نگاهی گذرا به نتایج و آمار منتشر شده آموزش و پرورش در سال تحصیلی 86-1385 مشخص شد که تعداد 148016 نفر دانش آموز دوره ی ابتدایی و تعداد 31443 نفر از دانش آموز دوره راهنمایی مردود شده اند. (وزارت آموزش و پرورش، 1385).
“بدون شک در دنیای پیشرفته امروزی یکی از علایم موفقیت فرد، پیشرفت تحصیلی می باشد که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع برنامه ی درسی، برنامه درسی، خلاقیت و نوآوری Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی