منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تکرار جرم، عدالت کیفری

دانلود پایان نامه ارشد

آنها نسبت به هر رفتاری تغییر خواهد کرد. منطق کاملاً سازمان یافته، دارای الگوهای با ثبات معاشرتی هستند و تعاریفی همسان را به ساکنانشان ارائه میکنند. مناطق سازماننیافته دارای تحرک زیاد و مخلوطی از گروههای فرهنگی هستند که حاصل آن، تعاریف متناقض و احتمال بیشتری برای تغییر دایم نسبت تعاریف جرم به ضد جرم است. 82
براساس این نظریه، رفتار مجرمانه برشالوده همکنش هایی که با دیگران داریم و ارزشهایی که در طی این همکنشها از دیگران دریافت میکنیم، بنا شده است. ما ارزش ها را از انسانهای مهم (والدین، دوستان نزدیک، معاشران تجاری مهم) اطراف خود میآموزیم.این ارزش ها حامی رفتار مجرمانه یا در نقطه مقابل آن هستند. تا آنجا که وزن ارزشها ، در نقطه مقابل رفتار مجرمانه است، ما قانونمدار خواهیم بود. اما اگر وزن ارزشها، از رفتار مجرمانه حمایت نماید، مرتکب جرم خواهیم شد. سرانجام ، افزایش میزان ارزشهای حمایت کننده رفتار مجرمانه، بدین معنی نیست که ما مرتکب «هرنوع» رفتار مجرمانه خواهیم شد، بلکه تنها آن دسته از رفتار (یا رفتارهای ) مجرمانه که از سوی تعاریف مورد حمایت قرار گرفته اند را مرتکب میشویم.
می توان گفت نظریه ساترلند مکمّل نظریههایی است که تاکنون بیان شده است. کودکان و نوجوانان طبقه پایین هنگامی که مطابق نظریه مرتون به خرده فرهنگ های بزهکاری گرایش پیدا میکنند، برای رسیدن به اهداف دست به ابزارهایی میزنند که در آن خردهفرهنگها تعریف شده باشد. مطابق نظریه ساترلند، اینگونه می توان گفت که این خردهفرهنگها هرکدام ارزش ها و تعاریف خاص خود را از جامعه، اهداف و ابزارهای دستیابی به اهداف، قانون و رفتارهای خلاف آن دارند. هنگامی که کودکان و نوجوانان به این گروهها گرایش پیدا میکنند در درون آنها با معاشرت هایی که با اعضای این گروهها پیدا میکنند، ارزشها و تعاریف آنها برای اینان نیز ارزش و تعریف به حساب میآید. چون این کودکان و نوجوانان در سنینی هستند که در تلاش برای هویت یابی و هویت سازیاند، از این خرده فرهنگهای مجرمانه الگو برداری میکنند. در همه مصاحبههایی که صورت گرفته است می توان به وضوح نقش دوستان را در ارتکاب جرایم و علل گرایش به آن و حتی در چگونگی تکرار جرم دید.در دوران نوجوانی، نوجوان برای هویّت سازی خود، بیشتر از خانواده به گروه همسالان و دوستان گرایش دارد و اگر خانواده دارای ثبات نبوده و یا حتی خانوادهای وجود نداشته باشد (که در اکثر موارد به این گونه است) نوجوان همه هویّت و ارزشهای خود را از این خرده فرهنگها دریافت میکند. نقش دوستان در تعاریفی که نوجوان از اهداف، ارزشها و شیوههای دستیابی به آن، قانونمندی یا ضد قانون بودن، دارند بسیار مهم است.
در مصاحبههایی که با کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت تهران صورت گرفته نقش دوستان در ارتکاب جرم و تکرار آن به وضوح دیده می شود. بویژه در میان نوجوانان پسر، اکثراً علت گرایش به سرقت، کیف زنی، خفت گیری، فروش مواد مخدرو جرایمی از این دست (که اکثراً راهی برای کسب ثروت میدانند) را تحریک دوستان و موفقیت دوستانشان در این زمینه ها میدانند. این نوجوانان که همگی از طبقات پایین جامعه می باشند، ثروت را به عنوان بالاترین هدف در زندگی قرار دادهاند. به عبارتی برای آنها اینگونه تعریف و جا افتاده شده است که کسانی که ثروت(به هر طریقی) داشته باشند می توانند در جامعه احترام، قدرت و موقعیت بالا داشته باشند. این تعاریف از طریق گروههایی که در آن عضوند برای آنها نهادینه شده اند. ابزارهای دستیابی به ثروت نیز برای آنها تعریف و کاملاً موجه جلوه داده میشود، چرا که آنها دزدی از افراد را به هر نحو، غیر قانونی یا ناموجه یا غیر شرعی نمیدانند، بلکه نوعی ستاندن حق از گروههای برخوردار باور دارند. در حالت کلی می توان گفت که این گروههای دوستان یا به اصطلاح مرتون خرده فرهنگهای بزهکاری طبقات پایین هستند که برای اعضای خود ارزش ها و قانون را مطابق باورهای خود تعریف میکنند و افراد را با این الگوها به گونه ای جامعه پذیر مینمایند. تلاش برای اصلاح این کودکان و نوجوانان فقط از طریق پاک کردن الگوهای نهادینه شده و جایگزینی ارزش ها و الگوهای مشروع جامعه ممکن است و گرنه هرگونه تلاش برای اصلاح و تربیت آنها بیفایده خواهد بود چرا که فرد بعد از آزادی از کانون دوباره به دل همان گروهها با همان ارزش های ضد اجتماع باز می گردد و به تکرار جرم منجر می شود.
تلاش برای اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان باید به گونه ای باشد که بتوانند آنها را از این خردهفرهنگهای بزهکاری دور سازد و گرنه صرف هزینههای کلان برای نگهداری آنها در کانون اصلاح و تربیت کاملا بیفایده خواهد بود.

د- نظریه برچسب زنی 83
در اوایل دهه 1960، رهیافتی متفاوت از نظریه جرمشناسی به وجود آمد. اگرچه این رویکرد با عنوان نظریه برچسب زنی، شاخه ای از نظریههای پیشین به حساب میآمد، اما از دیدگاهی جدید پرسشهایی در مورد بزه و بزهکاران مطرح میکند که با تعاریف پیشین در مورد کج رفتاری به چالش بر میخاست.84
نکته شایان توجه این است که نظریه پردازان برچسب زنی بنا داشته اند تا این دیدگاه، بیشترین کاربرد خود را در حوزه تشکیلات قضایی جوانان و نوجوانان داشته باشد. استدلال آنها در این خصوص، آن است که افراد جوان از آسیبپذیری ویژه ای در برابر فرآیند برچسب زنی برخوردارند و به همین سبب احتمال بیشتری دارد که بدون توجه به پیامدهای کار، در برابر واکنش اجتماعی رسمی عکسالعمل نشان دهند.85
طرفداران برچسب زنی به ملاحظه تاثیر برچسبها بر روی فردی که برچسب خورده پرداختند. این جنبه از برچسب زنی، برچسب را به عنوان یک متغیر مستقل و یک عامل سببی نگاه میکند که رفتار انحرافی را بوجود می آورد. این مساله ممکن است از دو راه به وجود آید: 1) برچسب ممکن است توجه مخاطبان برچسب زن را جلب کرده و موجب شود تا آنان برچسب زدن فرد را نگاه کرده و دنبال کنند. 2) برچسب ممکن است از سوی فرد درونی شود و به قبول نوعی مفهوم خودی از انحراف بیانجامد .هرکدام از این دو فرآیند ممکن است به تقویت کج رفتاری و آفرینش یک «منحرف حرفه ای» بیانجامد.
در میان مسایلی که برچسب به وجود میآورد، به واکنش بعدی نیز می توان اشاره کرد. افرادی که برچسب خوردهاند، از این نظر که مردم نسبت به آنها توجه بیشتری دارند، در چشم میآیند. این بیشتر در چشم آمدن، اغلب موجب میشود که کارهای آنان از نزدیکتر و دقیقتر مورد توجه قرار گیرد و لذا کشف دوّمین و سوّمین موارد رفتار انحرافی احتمالاً بیشتر از مورد اول امکانپذیر است. مساله مهمتر آنکه افرادی که در مشاغل مرتبط با فرآیند انحرافی قرار دارند (عوامل مربوط به عدالت کیفری)، زمانی که یک فرد مورد توجه دستگاه آنان قرار گرفت، افراد با دقت بیشتر و از نزیکتر مورد توجه قرار میدهند. به بیان دیگر افراد برچسب خورده به مشتریان نظام عدالت کیفری تبدیل میشوند و مانند دیگر مشاغل خوب تجاری ، این نظام، حساب مشتریان خود را به خوبی دارد. آنانی که یک بار برچسب خوردهاند، مثلاً کسانی که به طور مشروط آزادند یا مجرمان سابق، مشکل میتوانند از این مورد توجه مخاطبان قرار گرفتن بگریزند و لذا رفتار بعدی آنان، احتمالاً مورد شناسایی و برچسب خوردن دوباره قرار خواهند گرفت.
زمانی که یک برچسب اصلی قرار است احتمالاً در میان افراد دارای ویژگی های طبقه پایین توزیع شود، این توجه، به تقویت تقصیر آن افراد به عنوان منحرف می انجامد. افرادی که به عنوان «کج رفتار» شناسایی شدهاند، دارای شانس کمتری برای درستکاری در دنیای عادی خود هستند. این مساله بدان معناست که راههای رایج به سوی موفقیت اغلب قطع شده و راههای غیر قانونی به عنوان تنها راه باز باقی مانده، نمایان می شوند. لذا برچسبزنی بر این استدلال است که طبقه پایین از فرآیند برچسبزنی، لطمه خورده است و دارای عنوان منحرف میباشد که از خلال برچسبزنی باقی مانده است.86 نقاط عمده این نظریه به شرح ذیل است:

1- جامعه دارای ارزشهای چندگانه ای است که با درجات مختلف بر روی یکدیگر قرار میگیرند.
2- کیفیت رفتار هر فرد تنها وسیله به کارگیری ارزش ها تعیین می شود. شناسایی یک فرد به عنوان رفتار انحرافی از خلال واکنش نسبت به آن رفتار تعیین میشود.
3- انحراف، کیفیتی از واکنش است و ذات یک رفتار نیست. اگر واکنشی وجود نداشته باشد، انحرافی وجود ندارد.
4- زمانی که یک رفتار از سوی مخاطبان اجتماعی دریافت شد و برچسب انحراف خورد، فردی که آن رفتار را مرتکب شده، نیز برچسب فرد منحرف را می خورد.
5- زمانی که برچسب خورده ها از نظر اجتماعی نسبت به مخاطبان خود از قدرت کمتری برخوردار باشند، احتمال انجام فرآیند واکنش نشان دادن و برچسب زدن، بیشتر است. از این رو، مربوط کردن انحراف به آنانی که در جامعه از قدرت کمتری برخوردارند، رایج تر است.
6- واکنشکنندگان (افراد، گروههای اجتماعی، موسسات مجری قانون) آنانی راکه به عنوان مجرم شناسایی شدهاند از نزدیکتر و دقیقتر مورد مشاهده قرار میدهند و لذا، انحرافات بیشتری را در آنها پیدا میکند. اعمال بعدی به عنوان نوعی واکنش، با سرعت بیشتری صورت میگیرد و برچسبها نیز با شدت بیشتری زده میشوند.
7- زمانی که یک فرد برچسب خورد، مخاطبان اورا با همان عنوانی که برچسب حکایت از آن دارد، میبیند. فردی که برچسب مجرم بودن را خورده، پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، مجرم در نظر آورده میشود. دیگر خصوصیاتی که توسط برچسب پوشیده نشده است، ممکن است به فراموشی سپرده شود.
8- یک فرد، علاوه بر آنکه ممکن است از نظر مخاطب به یک منحرف «تبدیل» شود، این احتمال نیز هست که فرد شروع به پذیرش برچسب به عنوان یک هویت شخصی کند.پذیرش یک برچسب، به قدرت مفهوم شخصی اولیه فرد (از خودش) نیروی فرآیند برچسب زنی بستگی دارد.
9- تغییر در مفهوم شخصی، منجر به درونی شدن ویژگی فرد منحرف، با تمام خصوصیتها و اسنادهای آن می شود.
10- رفتار انحرافی بیشتر( انحراف ثانویه) محصول زندگی و عمل در درون نقش برچسب منحرف است که اغلب به عنوان بخشی از خرده فرهنگ انحرافی تلقی می شود.87
این نظریه را شاید بتوان در میان عواملی قرار داد که نوجوانان و جوانان را به سوی تکرار جرم سوق میدهد. کودکان و نوجوانان مجرمان واقعی و بالذات نیستند، به عبارت دیگر جرم در آنها بیشتر محصول یک اشتباه و خطاست که یا از طرف خانواده یا از طرف محیط سر زده است به عبارت دیگر بیشتر قربانیان محیط جرمآلودند. این کودکان و نوجوانان وقتی در فرایند رسیدگی های قضایی، با سیستم عدالت کیفری برخورد پیدا می کنند، برچسب متهم، مجرم، سابقه دار، محکوم و… را بر خود لمس می کنند. به عبارت دیگر آنها با این عناوین زندگی میکنند و از آنجا که در سنین هویت یابی قرار دارند به راحتی در «قالب مجرم» شکل بندی می شوند. این امر باعث می شود که کودک و نوجوان تا آخر عمر خود را با عنوان یک مجرم بشناسد و سعی در زندگی در گروههای کند که از نظر آنها این برچسب قابل پذیرش باشد. این امر را می توان عاملی در مسیر تکرار جرم از سوی آنها تلقی کرد. زیرا کودکان و نوجوانان دیگر این امر را قبول کردهاند که آنها یک مجرماند و دیگر ترسی از برخورد دستگاه قضایی باآنها ندارند پس در همان قالب با ویژگی های آن زندگی را ادامه میدهند.

ه- نظریه یادگیری اجتماعی
پیش از آنکه بتوان نظریه یادگیری اجتماعی را ستود، فهمی پایه ای از نظریه یادگیری عامل- پایه ضروری است. نظریه یادگیری عامل در ارتباط با تاثیر رفتار یک فرد بر روی محیط و به دنبال آن پیامدهای آن تاثیر بر روی فرد میباشد .به گفته اسکینر 88 رفتار به واسطه پیامدهایش شکل میگیرد و حفظ میشود. لذا رفتار محصولی از رخدادهای حال و گذشته زندگی فرد است. احتمالات مربوط به تقویت و مجازات (انگیزه فرد) است که تعیین میکند آیا تکرار یک رفتار خاص افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده است.
یادگیری بدان دلیل روی میدهد که پیامدها درارتباط با رفتار هستند. اگر یک فرد بعد از انجام کاری، تقویت شد، آن رفتار دوباره تکرار میشود، یعنی رفتار یادگرفته شده است. از سوی دیگر، بعد از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ایالات متحده، تالیف کتاب درسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تکرار جرم، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، یادگیری اجتماعی