منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ایالات متحده، تالیف کتاب درسی

دانلود پایان نامه ارشد

وجود جامعه، در معرض تهدید قرار میگیرد. با این همه، چهار شیوه باقی مانده ، ارائه کننده نوعی عزیمت از تمام این تطابقهای تایید شده است و لذا به عنوان شیوههای «واقعی» انحراف از تطابق در نظر می آیند.
مورد اول مربوط به حالتی است که در آن تاکید بر اهداف تایید شده جامعه، زمانی باقی میماند که ابزارهای مشروع توسط ابزارهای دیگر که تایید نشده اند، جایگزین گردد. این شیوه تطابق که « ابداع» نامیده میشود، رایجترین نوع از انواع چهارگانه انحراف است. برای برخی از بخشهای جامعه، ابزارهای ابداعی به شکلی جالب توجه ممکن است برای دستیابی به یک هدف « کاراتر» از ابزارهای تایید شده برای انجام آن باشد. به عنوان مثال، به جای پس انداز پول و صبر کردن برای بدست آوردن سود تدریجی آن در بانک، راه سریعتر برای بدست آوردن مقدار زیادی پول آن است که به بانک دستبرد زده شود. ویژگی ابتدایی یک ابداع را میتوان در جمله معروف« هدف وسیله را توجیح میکند» دید.
با این همه زمانی که اهداف، رد شدهاند و تمرکز و تاکید به سوی ابزار تغییر است، شیوه تطابق، « آیین گرایی » نام دارد. در این شیوه، ابزارها ممکن است به آرزوهای فرد تبدیل شوند مثال این مورد وقتی است که فرد کار( ابزار) را به چشم نوعی وسیله تامین معاش و نه به عنوان وسیلهای برای دستیابی به موفقیت نگاه میکنند. در این مثال حفظ شغل به یک هدف تبدیل میشود که محرومیت ناشی از جستوجوی ناموفّق به دنبال هدف اصلی را برطرف میسازد.
سومین شیوه، عقب نشینی نام دارد که شامل پس زدن اهداف و ابزارهاست. عقب نشینی کنندهها، افرادی هستند که نمیخواهند ابداع کننده باشند و در همان حال ، نیازمند پاسخ دادن به ناتوانی خود در رسیدن به اهداف مهم در زندگی هستند. راه حل آنها این است که به سادگی، تلاش برای پیشرفت و حرکت به جلو را ترک میکنند. این الگو به بهترین شکل در مواردی که فرد از جامعه بیرون افتاده و در مثالهایی مانند ولگردان، الکلی ها و معتادان به مواد مخدر قابل نشان دادن است. در سال 1938، مرتون از عقب نشینی به عنوان کمترین شیوه تطابق یاد میکند. امروزه این شیوه احتمالا شیوهای رایجتر میباشد.
آخرین شیوه تطابق« شورش» نام دارد که یکی از انواع متفاوت از سه نوع دیگر است. در حالیکه شیوههای دیگر، بر پس زدن ابزار یا اهداف یا هر دو تاکید دارد، شورش بر جایگزینی اهداف و ابزارهای جدید به جای اهداف و ابزارهای اصلی تاکید دارد. مفهوم مورد نظر مرتون چنین پیشنهاد میکند که شورش انسان را به جایی خارج از ساخت اجتماعی میکشاند تا در این حال در پی تبدیل شدن به چیزی جدید یعنی یک ساختار اجتماعی کاملاً است.آنگاه باید گفت ک این افراد، دقیقاً همان چیزی هستند که این واژهها بدان اشاره میکند یعنی شورشی و انقلابی. نقاط عمده این نظریه به شرح ذیل است:

1- اغلب اعضای جامعه دارای یک نظام مشترک ارزشها هستند (یا نسبت به چنین نظامی جامعهپذیر شدهاند)
2- این نظام ارزشی مشترک به ما میآموزد آنچه را که برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم (اهداف فرهنگی) و مناسبترین راههای رسیدن به آنها (ابزارهای اجتماعی) کدامها هستند.
3- اگر اهداف و ابزارهای به دست آوردن آنها، به شکل مساوی مورد تاکید قرار نگرفته باشند، یک شرایط نابهنجاری به وجود میآید.
4- در یک جامعه نابسامان، درجههای مختلف دستیابی به این اهداف و ابزارها وجود دارد. لذا، ابزارها در درون جامعه نابسامان به طور مساوی تقسیم نشدهاند.
5- برخی جوامع مانند ایالات متحده آمریکا ممکن است تاکید زیادی را بر اهداف موفقیت بگذارند. در یک جامعه نابسامان، این مساله به نوعی تلاش در جهت رسیدن به آن اهداف منجر میگردد اما دسترسی کافی به ابزاری برای دستیابی به اهداف ندارند.
6- بدون وجود دستیابی معقول به ابزارهای تایید شده اجتماعی، اعضای جامعه تلاش خواهند کرد تا راههایی را برای حل این فشار برای پیشرفت بیابند. این راه حل های بدیل با عنوان« شیوه های تطابق» خوانده میشوند.
7- شیوههای گوناگون تطابق به وسیله ترکیبهای پذیرش، پس زدن یا جایگزینی برای اهداف و ابزارها شکل گرفته است.78
در ادامه نظریه کوهن، می توان گفت نظریه مرتون بیان بسیار خوبی از علل بزهکاری کودکان و نوجوانان را دارد. مرتون برای هر جامعهای یک سری اهداف تعیین میکنند که در جامعه ای مانند ایالات متحده از مثال ثروت استفاده کرده است. در جامعه ای مانند جامعه ایران نیز می توان به اهدافی مانند اهداف مادی، داشتن موقعیت اجتماعی بالا، تحصیلات بالا و مواردی از این قبیل اشاره کرد. در مقابل این اهداف، جامعه پیشفرضهایی از ابزارها را مطرح میکند که افراد جامعه برای دستیابی مشروع به اهداف، باید از مسیر این ابزارها گذر کنند. برای مثال برای اینکه فرد بتواند به موقعیت اجتماعی بالا و به تبع آن به ثروت دست یابد باید از مسیر تحصیلات بالا به آن دست یابد و اگر فرد بخواهد از شیوه های نامشروع به این اهداف دسترسی پیدا کند بزهکار و نابهنجار خواهد بود.
در مورد کودکان و نوجوانان نیز میتوان گفت، وقتی براساس نظریه قبلی، کودک از محیط مدرسه بدلیل ناسازگاری با ارزشهای طبقه پایین طرد می شود (چه آشکار چه پنهان) بسوی خردهفرهنگهای طبقات پایین گرایش پیدا میکند. اما از آنجا که اهداف برای تمامی جامعه به صورت یکسان تفهیم شده است، حتی این خردهفرهنگهای بزهکار نیز خواهان دستیابی به اهداف مشروع جامعه میباشند. تلاش برای کسب ثروت و به تبع آن دستیابی به آمال و آرزوها، کسب احترام اجتماعی با ابزار ثروت از خواستههای این گروهها نیز می باشد. اما چون آنها ابزارها مقرر شده را قبول ندارند با استفاده از شیوه های نامشروع تلاش در دستیابی به اهداف برمی آیند. این همان چیزی است که مرتون از آن به وضعیت نابهنجار یا انحراف یاد میکند.

ج- نظریه معاشرت ترجیحی ساترلند79
اوّلین پیشنهاد مربوط به نظریه معاشرت ترجیحی در چاپ دوم کتاب «اصول جرمشناسی» آورده شد. این حمایت به شالودهای برای نظریه معاشرت ترجیحی تبدیل شد که ساترلند آن را به شکلی کاملتر، توسعه داد.
امروزه، نظریه معاشرت ترجیحی ساترلند به عنوان یکی از معروفترین نظریه های رفتار مجرمانه باقی مانده است. دونالد کرسی از این نظریه به عنوان نظریه قهرمان و به عنوان شریک در تالیف کتاب درسی ساترلند یاد میکند. خود نظریه، حالتی دولایه دارد .در لایه نخست، این نظریه چنین بیان میکند که سازمان گروه ترجیحی تشریح کننده نرخ های متغیر جرم است و در لایه دوم، معاشرت ترجیحی تشریح کننده رفتار مجرمانه فرد میباشد.80
منظور ساترلند از اصطلاح« معاشرت ترجیحی» آن است که «محتوای الگوهای ارائه شده در معاشرت» از فردی به فرد دیگر تفاوت میکند .لذا او هرگز بر این باور نبود که صرف «معاشرت» با مجرمان موجب بروز رفتار مجرمانه میشود. در عوض، محتوای ارتباطات از سوی دیگران به عنوان نقطه تاکید و تمرکز بود. بزه از نگاه ساترلند به مثابه پیامد ارزشهای متعارض بود، یعنی فردی رفتارهای تایید شده فرهنگی ای را دنبال میکرد که از سوی جامعه بزرگتر مورد تایید نبود.81
دوّمین و آخرین نسخه نظریه مورد بحث در چاپ چهارم کتاب «اصول» در سال 1947 ارائه گردید. در آنجا ساترلند به روشنی، این مفهوم را که تمام رفتارها، یادگرفتنی هستند مطرح میکند و برخلاف دیگر نظریهپردازان زمان، از رجوع جنبه های مختلف فرهنگی به «نابسامانی اجتماعی» میپرهیزد. در عوض از اصطلاح «سازمان اجتماعی ترجیحی» یا « سازمان گروه ترجیحی» استفاده می نماید. این کار به او این امکان را میدهد تا فرآیند یادگیری را با روشنی بیشتری در مورد گستردهای وسیعتر از جامعه آمریکا به کار گیرد. نسخه نهایی معاشرت ترجیحی در 9 بند ارائه شد:
1- رفتار مجرمانه، یادگرفتنی است.
2- رفتار مجرمانه، از خلال همکنش و تعامل با دیگر افراد در فرآیندی از ارتباطات، آموخته میشود.
3- بخش اصلی یادگیری رفتار مجرمانه در درون گروههای افراد صمیمی اتفاق میافتد.
4- زمانی که رفتار مجرمانه آموخته شد، این یادگیری شامل الف) فنون ارتکاب جرم که گاه بسیار پیچیده و گاه بسیار ساده هستند و ب) جهت گیری ویژه انگیزهها، سائقهها، عقلانیتها و رویکردها میباشد.
5- جهتگیری ویژه انگیزهها و سائقهها، از تعاریف مربوط به قوانین به عنوان پدیده ای مطلوب یا نامطلوب یاد گرفته میشود.
6- فرد بدان خاطر خلافکار میشود که میزان تعاریف سازگار و مناسب برای نقض قانون بر تعاریف ناسازگار و نامناسب بر نقض قانون، پیشی می گیرد.
7- معاشرتهای ترجیحی از نظر تکرار، طول مدت، ترجیح و شدت متفاوت است.
8- فرآیند یادگیری رفتار مجرمانه از طریق همراهی با الگوهای جرم و ضد جرمی با تمام ساز و کارهایی که در هر نوع یادگیری دیگری وجود دارد، همراه است.
9- از آنجایی که رفتار مجرمانه، تعریفی از نیازها و ارزشهای عمومی است، باید توجه داشت که این رفتار مجرمانه توسط آن نیازها و ارزش ها تشریح نمیشود زیرا رفتار غیر مجرمانه نیز تعریفی از نیازها و ارزشها مشابه است.
نظریه معاشرت ترجیحی به طور عام بر این باور است که رفتار مجرمانه از طریق معاشرت با افراد صمیمی دیگر از راه همکنش و ارتباط با آن دیگران آموخته میشود.در این حال، دو مساله پایهای آموخته می شود: فنون ارتکاب رفتار مجرمانه و تعاریف ( ارزش ها ، انگیزه ها، سائقه ها، عقلانیت ها، رویکردها) حمایت کننده این رفتارها.ساترلند عقیده دارد که یک « رابطه» باید وجود داشته باشد. این رابطه، چیزی است که مهارتها و ارزش هایی را که تنها به صرف خواندن کتاب یا نگاه کردن فیلم قابل انتقال نیست، انتقال میدهد. این فنون را میتوان به عنوان «چگونه » ها یا محتوای یک عمل و تعاریف را به عنوان « چرا» ها یا دلایل انجام آن عمل در نظر آورد.
به گفته ساترلند، رفتار مجرمانه زمانی روی میدهد که میزان تعاریف سازگار با رفتار مجرمانه در مقابل تعاریف سازگار با رفتار رایج افزونتر باشد. با این همه، عبارت «فزونی تعاریف» تنها به معنای زیادتی کمّی نیست بلکه در عوض، منظور « وزن» تعاریف است که بوسیله کیفیت و نزدیکی همکنش و تعامل با دیگران ( تکرار، ترجیح، طول،مدت و شدت) تعیین میشود .ساترلند به افراد به چشم افرادی نگاه میکرد که بر روی یک تعامل یا نسبتی از تعاریف رفتار خوب یا بد بالقوه عمل میکردند.یک نفر به همان صورت که ممکن است به یک دزد مشتری نما تبدیل شود میتواند به یک بنّا تبدیل شود. رفتار حاصله اغلب نه تنها توسط افرادی که یک فرد با آنها مواجه است بلکه توسط « نبود» الگوهای بدیل( مجرمانه یا غیر مجرمانه) برای قرار گرفتن روی آن، تعیین میگردد.
کوتاه سخن ، نظریه معاشرت ترجیحی ضرورتاً بر اینکه افرادی که یک فرد با آنها معاشرت میکند«چه کسانی» هستند تاکید ندارد، بلکه در عوض بر تعاریفی که توسط آن معاشران ارائه میشود تاکید میکند. البته این نظریه چنین پیشنهاد میکند که وقتی فنون مجرمانه آموخته شد، ارزشهای ( تعاریف) حمایت کننده آن رفتار ممکن است توسط «هر کسی» آموخته شود.
سازمانهای اجتماعی ترجیحی که فرد به آنها تعلق دارد، معاشرت هایی را فراهم میآورد که از آنها اشکال رفتاری متفاوتی چه سازگار با هنجارهای قانونی یا ناسازگار با آنها، آموخته میشود. بنابراین، اصطلاح معاشرت ترجیحی بدان معناست که افراد، همانند گروهها در معرض معاشرت های گوناگون با مردمی هستند که این مردم از نظر قایل شدن اهمیت برای رفتار احترام آمیز نسبت به قانون یا رفتار همیشه قانونمند با یکدیگر متفاوتند. افراد، نزدیک شدن به جرم یا دور شدن از آن را بر اساس استاداردهای فرهنگی معاشران خود بویژه آنانی که، اغلب اوقات و زمانهای طولانی را با آنها میگذرانند، انجام میدهند.
زمانی که تعاریفی خاص وجود دارد، چنینی به نظر می رسد که یک فرد، قابلیّت بیشتری برای دریافت تعاریف رفتاری مشابه دارد. این مساله بدان معناست که یک فرد با داشتن تعاریف فراوانی از جرم، در مقابل تعاریف جدید از جرم آزاد و باز می باشد .افزون آنکه فرد یاد شده نسبت به تعاریف ضد جرم دریافت کمتری (گیرندگی کمتری) خواهد داشت.در طی زمان هنگامی که افراد در درون گروههای مختلف همکنش قرار دارند، الگوهای تعاریف

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نظام ارزشی، ایالات متحده، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تکرار جرم، عدالت کیفری